www.lovelychat.ir

 www.lovelychat.ir



پنجشنبه 1391/07/06 |

وسواس یك ایده، فكر، تصور، احساس یا حركت مكرر یا مضر است كه با نوعى احساس اجبار و ناچارى ذهنى و علاقه به مقاومت در برابر آن همراه است. بیمار متوجه بیگانه بودن حادثه نسبت ‏به شخصیت‏ خود بوده از غیرعادى و نابهنجار بودن رفتار خود آگاه است. روان شناسان وسواس را نوعى بیمارى از سرى نِوروزهاى شدید مى ‏دانند كه تعادل روانى و رفتارى را از بیمار سلب می کند و او را در سازگارى با محیط دچار اشكال مى ‏سازد و این عدم تعادل و اختلال داراى صورتى آشكار است.

روانكاوان نیز وسواس را نوعى غریزه واخورده و ناخودآگاه معرفى مى ‏كنند و آن را حالتى مى ‏دانند كه در آن، فكر، میل، یا عقیده‏ اى خاص، كه اغلب وهم‏ آمیز و اشتباه است آدمى را در بند خود مى ‏گیرد، آنچنان كه اختیار و اراده را از او سلب می کند و بیمار را وامى ‏دارد كه حتى رفتارى را برخلاف میل و خواسته ‏اش انجام دهد و بیمار هرچند به بیهودگى كار یا افكار خود آگاه است اما نمى ‏تواند از قید آن رهایى یابد.


وسواس به صورت هاى مختلف بروز مى‏ كند و در بیمار مبتلاى به آن این موارد ملاحظه مى‏ شود:

اجتناب؛ تكرار و مداومت؛ تردید؛ شك در عبادت؛ ترس؛ دقت و نظم افراطى؛ اجبار و الزام؛ احساس بن بست؛ عناد و لجاجت.

وسواس همگام با بلوغ و در غلیان شهوت در افراد پایه گرفته و تدریجاً رشد مى‏كند. اگر در آن ایام شرایط براى درمان مساعد باشد بهبودهاى نسبى و دوره‏اى پدید مى‏آید وگرنه بیمارى سیر مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جایى كه خود بیمار به ستوه مى‏آید.

علائم دیگر: در مواردى وسواس به صورتِ خود را در معرض تماشا گذاردن، دله دزدى، آتش زدن جایى، درآوردن جامه خود، بیقرارى، بهانه‏ گیرى، بى‏ خوابى، بدخوابى، بى ‏اشتهایى،... متجلى مى‏ شود آنچنانكه به اطرافیان فرد این احساس دست مى ‏دهد كه نكند وی دیوانه شده باشد.

انواع وسواس: وسواس هایى كه تمام فكر و اندیشه افراد را تحت تأثیر قرار می دهد و احاطه ‏شان مى ‏كند معمولاً به صورت هاى زیر است:


وسواس فكرى:

این وسواس به صورت هاى مختلف خود را نشان مى‏ دهد كه برخى از نمونه‏ هاى آن به شرح زیر است:


اندیشه درباره بدن:

بدین گونه كه بخشى مهم از اشتغالات ذهنى و فكرى بیمار متوجه بدن اوست. او دائما به پزشك مراجعه مى ‏كند و در صدد به‏ دست آوردن دارویى جدید براى سلامت ‏بدن است.


رفتار حال یا گذشته:

مثلاً در این رابطه مى ‏اندیشد كه چرا در گذشته چنین و چنان كرده؟ آیا حق داشته است فلان كار را انجام دهد یا نه؟ و یا آیا امروز كه مرتكب فلان عمل مى ‏شود آیا درست مى ‏اندیشد یا نه؟ تصمیمات او رواست ‏یا ناروا؟

در رابطه با اعتقادات: گاهى فكر وسواسى زمینه را براى تضادها و مغایرت‏هاى اعتقادى فراهم مى‏ سازد. مسایلى در زمینه حیات و ممات، خیر و شر، وجود خدا و پذیرش یا طرد مذهب ذهن او را به خود مشغول مى ‏دارد.


اندیشه افراطى:

گاهى وسواس در مورد امرى به صورت افراط در قبول یا رد آن است ‏با این كه بیمار خلاف آن را در نظر دارد ولى به صورتى است كه گویى اندیشه مزاحمى بر او مسلط است كه او را ناگزیر به دفاع از یك اندیشه غلط مى ‏سازد، از آن دفاع و یا آن را طرد مى‏ كند بدون این كه آن مسئله كوچكترین ارتباطى با زندگى او داشته باشد؛ مثلاً در رابطه با دارویى عقیده‏اى افراطى پیدا مى‏ كند به گونه‏ اى كه طول عمر، بقاى زندگى و رشد خود را در گرو مصرف آن دارو مى‏داند، اگرچه در اثر مصرف به چنان نتیجه‏ اى دست نیابد.


2 - وسواس عملى:

وسواس عملى به شكل هاى گوناگون خود را بروز مى‏ دهد كه ما به نمونه‏ ها و مواردى از آن اشاره مى‏ كنیم :

شستشوى مكرر: مردم برحسب عادت تنها همین امر را وسواس مى‏ دانند و این بیمارى نزد زنان رایجتر است.


رفتار منحرفانه:

جلوه آن در مواردى به صورت دزدى است و این امر حتى در افرادى دیده مى‏ شود كه هیچ‏ گونه نیاز مادى ندارند.


دقت وسواسى:

نمونه‏ اش را در منظم كردن دگمه لباس و... مى‏ بینیم و وضعیت فرد به گونه ‏اى است كه گویى از این امر احساس آرامش مى‏ كند.


شمردن:

شمردن و شمارش‏ها در مواردى مى‏ تواند از همین قبیل به حساب آید مثل شمردن نرده‏ها با اصرار بر این كه اشتباهى در این امر صورت نگیرد.


راه رفتن:

گاهى وسواس‏ها به صورت راه رفتن اجبارى است. شخص از این سو به آن سو راه مى ‏رود و اصرار دارد كه تعداد قدم ها معین و طبق ضابطه باشد. مثلاً فاصله بین دو نقطه از ده قدم تجاوز نكند و هم از آن كمتر نباشد.

3- وسواس ترس:

صورت هاى ترس وسواسى عبارت است از: ترس از آلودگى - ترس از مرگ - ترس از دفع - ترس از محیط محدود - ترس از امرى خلاف اخلاق - ترس از تحقق آرزو.


4- وسواس الزام:

در این نوع وسواس، فرد نمى ‏تواند خود را از انجام عمل و یا فكرى بیرون آورد و در صورت رهایى از آن فكر و خوددارى از آن عمل، موجبات تنش در او پدید خواهد آمد.


وسواس در چه كسانی بروز می كند؟


الف) در رابطه با سن

تجارب حیات عادى افراد نشان مى‏دهد كه وسواس همگام با بلوغ و در غلیان شهوت در افراد پایه گرفته و تدریجاً رشد مى‏كند. اگر در آن ایام شرایط براى درمان مساعد باشد بهبودهاى نسبى و دوره‏اى پدید مى‏آید وگرنه بیمارى سیر مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جایى كه خود بیمار به ستوه مى‏آید.


ب) در رابطه باهوش:

بررسی هاى علمى نشان داده‏اند كه وضع هوشى افراد وسواسی در سطحى متوسط و حتى بالاتر از حد متوسط است. وسواسى‏هایى كه داراى هوش اندك و یا با درجه ضعیف باشند بسیار كم هستند؛ بر این اساس رفتار آنها نباید حمل بر كم ‏هوشى شان شود.


ج) در رابطه با اعتقاد:


د) در رابطه با شخصیت و محیط:

تجارب نشان داده‏اند آنهایى كه در زندگى شخصى حساس‏ترند امكان ابتلایشان به بیمارى وسواس بیشتر است و غلبه وسواس بر آنها زیادتر است. در بین فرزندانى كه والدینشان معمولاً محكومشان مى ‏كنند این بیمارى بیشتر دیده مى ‏شود.

گاهى وسواس فردى بزرگسال نشأت گرفته از منع‏هاى شدید دوران كودكى و حتى نوجوانى و جوانى است. مته بر خشخاش گذاردن والدین و مربیان، ایرادگیری هاى بسیار، توقعات فوق العاده از زیر دستان، اگر چه ممكن است كار را برطبق مذاق خواستاران پدید آورد، معلوم نیست عاقبت ‏خوش و میمونى داشته باشد.

پاره‏اى از تحقیقات نشان داده‏اند كه شخصیت والدین و حتى صفات ژنتیكى، روابط همگن خویى و محیطى در این امور مؤثرند؛ به همین نظر وسواس در بین دوقلوهاى یكسان بیشتر دیده مى‏ شود تا در دیگران، اگرچه ریشه ‏هاى اساسى و كلى این امر كاملاً مشهود نیست.

مسئله شخصیت را اگر با دامنه ‏اى وسیعتر مورد توجه قرار دهیم خواهیم دید كه این امر حتى در برگیرنده افراد و اشخاص از نظر جوامع هم خواهد بود. وسواس برخلاف بیمارى هیسترى است (كه اغلب در جوامع عقب نگهداشته شده دیده مى‏شود)، و در جوامع به ظاهر متمدن و پیشرفته و حتى در بین افراد هوشمند هم به میزانى قابل توجه دیده مى‏شود.


ریشه‏هاى خانوادگى وسواس

در مورد ریشه و سبب این بیمارى مطالب بسیارى ذكر شده كه اهم آنها عبارت اند از وراثت، شخصیت زیر ساز یا الحاقى، وضع هوشى، عوامل اجتماعى، عوامل خانوادگى، عوامل اتفاقى، رقابت‏ها، منع‏ها و... كه در اینجا به مواردى از آن اشاره مى‏ كنیم.


الف) وراثت:

تحقیقات برخى از صاحبنظران نشان داده است كه حدود چهل درصد وسواسی ها، این بیمارى را از والدین خود به ارث برده‏اند، اگرچه گروهى دیگر از محققان جنبه ارثى بودن آن را محتمل دانسته و قایل شده‏اند، انتقال زمینه‏هاى عصبى مى ‏تواند ریشه و عاملى در این راه باشد.


ب) تربیت :

در این مورد مباحثى قابل ذكرند كه اهم آنها عبارت اند از:

1- دوران كودكى:اعتقاد گروهى از محققان این است كه پنجاه درصد وسواس‏هاى افراد در سنین جوانى و پس از آن از دوران كودكى پایه ‏گذارى شده و تاریخچه زندگى آنها حاكى از دوران كودكى ویژه‏اى است كه در آن كشمكش‏ها و مقاومت‏ها و سرسختى‏هاى فوق العاده وجود داشته و كودك در برابر خواسته ‏هاى بزرگتران تاب مقاومت نداشته است.

2- شیوه تربیت:در پیدایش و گسترش وسواس، براى شیوه تربیت والدین نقش فوق العاده‏اى را باید قایل شد. بررسی ها نشان مى ‏دهد مادران حساس و كمال جو به صورتى ناخودآگاه زمینه را براى وسواسى شدن فرزندان فراهم مى‏ كنند و مخصوصاً والدینى كه رفتار طفل را براساس ضابطه خود به صورت دقیق مى‏ خواهند و انعطاف پذیرى كمترى دارند در این زمینه مقصرند. تربیت‏ خشك و مقرراتى در پیدایش و گسترش این بیمارى زیاد مؤثر است. نحوه از شیر گرفتن كودك به صورت ناگهانى، گسترش آموزش مربوط به نظافت و طهارت و كنترل كودك در رفتار مربوط به نظم و تربیت و دقت او هم در این امر مؤثر است.

3- تحقیر كودك:عده‏اى از بیماران وسواسى كسانى هستند كه دائما این عبارت به گوششان خورده است كه: آدم بى عرضه‏اى هستى، لیاقت ندارى، در خور آدم نیستى، به درد زندگى نمى‏ خورى... و از بابت عدم لیاقت‏ خود توسط والدین، مربیان، خواهران، و برادران ارشد سركوفت ‏شنیده و تنبیه شده‏اند. این گونه برخوردها بعداً زمینه را براى ناراحتى عصبى و یا وسواس آنها فراهم كرده است.

4- ناامنى‏ها: پاره‏اى از تحقیقات نشان داده‏اند برخى از آنها كه دوران حیات كودكى آشفته‏اى داشته و با ترس و ناامنى همساز بوده‏اند بعدها به چنین بیمارى دچار شده‏اند. آنها در مرحله كودكى وحشت از آن داشته‏ اند كه نكند كار و رفتارشان مورد تأیید والدین و مربیان قرار نگیرد. اینان در دوران كودكى براى راضى كردن مربیان خود مى‏ كوشیدند و سعى داشته‏اند كه دقتى افراطى درباره كارهاى خود روا دارند و در همه مسائل، با باریك ‏بینى و موشكافى وارد شوند.

5- منع‏ها: گاهى وسواس فردى بزرگسال نشأت گرفته از منع‏هاى شدید دوران كودكى و حتى نوجوانى و جوانى است. مته بر خشخاش گذاردن والدین و مربیان، ایرادگیری هاى بسیار، توقعات فوق العاده از زیر دستان، اگر چه ممكن است كار را برطبق مذاق خواستاران پدید آورد، معلوم نیست عاقبت ‏خوش و میمونى داشته باشد.

6- خانواده افراد وسواسى: بررسی ها نشان داده‏اند:

- اغلب وسواسى‏ ها والدین لجوج داشته‏ اند كه در وظیفه خواهى از فرزندان، سماجت ‏بسیار نشان مى ‏داده‏اند.

- ایرادگیر و عیب جو بوده‏اند؛ اگر مختصر لغزشى از فرزندان خود مى ‏دیدند، آن را به رخ فرزندان مى‏ كشیدند.

- خسیس و ممسك بوده‏اند به طورى كه كودك براى دستیابى به هدفى ناگزیر به اصرار بوده است و بالاخره افرادى كم گذشت، طعنه زن، و ملامتگر بوده‏اند و كودك سعى مى ‏كرده خود را در حضور آنها دائماً جمع و جور كند تا سرزنش نشود.


درمان :

براى درمان مى ‏توان از راه و رسم ‏ها و وسایل و ابزارى استفاده كرد كه یكى از آنها تغییر محیطى است كه بیمار در آن زندگى مى‏كند.

1- تغییر آب و هوا: دور ساختن بیمار از محیط خانواده، و اقامت او در یك آسایشگاه و واداشتن او به زندگى در یك منطقه خوش آب و هوا براى تخفیف اضطراب و درمان بیمار اثرى آرامش بخش دارد و این امرى است كه اولیاى بیمار مى ‏توانند به آن اقدام كنند.

2- تغییر شرایط زندگى:از شیوه‏هاى درمان این است كه زندگى بیمار را به محیطى دیگر بكشانیم و وضع او را تغییر دهیم. او را باید به محیطى كشاند كه در آن مسئله حیات سالم و دور از اغتشاش و اضطراب مطرح باشد و بناى اصلى شخصیت او از دستبردها دور و در امان باشد. بررسی هاى تجربى نشان مى ‏دهند كه در مواردى با تغییر شرایط زندگى و حتى تغییر خانه و محل كار و زندگى، بهبود كامل حاصل مى‏شود.

3- ایجاد اشتغال و سرگرمى: تطهیرهاى مكرر و دوباره‏كارى‏ها بدان خاطر است كه بیمار وقت و فرصت كافى براى انجام آن در خود احساس مى‏ كند و وقت و زمانى فراخ در اختیار دارد. بدین سبب ضرورى است در حدود امكان سرگرمى او زیادتر گردد تا وقت اضافى نداشته باشد. اشتغالات یكى پس از دیگرى او را وادار خواهد كرد كه نسبت‏به برخى از امور بى‏اعتماد گردد، از جمله وسواس.

4- زندگى در جمع:فرد وسواسى را باید از گوشه ‏گیرى و تنهایى بیرون كشید. زندگى در میان جمع خود مى‏تواند عاملى و سببى براى رفع این حالت‏ باشد. ترتیب دادن مسافرت هاى دسته جمعى كه در آن همه افراد ناگزیر شوند شیوه واحدى را در زندگى پذیرا شوند، در تخفیف و حتى درمان این بیمارى مخصوصاً در افرا كمرو مؤثر است.

5- شیوه‏هاى اخلاقى: رودربایستى‏ها و ملاحظات فیمابین كه هر انسانى به نحوى با آن مواجه است تا حدود زیادى سبب تخفیف این بیمارى مى‏ شود. طرح سؤالات انتقادى توأم با لطف و شیرینى، به ویژه از سوى كسانى كه محبوب و مورد علاقه بیمارند در امر سازندگى بیمار بسیار مؤثر است و مى‏ تواند موجب پیدایش تخفیف هایى در این رابطه شوند و البته باید سعى بر این باشد كه «انتقاد» به «ملامت» منجر نشود و روح بیمار را نیازارد. احیاى غرور بیمار در مواردى بسیار سبب درمان و نجات او از عوامل آزار دهنده و خفت و خوارى ناشى از پذیرش رفتارهاى ناموزون وسواسى است و به بیمار قدرت مى ‏دهد. باید گاهى غرور فرد را با انتقادى ملایم زیر سؤال برد و با كنایه به او تفهیم كرد كه عُرضه اداره و نجات خویش را ندارد تا او بر سر غرور آید و خود را بسازد. باید به او القا كرد كه مى ‏تواند خود را از این وضع نجات دهد. همچنین باید به بیمار اجازه داد كه درباره افكار خود اگر چه بى معنى است صحبت كند و از انتقاد ناراحت نباشد.

6- تنگ كردن وقت: بیش از این هم گفته ‏ایم كه گاهى تن دادن به تردیدها ناشى از این است كه بیمار خود را در فراخى وقت و فرصت‏ ببیند و براى درمان ضرورى است كه در مواردى وقت را بر فرد وسواسى تنگ كنند. در چنین مواردى لازم است ‏با استفاده از فنون و شیوه‏هایى او را به كارى مشغول دارید و به امر و وظیفه‏ اى وادار نمایید تا حدى كه وقتش تنگ گردد و ناگزیر شود با سر هم كردن عمل و وظیفه كار و برنامه خود را اگرچه نادرست است‏ سریعاً انجام دهد. تكرار و مداومت در چنین برنامه‏ اى در مواردى مى‏تواند به صورت جدى در درمان مؤثر باشد.

7- زیر پا گذاردن موضوع وسواس: در مواردى براى درمان بیمار چاره‏اى نداریم جز این كه به او القا كنیم به قول معروف به سیم آخر بزند، حتى با پیراهنى كه او آن را نجس مى‏ داند و یا با دست و بدنى كه او تطهیر نكرده مى‏ شمارد و به نماز بایستد و وظیفه‏ اش را انجام دهد. به عبارت دیگر بیمار را واداریم تا همان كارى را كه از آن مى‏ ترسد انجام دهد. تنها در چنین صورتی است كه در مى ‏یابد هیچ واقعه ‏اى اتفاق نمى‏ افتد.


شیوه‏هاى اصولى در درمان وسواس:

الف) روان پزشكى: اگر رفتار و یا عمل وسواسى شدید شود نیاز به متخصص روانى و درمانگرى است كه در این زمینه اقدام كند. كسى كه تعلیمات تخصصى و تحصیلى ‏اش در روان پزشكى او به او اجازه مى‏ دهد كه براى شناخت ریشه بیمارى و درمان بیمار اقدام نماید. علاوه بر اینكه در زمینه ریشه‏یابى‏ها كار و تلاش كرده و دائما در رابطه با خود هم اقداماتى بعمل آورده و لااقل حدود 300-200 ساعتى هم در رابطه با شناخت‏ خویش گام برداشته است. اینان اجازه دارند كه در موارد لازم نسخه بنویسند و یا داروهایى تجویز كنند و یا شیوه‏هاى دیگرى را که براى درمان لازم مى ‏بینند به كار گیرند.

گاهى لازم است كه بیماران را در مؤسسات روان ‏پزشكى یا در بیمارستان‏ها به طرق روانكاوى و روان‏درمانى درمان نمایند و در موارد ضرور باید آنها را بسترى نمود. درمان بیمارى براى برخى از افراد بسیار ساده و آسان و براى برخى دیگر بسیار سخت است؛ به ویژه كه شرایط اقتصادى و اجتماعى بیمار هم در این امر مؤثر است.

ب) روان درمانى: این هم نوعى درمان است كه توسط روانكاو یا روان شناس صورت مى‏ گیرد و آن یك همكارى آزاد بین بیمار و درمان كننده مبتنى بر اعمال متقابل است كه براساس روابطى نسبتاً طولانى و طبق هدف و برنامه ریزى مشخصى به پیش مى‏ رود. درمان اختلال به‏ صورت مكالمه و صحبت و یا هر شیوه مفیدى كه قادر به اصلاح زندگى روانى فرد باشد انجام مى ‏گیرد. در این درمان گاهى هم ممكن است از دارو استفاده شود. البته اصل بر این است كه براساس شیوه مصاحبه و گفتگو زمینه براى یك تحول درونى فراهم شود.

اصولى در روان درمانى: در روان درمانى افراد، همواره سه اصل مورد نظر است و مادام كه به این جنبه‏ها توجه نشود امكان اصلاح و درمان نخواهد بود:

الف - اصلاح محیط: و غرض محیط زندگى بیمار، توجه به امنیت آن، بررسى اصول حاكم بر جنبه ‏هاى محبتى و انضباطى، نوع روابط و معاشرت ها، فعالیت هاى تفریحى، گردش ها، تلاش هاى جمعى، مشاركت ها در امور،... است.

ب - ارتباط خوب و مناسب:در روان درمانى آنچه مهم است، داشتن و یا ایجاد روابط خوب و مناسب همدردى و همراهى، كمك كردن، دادن اعتبار و رعایت احترام، وانمود كردن حق به جانبى براى بیمار، تقویت قدرت استدلال، بیان خوب، خوددارى از سرزنش و... است.

ج - روانكاوى و روان درمانى: كه در آن تلاشى براى ریشه ‏یابى، ایجاد زمینه براى دفاع خود بیمار از وضع و حالات خود، گشودن عقده‏ها، توجه دادن بیمار به ریشه و منشاء اختلال خود، القائات لازم و... است.

دکتر علی زاده

تهیه و تنظیم: زهره پری نوش



سه شنبه 1391/07/11 |

خط لب

اگر خط لبتان تيره است، ميتوانيد با کرم پودر يا رژ لب تيرگي آن را کاهش دهيد.
براي خوش فرم کردن لبها قبل و بعد از زدن رژ خط لب بزنيد.
هميشه قبل از استفاده از خط لب نوک مدادتان را تيز کنيد و سپس با نوک انگشت آرام روي آن بزنيد تا نرم و گرم شود.
هرگز از رژ و خط لب با رنگهاي متضاد استفاده نکنيد.
هنگام زدن رژ، ابتدا لبانتان را با خط لب رنگ کنيد و به اين ترتيب لايه دوم رژي که ميزنيد دوام بيشتري خواهد داشت.

 

 

برجسته جلوه دادن لبان نازک

لبان زيبا

برجسته جلوه دادن لبان نازک يکي از راحتترين مشکلات آرايشي است. آرايش درست ميتواند معجزه کند.
ابتدا، از مرطوب کننده کرم لب و يا LS20 محصولات Kayla براي مرطوب کردن لبانتان استفاده کنيد.و چند لظه فرصت بدهيد تا جذب شود.
سپس، رنگ رژ مورد نظرتان را انتخاب کنيدو به لبانتان بزنيد.(توجه داشته باشيد که رنگهاي مات و بسيار تيره لبهاي نازک را نازکتر نشان ميدهند)
حال، مداد لب متناسب با رنگ انتخابيتان را برداشته و روي خارج خط لبتان بزنيد (نه بيرون لب) . با کمک انگشت يا يک گوش پاک کن، اين خط را نرم کنيد.
بالاخره، کمي برق لب وسط لب پايينتان بزنيد و با ماليدن لبهايتان به يکديگر آن را پخش کنيد. اين کار باعث برجسته تر شدن لبانتان ميشود. البته استفاده از برق لبهاي رنگ دار به اين برجستگي مي افزايد.

 

 

انتخاب رنگ لب

لبان شما قسمتي از صورتتان است که ميتوانيد با رنگ آن بازي کنيد.بهترين راه پيدا کردن رنگ مناسب زدن آن رنگ رژ است ولي راهنماي زيادي براي اين انتخاب رنگ وجود ندارد.
اگر رنگ پوستتان تيره است، بيشترين حق انتخاب را داريد.رنگ گوجه اي، شکلاتي ها، قرمزها، رنگهاي روشن و نارنجي ها براي شما مناسب هستند.
اگر رنگ پوستتان متوسط است و ته زمينه طلايي دارد، تمام طيف هاي قرمز به شما تعلق دارند، بنفش با ته زمينه قهوه اي، صورتي يا قهوه اي با ته زمينه قرمز.
اگر پوست روشن داريد، ميتوانيد از رنگهاي روشن مانند بژ، صدفي و صورتي استفاده کنيد

 

 

رنگ رژ لب مناسب با رنگ موی شما

در مورد رژ لب، خانم هايي که پوست روشن دارند، رژ لب تيره را براي آرايش خود کمي زياد ميدانند و رنگهاي شفاف و روشن را ترجيح ميدهند و خانمهايي که پوست تيره دارند آسانتر طرف رنگهاي شاد و تند ميروند. البته با توجه به مد، فصل و رنگ لباس، اگر لازم باشد ميتوانيم رنگ دلخواه را با ترکيب چند رنگ به دست بياوريم. خانمهايي که موهاي بلوند، سفيد و خاکستري دارند ميتوانند از رژ لبهاي صورتي روشن، قرمز روشن و نارنجي کم رنگ استفاده کنند. براي موهاي قرمز، رژ لب هلويي، صورتي، قرمز روشن و شفاف توصيه ميشود. خانمهايي که موهاي مسي و شرابي دارندميتوانند رنگهاي فوق را به صورت تيره تر استفاده کنند. براي موهاي قهوه اي روشن و متوسط رژ لب صورتي، قرمز مرجاني، قرمز شرابي، قهوه اي روشن و رنگهاي در اين رديف و براي موهاي قهوه اي تيره و مشکي، رنگهاي فوق در طيفهاي تيره تر مناسب هستندرنگ رژلب مناسب با رنگ موی شما

 

 

هماهنگ کردن اندازه لب و یا فرم دادن

 – هنگامي که لب پايين نازک است، خط لب را پايينتر از خط معمولي لب ميکشيم و آن را با رژ لب پر ميکنيم. همچنين کمي وازلين يا برق لب به وسط لب پايين بمليد تا آن را برجسته تر جلوه دهد.
2 – وقتي لب بالا نازک است، خط لب بالا را بالاتر از خط معمولي لب ميکشيم تا پهتر جلوه کند و با لب پايين تناسب داشته باشد.
3 – هنگامي که لبهاي پايين و بالا نازک هستند، اندازه لبها را در بالا و پايين با مداد لب زياد ميکنيم و داخل خط را با رژ لب پر ميکنيم که لبها پرتر به نظر آيند.
4 – براي لبهاي پر و بزرگ نبايد رژ لب خيلي روشن و جلب نظر کننده استفاده کرد. رژ لب مات براي اين لبها بهتر از رژ لب براق است.
5 – دهان و لبهاي کوچک را ميتوان با کشيدن خطوط در اطراف دهان بزرگتر نشان داد.
6 – در فرم دهاني که گوشه هاي افتاده دارد ميتوان خط لب را رو به بالا کشيد و فرم دهان را اصلاح کرد.
7 – لبهاي نامساوي را نيز ميتوان با کشيدن خطوط در جاهاي لازم يکنواخت نمود.
براي جلوگيري از ماليده شدن رژ لب بر روي دندانها ميتوان از روش زير استفاده کرد:
انگشت اشاره خود را در دهانتان قرار دهيد و لبهايتان را ببنديد. سپس انگشت خود را بيرون بکشيد. به اين ترتيب رنگ اضافه رژ لب از داخل لبهايتان پاک شده و از ماليده شدن آن به دندانهايتان جلوگيري ميکند.

 

 

۷ روش چگونگی فرم دادن به لبها

هماهنگ کردن اندازه لب و یا فرم دادن به آنها به وسیله آرایش

1 – هنگامي که لب پايين نازک است، خط لب را پايينتر از خط معمولي لب ميکشيم و آن را با رژ لب پر ميکنيم. همچنين کمي

وازلين يا برق لب به وسط لب پايين بمليد تا آن را برجسته تر جلوه دهد.

2 – وقتي لب بالا نازک است، خط لب بالا را بالاتر از خط معمولي لب ميکشيم تا پهتر جلوه کند و با لب پايين تناسب داشته باشد.

3 – هنگامي که لبهاي پايين و بالا نازک هستند، اندازه لبها را در بالا و پايين با مداد لب زياد ميکنيم و داخل خط را با رژ لب پر

ميکنيم که لبها پرتر به نظر آيند.

4 – براي لبهاي پر و بزرگ نبايد رژ لب خيلي روشن و جلب نظر کننده استفاده کرد. رژ لب مات براي اين لبها بهتر از رژ لب براق

است.

5 – دهان و لبهاي کوچک را ميتوان با کشيدن خطوط در اطراف دهان بزرگتر نشان داد.

6 – در فرم دهاني که گوشه هاي افتاده دارد ميتوان خط لب را رو به بالا کشيد و فرم دهان را اصلاح کرد.

7 – لبهاي نامساوي را نيز ميتوان با کشيدن خطوط در جاهاي لازم يکنواخت نمود.

براي جلوگيري از ماليده شدن رژ لب بر روي دندانها ميتوان از روش زير استفاده کرد:

انگشت اشاره خود را در دهانتان قرار دهيد و لبهايتان را ببنديد. سپس انگشت خود را بيرون بکشيد. به اين ترتيب رنگ اضافه رژ

لب از داخل لبهايتان پاک شده و از ماليده شدن آن به دندانهايتان جلوگيري ميکند.

 

 

لبها خشکی و ترک خوردگی آنها

يكي از مشكلات آزاردهنده لب‌ها، خشكي و ترك خوردگي آنهاست. زيرا لب‌ها فاقد غدد چربي بوده و به خشكي محيط خارج بسيار حساس هستند و به آساني ترك مي‌خورند. لب‌هاي ترك خورده علل متعددي دارد و مي‌تواند در هر فصلي اتفاق بيفتد..

هواي زمستاني خشك يا گرماي خورشيد در تابستان مي‌تواند به همان اندازه خشكي در خانه در ايجاد اين مشكل مشاركت كند. كساني كه غالبا لب‌هايشان را ليس مي‌زنند ممكن است متوجه شوند كه هر چه بيشتر ليس مي‌زنند، لب‌هايشان خشك‌تر مي‌شود.

براي اينكه لب‌هايتان را مرطوب نگه‌داريد بايد از محصولات با پايه وازلين يا موم زنبور عسل يا پماد ساده وازلين استفاده كنيد. از محصولات خوش طعم اجتناب كنيد زيرا موجب مي‌شوند شما دائما در تلاش‌ براي ليسيدن لب‌هايتان باشيد.

پيشنهاد مي‌شود كه از يك پماد ساده استفاده كنيد چون پمادهاي دارويي معمولا داراي مفتول هستند كه پتانسيل ايجاد خشكي را دارند.

برخلاف تصور مردم، پماد لب اعتيادآور نيست. پس از مدتي مصرف پماد، فرد متوجه مي‌شود كه احساس لطافت ناشي از آن را دوست دارد و تمايل پيدا مي‌كند كه با به كارگيري مجدد آن، اين احساس را تداوم ببخشد. اين امر ذاتا نه اعتياد محسوب مي‌شود و نه اينكه استفاده از مقدار زياد آن چيز مضري است

رعايت نكات زير مي تواند به جلوگيري از ايجاد لبهاي ترك خورده كمك كند

1) رطوبت محيط را افزايش دهيد. هواي خانه‌تان را به وسيله يك بخور مرطوب نگه داريد (كه مي‌توانيد از هر داروخانه‌اي خريداري كنيد.) اطمينان حاصل كنيد كه بخور، تميز است. آن را از دسترس اطفال دور نگه داريد.

2) ليس نزنيد. خشك و مرطوب كردني كه به وسيله ليس زدن اتفاق مي‌افتد به سرعت موجب ترك خوردن لب‌ها مي‌شود. به جاي ليس زدن، از يك پماد لب استفاده كنيد.

3) صورت‌تان را بپوشانيد، در زمستان، به خصوص در روزهايي كه باد زياد مي‌وزد، اطمينان حاصل كنيد كه يك شال يا كلاه يا يك ماسك، لب‌هاي شما را پوشانده است.

4) از پماد لب‌هاي داراي ضدآفتاب استفاده كنيد، چون خورشيد مي‌تواند سبب ايجاد ترك در لب‌هاي شما شود يا اينكه آن را بدتر كند. پس از محصولي كه حاوي فاكتور ضدآفتاب يا SPF 15 يا بالاتر است، استفاده كنيد.

 

 

آرایش لبها به حالت لبخند

آرايش لبها ميتواند به جذابيت و زيبايي صورت اضافه و يا آن را کم نمايد. نزدن رژ لب بهتر از زدن آن به طور نامرتب يا با رنگهاي نامناسب است. با رژ لب ميتوان فرم لبها را زيباتر و اصلاح نمود و با ساير اعضاي صورت متناسب ساخت. قبل از زدن رژ لب بايد لبها کاملا تمير باشند. فونديشن يا پورد معمولا روي لبها هم زده ميشود. يادآوري ميشود که رژ لب نبايد از لبي به لب ديگر زده شود. بايد کاملا اختصاصي باشد و در صورت استفاده دو نفر يا بيشتر ميتوانيد براي پاک کردن آن از گوش پاک کن استفاده کنيد. براي انتخاب رنگ رژ لب ميتوان آن را کنار لب قرار داد و هماهنگي رنگ را با صورت پيدا نمود.
براي زدن رژ لب، لبها را در آرامش کامل به حالت کشيده و جدا از هم (به حالت لبخند) نگه ميداريم.
با استفاده از مداد مخصوص خط لب، اول لب بالا را ميکشيم که از گوشه لب شروع و به طرف وسط ادامه مي يابد سپس لب پايين را ميکشيم. رنگ مداد لب را کمي تيره تر از رنگ خود رژ انتخاب کنيد.
بعد از تعيين رنگ مناسب، رژ لب را ابتدا به لب بالا و سپس به لب پايين ميزنيم. توجه داشته ياشيد که با آرايش ترميمي درست ميتوان فرم لبها را به صورت دلخواه نشان داد.

 

 

آرایش لبها و گونه ها

آرايش گونه‌ها
اگر مي‌خواهيد گونه‌هاي شما شبيه <خط عابر پياده> به نظر نرسد، بهتر است <رژگونه> را به صورت افقي در امتداد گونه نماليد. براي ماليدن رژگونه ابتدا لبخند بزنيد و بعد بر روي برجستگي‌هاي <سيب مانند> گونه‌ها، رژگونه را بر اين ترتيب بماليد: ابتدا برس رژگونه را به‌طور مايل به سمت خط رويش موهاي سر ببريد ودوباره برس را روي برجستگي‌ گونه‌ها پايين بياوريد تا هم اضافات رنگ از گونه جدا شود و هم رنگ اندكي پخش شود.‌
آرايش لب‌ها
براي آرايش لب‌ها، از رژ لبي استفاده كنيد كه خيلي پررنگ نباشد، و رنگ متوسط داشته باشد. خط لب را بعد از استفاده رژ لب، بكشيد. دقت كنيد كه خط لب خيلي پررنگ‌تر از رنگ رژلب نباشد. خط لب خيلي غليظ نه تنها <از مد ا فتاده> بلكه اصلاً هم زيبا نيست. براي اينكه رنگ خط لب شما زيبا و طبيعي باشد، از رنگي استفاده كنيد كه همرنگ و يا نهايتاً يك درجه تيره‌تر از رنگ رژلب شما باشد. در ضمن خط لب را دقيقاً روي خط طبيعي لب خود (خطي كه سطح صورت را از لب جدا مي‌كند) بكشيد و اگر لب‌هاي شما كوچك هستند از نقاشي كردن لب خودداري كنيد. بهترين روش براي درشت‌تر كردن لب‌ها كوچك، استفاده از رژلب‌هايي با رنگ متوسط ( نه كم‌رنگ و نه پررنگ) و نيز استفاده از برق لب است. ‌
بهتر است بعد از كشيدن خط لب، با يك قلموي نازك، اندكي رنگ خط‌لب و رژ لب را با هم مخلوط كنيد تا هم، رنگ به صورت يكنواخت بر روي لب‌هاي شما پخش شود و هر رنگ رژ و خط لبتان با يكديگر چندان مغايرت نداشته باشند.‌
آرايش اجزاي صورت، در اينجا به پايان مي‌رسد اما ممكن است پوست برخي افراد داراي لك‌هايي باشد كه احتياج به محو كردن داشته باشد. در صورت وجود لك و يا حلقه سياه دور چشم، اين مرحله را بعد از استفاده كرم پودر بر روي پوست صورت انجام دهيد.
در بازار محوكننده‌هايي وجود دارند كه براي محو كردن حلقه‌تيره زير چشم استفاده مي‌شوند. اين كرم‌ها بهتر است يكي‌-‌دو درجه روشن‌تر از رنگ پوست شما باشد. اين محصولا‌ت بيشتر براي كم‌رنگ كردن لكه‌هايي استفاده شود كه بيشتر جلب توجه مي‌كنند، اما راه بهتر براي محو كردن لكه‌هاي پوست، استفاده از همان كرم پودر رنگ پوست است. كرم پودر بايد به‌صورت غليظ‌تر استفاده شود تا در نهايت لكه‌ها نيز به رنگ طبيعي پوست در آيند. در ضمن بهتر است همواره از محوكننده و كرم پودر با <نشان (مارك) يكسان> استفاده كنيد چون در اين‌صورت امكان هماهنگ كردن آنها با يكديگر بسيار آسان‌تر خواهيد بود. بعد از پوشاندن لك‌ها توسط كرم‌پودر، سعي كنيد با ضربات آهسته انگشت خود بر روي پوست، تمام قسمت‌هاي پوست صورت را هم سطح كنيد تا برجستگي بر روي پوست شما نمايان نباشد. آرايش شما تمام شد، خسته نباشيد!

 

 

خطا در آرایش لب

بعضي از خانم‌ها دوست دارند براي آرايش لب‌ها از رژ لب‌هاي بسيار كم‌رنگ استفاده كنند تا لب‌هايشان طبيعي، براق، برجسته و زيبا به نظر برسد، اما اشتباه اينجاست كه رژ لب بيش از حد كم‌رنگ، باعث مي‌شود چهره شما خسته و بي‌حال شود. براي اينكه به لب‌هايتان حالتي زيبا بدهيد توصيه مي‌كنيم از رژ لب‌ همرنگ يا يك درجه تيره‌تر از رنگ‌ طبيعي لب‌هايتان استفاده كنيد. سعي كنيد براق‌ترين رژ لب‌ را انتخاب كنيد چون نور را بيشتر منعكس و لب‌هاي شما را برجسته‌تر نشان مي‌دهد.
در آرايش لب‌ها مشكل ديگري كه وجود دارد اين است كه امكان دارد رژ لبتان كج و معوج شود و خلاصه آرايش لبتان خوب از آب در نيايد. براي جلوگيري از اين مشكلات بهتر است ابتدا خط لبتان را بكشيد و سپس داخل اين محدوده را با رژ لب‌، پر كنيد. (درست مثل وقتي كه در دوران بچگي نقاشي‌هايتان را رنگ مي‌كرديد)! به اين ترتيب رژ لب دقيقا در راستاي لب‌هاي شما كشيده مي‌شود. در ضمن خط لب شما هم بايد همرنگ يا نهايتا يك درجه تيره‌ از رژ لبتان باشد



یکشنبه 1391/07/09 |
 درآغوش گرفتن: تقریبا" همه خانمها دوست دارند که بعد از سکس، توسط مرد درآغوش گرفته و نوازش شوند. در آغوش گرفتن و حلقه کردن دستها بدور زن و نوازش او احساس بسیار خوبی به زن میبخشد. حتی اگر بسیار خسته شده اید و دیگر انرژی برای ادامه دادن ندارید، دستهایتان را بدور او حلقه کرده چند کلمه محبت آمیز به او بگویید و بعد بخوابید!
. صحبت کردن: هر چند اکثر مردها بدنبال سکس خسته شده و یارای انجام هیچکاری را ندارند ولی گروهی از زنها دوست دارند که بعد از سکس کمی صحبت کنند. در این مواقع فقط باید گوش خود را به او بسپارید! اگر خوش شانس باشید او به شرح آنچه گذشت و احساسش از سکس با شما می پردازد. اما مواظب باشید که در بین صحبتهای او صدای خوروپف شما بلند نشود!3. گاهی ممکن است زن همچنان برای انجام یک عمل جنسی دیگر برای بار دوم اشتیاق داشته باشد. در این حالت اگر شما هم آمادگی دارید
بهتر است او کمی با آلت شما بازی کند تا برای سکس دوم تحریک شوید. اما اگر به دلیل سن بالا یا هر علت دیگری قادر به ادامه نیستید، برای او توضیح دهید که شما اکنون توانایی انجام سکس مجدد را ندارید و برای اینکه بتوانید اینکار را بخوبی انجام دهید باید
کمی استراحت کنید تا دوباره سرحال شوید. همه مردها بعد از ارگاسم دوست دارند کمی بخوابند، این امر کاملا" طبیعی است؛ ولی به شریک جنسیتان هم توجه داشته باشید و اجازه دهید او در کنار شما باشد، تا این تصور پیش نیاید که شما فقط به فکر خودتان
هستید.

 بوسیدن قبل، حین و بعد از ارتباط جنسی رو هم از خاطر نبرید





یکشنبه 1391/07/09 |

امیرالمومنین علی(ع) فرمودند : اگر عمر سبقت نمى‏جست و ازدواج موقت را تحریم نمى نمود، احدى زنا نمى‏کرد مگر افرادى که سرشتشان منحرف است.

حدیث فوق چه مفهومی دارد؟ مگر ازدواج موقت با زنا تفاوتی هم می کند؟ بعضی بر این عقیده اند که ازدواج موقت با زنا تفاوتی ندارد و تنها یک کلاه شرعی برای پوشاندن زشتی زنا می باشد، حال آنکه کلاه شرعی به ایجاد انحرافی در دین می گویند که علمای منافق و بدعت گذار آن را مطرح می نمایند اما ازدواج موقت را یک عالم دینی مطرح نکرده است بلکه ازدواج موقت جزئی از دین است ، در قرآن به آن پرداخته شده ، پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) از مولا علی(ع) تا مهدی منتظر(عج) به آن به عنوان یک سنت نبوی شدیدا توصیه نموده اند.

فرض را بر این می گیریم که ازدواج موقت دقیقا با زنا برابر است اگر اینچنین باشد پس زنا کردن هم از دیدگاه اسلام حلال است، یعنی خدا زنا را حلال می داند اگر خدا زنا را حلال می داند چرا بنده زنا را حلال نداند؟ بنده اگر تسلیم خداوند است که حکم خدا را اجرا کند و اگر خدا را قبول نداشته و تسلیم هوای نفس است چرا برخورداری از لذتی که نفس آن را می پسندد را بر خود حرام می نماید؟ البته تفاوت دارد

خداوند در قرآن به کسانی که خود را به خواب زده اند می فرماید : ای اهل کتاب چرا حق را به باطل مشتبه می سازید تا چراغ حق را به باد شبهات خاموش کنید در صورتی که به حقانیت آن آگاهید. (آل عمران-71)

تفاوت ازدواج موقت با زنا

در ازدواج موقت، خطبه ی عقد بین زن و مرد خوانده می شود، که نشان دهنده تسلیم بودن آنها در برابر خداوند مهربان است، اما در زنا عشوه گری و چشم چرانی مقدمه کار است، اگر نیت در اصل عمل اثر گذار نیست پس می توان گفت که روزه مساوی با گرسنگی کشیدن است آیا به خاطر این گرسنگی کشیدن ها است که آمار جرم و جنایت هر ساله با شروع ماه رمضان کاهش می یابد؟  اگر گرسنگی جرم و جنایت را کاهش می دهد، چرا اکثر مجرمان از قشر گرسنه جامعه به پا می خیزند؟ قبل از برقراری رابطه عاطفی و جسمانی با دوست دخترتان، نیت ازدواج موقت کنید تا متوجه بشوید که این نیت مقدس تا چه مقدار در کاهش گناهان شما در سایر امور موثر است.

البته خطبه عقد موقت علاوه بر ایجاد تغییر در نیت قلبی انسان، چیزهای دیگری را نیز در درون خود نهفته است.

دستور خواندن خطبه عقد موقت
بعد از تعیین مدت زمان و مقدار مهریه توسط دختر و پسر:
ابتدا دختر می گوید : من خودم را به همسری تو در مدت معین با مهر معین در آوردم.
سپس پسر می گوید : قبول کردم.

مفهوم این خطبه چیست که مرز میان ازدواج موقت و زنا و تبدیل کننده گناه کبیره به سنت نبوی است؟

( من خودم را..) یعنی زن صاحب نفس خویش است و به اختیار خودش این کار را انجام می دهد و کسی نمی تواند زن را مجبور به این کار نماید، در حالی که در زنا مرد می تواند بدون توجه به رضایت زن، به او تجاوز نماید.

(… به همسری تو…) همسری واژه ای است پر معنا که محدودیت ها و مسئولیت های زیادی نسبت به زنا برای روابط زناشویی تعریف می کند، در اینجا به اختصار چند محدودیت و مسئولیت را بیان می کنیم : پس از اینکه خطبه عقد خوانده شد، مادر زوجه، به عنوان مادرزن، تا ابد بر مرد محرم می شود و ازدواج با مادر زن جایز نیست، و بعد از دخول همین مساله در مورد دختر زوجه نیز صدق می کند، همچنین زن بعد از خوانده شدن خطبه عقد تا ابد، حق ازدواج با پدر و یا پسرِ شوهر موقت خویش را ندارد.
در صورتی که بعد از محرمیت، نزدیکی انجام بگیرد، زوجه باید بعد از تمام شدن مدت عقد، به اندازه دو حیض(Period) کامل (و اگر حیض نمی بیند 45 روز کامل) عده نگه دارد، یعنی از ازدواج با مرد دیگر، خودداری نماید.
زن حق ندارد در یک زمان، همسرِ بیش از یک مرد شود و همچنین مرد حق ندارد در یک زمان با بیش از یک زن آمیزش جنسی نماید.
اگر از آمیزش زوج و زوجه، فرزندی متولد شود از پدر و مادر خود ارث می برد و تمام حقوق فرزندی را دارا می باشد.

(…در مدت معین…) تعیین مدت زمان ازدواج موقت یکی از ملزومات این نوع ازدواج است که زن و مرد آن را با توافق یکدیگر مشخص می نمایند، بعد از تمام شدن مدت، محرمیت زن و مرد پایان می پذیرد، در حالی که در زنا هیچ مدتی مشخص نمی گردد و زن و مرد در هر فرصتی که پیش آید، همبستر می شوند.

(…با مهر معین در آوردم…) تعیین مقدار مهریه یکی از ضروریات ازدواج موقت است که زن و مرد آن را بصورت توافقی مشخص می کنند، پرداخت آنچه به عنوان مهریه تعیین می شود بر مرد واجب است در حالی که در زنا پرداخت مهریه الزامی ندارد.

(…قبول کردم) مرد با گفتن این جمله کوتاه رعایت تمام قواعد همسری، مدت، مهریه، مسئولیت (احتمالی) بچه دار شدن، اجرای شروط ضمن عقد و ….را می پذیرد، این در حالی است که در زنا مرد هیچ مسئولیتی در قبال زن ندارد و حداکثر پذیرفتن مسئولیت در زنا پرداخت اجرت زن است.

البته در تفسیر خطبه ی متعه(Concubine)، ازدواج موقت بیشتر با روابط نامشروع ِ دوست دختر ها با دوست پسرها مقایسه شده است، این نوع زنا کم تفاوت ترین نوع زنا با ازدواج موقت است، قطعا اگر ازدواج موقت با زنای با محارم، زنای اجباری، زنای با زن شوهردار، زنای دسته جمعی،زنای با دختران صغیره و … مقایسه می شد تفاوت های بیشتری قابل بیان بود



یکشنبه 1391/07/09 |
اندازه طبیعی آلت تناسلی در حالت نعوظ بین 5 تا 7 اینچ یا 13 تا 18 سانتیمتر است. در صورتیکه اندازه آلت تناسلی کمتر از 5 سانتیمتر باشد انجام مقاربت دشوار خواهد بود. از آنجا که واژن در هنگام مقاربت منفبض شده و آلت تناسلی مرد را در بر می گیرد ، اندازه آن از اهمیت کمتری برخوردار است.اندازه آلت تناسلی در حالت معمولی زمانی که شل و آویخته است ‏، اندازه آنرا در حالت نعوظ مشخص نمی کند.
اندازه متوسط آلت و بیضه از دوران نوزادی تا بزرگسالی

۰/2 سال:
طول آلت :0.5 به اضافه و منهای 2.7 سانت
قطر بیضه : 4/0 به اضافه و منهای 1.4 سانت

۲ سال:
طول آلت: 0.4 به اضافه و منهای 3.3 سانت
قطر بیضه: 0.4 به اضافه و منهای 1.2 سانت

۴سال:
طول آلت: 0.9 به اضافه و منهای 3.9 سانت
قطربیضه: 0.6 به اضافه و منهای 1.5 سانت

۶ سال:
طول آلت: 0.8 به اضافه و منهای 4.2 سانت
قطر بیضه: 0.3 به اضافه و منهای 1.8 سانت

 ۸سال:
طول آلت: 1 به اضافه و منهای 4.9 سانت
قطر بیضه: 0.5 به اضافه و منهای 2 سانت

۱۰ سال:
طول آلت: 2 به اضافه و منهای 6.2 سانت
قطر بیضه: 0.8 به اضافه و منهای 3.4 سانت

۱۴ سال:
طول آلت: 2.4 به اضافه و منهای 8.6 سانت
قطر بیضه: 1 به اضافه و منهای 4.1 سانت

1۶ سال:
طول آلت: 1.7 به اضافه و منهای 9.9 سانت
قطر بیضه: 0.5 به اضافه و منهای 5 سانت

۱۸سال:
طول آلت: 1.1 به اضافه و منهای 11 سانت
قطر بیضه: 0.3 به اضافه و منهای 5 سانت

۲۰سال:
طول آلت: 1.6 به اضافه و منهای 12.4 سانت
قطر بیضه: 0.6 به اضافه و منهای 5.2 سانت             منبع:کتاب ارولوژی اسمیت






یکشنبه 1391/07/09 |
بعضی از زنان بدلیل ذهنیات ،شرایط زیستی و بخاطر ناکامی جنسی، نا خود آگاه بعد از ازدواج به درون یک سری مشکلات و کشمکشهای روحی می افتند که افسردگی و یاس از زندگی نتیجه ساده اونه.این درگیریها شامل 3 مرحله پیوسته و در عین حال جدا از هم میباشد که آقایون حتماً باید آنها را دقیق بشناسند. چراکه اونها اگر یه زندگی آروم میخواهند باید بتوانند مثل یک وزنه در طرف دیگه ترازو عمل کنند تا وضعیت ثابتی شکل بگیره .من بارها گفتم که روابط جسمی تاثیر مستقیم بر روحیات و درجه شادابی افراد داره ولی متاسفانه عرفهای قدیمی زورشون از من بیشتره!! این موارد بعد از ازدواج نمود میکنه و این آقایون هستند که نقش مهمی رو در از بین بردنش بازی میکنند. متاسفانه آقایون اصلاً شناختی از این مسائل ندارند ولی فکر میکنند چون مثلاً 3 سال با یکی دوست شدن طرف رو میشناسن!…به هر حال من این حالات رو براتون میگم تا در صورت مواجه با اونها جا نخورید.. .

1-گروه اول زنانی هستند که زندگی سنتی دارند و شامل خیلی از مادران و اطرافیان ما میشوند.آنها گرفتاریهای خانگی زیادی دارند و تمام نیروی عصبی و روحی و جسمی آنان صرف فعالیتهای خانه داری میشود.گرفتاریهای مادی و تهیه معاش هم مزید بر علت میشود تا زندگی روزمره تمام ذهن اونها رو پر کنه و اونها رو آنچنان غرق خودشون بکنه که یکباره اونها تبدیل به یک مجسمه سنگی بشن! اونها دیگه یا توان ندارند و یا به روابط و مسائل زناشویی نیز بچشم یکی از کارهای خونه نگاه میکنند!! متاسفانه آنها

بسرعت تحلیل میروند . از طرفی چون این مسائل تمام ذهنیت اونها رو مشغول کرده دیگه دارای ذهنیت آرومی نیستند که بخواهند پذیرای روحی یک مرد هم باشند.مسلماً آقاهه هم یه
زندگی متروک رو در خونه پیدا میکنه.از طرفی زنش جداً زحمت میکشه و از طرف دیگه نه اون و نه همسرش چیزی دریافت نمیکنند! نتیجه اینکه الکی خودشون رو راضی نشون میدن و ماسک رضایت به صورت میزنن.ولی روحیاتشون رو مدفون میکنند.
2-گروه دوم زنانی هستند که از مرحله بالا سالم بیرون میان.اونها به خودشون و روابط عاشقانه فی مابین در زندگی اهمیت میدن و نمیگذارند مسائل اجتماعی خلوت اونها رو بهم بزنه.ولی خوشگل اینجاست که این زنان هم ناراضی هستند! اینها رو براحتی میتونید در اطرافتون ببینید.زنانی که نوازش رو بسیار دوست دارند ولی بدلیل تربیت غلط ، ناآگاهانه دچار انزجار از رابطه شده اند.تنها دلیلی که اونها حاضر میشوند ایجاد رابطه کنند این است که طرف شوهرشونه و برای همین تسلیم میشوند!! یعنی یک تجاوز آبرومندانه! من در
مبحث نوازش گفتم که این تکنیک برای زمانیست که رابطه جنسی جوابگوی زن نیست اما این زنان با آن مورد فرق دارند.اینها در اثر نوازش به حالت روحی لازم میرسند ولی از رابطه لذت نمیبرند!در واقع نوازش اونها رو اقناع میکنه ولی متاسفانه این ارضا مصنوعی بوده و در دراز مدت شرایط وخیمی رو براتون رقم میزنه.بعبارت دیگه آنها همیشه تشنه هستند ولی آب آنها را سیراب نمیکند! این افراد اگر برای خود ارزش قائل نشوند و ذهنیت قدیمی را دور نریزند و به نیازهای طبیعی خود بعنوان یک حق مسلم نگاه نکنند مسلماً به تیکهای شدید

عصبی دچار خواهند شد.آنها براحتی دچار زدگی از زندگی میشوند و پس از کله پا شدن تشریف میبرند و به گروه اول می پیوندند.
3-گروه سوم زنانی هستند که از مرحله دوم هم سالم بیرون می آیند.ولی ایندفعه اینها خیلی خونگرم میباشند و در نتیجه خودشون رو از اونور بام می اندازن پایین!! دقیقاً مثل یک شمع که داره از 2 طرف میسوزه شعله زیادی میدهند ولی فرتی هم به پایان میرسن! مشکل اینجاست که اونها در اثر سرکوبهای پیاپی انتظار بیش از حدی از روابط جنسی دارند. اونها فکر میکنند اینقدر باید همخوابی با یک همسر عاشق شیرین باشد که آنها را یه 10 دقیقه ای بیهوش کند! در واقع به عقیده اونها رابطه با همسر عاشق زمانی حال میده که مثل زنبور عسل بعد از رابطه یکی از طرفین از بین بره!! متاسفانه سر خوردگی و انحراف در این زنان بسیار زیاد است چرا که مفهوم آنها از سیرابی ، بدلیل سرکوب جنسی و زندگی مستمر در تخیلات و همچنین همواره در انتظار عاشق بودن ، چیزی خارج از توان یک رابطه جنسی میباشد.اینها باید در خودشان باز نگری کرده و نگذارند که از حد اعتدال خارج شوند.این افراد با یک دید رومانتیک بسرعت علاقه خود را به همسر از دست میدهند چرا که شوهر نمیتواند جوابگوی تصورات وی باشد.



یکشنبه 1391/07/09 |
بيماري‌هاي آميزشي چيستند و در چه كساني ايجاد مي‌شوند؟
بيماري‌هاي آميزشي جنسي، از بيماري‌هاي نسبتاً شايعي هستند كه از شخصي به شخص ديگر به دنبال تماس جنسي منتقل مي‌شوند. اغلب نوجوانان و جوانان كه از نظر جنسي فعال هستند به اين بيماري مبتلا مي‌شوند.

علت ايجاد بيماري‌هاي آميزشي چيست؟
علت ايجاد بيماري‌هاي آميزشي باكتري يا ويروس‌هايي هستند كه از طريق پوست و ترشحات مجاري تناسلي از فردي به فرد ديگر در طي فعاليت جنسي منتقل مي‌شوند و باعث ايجاد علايم موضعي و عمومي در بدن مي‌شوند.

بيماري‌هاي آميزشي عفوني دو دسته هستند:
دسته‌اي كه تنها راه انتقال آنها تماس جنسي است و دسته‌اي كه يكي از راه‌هاي انتقال آنها تماس جنسي مي‌باشد (مانند هپاتيت ب و ايدز).

بيماري‌هاي آميزشي چه علائمي را ايجاد مي‌كنند؟
بيماري‌هاي آميزشي در هر دو جنس مذكر و مونث ايجاد مي‌شوند ولي علائم و عوارض آنها در دو جنس متفاوت است.
علائم اين بيماري‌ها در خانم‌ها عبارتند از: ترشحات بدبو و غيرمعمول از دستگاه تناسلي، سوزش و خارش و ضايعات زخمي در ناحيه تناسلي، درد كشاله ران و اطراف دستگاه تناسلي، درد حين نزديكي و ...
علائم اين بيماري‌ها در مردان شامل ترشح از مجراي ادرار، بزرگ شدن عقده‌هاي لنفاوي كشاله ران، زخم ناحيه تناسلي، درد و سوزش هنگام دفع ادرار و ... مي‌باشد.
در صورت بروز هرگونه علائم غيرطبيعي در پوست ناحيه تناسلي، اطراف مجاري ناحيه تناسلي و يا ترشح از مجراي ادراري بايد فوراً به پزشك مراجعه نماييد. حتماً تماس جنسي مشكوك خود را به پزشك اطلاع دهيد تا تشخيص و درمان شما آسان گردد.

چگونه مي‌توان اين بيماري‌ها را تشخيص داد؟
راه تشخيصي اين بيماران معاينه توسط پزشك، آزمايش ترشحات و در صورت لزوم آزمايش خون و ادرار مي‌باشد.


مهمترين بيماري‌هاي آميزشي كدامند؟
شايع‌ترين بيماري‌هاي آميزشي عبارتند از سوزاك، عفونت كلاميديا، تبخال تناسلي، زگيل تناسلي، سيفليس و شانكروئيد. برخي از بيماري‌هاي مهم مانند هپاتيت B و ايدز علاوه بر انتقال از راه خون، از طريق جنسي نيز مي‌توانند منتقل شوند.

سوزاك:
اين بيماري در اثر يك باكتري (ميكروب) بنام گونوكك ايجاد مي‌شود. به علت ايجاد سوزش شديد در مجراي آقايان به اين نام مشهور شده است.
اين بيماري در خانم‌ها اغلب بدون علامت است. در آقايان ترشحات غليظ و چركي از مجرا به همراه سوزش و احساس ناخوشي در مجراي ادراري علائم بارز هستند كه معمولاً 14-1 روز پس از تماس جنسي با فرد آلوده ايجاد مي‌شوند. اين بيماري با آنتي‌بيوتيك درمان مي‌شود و درمان شريك جنسي به همراه درمان خود فرد ضروري مي‌باشد. عوارض اين بيماري در صورت عدم درمان عبارتند از:
1- عفونت بيضه‌ها
2- تنگي مجراي ادراري آقايانن .
3- عفونت لوله‌هاي رحمي و تخمدان‌ها در خانم‌ها و ناباروري .

عفونت كلاميديا:
كلاميديا يك نوع ميكروب (باكتري) بوده و از شايع‌ترين علل بيماري هاي آميزشي عفوني محسوب مي‌شود اغلب بيماران مذكر يا مونث بي‌علامت هستند (بيماري خاموش). در حدود نيمي از مردان مبتلا به عفونت كلاميديايي علائم ادراري مانند سوزش و تكرر ادرار و خروج ترشحات شفاف و بي‌رنگ از مجرا دارند. معمولاً عفونت كلاميديا با سوزاك همراه است و بايد همراه سوزاك اين بيماري نيز درمان شود. در خانم‌ها اين عفونت مي‌تواند موجب عفونت شديد لوله‌هاي رحمي شده و موجب ناباروري شود.

تبخال تناسلي:
عامل ايجاد كننده آن يك نوع ويروس مي‌باشد بنام ويروس نوع 2 تبخال (نوع يك ويروس در اطراف دهان ايجاد تبخال مي‌كند). انتقال آن بسيار سريع بوده و حتي پس از يكبار تماس جنسي باافراد آلوده انتقال صورت مي‌گيرد.
علائم آن به صورت تاول‌هاي ريز آبدار پوستي دردناك در كنار هم كه سوزش و خارش دارند مي‌باشد اين تاول‌ها در ناحيه تناسلي و گاهي داخل يا لبة خروجي مجراي ادراري ديده مي‌شوند كه باعث سوزش هنگام ادرار كردن مي‌شود.
بيماري براي هميشه در بدن شخص مبتلا باقيمانده و باعث آلودگي شريك جنسي مي‌گردد. در صورت ابتلاي زنان حامله به اين بيماري در صورت انجام زايمان طبيعي بيماري منتشر و خطرناكي در نوزاد ايجاد مي‌شود كه ممكن است كشنده باشد.

زگيل تناسلي: عامل آن ويروس است كه از طريق تماس جنسي منتقل و به صورت برجستگي گوشتي قارچي شكل در ناحيه تناسلي ظاهر مي‌شود. در صورت ابتلا فرد تا آخر عمر از اين ويروس پاك نمي‌شود و همسران اين افراد در خطر ابتلا به سرطان گردن رحم خواهند بود.

سيفليس (زخم بدون درد ناحيه تناسلي):
يكي از چهار بيماري‌هاي اوليه آميزشي است كه شيوع آن نسبت به گذشته بسيار كاهش يافته است. علامت آن به صورت زخم بدون درد برجسته در پوست ناحيه تناسلي و كشاله ران مي‌باشد كه معمولاً چند هفته پس از تماس جنسي ديده مي‌شود.
در صورت عدم درمان مي‌تواند عواقب جبران‌ناپذيري به همراه داشته باشد (مانند علائم منتشر پوستي، عفونت مغزي و تشنج، عفونت دريچه‌هاي قلبي، فلج اندام‌ها، آسيب بينايي و ...).

شانكروئيد (زخم دردناك ناحيه تناسلي):
عفونت ناشي از باكتري است كه به صورت دردناك در ناحيه تناسلي همراه با ترشحات چركي زرد رنگ از بستر زخم تظاهر مي‌نمايد معمولاً در اين بيماري عقده‌هاي لنفاوي كشاله ران همان طرف بزرگ و دردناك مي‌شوند. درمان دارويي باعث بهبودي كامل اين بيماري مي‌شود.

در اكثر بيماري‌هاي آميزشي درمان همسر يا شريك جنسي نيز ضرورت دارد.

راه‌هاي جلوگيري از ابتلا به بيماري‌هاي آميزشي چيستند؟
بهترين راه پيشگيري اين بيماري‌ها پايبندي به اصول اخلاقي و روابط خانوادگي و پرهيز از روابط جنسي مشكوك و پرخطر مي‌باشد.

توصيه‌هاي ديگر:
- هنگام تماس جنسي با افراد مشكوك به آلودگي از وسايل حفاظتي مانند كاندوم استفاده شود.
- در صورت مشاهده هرگونه علامت غيرطبيعي در ناحيه تناسلي مانند زخم در شريك جنسي از تماس پرهيز شود.



شنبه 1391/07/08 |
مواد لازم

پیاز درشت 2 کیلوگرم

گوشت سردست یا ران بدون استخوان 750 گرم

سیب زمینی پشندی نیم کیلوگرم

به نیم کیلوگرم

آلو خشک نیم کیلوگرم

روغن 150گرم

رب گوجه فرنگی یک قاشق سوپخوری

گرد غوره ( در صورت تمایل ) 2تا3 قاشق سوپخوری

نمک و فلفل و ادویه به مقدار کافی

طرز تهیه

آلو را می شوئیم و خیس می کنیم و پیاز را پوست می کنیم و به صورت حلقه های نازک می بریم .

پوست به را نیز می کنیم و به اندازه پرهای پرتقال ورقه ورقه می بریم ، سیب زمینی را نیز پوست می کنیم و حلقه حلقه می کنیم و گوشت را نیز به شکل ورقه تکه تکه می نمائیم ( تقریباً به طول و عرض دو بند انگشت )

قابلمه ای که گنجایش تمام این مواد را داشته باشد آماده می سازیم و دو قاشق روغن ته آن می ریزیم و دو ردیف پیاز ته قابلمه و یک ردیف گوشت روی آن می چینیم و کمی آلو روی آن می ریزیم و چند تکه به می گذاریم ، در صورت مصرف گرد غوره آن را با کمی نمک و فلفل و ادویه مخلوط می کنیم و کمی روی این مواد می پاشیم و یکی دو قاشق روغن می ریزیم و به همین ترتیب بار دیگر ردیف های پیاز و گوشت و سایر مواد را در ظرف قرار می دهیم بدون اینکه سیب زمینی را داخل مواد بچینیم ،آنگاه نصف لیوان آب در قابلمه می ریزیم و در آن را می بندیم و ظرف را روی حرارت ملایم می گذاریم تا تمام مواد کاملاً بپزد .

 سیب زمینی را در آخر کار روی تاس کباب می ریزیم و رب گوجه فرنگی را نیز در نصف لیوان آب حل می کنیم و داخل تاس کباب می ریزیم و می گذاریم تا سیب زمینی نیز با حرارت ملایم بپزد ولی له نشود . باید تاس کباب بعد از پخته شدن آب نداشته باشد به روغن بیافتد . در موقع کشیدن در دیس دقت می کنیم تاس کباب را با کفگیر پهنی که مواد مخلوط و له نکند بکشیم .



شنبه 1391/07/08 |
مواد لازم

گوشت ماهیچه بدون استخوان نیم کیلوگرم

کرفس ۳ تا ۴ عدد

پیاز سرخ کرده ۳ تا ۴ قاشق سوپ خوری

روغن ۳ تا ۴ قاشق سوپ خوری

آبلیمو یک استکان

زعفران سائیده ۱ قاشق مرباخوری

نمک و فلفل

طرز تهیه

گوشت را تکه تکه خرد می کنیم و می شوییم و با پیاز سرخ کرده و ۳ تا ۴ لیوان آب می گذاریم بپزد بعد ساقه های سفت کرفس را با برگ های سبز آن جدا می کنیم و کنار می گذاریم. سپس ساقه های ترد کرفس را به طول دو بند انگشت میبریم و می شوییم و با ۳ تا ۴ قاشق روغن کمی سرخ می کنیم و داخل گوشت می ریزیم تا کرفس نیز پخته شود ولی زیاد له نشود .

نمک و فلفل و آبلیمو و زعفران ساییده را در خورش می ریزیم و می گذاریم خورش آهسته بجوشد و جا بیافتد.

می شود خورش کرفس را مانند عکس با نعناع و جعفری آماده کرد که در این صورت ۲ عدد کرفس درشت و نیم کیلو نعناع و جعفری کافی است.

نعناع و جعفری را باید خرد کرد و کمی سرخ نمود و با کرفس داخل خورش ریخت . و به جای زعفران می شود کمی رب مصرف نمود .

در صورت مصرف نعناع و جعفری به زعفران یا رب گوجه فرنگی احتیاج نیست . فقط آبلیمو باید به خورش زد.



شنبه 1391/07/08 |
مواد لازم

سبزی آش (تره – جعفری – شبتت گشنیز – اسفناج) 5/1 کیلوگرم

نخود و لوبیا و عدس (مجموعاً به تساوی) 750گرم

برنج یک لیوان (200گرم )

گوشت سردست بدون استخوان یک کیلوگرم

پیاز سرخ کرده 4 تا5 قاشق سوپخوری

نمک و فلفل به مقدار کافی

زردچوبه یک قاشق مرباخوری

طرز تهیه

حبوبات را ( که بهتر است قبلاً خیس کرده باشیم ) با گوشت و پیاز سرخ کرده و زردچوبه می گذاریم خوب بپزند، برنج را می شوئیم و به حبوبات و گوشت اضافه می کنیم تا برنج نیز کاملاً بپزد.

سبزیجات را بعد از تمیز کردن خرد می کنیم و داخل آش شله قلمکار می ریزیم ،مرتب بهم می زنیم تا آش کاملاً جا بیافتد . حرارت آش باید ملایم باشد تا ته نگیرد .



شنبه 1391/07/08 |

مواد لازم

برنج 1 کیلو گرم

سبزی پلو (تره - جعفری - شبت - گشنیز - کمی شنبلیله ) 1.5 تا 2 کیلوگرم

گوشت ماهیچه 750 گرم

روغن 200 گرم

زعفران سائیده یک قاشق مرباخوری

طرز تهیه

برنج را قبلا خیس می کنیم سبزی را به دقت تمیز می نمائیم و میشوئیم داخل آبکش می ریزیم تا آب آن برود ، گوشت را جداگانه می پزیم بطوریکه بعد از پختن یک ملاقه آب داشته باشد .

سبزی را خرد می کنیم و برنج را آبکش می کنیم ولی کمی دان تر بر می داریم . ته دیگ را دو تا سه قاشق روغن آبکرده ونصف لیوان آب می ریزیم ، برنج داخل آبکش را کم کم در دیگ می ریزیم و سبزی خرد کرده را به تدریج لای برنج می پاشیم و گوشت را لای پلو می گذاریم . سه تا چهار قاشق روغن آبکرده را با آبگوشت مخلوط می کنیم ، عرق برنج را که گرفتیم ، آبگوشت و روغن را روی برنج می دهیم و برنج را در فر یا روی شعله دم می کنیم .

هنگام کشیدن پلو زعفران سائیده حل شده در آب جوش را با کمی پلو مخلوط می کنیم و روی دیس می دهیم و کمی روغن داغ کرده روی پلو می دهیم .

می شود لای سبزی پلو را هنگام دم کردن یک دسته سیر تازه تمیز کرده بگذاریم .

نکته : سبزی پلو را بدون گوشت می توان آماده نمود و می شود وقتی مغز برنج نرم شد سبزی را در دیگ بریزیم و بلافاصله دیگ را از روی آتش بر داریم و در آبکش بریزیم و مطابق دستور دم کنیم.



شنبه 1391/07/08 |

این دختران می گویند که این کار بسیار سخت، دشوار و در بعضی مواقع واقعا ترسناک است. آنها برای دفع جن و شیطان از بدن فرد مورد نظر از انجیل، صلیب و آب مقدس استفاده می کنند

اکثر دختران در سنین نوجوانی بیشتر وقت خود را صرف خرید کردن و گردش با دوستان خود می کنند اما گروهی از دختران در امریکا وجود دارند که از مدرسه باب لارسون در رشته جن گیری فارغ التحصیل شده و به کار جن گیری و خارج کردن ارواح شیطانی از بدن افراد می پردازند!!

ساوانا، جس، کریستینا، ملانی و براین دخترانی هستند که بین ۱۶ تا ۱۹ سال سن دارند و پس از اینکه کشیش باب لارسون اعلام کرد که به افراد با ایمانی برای از بین بردن نیروهای شیطانی نیاز دارد، به مدرسه او مراجعه کرده و آموزش های لازم برای جن گیری و مبارزه با شیاطین را آموختند

این دختران می گویند که این کار بسیار سخت، دشوار و در بعضی مواقع واقعا ترسناک است. آنها برای دفع جن و شیطان از بدن فرد مورد نظر از انجیل، صلیب و آب مقدس استفاده می کنند و برای اینکار از مردم هیچ گونه هزینه ای دریافت نمی کنند اما بیشتر مردم به آنها مبلغی پرداخت می کنند تا هزینه سفر آنها جبران شود.
به گزارش شگفتی ها، براین می گوید که آنها خیلی کم برنامه های تلویزیون را تماشا می کنند چرا که در این برنامه ها شیطان را کاملا حس می کنند. آنها حتی اعتقاد دارند که فیلم هایی مانند هری پاتر و گرگ و میش، باعث تحریک شر و شیطان می شوند!



پنجشنبه 1391/07/06 |



پنجشنبه 1391/07/06 |
نوشته شده توسط حميد اسكويي
سحر نام تمام دختران دنياست
سحر جان نكاتي هست كه بايد بداني ، هرچند كه مي دانم مي داني پس هدف از اين نوشته فقط يادآوري دانسته هاي توست.
 تمامي انسانها در طول كار و زندگي خود انتظاراتي دارند كه برآورده نشده است كه اغلب زمينه ساز ناخشنودي هاي آنان بوده است لذا درصدد برآمدم تا راهي را براي ارتباط بهتر با تو پيدا كنم پس تصميم گرفتم برايت نامه اي بنويسم .
 تا آنجا كه مي دانم واقعيت مانند هوا مي ماند آن را نمي توان تغيير داد و بجاي صرف انرژي جهت مبارزه با واقعيتها بايد آن را بپذيري و به زندگي ات ادامه بدهي لذا براي اين كه موضوع را بيشتر برايت روشن كنم از مديريت فردي شروع مي كنم.

مديريت فردي :
 همه ما براي زندگي خود برنامه منظمي داريم و اهدافي كه درذهن مي پرورانيم و تلاش مي كنيم كه به آنها دست پيدا كنيم لذا دقت كن كه نكات ذيل را به خاطر بسپاري
 1- هدف خود را تعريف كن
 2- هدفت را مجهول و مبهم نگذار و به روشن ترين شكل ممكن آن را براي آينده تعريف كن
 3- اقدامات خود را در جهتي قرار بده كه به آن هدف برسي
 4- كارهايي را كه براي رسيدن به اهدافت بايد انجام دهي ، مشخص كن
 مي داني دخترم زماني كه مشكلات بروز مي كنند، اتفاقات غير منتظره رخ مي دهند ، وقتي در جاده اي هستي كه همه چيز سربالايي به نظر مي رسد ، وقتي پولت كم و بدهي هايت زياد است ، وقتي مي خواهي بخندي و آه مي كشي ، وقتي غم و عصه هايت زياد است و مي خواهد تو را به زير بكشد چه مي كني؟ آيا فرياد مي زني، آيا رها مي كني و مي روي در پي سرنوشت ، واقعا چكار مي كني؟
 اگر لازم است كمي بياساي ولي تسليم نشو زيرا زندگي پر از فراز و نشيب هاي فراوان است و اين موضوعي است كه گهگاهي اتفاق مي افتد و چه بسيار كساني كه شكست خوردند در حالي كه با كمي مداومت مي توانستند پيروز شوند . تنها كساني موفقيت را درك كردند كه تسليم نشدند هرچند سرعتشان كم بود هرچند گامهاي ايشان كند بود زيرا آنان فقط به رسيدن فكر مي كردند رسيدن به آنجايي كه بايد مي رسيدند .
 دخترم بايد بداني كه زندگي يك سفر است و هر بخش از آن يك سفر كوتاه اما در نوع خود كامل . از يك نويسنده ناشناس مي خواندم كه زندگي را اين گونه تفسير كرده بود كه چه سخت است رفتن و چه سخت تر از آن است كه پاهايت زخمي و كوله ات پر از مشكلات باشد ولي سخت تر از آن اين است كه نداني به كجا مي روي .
 حتما ً سؤال خواهي كرد از كجا بدانم بايد كجا بروم. نمي دانم آيا كتاب آليس در سرزمين عجايب را خوانده اي يا خير ؟ آليس وقتي در سرزمين عجايب گم شد تقاضاي كمك كرد و گربه به او گفت به كجا مي خواهي بروي ، آليس گفت نمي دانم ، گربه گفت پس فرقي نمي كند به كجا بروي . پس دقت كن به كجا مي روي ، با كدامين پا مي روي و به كدام سو مي روي زيرا مسافري در شهري غريب بدون داشتن نقشه گم مي شود.
 پس بايد مسير زندگي ات را مشخص كني ، هدفت از طي اين مسير زندگي چيست و اين را بدان كه هيچ ثروتي در تپه هاي قديمي يافت نمي شود ثروت در يك قدمي ماست خوشبختي در نزديكي ماست ، فقط بايد چشم باز كني و ببيني .
 دقت كن چه عينكي از پيش داوري ها بر روي صورت تو قرار گرفته است ، اسير كدام رنگي و چه رنگي را براي ادامه مسير انتخاب كرده اي ، خشم ، نفرت ، جنگ ، صلح ، دوستي و يا آشتي ؟ آيا هيچ انديشيده اي كه كدام را انتخاب كرده اي و يا از كدام يك از آنها در حال استفاده هستي؟ قبل از هرچيز و هر انتخاب كمي استراحت كن تا بتواني در حين عبور از صخره هاي زندگي با فكر عمل كني تا به واهه هاي پر از آب و خوشبختي برسي . پس عجله نكن كمي بياساي و انديشه كن.


پنجشنبه 1391/07/06 |

اگر شما استرس دارید که مبادا به ویروس مبتلا شده باشید می توانید بعد از ۱۲ الی ۲۲ روز  پس از نزدیکی تست p24 راانجامدهید. این تست فقط دراین زمان معتبر است و سطح خوبی از مقبولیت در این زمان را دارد ٫ اما بعد از آن دیگر مورد اطمینان نیست تا زمانی که بعد از سالیان سال شما واقعا مبتلا به ایدز شوید( خدای ناکرده). قیمت این آزمایش ۱۹هزار تومان می باشد. می توانید به بیمارستان ایران مهر مراجعه کنید. جواب این آزمایش ۱ روزه  یا بعضی اوقات بعد از ظهر همان روز حاضر می شود. در بعضی مراکز تا ۱ هفته طول می کشد.



پنجشنبه 1391/07/06 |

معمولا بهترین زمان برای آزمایش ایدز تست الایزا ۶ ماه بعد از شرایط ابتلا می باشد. در این زمان آزمایش بیش از ۹۹٪ درست جواب خواهد داد. کلا آزمایش ایدز برای همگان آزمایش پر استرسی است . حتی برای افرادی که به سلامتی خود اطمینان زیاد دارند . اگر استرس زیاد ندارید تا این زمان صبر کنید.



پنجشنبه 1391/07/06 |

کلا این روش برای معتادان تزریقی که از سرنگ آلوده شخص مبتلا استفاده کرده باشند کاربرد دارد و برای احتمالات جنسی استفاده نمی شود. اما جهت اطلاع شما ۲۴ ساعت وقت دارید که مصرف زیدوودین را آغاز کنید . برای این کار باید به یک پزشک عفونی مراجعه کرده و دارو را از داروخانه ۱۳ آبان بگیرید . شما باید هر ۴ ساعت یک قرص مصرف کنید و این کار را برای ۲ ماه ادامه دهید . بدین ترتیب به احتمال ۹۰٪ بیماری شما از بین خواهد رفت . قیمت هر قرص ۷۰۰ تومان (سال ۸۹)‌می باشد .  همانطور که گفتم چون شانس ابتلا پایین است پزشکان استفاده از این دارو را توصیه نمی کنند . اما اگر شما وسواس دارید مسئله ای دیگر است. 



پنجشنبه 1391/07/06 |

بله . اما باز احتمال ابتلا در این حالت کاهش خواهد یافت و بسته به این که چقدر در معرض هوا قرار گرفته و در همان زمان بتواند راهی به داخل مجاری تناسلی طرف مقابل پیدا کند فرق خواهد کرد . اما مطمنا احتمال آن از احتمال سکس کامل بسیار کم تر خواهد بود



پنجشنبه 1391/07/06 |

با قاطعیت نمی توان جواب صد در صد منفی به این سوال داد. زخم های دهان و اعضای تناسلی می توانند در شرایطی سبب ابتلا شوند اما بطور کلی تاکنون تنها چند مورد در جهان (کمتر از ۱۰ مورد تا جایی که من اطلاع دارم) ابتلا از این حالت صورت گرفته است.



پنجشنبه 1391/07/06 |

با توجه به دو آمار احتمال اینکه شما به تصادف از یک خانم و بدون استفاده از کاندم ایدز بگیرد عبارت است از

5/100*1/500 = 1/10000

یعنی  دربدبینانه ترین حالت از هر ده هزار سکس  بدون استفاده ازکاندم یک نفرمبتلابه ایدزخواهد شد

 اما آمار فوق برای کشوری مانند ایران که از هر ۱۰۰۰ نفر یک نفر مبتلا می باشد بسیار کمتر مانند ۱ به ۵۰۰ هزار خواهد بود. (حالا فکر کنید مبتلا شده اید!!!)

البته این نکته رو هم عرض کنم که جامعه آماری سکسی ایران تمام ۷۰ میلیون نفر رو شامل نمی شه و به نظر من شاید ۷ میلیون باشه. با این حساب احتمال به ۱ به ۵۰ هزار کاهش پیدا می کنه 

خیلی خودتون رو درگیر این آمار ها نکنید . این ها فقط یک سری عدد هستند بابت اینکه خیال شما رو راحت تر کنه . پس لطفا ذهن خودتون رو با کم و زیاد کردن این اعداد به هم نریزید.

 



پنجشنبه 1391/07/06 |

برای زن های خیابانی تایلند آمار ۵ درصد می باشد  که در جهان بد بینانه ترین حالت ممکن است . برای اینکه محاسبات آینده ما صحیح باشد ما از این آمار استفاده می کنیم . اما مطمئنا آمار در ایران بسیار پایین تر از این مقدار است.



پنجشنبه 1391/07/06 |

بطور کلی این آمار بسیار متفاوت است ٫ اما این مقدار از یک ده هزارم تا یک درصد می باشد . اکثر سایت های معتبر این مقدار را یک به ۵۰۰ ذکر کرده اند . یعنی اگر شما با یک زن مبتلا به ایدز ۵۰۰ بار آمیزش داشته باشید یک بار شانس ابتلا خواهید داشت. این آمار در خانم ها بیشتر و مثلا حدود یک به ۳۰۰ می باشد. اگر آمیزش از پشت باشد یا اگر خانم مبتلا به بیماری های دیگر مقاربتی مانند سفلیس یا سوزاک باشد آمار باز بالاتر خواهد رفت اما حداکثر بر روی ۱ درصد متوقف خواهد ماند.

برای استفاده کننده گان از کاندم این احتمال به ۱ بر ۵۰۰۰ کاهش می یابد. البته برای زنان و شوهران مبتلا به ایدز شانس ابتلا ۱ به ۱۱ با کاندم و ۲ بر ۳ بدون کاندم است. یعنی ۱۰٪ و ۶۶٪ 



پنجشنبه 1391/07/06 |

تا سال ۸۹ در ایران حدود ۲۱ هزار نفر مبتلا به ایدز شناخته می شوند٫ برخی این آمار را تا چهار برابر حدس می زنند و گمان می کنند حداکثر ۸۵ هزار نفر مبتلا وجود دارد که شاید از بیماری خود بی اطلاع باشند. از این تعداد(آمارحقیقیورسمی) ۹۳٪ مرد و تنها ۷٪ زن هستند. پس می توانید با خیالی راحتتر با خانم ها ارتباط داشته باشید. در ضمن از این ۷٪ خانم ۹۰٪ آنها از شوهران خود مبتلا شده اند. حدود چند درصد نیز کودکانی هستند که از والدین خود مبتلا شده اند پس مقدار زنان خیابانی تایید شده بسیار کم است. البته همانطور که ذکر شد این آمار بر طبق آمار رسمی منتشر شده است و از میزان دقیق زنان دیگر اطلاعی در دست نیست. از میان مردان نیز بیش از ۹۰٪ آنها از راه تزریق و سرنگ مبتلا شده اند. پس آمار در معتادانی تزریقی بسیار بالاست. بد نیست بدانید شانس ابتلا در این حالت (سرنگ ) بیش از نود درصد است.



پنجشنبه 1391/07/06 |
چرا احساسات جنسي براي اغلب زوج‌ها بعد از چند‌سال فروكش مي‌كند؟ كدام اشتباه‌ها رابطه را سرد مي‌كنند؟ چطور مي‌شود آن احساسات را بين همسران گرم و زنده نگه داشت؟

تقريبا همه مردان و زنان، قبل از ازدواج تصوري از روابط زناشويي دارند كه با آنچه واقعا بعد از ازدواج اتفاق مي‌افتد تفاوت دارد؛ تصوري از روابط عاشقانه و رمانتيك كه گاهي فقط در فيلم‌هاي سينمايي مي‌شود پيدايش كرد، خيال‌پردازي‌هاي آن‌چناني كه از سنين نوجواني شروع مي‌شود و گاهي تا سال‌ها بعد هم رسوباتش در ذهن مي‌ماند و به همه اين‌ها اضافه كنيد شنيده‌ها از دوستان و آشنايان كم‌اطلاع و بي‌تجربه كه خيلي خوب بلدند در نقش يك كارشناس خبره ظاهر شوند و اطلاعات نادرست‌شان را در ذهن شنوندگان‌شان جا بيندازند.

با چنين تصوراتي يك زن يا مرد جوان وارد زندگي زناشويي مي‌شود. گاهي خيلي زود، مثلا در همان چند روز اول، گاهي هم ديرتر، مثلا بعد از چند سال، زن و مرد جوان متوجه مي‌شوند قضيه آن‌طورها هم كه فكر مي‌كردند نيست يا اين‌كه حداقل آن‌طورها پيش نمي‌رود. خيلي از زن و شوهرها، بعد از گذشت چند سال از ازدواج‌شان، فقط حسرت شور و حرارت روزهاي اول را مي‌خورند و روابط زناشويي‌شان به قهقرا مي‌رود. گاهي فكر مي‌كنند اين يك فرآيند طبيعي است، گاهي هم نگران مي‌شوند ولي نمي‌دانند چه بايد بكنند.

دوشنبه 1391/04/05 |
روان‌شناسان مي‌گويند، مردان نسبت به عدم‌تعادل جنسي خيلي از زنان حساس ترند. آن‌ها چه وقتي به هر دليل، مثلا استرس‌هاي كاري براي مدت طولاني از رابطه جنسي دور مي‌شوند و چه وقتي به‌طور مرتب از سوي همسرشان دعوت مي‌شوند و احساس مي‌كنند آن‌چه از آن‌ها خواسته شده فراتر از توان‌شان است، در هر 2 حالت گرفتار آن احساس ناكامي‌اي مي‌شوند كه از آن صحبت شد.

برگرداندن يك زوج كه مدتهاست رابطه جنسي را فراموش كرده‌اند، كار ساده‌اي نيست، مخصوصا براي مردان. آن‌ها نه از نظر فيزيولوژيك بلكه از نظر رواني، بايد احساس توانايي كنند تا واقعا توانايي داشته باشند. آن‌ها براي داشتن احساسات، نياز به فيدبك مثبت دارند، يعني بايد در رابطه با همسرشان آن احساس موفقيت را به دست بياورند تا نسبت به او بهتر شوند. اگر اين اتفاق نيفتد، چرخه معيوب به كار مي‌افتد و روز به روز رابطه سردتر مي‌شود.از سوي ديگر هم، وقتي زن هميشه خواهان رابطه بيشتر باشد و اگر اين رابطه برقرار نشود، احساسات ناخوشايندي از خود نشان دهد، همسرش كم‌كم اين احساس را پيدا خواهد كرد كه رابطه جنسي برايش به شكل يك تكليف و وظيفه درآمده و در اين صورت باز هم مرد به سمت خاموشي جنسي سوق پيدا مي‌كند. اين نكته هم براي مردان و هم براي زنان مصداق دارد كه اگر رابطه به‌عنوان يك تكليف اجباري انجام دهند، از آن لذتي نمي‌برند و طبيعتا پس از مدت كوتاهي اشتياق آنها رو به خاموشي مي‌رود.



دوشنبه 1391/04/05 |
درست همان‌طور كه اگر مردان خود را در موقعيت رابطه اجباري ببينند، اتفاق خوبي نمي‌افتد، اگر مردي بارها و بارها احساس ناكامي را تجربه كند و مثلا احساس كند هر‌بار مجبور است همسرش را براي داشتن رابطه جنسي متقاعد كند، باز هم اتفاق خوبي نمي‌افتد. چنين مردي ديگر نه تنها پا پيش نمي‌گذارد بلكه اصولا هم بعد از مدتي نسبت به هرجور رابطه جنسي بدبين مي‌شود و علاقه‌اش را از دست مي‌دهد.

مردها براي آن‌كه احساسات زناشويي‌شان رشد كند، نياز به احساس آزادي و قدرت دارند مثلا وقتي مي‌خواهند رابطه داشته باشند، دلشان نمي‌خواهد با پاسخ منفي مواجه شوند. پاسخ منفي براي آن‌ها حاوي اين پيام است: «تو بي‌عرضه‌اي و نمي‌تواني مرا آن‌طور كه مي‌خواهم راضي كني. پس بهتر است فكرش را هم نكني...» شايد واقعا اين‌طور نباشد اما آن‌ها چنين برداشتي مي‌كنند و اين آبي است بر آتش اشتياق آن‌ها.مرگ تدریجی مرد ها زمانی است که احساس کنند کسی به انها احتیاجی ندارد. و برعکس آقایون هم نباید وقتی که زن می خواهد رابطه داشته باشد آن را پس بزند



دوشنبه 1391/04/05 |
در مورد خانم‌ها، مهم‌ترين دليل عدم‌تمايل به رابطه جنسي با همسر يك نكته باور نكردني است: اين‌كه آن‌ها به قدر كافي عشق و عاطفه از همسرشان دريافت نمي‌كنند. به همين راحتي! دليل مهم سردمزاجي مردان كه گفته شد را كنار اين بگذاريد تا  متوجه شويد گاهي اوضاع مي‌تواند چقدر خراب شود. چيزي كه اصطلاحا به آن چرخه معيوب مي‌گويند: زن احساس بي‌ميلي كرده و به مرد كم محلي مي‌كند و جواب منفي مي‌دهد. چيزي كه زن مي‌خواهد تا در اين مرحله آماده شود، عشق و محبت بيشتر مرد است اما مرد كه به‌خاطر واكنش زن احساس ناكامي كرده، سرد شده و نمي‌تواند به همسرش آن عشق و محبتي را كه لازم دارد نثار كند؛ پس باز هم زن پاسخ سردتري از مرد دريافت مي‌كند و فاصله بيشتر و بيشتر و بيشتر مي‌شود.

دليل دومي كه زنان را سرد مي‌كند، نرسيدن زن به سطحي از احساس رضايت است كه انتظار دارد. اين مسئله كاملا به تبحر همسر احتياج دارد و مردي كه چنين تبحري ندارد بايد هرچه زودتر به مشاور مراجعه كرده و مشكلش را برطرف كند.

پس مي‌شود گفت براي يك زن، يك رابطه راضي‌كننده و حمايت عاطفي در اين رابطه مهم‌ترين مسائل هستند. برعكس مرد كه مهم‌ترين مسئله برايش احساس موفقيت است؛ احساس توانايي و اعتماد به نفسي كه مي‌تواند او را گرم نگه دارد.



دوشنبه 1391/04/05 |
زوج‌ها بايد در زمينه روابط جنسي رابطه‌شان را باز، مثبت و راحت نگه دارند. به اين ترتيب هر2 اطمينان لازم را پيدا مي‌كنند. بهترين كار اين است كه 2طرف در چنين موقعيت‌هايي خيلي شفاف و البته محترمانه با هم صحبت كنند و به يكديگر بفهمانند كه اگرچه حالا براي ايجاد رابطه آمادگي ندارند اما در كل از زندگي زناشويي‌شان راضي هستند و آن را دوست دارند. اين يك مهارت است كه در شماره آينده در همين صفحه درباره آن صحبت مي‌كنيم.


دوشنبه 1391/04/05 |
همانطور که همه ما می دانیم، نمی توانیم بدون اینکه اول خودمان را دوست داشته باشیم، کس دیگری را دوست بداریم. آیا می دانستید که عشق، یک انتخاب است؟ ما انتخاب می کنیم که دوست داشته باشیم یا نداشته باشیم. به همین سادگی. اما من فکر میکنم که انتخاب "دوست نداشتن"، خودِ واقعی ما نیست. این خودِ دوست نداشتن در عصبانیت، قضاوت، خشم، کینه و همه آن چیزهایی که اجازه می دهیم در دوست داشتن ما دخالت کنند، غرق شده است. آسیب ها و زخم هایی که قبلاً خورده ایم را فراموش نمی کنیم. این زخم ها هستند که تعیین می کنند که باشیم و نسبت به افراد پیرامونمان چطور واکنش نشان دهیم. اختیار یک الکلی دست مشروب است و اختیار فرد زخم خورده دستِ کینه.
همسرم همیشه به من می گفت، "من تو رو دوست دارم ولی آن بیماری را دوست ندارم." منظور او این بود که من را به خاطر آنچه که هستم دوست دارد نه آن فرد الکلی درونم. فرد الکلی درون من هم نمی توانست کسی را دوست داشته باشد. من آدمی خودخواه و سرد بودم. آنقدر غرق در اعتیاد درون خود بود که نمی توانستم هیچ محبتی به همسرم نشان دهم. افکارم تاحدی خراب بود که فکر می کردم این اوست که باید خودش را بیشتر وقف من کند.
اینگونه است که اجازه می دهیم احساسات و افکارمان، دوستداشتن ها و عشقمان را کنترل کنند. کسی که احساساتش او را کنترل می کند نمی تواند کس دیگری را دوست داشته باشد. متاسفانه، خیلی از ما نمی توانیم به خاطر احساسات منفیمان، کسی را به درستی دوست داشته باشیم. به خاطر همین است که می گویم کنترل اینکه چه چیز وارد قلبمان و مغزمان می شود خیلی مهم است.
در ازدواج هم خیلی از ما نمی توانیم به طرفمان عشق بدهیم تا زمانیکه می فهمیم این راهی که انتخاب کرده ایم تنها راه ممکن و بهترین راه نیست. احساسات باعث می شود چیزهایی در همسرمان ببینیم که موجب می شود به موشکافی او بپردازیم. اما موشکافی کردن احساسات و تجربه های همسر هیچ کمکی به این فرایند عشق ورزی نمی کند. اکثر زوج ها وقتی ادعا می کنند که همدیگر را دوست دارند، این دوست داشتن آن چیزی است که تصور می کنند، نه واقعیت. اینها عشق های دروغی و خودِ دروغی آنهاست. واقعی نیست.
اگر بخواهید کس دیگری را واقعاً دوست داشته باشیم، باید اول خودمان را دوست بداریم. دوست داشتن همسرمان یعنی چیزی از خودمان را به او بدهیم، درست است؟ عشق دادن است، بخشیدن است. واقعاً به همین سادگی. من فکر می کنم این دادن و بخشیدن را به همسرمان باید زمانی انجام دهیم که اصلاً میلی به آن نداریم.
روی دیگر سکه هم این است که نباید هیچوقت خودمان را تغییر داده و همانی شویم که همسرمان می خواهد. اگر اینکار را انجام دهیم، دیگر بیشتر به دلقکی شبیه و بسیار خسته کننده خواهیم شد.
باید طوری تغییر کنیم که همانی بشویم که واقعاً هستیم. قدرت ما برای عشق وزیدن بیشتر از آن چیزی است که به خودمان اجازه می دهیم. ما از اینکه خودمان باشیم آنقدر می ترسیم که سعی می کنیم همانی شویم که همسرمان می خواهد، حتی اگر اصلاً آن شخصیت را دوست نداشته باشیم.
دلیل اینکه خود واقعی شما با احساسات واقعیتان بیرون نمی آید، آن کوله بار احساسی یعنی خشم است. اگر به آن اجازه دهید، خشم و کینه سالهای سال در قلب شما می ماند، چون شما قادر نیستید ببخشید و فراموش کنید.
و وقتی که نمی بخشیم، چه اتفاقی می افتد؟ موجب خجالت، شرمندگی، احساس گناه، و عصبانیت می شود و ظرفیت عشق ورزیدنمان پایین می آید. واقعیت این است که نمی توان به طور کل فراموش کرد، اما می توان بخشید.
من شدیداً اعتقاد دارم که چیزی که در قلبمان تولید می شود به عمل می رسد. ظرفیت ما برای عشق ورزیدن برابر با صداقتی است که با خودمان داریم. شاید وقتی نمی توانیم همسرمان را ببخشیم، خیلی با خودمان یا با خدای خود روراست نباشیم. وقتی به طور کامل همسرمان را بخشیدیم، آنوقت دیگر زخم ها و صدمه های گذشته را احساس نمی کنیم. آزاد می شویم و کنترل احساساتمان دست خودمان می آید. رشد معنوی و احساسی ما آغاز شده و می توانیم عشق را با وسعت زیاد تجربه کنیم.
می بینید، واقعاً مهم نیست که دیگران چه فکری در مورد ما می کنند، آنچه مهم است این است که خودمان چه فکری درباره خودمان می کنیم. بخشش باعث می شود بفهمیم این قدرت را داریم که با کمک خداوند با احساساتمان کنار بیاییم. وقتی از ته قلب کسی را می بخشیم، آنوقت می فهمیم که خدا می خواسته ما چگونه باشیم و خودمان را دوست خواهیم داشت.
می توانیم انتخاب کنیم که ببخشیم و بخشش عشق است. از بخشیدن همسرتان نترسید. او را ببخشید و دوست داشته باشید. عشق واقعی با بخشش و پذیرش ایجاد می شود. و وقتی همه آنهایی را که باید ببخشید، می بخشید، آنوقت می توانید آزادانه خودتان و آنها را دوست داشته باشید.



شنبه 1390/07/23 |

 

دانلود نرم افزار رایگان

فروشگاه اينترنتي می شاپ

مرجع تخصصی موبایل

هموار