X
تبلیغات
هنر رابطه زن و مرد

راههای متعددی برای نیل به یک رابطه ی هدفمند و سالم وجود دارد که برخی از آنها متأسفانه در فرهنگ ملل ما هنوز جا نیفتاده است، در اینجا به این راهکارها اشاره می کنیم:

۱- هیچ کس غیر از خودتان مسئول شادی شما نیست! بهتر است اوّل از خودتان بپرسید که چرا هیچ وقت شاد نیستید؟ یکی از دلایل اختلاف در رابطه ها این است که فرد دائماً شاکیست و با روحیه ای ضعیف طرف مقابل را مورد سرزنش قرار می دهد. تنها کسی که کنترل زندگی شما را بر عهده دارد، خود شما هستید، دقیقاً خودتان هستید که با رویه خود در رابطه ها می توانید روند بد یا خوب بودن آن رابطه را تعیین و ادامه دهید.

۲- انعطاف پذیر باشید، به عقاید دیگران احترام بگذارید، هیچگاه دو انسان، عقاید و رفتار یکسان ندارند، بنابراین انتظار نداشته باشید که هر چیزی که می گویید، نفر مقابل آن را براحتی قبول کنید. رابطه ای دو طرفه و سودمند داشته باشید. در قرارهای خود سروقت حاضر شوید، اگر تعهد خاصّی بین خود گذاشته اید مثل ازدواج و … به تعهدات خود پای بند باشید تا همواره امنیت و اعتماد بین شما برقرار باشد.

۳- به دنبال نقاط مشترک رفتاری خود و نفر مقابل باشید تا در این بین، اختلافات و نقطه نظرهای متفاوت یکدیگر را راحت تر قبول کنید، به این ترتیب هر دو از این رابطه ی دو طرفه لذّت خواهید برد. حقیقت این است که نمی شود در یک رابطه همواره به سود خود روند را پیش ببرید و در ادامه انتظار داشته باشید در این رابطه موفق و پیروز باشید. “اگر می خواهی تو را دوست داشته باشم باید این کار را …. بکنی”، چرا که این توقعات دائماً باعث بحث و جدل می شود، شاید هم وقتی خیالتان راحت شود که با این اختلافات، نهایتاً وی شرط شما را بپذیرید، ولی خوب، این رابطه پابرجا نخواهد بود. به نظرات وتجربیات یکدیگر گوش فرا دهید و آنها را در زندگی خود سهیم کنید. اگر فکر می کنید که نمی توانید این سهیم بودن و دو طرفه بودن رابطه را تحمّل یا ایجاد کنید، این بدان معنیست که هیچ گاه قادر نیستید یک رابطه ی سالم و با پرجا را داشته باشید.

۴- همواره به رابطه خود به عنوان یک پدیده و تجربه ی جدید در زندگی بنگرید. مطمئناً طرف مقابل شما نیز تجربیات و ناشناخته هایی سودمند را برای شما دارد و به این ترتیب ناخودگاه هر دوی شما به خودسازی و تکامل نفر مقابل می پردازید و در نهایت با این دید، هر دو طرف از رابطه ی خود راضی و خرسند هستند.

۵- شجاع باشید، حسّ خود را بیان و حقایق را قبول کنید. اگر واقعاً او را دوست دارید با طرف خود روراست باشید و احساس درونی خود را بیان کنید. متأسفانه برخی با پنهان کردن علاقه و گذشته یا وقایع کنونی زندگی خود، مجبور به دروغ گفتن های پی در پی و در نتیجه سبب بروز اختلافات و عدم اطمینان در رابطه می شوند.

۶- یکدیگر را ببخشید. بخشش یعنی گذشته را فراموش کردن و به فکر حال بودن. در این صورت قادرید بر زندگی کنونی خود مسّلط باشید. در مورد مسائل آینده صحبت کنید و سعی کنید به قول ها و تعهدات اخلاقی بین خود، پای بند باشد. اگر نتوانید گذشته را فراموش کنید، این خود زنگ خطری برای تباهی رابطه ی شماست. هم شما و هم نفر مقابل باید ضمن گذشت از خطاهای یکدیگر، سعی کنید با عدم تکرار آنها، روند جدیدی را شروع کنید. از ناامید شدن، کینه و خشم خودداری کنید. در صورت بروز اختلاف اگر وی از شما خواست او را برای مدّتی تنها بگذارید، به خواسته وی احترام بگذارید، به او وقت دهید و نیازش را در آن لحظه درک کنید.

۷- توقعات خود را بازنگری کنید. با خود رو راست باشید و برخی توقعات و انتظارات نابجای خود را به خصوص در موردمسائل مالی، اصلاح کنید. بدانید که هر انسانی در روابط خود همواره به دنبال عشق، مهربانی و آرامش است.

۸- مسئولیت پذیر باشید. مسئولیت یعنی: توانایی حل و برطرف کردن مشکلات نفر مقابل، نه سرزنش وی. سعی کنید از همه ی خلّاقیت و قدرت خود برای حل مشکل او استفاده کنید، نه اینکه با سرزنش یا گفتن جمله ی”متأسفم، این مشکل توست!” خود را راحت کنید.

۹- همواره از وی و همچنین خود تقدیر کنید. البته که در حین بحث و جدل و اختلاف، تقدیر و تحسین کاری بس مشکل است. بهتر است زمانی که در حالت آرامش هستید، از وی تقدیر کنید و مزایای او را یاد کنید، در نتیجه از آن پس قادرید، در ابتدای شروع بحث و جدل، با شجاعت تعریف و تمجید از نفر خود، آتش اختلاف را در ابتدا خاموش  و عشق و حسن نیّت خود را نشان دهید.

۱۰- اشتباهات خود را قبول کنید و معذرت خواهی کنید. در صورت بروز اختلاف یا بحث و جدل، بهتر است از یکدیگر فرصت بررسی را در مورد اشتباهاتی که شما یا او مرتکب شده است، بخواهید. بعد از ۵ یا ۱۰ دقیقه آرامش، اگر از قصور از شما بوده است، علّت عصبانیت و ناراحتی خود را صادقانه به وی بگویید، از اینکه او کاری را بر خلاف میل شما یا تعهداتتان انجام داده است یا … صحبت کنید. از او نیز بخواهید که ضمن بررسی رفتار خود، منصفانه به شما توضیح دهد، در واقع با این کار ضمن کمک به ثبات و تقویت رابطه ی خود، به نوعی الگویی برای او می شوید تا در صورت وقوع تقصیر از طرف شما، او نیز همچین برخورد مناسبی را داشته باشد.

۱۱- برای یکدیگر وقت بگذارید. خیلی مهم نیست که این وقت کجا و به چه کاری مشغول باشید، این زمان می تواند با ورزش، سینما، دیدن فیلم در منزل و یا هرچیزی که علائق مشترکتان هست بگذرد، مهم این است که وقت باارزش خود را در اختیار یکدیگر قرار دهید، با این کار بطور فوق العاده ایی عشق و علاقه ی بین یکدیگر را افزایش می دهید.

۱۲- لبخند را فراموش نکنید. خنده خود دوای هر درد است، ضمن اینکه در هر رابطه ای لبخند صادقانه و روی خوش، ثبات رابطه ی شما را دو چندان خواهد کرد. با چهره ای عبوس و گذراندن زمانی کسل کننده و خسته کننده، تمامی ارزشهای رابطه ی شما زیر سوال می رود و به تدریج دیگر علاقه ای به با هم بودن ندارید. 

گامهایی موثر در شیرینی روابط:

یک اصل ثابت شده می گوید:”ابتدا خود و ارزشهای خود را دوست داشته باش تا بتوانی دیگران را دوست داشته باشی و آنها را ستایش کنی”،همواره مراقب خود و رفتارتان باشید. برای خود و علاقه تان احترام بگذارید. اصالت و جایگاه خود را هیچ گاه فراموش نکنید و دست کم نگیرید. با احترام به خود است که به نوعی یاد می گیرید به نفر مقابل خود نیز احترام گذاشته و با رفتار خود مرزهای حرمت بین خود را نگاه داشته و ناخودآگاه، به این ترتیب با بنای احترامی دو طرفه، رابطه ای مستحکم تر را بنا کرده اید. البته به شرطی که این احترام دو طرفه و کاملاً صادقانه باشد نه ظاهری!

هر دو طرف در سیر رابطه ی خود سوالاتی در مورد یکدیگر و احساساتشان نسبت به یکدیگر در ذهنشان پدیدار می شود، به قول قدیمی ها بهتر است اوّل روی کلام یا سوالی که از دهانتان خارج می شود، در حین آرامش فکر کنید و سپس بطور شفاف از نفر مقابل بپرسید، نه اینکه با عصبانیت و بدون هیچ تأملّی پرسشی کنید که بعد از آن از بیان آن پشیمان شوید. بطور مثال، برخی با کوچکترین اختلافی سریعاً و بدون هیچ فکری می گویند:”اصلاً تو مرا دوست نداری و هر گز هم دوست نداشتی!!” و با ادامه ی بحث در حین عصبانیت و استرس کار به جدایی ختم می شود و بعد هم پشیمانی و …!!

با وی طوری رفتار کنید که دوست دارید دیگران با شما برخورد کنند! مهربان و باگذشت باشید. اگر وی را آزرده اید، معذرت بخواهید، عذرخواهی نه تنها کسی را کوچک نمی کند، بلکه به این ترتیب به او می فهمانید که وی برای شما ارزشمند است. همواره موقع خشم و عصبانیّت، ممکن است هر کلام یا حرف غیر منطقی و نابجایی از دهانتان خارج شود، بهتر است خونسردی خود را حفظ کنید و با اندکی تأمل و کسب آرامش مجدد، حرف خود را شروع کنید. شاید در این مواقع، وی از شما بخواهد او را برای مدّتی تنها بگذارید، این کار را انجام دهید امّا هرگز اجازه ندهید بطور طولانی مشکلی در دل شما و وی حل نشده باقی بماند.

بهتر است شروع کننده صحبت شما باشید، چه پاسخ منفی باشد یا منفی، اگر می خواهید وی به شما اطمینان کند، اوّلین و بهترین راه این است که ابتدا شما به وی اطمینان کنید. بگذارید در ذهن خود با بازی با افکار و حدسهایش، یک سری مسائل ناشناخته در مورد شما را شناسایی و کشف کند. امّا این کار را با سیاست انجام دهید و وی را در عمل انجام شده قرار ندهید. 

وقت شناس باشید و بدانید کی و کجا باید انعطاف پذیر باشید و کی حدود خود را در احترام حفظ کنید. در غیر اینصورت، بی خردانه کاری یا حرفی می زنید و در نتیجه می شود، نوشدارو پس از مرگ سهراب! همواره با رفت و آمد و گفت و گو، در پی استحکام روابط خود باشید، چرا که رابطه ی بدون دیدن و شنیدن، اساساً رابطه ایست تهی! برای مثال، حتّی برای سلام و احوال پرسی یا گفتن جمله ی “دوستت دارم” به او زنگ بزنید، در مکالمات خود از بکار بردن یا حالاتی که در وی زمینه ی شکّ و بدگمانی را ایجاد کند، بپرهیزید بلکه کاری کنید که حرفهای شما همراه صداقت، احترام و روراستی بیان شود. اگر هم طوری حرف زده یا رفتار کردید که وی به صداقت و روراستی شما شک کرده است، اگر با حسّی واقعی و از ته دل بگویید که بی گناه هستید، مطمئناً او نیز در اعماق قلب خود شما را باور می کند. اعمال و خاطرات گذشته، همواره الگوییست که در ذهن دو طرف حکّ شده است. بنای بی اعتمادی، روابط شما را به سردی می گراید. البته که در این بین ممکن است دو طرف مجبور به رعایت تعهدات و یک سری محدودیتهایی باشند، امّا به یاد داشته باشید رابطه ی شما ارزشش بیشتر است. اگر اعتماد دو طرفه از صمیم قلب حکفرما باشد، ناخودآگاه هر دوی شما بدون ناراحتی و شک کردن می توانید آزادانه تر به امور دیگر خود نیز بپردازید. هرچند که از سر علاقه شدید بین دو طرف، حسادت امریست عادی!

از او تعریف کنید و عشق خود را نشان دهید، از هر فرصتی برای تعریف، تمجید و ابراز عشق دریغ نکنید. در حین حال در مورد انتقاد ها یا سوال وی در مورد چیزی با ملایمت و کلماتی زیبا، نظر وی را رد یا قبول کنید، نه اینکه تنها با پاسخی رسمی “خیر” یا “بله”، قضیه را فیصله بدهید. برای مثال، اگر وی شلواری را می خرد و می پوشد یا با هم به خرید رفته اید و دارد آن را امتحان می کند و واقعاً آن شلوار به او نمی آید، می توانید اینطور بگویید:”فکر کنم اگر یکی دیگر را امتحان کنی بهتراست” نه اینکه بگویید:”اصلاً خوشم نیامد و تو را چاق نشان می دهد!”

قبل از انجام کاری بهتر است در مورد آن فکر کنید، سعی نکنید که مشکل خود را همگانی کنید، به خصوص با دوست دختر/پسر قبلی خود یا همکارانتان. شاید این کار شما سبب برانگیخته شدن احساس قبلی آنها به شما بشود یا باعث ایجاد رابطه ای احساسی با همکارتان شود. در حالی که شما واقعاً قصد این کار را نداشته اید!

در مورد روابط گذشته خود با وی روراست باشید و دروغ نگویید، در صورت روراست بودن نهایتاً شاید او از شما بپرسد که “آیا هنوز نفر قبلی را دوست داری یا بهش فکر می کنی؟”، در این صورت این طور پاسخ دهید: “عزیزم فقط خاطرات است که به هر حال در ذهن هر آدمی می ماند، ولی مطمئنم با بودن و عشق به تو، خاطرات خوشمان جایگزین آنها می شود، در رابطه ی جدید خود از مقایسه وی با نفر قبلی جداً خوددرای کنید، فراموش نکنید او نفری جدید با خلق و خو و جسمی متفاوت از نفر قبلیست. تمام سعی خود را بکنید که از نفر قبلی و خاطرات خود حرفی نزنید و دست از مقایسه بردارید. با تعریف و یادآوری لحظات خوش خود با نفر جدیدتان لحظات خود را شیرین کنید.

با یادگیری نکات فوق می توانید در شروع یا وقوع حالات ذکر شده، دیگر می دانید که  چه عکس العملی باید نشان دهید دهید. در واقع با مرور این نکات، یاد می گیرید که هر انسانی جایزالخطاست و می توانید با واکنشی منطقی و در عین حال ملایم، مشکلات را حل و روابط خود را تقویت کنید.

دقّت کنید:

توقعات منطقی و واقعی داشته باشید. برای مثال ازدواج مسئله ای نیست که تنها پس از یک هفته آشنایی از او بخواهید! آنقدر هم مطمئن نباشید که با شروع یک رابطه قادرید تمام اختلافات را حل و این رابطه جدانشدنی باشد. درست است که با رعایت نکات فوق می توانید برخی مشکلات را حل کنید ولی حقیقت گرایی چیز خوبیست، چرا که گاهی اوقات دو نفر واقعاً برای هم ساخته نشده ند و اختلافات فاحشی در زمینه فکری و رفتاری دارند که در آخر با تمام نکات فوق بازهم لاینحل است. شاید همیشه از جدایی و تنها ماندن می ترسید ولی مهم این است که رابطه ای که دارید، آرامشگری برای روز و شب شما و تشویقی برای ادامه ی زندگی باشد نه اینکه با گفتن جملات استرس زا مثل “همش تقصیر توست” و … خود و او را آنقدر آزار دهیم که دیگر نه تنها آرامش عادی زندگی خود را از دست می دهیم، بلکه با اعصابی ضعیف و استرس دائمی روزگار خود را سپری کنیم!

اگر می بینید که در رابطه ای تحت هر عنوانی از شما سوءاستفاده می شود، آن رابطه را فسخ کنید و دیگر ادامه ندهید. هیچ عذری برای سوء استفاده قابل قبول و جبران نیست. در ابتدا سعی به اصلاح روابط بکنید امّا با ادامه ی سوء استفاده، حتّی اگر این قطع رابطه ناگهانی باشد،  از ادامه ی آن صرف نظر کنید.

همواره بدانید که هیچ رابطه ای بدون ایراد و کامل نیست. حتماً شنیده اید که دعوا شیرینی زندگیست و در هر تعاملی بین دو نفر، احتمال عدم توافقات و در نتیجه وقوع اختلافاتی غیر قابل اجتناب است. با رعایت نکات فوق، می توانید این اختلافات و کش مکش ها را حل و فصل نمایید. باز هم تأکید می کنیم در این وضعیت با کنترل خشم خود و با خونسردی، ضمن برقراری صلح، از پشیمانی و حسرتهای آینده به دور می مانید. امّا به یادداشته باشید رابطه ای که ضمن رعایت نکات فوق، بازهم دائماً مملو از بحث و جدل، ردّ و بدل کلمات رکیک و قهر و آشتی های پی در پی باشد، هیچ فایده ای ندارد، این جنگ و دعواها پایه های روابط را در نهایت رو به نابودی می کشاند.



دوشنبه 1390/06/14 |

تصور کنید: برنامه ملاقات شما به خوبی پیش رفته است، و او شما  را برای صرف آخرین نوشیدنی به منزلش دعوت کرده. شما وارد می شوید، کفش هایتان را از پا در می اورید و انگاه عطر جوراب هایتان در تمام فضای اتاق پخش می شود. امیدوارید که او متوجه نشود؟


 آرزوی خوبی است، اما باید بدانید زمانی که نوبت به موارد بهداشتی و نگهداری از بدن می رسد، خانم ها متوجه همه چیز می شوند. و از آنجایی که بیشترین میزان توجه آنها در انتخاب همسر مناسب به مواردی نظیر بو، و بهداشت بر می گردد، جوراب های کثیف و یا ناخن های نا مرتب می توانند به راحتی رابطه شما دو نفر را بر هم زنند.

در این قسمی لیستی از اعضایی که آقایون معمولا به این دلیل که تصور می کنند خانم ها به آن قسمت ها اهمیت نمی دهند، آنها را تمیز نکرده و مراقبت های لازم را در موردشان انجام نمی دهند، را برایتان آورده ایم. امیدواریم پس از مطالعه لیست زیر، جزء افرادی باشید که از این نقاط مراقبت کافی می کنند و اهمیت آن را می دانند.

۱- ابرو

او انتظار ندارد که ابروهای شما همانند خودش کاملا دارای فرم باشد، اما ابروهای پر و در هم و بر هم نیز، چیزی نیست که او انتظار دیدنش را داشته باشد.

در این مورد چه کنید: اگر شما جز آن دسته از مردهایی هستید که ابروهای پری دارند، باید درست کاری را انجام دهید که خانم ها انجام می دهند: ابروهایتان را بردارید. فقط کافی است موهای بین دو ابرو را بردارید (فقط موهایی که وسط دو ابرو قرار دارند). البته اگر قصد دارید موهای بیشتری را بردارید، بهتر است نزد یک آرایشگر بروید تا او این کار را برایتان انجام دهد.

۲- ناخن

دستان شما نقطه ای هستند که مطالب بسیاری در مورد نظافت و بهداشت شخصی شما را در اختیار او قرار می دهند. پس اجازه ندهید تا ناخن های چرک و کثیف شما را از دور خارج کنند.

در این مورد چه کنید: لازم نیست هر هفته مانیکور کنید تا ناخن هایتان فرم داشته باشند، بلکه فقط کافیست از داروخانه یک عدد سوهان خریداری نمایید و سختی ها و لبه های تیز آنرا صاف کنید. هیچ خانم دوست ندارد، کسی او را با ناخن های بد فرم و ناصاف در آغوش بگیرد.

۳- پوست

هیچ خانمی نمی تواند از لمس کردن پوست لطیف و صاف اجتناب کند. آیا این دلیل کافی نیست تا شما را ترغیب به داشتن پوستی لطیف و شاداب نماید؟

در این مورد چه کنید: خانم ها به وسیله کرم های نرم و مرطوب کننده با خشکی پوست در سرما مبارزه می کنند، آقایون اغلب این کار را انجام نمی دهند. لازم نیست موشک هوا کنید؛ فقط یک قوطی نرم کننده (ترجیحا بدون بو) خریداری کنید و آنرا مرتبا بر روی پوست خود بمالید تا خشکی ها از بین بروند. افرادی که پوست های چربی دارند، باید نمونه هایی را خریداری کنند که بدون روغن (oil free) باشند، به این ترتیب مشکلاتان به اسانی حل خواهد شد.

۴- پا

ترک پا، قارچ های موضعی، ناخن ها بلند انگشت های پا، و بوی بد آن می تواند به راحتی او را از برقراری رابطه با شما منصرف کند. متاسفانه زمانی که شما کفش هایتان را در می آورید اولین چیزی که یک خانم به آن توجه می کند، همین موارد هستند. اگر نتوانید از این قسمت پنهان بدن خود به خوبی مراقبت کنید،  او ممکن است تصور می کند که توانایی مراقبت و نگهداری از سایر اعضای مخفی را نیز ندارید.

در این مورد چه کنید: اگر پودرها و پمادهای روی میز جواب نمی دهند باید با یک پزشک در این مورد مشورت کنید.

۵- موی بینی/ گوش

من موی گوش و بینی یک مرد را با سبیل های بلند و نمایان یک خانم برابر می دانم. یک خانم برای از بین بردن سبیل ها، آنها را موم می اندازد، دکولوره می کند و هر کار دیگری که از دستش بر آید در این زمینه انجام می دهد. آیا شما نیز نباید همین کار را انجام دهید؟

در این مورد چه می کنید: در این قسمت یک راهنمای ساده وجود دارد که باید آنرا اجرا کنید: زمانی که موهای گوش و یا بینی آنقدر بزرگ شده باشند که از سوراخ ها بیرون بزنند، باید نسبت به کوتاه کردن آنها اقدام کنید.

۶- دندان

لبخندی با دندان های درخشان تحت هر شرایطی همه چیز را به نفع شما بر می گرداند. دندان های لکه دار، زرد، و پلاک دار او را به راحتی به سمت دیگری منحرف میکند.

در این مورد چه کنید: اگر مشکلات دندان هایتان بیش از اندازه حاد شده باید، نزد دندانپزشک بروید؛ اما اگر هنوز به این مرحله نرسیده اید، بهتر است یک خمیر دندان سفید کننده و دهان شویه خریداری کنید. البته باید اشاره کنم که استفاده کردن از آنها را نیز از یاد نبرید.

۷- کمر

کمر شما شهوت انگیزترین نقطه بدنتان است، البته نه زمانی که پر است از جوش و موهای زائد.

در این مورد چه کنید: اگر مشکل شما جوش های غرور است، از کرم و یا لوسیون های پاک کننده استفاده کنید. در مورد موها هم اگر مقدار آنها کم باشد اصلا مسئله ای نیست، تا به حال کمی مو هیچ را اذیت نکرده اما اگر مقدار آن بیش از حد نرمال است باید به سالن زیبایی بروید و آنها را اپیلاسیون کنید .



دوشنبه 1390/06/14 |
آیـا تصمیم به ازدواج دارید؟ و یا آنکه در حـال حـاضـر متاهل مـی باشـیـد؟ شـمـا قادر به بـنیان نـهادن یک ازدواج موفق و پایدار خواهید بود. من بر اساس  تجربیات پیشـیـن خـود می دانـم کـه پـایدار نگاه داشتن یک ازدواج موفق مستلزم تـلاش و کـوشـش مسـتمـر است. باید متوجه باشـیـد کـه مفهوم ازدواج چیزی فراتـر از یـک پـیـمان قـانـونی و مشروع میباشد که به واسطه آن به زن و مرد اجازه میدهد بعنوانزن وشوهر در کنار یکدیگر زندگی کنند.

 

اهمیت مشاوره پیش از ازدواج

مـشاوره پیش از ازدواج را شدیدا به شما توصیه میکـنـم. شــانس ایجاد یک ازدواج موفق هنگامی که زن وشوهر قادر باشند با یکدیگر در رابطه با مـسائـل ذیـل گـفـتـگو کـرده و بـه یـک تـفـاهـم رضایت بخش و دو سویه در عرصه زندگی مشترک دست یابند، افزایش می یابد:

۱- عقاید و رسوم مذهبی و معنوی.

۲- روابط جنسی ( نگرشها و علایق جنسی )

۳- مادیات ( اهمیت آن، نحوه خرید و تدابیر سرمایه گزاری)

۴- بهداشت فردی و انتظارات و نگرشها نسبت به تناسب اندام.

۵- مدیریت خانواده ( وظایف ومسئولیت ها )

۶- پرورش و تربیت فرزندان و تعداد آنها.

۷- ورزش ها، سرگرمی ها، فعالیت های تفریحی و نحوه گذراندن تعطیلات.

۸- دید و بازدید از خوشاوندان خود و همسرتان.

۹- تعهدات اجتماعی.

۱۰- اهداف و آرزوهای فردی.

اینکه از پیشینه خانواده هـمسـرتـان آگـاهـی یـابـیـد بـسیـار ضـروری مـی بـاشـد. چـون شـخـصـیـت کنونی شما  تا حد زیادی برگرفته شده و حاصل همان تجاربی است کـه در شرایط و محیط یک خانواده خاص کسب کرده اید. خـانـواده پـیـونـد دهنده فرد بـا گـذشته مـی باشد. مـا شـدیـدا مـتـاثر نگرشها، رفتار و کنشهای خانواده ای هسـتـیـم کـه در آن پرورش یافته ایم. بله درست است شما تنها با یک فرد نیست که وصلت میـکنید بلکه با طرز تربیت خانوادگی وی نیز تا آخر عمرتان سر و کار خواهید داشت.

مفهوم تعهد در ازدواج

ازدواج خوب و مـوفـقـیـت آمـیـز وجـود دارد امـا ازدواج بـی عیب و نقص و تمام عیار میسر نمیباشد. هر ازدواج موفق و پایدار شامل متعهد گشتن بی قید و شـرط نـسـبـت بـه یک فرد نا کامل است. این انتظار که همسرتان کامـل و فـاقـد هـر گـونه عیبی باشد واهی و نا معقولانه می باشد. امروزه که جدایی ها و طلاق های شـتابـزده در کوچکترین نشانه اختلاف و مشکلات زندگی اتفاق می افتند مهم است که از خودتان سوال کنید که تعهد شما نسبت به ازدواج چیست؟ تـعـهد بـه ازدواج بـه مـفهـوم آن اسـت که زن و شوهر به یکدیگر چنین گفته باشند: ” مـا نسبت به زنـدگی مـشـتـرکـمان بـی اعتنا و بی اهمیت نیستیم. ما ازدواجمان را بر پایه عشق، احترام، شرافت و عـلاقـه دو سـویه و خالصانه با یکدیگر آغاز کرده ایم. ما اعتقاد داشتیم و داریم که به یکدیگر وفادار بمانیم، صـادق بـوده و دروغ نـگویـیـم و بـه یکدیگر اعتماد داشته باشیم. چـه در حـضـور یـکدیـگر چـه در غیاب یکدیگر “. رعایت نکات زیر سبب تحکیم تعهد به زندگی مشترک میگردد:

سازگاری معنوی
سازگاری شخصیتی
خود شناسی آگاهانه
توانایی در ارتباط برقرار کردن با یکدیگر (بیاموزیم که چگونه بحـرفهای همسرمان گوش دهیم و پرسشهای وی را واضح، مشخص، بـدون پـیش داوری و بدون کینه ورزی و انتقام جویی پاسخ گوییم.)
علاقه دو سویه بیکدیگر

 

خصایص اثر بخش

۱- افرادی که در ازدواجشـان یـک نـظام ارزشـی مـقـتـدر را بکار می بندند، بسیار زیاد در مـحقق گشتن یک ازدواج و ارتباط موفق و صحیح به آنها کمک خواهد کرد. نـظـام ارزشی که دربـرگیـرنـده صـفـات و خـصـوصـیات: صـداقت، راستی، همـبستگی، اعتماد، احترام، عشق، گذشت، تفاهم و وفاداری به یکدیگر مـی باشد. ازدواجی که در آن زن و شـوهـر دارای انـتـظارات متـضاد و خـواسـته هـای غیر قابل انعطاف می باشند، شـانـسـی برای موفقیت وجود نخواهد داشت.

۲- مشـاجـرات و اخـتـلافـات را بـه شیوه سازنده و ثمر بخش حل و فصل کنید. که شامل تمرکز بـر دغدغه های هر دو فرد و یافتن گزینه ها و راههایی می باشـد کـه هـر دو طـرف منتفع گشته و به خواسته هایش دست یابد. تـقـریـبـا در هـر اخـتـلاف یـک نفر احساس می کند که مورد بی مهری، بی احترامی و بی توجهی قرار گرفته است. در ازدواج نباید ایـن چـنـین باشد که همواره یک فرد برنده و فرد دیگر بازنده گردد. چـون آن دیـگر مـذاکـره نبوده بلکه تحکم و سلطه گری می باشد.

۳- دوام ارتـباط زناشویی هنگامی که زن و شـوهر زمـان و مـیـدان بـیـشتـری در اخـتـیـار یکدیگر قرار میدهند تا اندکی آزاد باشند، افزایش می یابد.

۴- فراتر از هر چیز آنکه ایمان داشته باشید. ازدواج میتواند تجربه ای سودمند برای شما باشد. با کمی همت و تلاش ازدواج شما موفقیت آمیز خواهد بود.



دوشنبه 1390/06/14 |

۱- شما نمیتوانید فردی را مجبور کنید تا شما را دوست داشته باشد و هیچ کس توانایی خوشبخت ساختن صد در صد شما را ندارد.

۲- هر چه میخواهید تلاش کنید، شما هیچگاه قادر نخواهید بود شریک خود را تغییر دهید، هر چند اگر شما خود را تغییر دهید، ممکن است شریک شما نیز تغییر کند.

۳- اشخاص با اشخاص ازدواج نمیکنند، بلکه آنها با توهمات و خیالپردازیهای خودشان ازدواج میکنند.

۴- یک ازدواج حقیقی درست از نقطه ای آغاز میگردد که توهمات پایان می یابند. چالش یک ازدواج آن است که کشف کنیم با چه کسی ازدواج کرده ایم.

۵- عشق تنها یکی از عللی است که ما شریک خود را بر میگزینیم. (برخی اوقات مهمترین فاکتور نمیباشد)

۶- به احتمال زیاد، خصلتها و صفات موجود در شریکتان که دیوانه وار خشم شما را برمی انگیزند، همان صفاتی هستند که در ابتدا شما را مجذوب شریکتان کرده بوده اند.

۷-این غیر ممکن است که شما  بدون تجربه کردن دوران درد و تنهایی یک رابطه را پشت سر بگذارید.

۸-بزرگترین هدیه ای که میتوانید به فرزندانتان اعطا کنید یک ازدواج محبت آمیز میباشد.

۹-موفقیت زمانی در یک ازدواج حاصل میگردد که هر کدام از ما به این واقعیت پی ببریم که نیازهای شریکمان حداقل به اهمیت نیازهای خودمان میباشد.

۱۰- ازدواج بهترین فرصت برای رشد و بالندگی، غلبه بر حس خودخواهی و آموزش عشق ورزی میباشد.



دوشنبه 1390/06/14 |

ازدواج یکی از مهمترین حوادثی است که در زندگی هر انسان رخ می‌دهد. لذا دارای اهمیتی در خور توجه است. نظر به اهمیت ازدواج و تشکیل خانواده و تأثیر آن در تداوم و استحکام خانواده، تربیت فرزندان، داشتن زندگی سالم توام با رضایت و خوشبختی و احساس موفقیت ضرورت دارد، دختران و پسران هنگام ازدواج ازخدمات مشاوره‌ای مناسبی بهره‌مند شوند و از این طریق با اهداف وظایف، و حقوق یکدیگر به خوبی آشنا شوند.

امروزه دختران و پسران جوان در آستانه ازدواج با بهره‌گیری از خدمات مشاوره ازدواج، می‌توانند با گامهای راسخ ‌تر و آرامش و اطمینان بیشتری در راه پرپیچ و خم ازدواج و تشکیل خانواده گام نهند و در نهایت در این امر مهم موفق باشند.

متأسفانه در جامعه ما در برخی موارد دختران و پسران بدون مطالعه و آگاهی کافی با برخورداری از احساس و ذوق منهای دقت در ابعاد گوناگون اخلاقی، جسمی و روانی با یکدیگر ازدواج می‌کنند.

پس از ازدواج نیز به دلایل عدم آگاهی، به این مشکلات دامن می‌زنند. در اینجا توجه شما جوانان عزیز را به نکاتی چند جهت انتخاب همسر جلب می‌کنیم.

۱) نسبت به کل ماجرا واقع‌بین باشید. تابع احساسات نگردید و به شکل منطقی جوانب کار را بسنجید. در تداوم یک ازدواج دوست‌داشتن و عشق اگر چه شرط لازم است ولی کافی نیست. پس به سایر مسایل مهم نیز بپردازید. رویایی نیندیشید.
۲) درباره دلیل تمایل طرف مقابل به ازدواج با خودتان تحقیق به عمل آورید. اگر این تمایل بنا به مصالحی از قبیل پول و ثروت، شهرت، خروج از کشور و غیره است از آن صرف نظر کنید.

۳) شریک احتمالی زندگی خود را بشناسید.در چارچوب آنچه در دین و فرهنگ مجاز می‌باشد، قبل از تصمیم‌گیری برای ازدواج شریک احتمالی زندگی خود را بیشتر بشناسید. این شناخت یا به واسطه رفت و آمد و پرسش‌های مستقیم حاصل می‌گردد و یا از طریق دیگر آشنایان. توجه داشته باشید دوستان فرد گاه برخی حقایق را پنهان می‌کنند.

پس شاید بهتر باشد در بعضی مواقع بطور غیرمستقیم به پاسخ برسید در مجموعه شما بایستی در مورد خلق و خو، افکار، عقاید، خواسته‌ها، عادات، دیدگاهها، حساسیت‌ها، نوع برخوردها، توانائیهای ارتباطی و . شناخت پیدا کنید. طرز برخورد فرد را در موقعیت‌های بحرانی و در برابر مادیات بشناسید.

۴) اعتقادات و باورهای مذهبی طرف مقابل را جویا شوید. عقاید و باورهای همسر احتمالی خود را در مورد آئین و مذهب جویا شوید و ببینید که آیا برداشت شما از دین سازگار است یا خیر. چرا که اگر نقطه نظرات این فرد برای شما قابل قبول نباشد احتمال وقوع مشکلات شدیدی پیش‌بینی می‌شود.مگر آنکه در این زمینه انعطاف‌پذیر باشید و بتوانید خود را در چارچوب نظرات او قرارداده و شیوه زندگی او را بپذیرید. پس به طرف مقابل اجازه دهید به طور وضوح برداشت خود را از مذهب بگوید وانتظارات خود را در مورد شما بعنوان همسر، بیان نماید.

۵) برخوردهای همسر احتمالی خود را در موقعیت‌های مختلف بررسی کنید. هر چه بیشتر در شرایط متفاوت و متعددی همسر احتمالی خود را ملاقات کرده و مورد مشاهده قرار دهید، نشانه‌های بیشتری از طرز برخورد او با مردم و موقعیت‌های مختلف در خواهید یافت.

۶) خواسته‌ها و انتظارات یکدیگر را مورد مطالعه قرار دهید. شما باید بدانید همسر آینده شما چه انتظاراتی از خودش و شما دارد. شما باید در مورد مسایل مهم زندگی به توافق برسید. بطور مثال شما باید بدانید:

· در چه شهر یا کشوری زندگی مشترک خود را آغاز خواهید کرد.

· زندگی خود را با خانواده همسر آغاز خواهید کرد یا بطور مستقل

· زمان بچه‌دار شدنتان حدوداً‌چه مدت پس از ازدواج خواهد بود.

· نظر همسر احتمالی شما در مورد شغل و فعالیت‌های خارج از منزل چیست.

· نظر همسر احتمالی شما در مورد رابطه‌ها و معاشرت خانوادگی و دوستانه چیست.و ..

۷) درباره خانواده فرد موردنظر تحقیق کنید. خانواده فرد مورد نظر را بیشتر بشناسید. با فرهنگ وباورهای آنها آشنا شوید رابطه فرد مذکور را با والدین خواهران و برادرانش جویا شوید. بررسی کنید که تعهد وی در قبال این افراد چگونه است ودر آینده چه تعهداتی نسبت به آنها دارد وتأثیر این موضوع بر زندگی شما چگونه خواهد بود نسبت به احساس خانواده در مورد این ازدواج واقف باشید.

 ۸) باخود واقعی ‌تان مشورت کنید به ندای درونی خود گوش فرا دهید. از خود بپرسید آیا این فرد همان کسی است که واقعاً به دنبالش بوده‌ام. آیا می‌خواهم که این مرد یا زن، پدر یا مادر فرزند من باشد. اگر پاسخ صریحی ندارید دوباره بر روی موضوع تمرکز کنید و سعی کنید پاسخی قاطع برای آن بیابید چرا که ازدواج یکی از بزرگترین و مهمترین مسایل زندگی شما است و آینده فرزندان شما را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

۹) دلایل متناسبی برای ازدواجتان پیدا کنید و خود تصمیم گیرنده نهایی باشید. هرگز تحت فشار
برای ازدواج متقاعد نشوید. تنها خوب بودن احساسات اطرافیان در مورد طرف مقابل کافی نیست،‌قلب و منطق شما نیز باید در این کار رضایت دهد. ضمن احترام به تجربه و عقاید اطرافیان به ویژه والدین و حفظ آداب و رسوم فرهنگی و مذهبی تسلیم فشارهای اطرافیان نشوید.

۱۰) نسبت به سلامت جسمانی و روانی طرف مقابل اطمینان حاصل کنید به خاطر بسپارید که سلامت جسمانی و روانی و عدم گرایش به مواد مخدر یکی از فاکتورهای مهم در انتخاب همسر است. بنابراین پیش از تصمیم‌گیری در مورد ازدواج در مورد نکات مذکور اطمینان حاصل کنید. مسلماً شریکی وابسته به مواد مخدر و دارای بیماری خاص جسمانی، آینده مبهمی را رقم می‌زند.

۱۱) توجه داشته باشید که با شریک احتمالی زندگی خود در مواردی مانند طبقه اجتماعی، سن، میزان تحصیلات و توانائیهای هوشی تناسب داشته باشید. این موارد را جدی بگیرید.

۱۲) عجله نکنید با توجه به این که بسیاری از ازدواج‌ها به دلیل دستپاچگی و عجله کردن در تصمیم‌گیری در نهایت به شکست منتهی می‌شود در تصمیم خود برای قبول یک ازدواج عجله نداشته باشید. حتماً در مورد فردی که می‌خواهید عمری را با وی سپری کنید، تحقیق کنید. به شناخت برسید و وقت بگذارید صرفاً به دلیل ناامید شدن از ازدواج تن به یک ازدواج نامناسب ندهید و خود را به فهرست قربانیان ازدواج اضافه نکنید.

۱۳) از خداوند کمک و راهنمایی بگیرید:با ایمان و توکل به خدا از او بخواهید تا در انتخاب صحیحزندگی شما را یاری کرده و مسیر مناسبی را پیش رویتان قرار دهید.چنانچه پس از مطالعه نکات مذکور هنوز در تصمیم‌گیری خود دچار تردید هستید می‌توانید به مشاورین حاضر در مراکز مشاوره رجوع کرده و با آنها مشورت نمائید.



دوشنبه 1390/06/14 |

مدتی است که نوعی ازدواج در جوامع دانشگاهی ما به عنوان عالی ترین مکان فرهنگی ، تحقیقاتی و اطلاعاتی رواج پیدا  کرده و بحثی به نام ” ازدواج دانشجویی”  را در بین علماء ، اساتید ، خانواده ها و جوانان رواج داده است. ما نیز بر آن شدیم به سهم خود این نوع پیوند را از زوایای متفاوت مورد تحلیل قرار دهیم.

ازدواج از طریق پیوند عاطفی ، روانی و جسمانی بین زن و مرد به عنوان عناصر اصلی تشکیل دهنده ی نهاد خانواده برقرار می شود و اشتراک منافع ، عقاید ، سازماندهی ، هدفمندی و برنامه ریزی را طلب می کند تا به صورت ازدواجی موفق جلوه گر شود.

ازدواج موفق در فرهنگ های مختلف تعابیر متفاوتی دارد. اما آنچه درتمام نظامهای عقیدتی و فرهنگی دنیا به عنوان  مهمترین خصیصه ازدواج موفق ذکر می شود آن است که پیوند سالم و ازدواج زنده ، تداوم در تفکر طرفین را به همراه  خواهد داشت. بدان صورت که با توجه به خواسته ها ، انتظارات و نیازهای خود و درنظر گرفتن هنجارهای جامعه به آنچه معقول و منطقی است دست یابند. عبارتی وجود دارد که در عین کوتاهی، به اندازه یک زندگی مشترک حرف به همراه دارد. ” طلاق عاطفی!” و این بدان معنی است که زوجین علیرغم آنکه با هم و در زیر یک سقف زندگی می کنند، تنها سعی کرده اند در ظاهر،  کنارهم باشد. اما در عمل همدردی ، همدلی ، تفاهم واحترام متقابل ، تکمیل و تکامل ، و عشق از کانون خانواده رخت بربسته و مهمترین شرط  و کارکرد نظام خانواده که همانا محبت ، عشق ورزی و تکامل است در آن رعایت نمی شود.

طرز فکر و دیدگاه مشترک

آنچه که برای یک ازدواج زنده، حیاتی تلقی می شود ، طرز فکر یکسان و دیدگاه مشترک بین افراد است . طرز فکر هریک از ما با توجه به سن ، نوع فرهنگ وسطح تحصیلات رسمی یا غیر رسمیمان شکل می گیرد. با این تعبیر بسیار طبیعی است که نوع نگرش یک انسان پنجاه ساله با انسانی بیست ساله تفاوت اساسی داشته باشد. مشابه بودن سطح تحصیلات دردانشجویان به علت نزدیک بودن میزان بهره ی هوشی و شیوه نگرش آنها به محیط پیرامون ، به شیوه ای معمولی یا انتزاعی می تواند به موفقیت یک ازدواج کمک می کند ، اما عاملی اساسی تر در این مورد فرهنگ است . در کشور ما تجانس فرهنگی بسیار کم دیده می شود . زیرا علیرغم فرهنگ اصلی و کلیت یافته ایرانی، خرده فرهنگهای فراوانی را در شهرها ، مناطق، روستاها و محلات متفاوت مشاهده می کنیم که با وجود تداخل فرهنگها و گستردگی ارتباطات ، هنوز به قوت خود باقی است. به عنوان مثال قوم کرد در منطقه غربی کشور تجمع یافته و قوم ترک در شمال و شمال غرب کشور؛ اما علیرغم همسایگی مکانی و نزدیکی جغرافیایی ، از لحاظ رسوم ، عقاید و سنتها و طرز تلقی مفاهیم متعدد مثل خانواده ،خواستگاری ، مراسم عروسی وعزا ، خوب و بد و… با هم بسیار متفاوت به نظر می رسند.

تفاوت شیوه نگرش درخانواده

علاوه برمسائل فرهنگی بد نیست بدانیم عوامل بسیاری در ازدواج وتفاهم پس از آن مؤثرند . عواملی که اکثراً در سطح  ناخودآگاه ذهن جای گرفته اند . طبق پژوهش ها ی به عمل آمده یکی از علل مهم و قابل توجه طلاق در خانواده ها، بروز سوء تفاهم وعدم درک متقابل در طرفین است. اکثر زوج های در حال طلاق ، عدم تفاهم و دخالت خانواده زوج را مهمترین عوامل جدایی خود ذکر می کنند .علت بروز سوء تفاهم ها و ادراکهای متفاوت در موقعیت های یکسان آن است که تجارب اولیه ما به شدت تحت تأثیر فرهنگ و محیط زندگی ، شرایط اقتصادی ، خانوادگی ، تربیتی ، شیوه نگرشی خانواده و نوع زندگی است که در افراد مختلف به شدت متفاوت می نماید.

فرهنگها و تجارب گوناگون

دانشجویانی که با فرهنگ های متفاوت و تجارب گوناگون تصمیم به ازدواج می گیرند باید به طور جدی متوجه پیشینه خانوادگی و فرهنگی مختلف و احتمالاً متناقض با شرایط طرف مقابل خود باشند . این بهترین راه برا ی پیشگیری از وضعیتی است که زوج جوان با مراجعه به مراکز مشاوره اظهارمی دارند : همسرم مرا درک نمی کند! گاهی برخی جوانان در ابتدا متوجه تفاوتهای خود به لحاظ خانوادگی ، شخصیتی ، عقیدتی و… با مورد انتخاب شده خود هستند اما به دلیل علاقه کورکورانه ، که فقط از روی احساس بدون پایه عقلی و منطقی ایجاد شده ، با ساده اندیشی گمان می کنند می توانند تفاوتها را در سایه ” عشق”  تنها  به اشتراک تبدیل کنند. علاقه و محبت برای تداوم یک زندگی مشترک عامل اصلی و پایه اساسی تلقی می شود اما منطقی تر آن است که عشق را مکمل ازدواج بدانیم نه عامل آن. احساسات شدید وعواطف رقیق جوان ، گاه او را به سمتی می خواند که تنها ملاک انتخاب خود را در چند برخورد کلاسی و دانشگاهی و علاقه ای که در اثر همجواری ایجاد شده خلاصه می کند. حال آن که عادات دیداری، با عشق تفاوتهای اساسی و اصولی دارد. آن هم عشقی که لازمه یک زندگی موفق زناشویی است. حتی پس از ازدواج نیز عشق ورزیدن هنری است که رعایت قوانین و اصول خاصی را طلب می کند. اصولی مثل پذیرش، درک وهمکاری .

پیش از توجه به این موارد ، لازم است هر جوان در اعماق ذهن و افکار خود به خود شناسی بپردازد. لازم است تا پیش از تصمیم به ازدواج ، .

هر یک از ما تکلیف خود را با مفاهیم انتزاعی و غیرانتزاعی و انتظارات و اهداف خود روشن کنیم تا از گزند آرمان گرایی های دور از دسترس و درگیرشدن در دام اوهام رهایی یابیم . شاید  در سایه این خود شناسی به واقع بینی و آنچه که یارو مددکار ما در حیات فکری و عقیدتی ماست دست یابیم .

 ویژگی های شخصیتی

یکی از سؤالات کلیدی در زمینه خودشناسی که پیش زمینه اساسی انتخاب همسر و ازدواج تلقی می شود آن است که واقعا از همسر آینده خود چه انتظاری داریم؟ و چگونه انسانی را با چه شرایط رفتاری و ویژگی های شخصیتی ، برای شراکت در زندگی می پسندیم.

اگر خواسته ها و معیارهای اصلی و حیاتی شخصی خود را بیابیم با دیدی واقع بینانه و عمیق تر می توانیم به کاوش شریکی با شرایطی نزدیک به آن ویژگی ها بپردازیم . در این میان نباید تشابه فکری ، عقیدتی و شخصیتی طرفین و خانواده آنان را از یاد برد . ازدواج نه تنها ترکیب دو انسان ، بلکه تداخل دو خانواده است .

خانواده ها به عنوان عوامل بسیار مؤثر در زندگی یک زوج تازه پیوند یافته می بایست از تناسب درموقعیت های اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، دینی و… برخوردار باشند تا به تبع آن شاهد تشابه زوجین نیز باشیم. درصد ریسک تطابق و تشابه در موارد بالا بین دانشجویان بسیار بالاست ؛ زیرا در این گونه پیوندها معمولاً با خانواده هایی روبرو هستیم که هیچ گونه اطلاع و آگاهی از ساختار اجتماعی و فرهنگی یکدیگر ندارند و تنها به علت اصرار فرزندانشان موافقت کرده و به نوعی ، تسلیم خواست آنان شده اند .

استقلال مالی جوانان

تصور می کنید تا چه حد می توانید از خصوصیات اخلاقی ، خانوادگی ، فرهنگی و رفتاری همکلاسی یا هم دانشگاهی خود اطلاع حاصل کنید؟ با توجه به این که انسانها موجودات پیچیده ای هستند  و توانایی تظاهر و نقش بازی کردن را نیز دارند. شاید به سبب همین توانایی ، اغلب اوقات رفتار انسان غیر قابل پیش بینی است و به طور طبیعی هر یک از ما در جمع سعی می کنیم خصوصیات منفی خود را پنهان کرده ، چهره ای منطقی ، آرام و دوست داشتنی از شخصیت خود به نمایش بگذاریم . آیا چند برخورد و یا رد و بدل کردن چند کتاب و جزوه و نهایتاً تحقیقی مشترک ( که به شدت بعید می نماید) امکان شناخت زوایای تاریک شخصیتی  و رفتاری طرف مقابل را به شما خواهد داد؟ می دانید که بسیاری از اوقات ریشه رفتارهایمان حتی برای خود ما روشن نیست. این همان چیزی است که در اصطلاح به بخش ناخودآگاه و خاطرات سرکوب شده ی ما مرتبط می شود.

مسائل اقتصادی نیز به نوبه خود توجه ویژه ای را می طلبد ؛ چرا که اکثر دانشجویان از استقلال مالی برخوردار نبوده و به جهت طولانی شدن مدت تحصیل، میزان وابستگی مالی واستفاده ازامکانات خانواده تا سنین بالا ادامه یافته و نسبت به قبل طولانی شده است. در حالی که در گذشته فرزندان به سرعت وارد بازار کار شده ودرآمد مستقل مالی کسب می کردند. گرچه کار و تحصیل منافاتی باهم ندارند اما با شرایط زندگی امروزه ، اجباراً تحصیل علم بدون کار یا شغل مناسب برگزیده می شود. حتی پس از اتمام تحصیل نیز ضمانتی مبنی بر دستیابی به یک شغل مناسب وهمسو با تحصیلات وجود ندارد. لازم نیست شروع یک زندگی همراه با رفاه باشد اما حداقل برخورداری ازتأمین مالی و نداشتن دغدغه ونگرانی برای امرار معاش در حد متعادل ، شرط لازم تلقی می شود.

نظرات و خواسته های  منطقی

زندگی مشترک را نمی توان بر پایه اما و اگر ، و اصول سست و نامعقول بنا کرد. همچنان که هیچ معماری عمارت خود را برخاک سست بنیان نمی گذارد . هر زندگی پشتوانه ای قوی و منطقی می طلبد . مثلاً  تشابه فرهنگی در تمام دنیا از عوامل بسیار مهم موفقیت زندگی مشترک محسوب می شود. زیرا عوامل فرهنگی به زندگی جهت می بخشد ، اعتقادت ، مذهب ، نحوه معاشرت ، تربیت فرزندان و حتی پر کردن اوقات فراغت با عنایت به فرهنگ خاص هر خانواده و منطقه شکل می گیرد…

ازدواج دانشجویی درصورتی که تنها معیارانتخاب ، برخوردهای ظاهری ، بدون در نظر گرفتن مسائل اصلی حتی حاشیه ای باشد با درصد ریسک بسیار بالایی مواجه خواهد شد.

ساده اندیشی است که فکر کنیم :” من با یک نفر زندگی مشترک تشکیل می دهم ، با خانواده او چه کار دارم !؟…

نکته همینجاست. ازدواج ، برخورد دو فامیل ، دو خانواده و دو منطقه است . نادیده گرفتن خانواده ها ، نظرات و خواسته های منطقی آنان بزرگ ترین بی تجربگی جوانان محسوب می شود. اما آیا واقعاً هیچ راهی برای انتخاب همکلاسی به عنوان شریک زندگی نیست؟ آیا تمام ازدواج های دانشجویی خطا و برمبنای احساسات وعواطف گذرا و نامعقول شکل می گیرد؟

ازدواج دانشجویان نیز مانند هر پیوند دیگر می تواند به شکلی منطقی واصولی پایه ریزی شود. به شرط آن که مراحل و معیارهای مناسب در نظر گرفته شوند. طبعاً دوجنس مخالف درمکانی فرهنگی با هم برخورد می کنند. جهت گیری فکری جوانان ، شور عاطفی و شرایط خاص جوانی سبب می شود در برخوردها نیم نگاهی هم به ازدواج داشته و در بین همکلاسی ها درجستجوی شریک زندگی باشند و گاه همسویی هایی بعضاً تصادفی آنها را به سوی هم می کشاند. اما خوب است قبل از ایجاد علاقه و ورود به دنیای لطیف عاطفه ، پس ازانتخاب اولیه که مبنی برمنطق ودر نظرگرفتن معیارها وعوامل مؤثر درسعادت زندگی مشترک خواهد بود، انتخاب خود را با خانواده در میان بگذارند واز نظرات آنها و دلایلی که برای موافقت یا مخالفت با این پیوند دارند آگاه شوند. پس از موافقت خانواده و آشنا شدن هردو خانواده با هم ، جوانان نیز می توانند در سایه ی استفاده ازتجربیات خانواده و در محیط خانه ، به اطلاعاتی که لازمه ی شناخت همسر برای تشکیل یک زندگی مشترک است دست یابند و درکمال صداقت ، انتظارات ، اهداف وخواسته های خود را از ازدواج بیان کرده و نظرات شریک احتمالی زندگی آینده خود را نیز بشنوند ، و در سایه این گفت وشنودها ، تشابهات و اختلافات شخصیتی خود را محک بزنند . در سایه این شناخت ، پیوند مناسب تشخیص داده می شود و یا پیش از آن که اتفاقی بیفتد متوجه تفاوت های اساسی شده  و از بروز اشتباه در انتخاب پیشگیری می شود.

سعادت و خوشبختی

بیایید صادقانه اعتراف کنیم که والدین درپی سعادت وخوشبختی فرزندانشان هستند و گذر زمان تجربیاتی را در زمینه تفاهم، درک متقابل وهمسر مناسب به آنها اعطا کرده که چندان آسان و بی دردسر به دست نیامده اند . ازداوج مهمترین و سرنوشت سازترین تصمیمی است که در طول زندگی اتخاذ می کنیم . به طوری که درست یا غلط بودن آن ، شرایط عاطفی ، خانوادگی واجتماعی ما را در تمام طول عمر تحت تأثیر خود قرار خواهد داد. بیایید از تجربیات والدین در جهت دستیابی به شادی و آرامش بهره جوییم و به جای این که آنها را مقابل خود بدانیم در کنارشان  قرار گیریم تا از درصد پشیمانی خود طی سالهای آینده کاسته باشیم . تحصیلات عالی ، ارتقاء سطح فکری و توانایی های ذهنی ،  انتزاعی واستدلالی انسان را موجب می شود اما اگر واقع بین باشیم باید بپذیریم که تحصیلات جانشین تجربیات مفید و گرانبهای بزرگترها نخواهد شد . من وتو به عنوان جوان نیازمند تجربه ایم واگر انسان هوشمند ی باشیم همه چیز را خودمان تجربه نخواهیم کرد بلکه ا زتجربیات  و توانایی های دیگران خصوصاً بستگان نزدیک خود نیز بهره خواهیم جست . برخی تجربه ها به منزله ی هدر رفتن تمام عمر خواهد بود. آیا حق داریم به این بهانه که برای زندگی خود تصمیم می گیریم ، خود و اطرافیانمان را در دور باطل درگیری های خانوادگی و زناشویی ناشی از اشتباه در انتخاب خود قرا ر دهیم ؟ اگر زندگی مشترک یکی ازاعضای خانواده به بن بست برسد یا با مشکل مواجه شود تنها زوجین درگیر نخواهند بود بلکه اختلافات ، تمام اعضای خانواده را درگیر خواهد کرد. ضرب المثل معروفی است که می گوید : ” آنچه جوان در آینه بیند پیر در خشت خام بیند.”

به هرحال ای جوان ! انتخاب صحیح حق توست، از حق طبیعیت دفاع کن و ازدواج را پیش از آن که شکل بگیرد نجات بده!



دوشنبه 1390/06/14 |

مراسم خواستگاری یکی از زیباترین مراسم در زندگی هر جوانی است. این نکته در مورد والدین نیز صدق می کند. بدین خاطر که باخواستگاری رفتن برای فرزندانشان، به یاد خاطرات خوب دوران جوانی خودشان می افتند. والدین گاهی از به یاد آوردن گذشته احساس لذت و شادکامی می کنند و گاهی هم با آه و اندوه از آن زمان یاد می کنند و در دل می گویند ای کاش قلم پایم می شکست و چنان روزی در زندگیم پیش نمی آمد.

طبیعی است که در مراسم خواستگاری، نوعی اضطراب و دلشوره در ذهن اعضای خانواده وجود دارد، به خصوص اگر دو خانواده نسبت به هم شناختی نداشته باشند، این اضطراب بیشتر خودنمایی خواهد کرد.

در هر مراسم خواستگاری، احتمالاً یکی از دو حالت زیر وجود دارد:

۱- مراسم خواستگاری بدون شناخت قبلی از خانواده های طرفین .

۲- مراسم خواستگاری با شناخت قبلی از خانواده طرفین.

در حالت اول، خانواده های دو طرف نسبت به هم هیچگونه شناختی ندارند، بنابراین لازم است در صورتی که خانواده دختر کاملاً بی خبر هستند، توسط خانواده پسر به هر وسیله ای که امکان داشته باشد، از جریان خواستگاری مطلع شوند و با تعیین وقت قبلی به خانه آنان بروند؛ به دلیل آنکه ممکن است، خانواده دختر در شرایط نامطلوبی باشند و آمادگی پذیرایی از خانواده پسر را نداشته باشد. در چنین شرایطی ارزیابی دو خانواده از همدیگر نابجا خواهد بود و خانواده دختر خیلی عصبانی خواهند بود که همین وضعیت ممکن است در زندگی بعدی آنان تأثیر ناخوشایندی داشته باشد و به عنوان یک خاطره بد در ذهن ها بماند، پس بهتر است به خاطر حفظ حرمت خود و احترام به خانواده دختر، قبلاً در مورد رفتن به خواستگاری به خانواده دختر اطلاع داد. دلیل دیگر آنکه اصلاً ممکن است خانواده دختر به خانواده پسر اجازه ورود ندهند، و شاید بتوان گفت که حق هم دارند، چون شناختی نسبت به آن خانواده در دست ندارند.

گاهی هم ممکن است برای مرتب کردن خانه، از خانواده پسر بخواهند که مدتی پشت در و یا در سالن پذیرایی منتظر باشند. خلاصه این که در یک کار از قبل تدارک دیده نشده ، اتفاقاتی که ممکن است بیفتد و تأثیرات خوب و یا بد آن، که در هر صورت چندان مطلوب نخواهند بود.

زمان خواستگاری بهتر است بعدازظهر و یا این که در ساعات اولیه شب باشد تا همه ی اعضای خانواده در منزل حضور داشته باشند ( البته در فصل های مختلف وضعیت متفاوت است.) در اولین جلسه خواستگاری، بهتر است که برای همراهی پسر، فقط از والدین او و کسی که معرف آنان است و احتمالاً با طرفین آشنایی دارد، استفاده شود و از همراه کردن اعضای دیگر فامیل ، مانند: عمو، دایی، عمه، خاله، خواهران و شوهران آنان و یا برادران و همسران آنان خودداری کرد، زیرا خانواده ها نسبت به هم شناختی ندارند و نمی دانند با چه کسی باید حرف بزنند و تصمیم گیرنده کیست. به هنگام پذیرایی نیز، ممکن است زیر نگاه های تیز لشگری از طایفه داماد، اتفاقاتی بیفتد. ضمن آنکه خانواده دختر نمی دانند پذیرایی را از کجا باید شروع کنند. گاهی هم در خانواده دختر بیش از یک دختر وجود دارد و هیچ یک از دو طرف هم نمی داند که دختر مورد نظر کدام است. البته در خانواده های چند دختری، ابتدا از دختر بزرگتر شروع می کنند که گاهی مورد پسند واقع نمی شود و بیشتر متوجه دختر بعدی می شوند که وضعیت او نیز وابسته به دختر بزرگتر خواهد بود.

پیشنهاد می شود که از واسطه جهت خواستگاری کمتر استفاده گردد. همچنین در صورتی که قبلاً به خانواده اطلاع داده شده و تعیین وقت گردیده است، بهتر است که از خانواده پسر در یک اطاق کوچک پذیرایی شود. اتفاقات بزرگ دنیا در اطاق های کوچک و دربسته ، طرح ریزی می گردد. بهتر است که در روز خواستگاری از چراغ های رنگین، نورافکن ها و لوسترهای بزرگ استفاده نشود و از چراغ های ساده استفاده شود.

 اجرای مراسم خواستگاری را که از مراسم لازم برای شروع زندگی است نباید سرسری گرفت و اگر می خواهید در خانواده همسرتان مورد احترام و دارای ارزش باشید، زندگی مشترکتان را حتماً از طریق خواستگاری شروع کنید.

 بهتر است وسایل و مواد خوراکی مورد استفاده برای پذیرایی، خیلی ساده باشند. مثلاً از چای و نان شیرینی یا بیسکوئیت ساده استفاده شود که به راحتی در دهان جای بگیرد. ( از نان نخودچی یا شیرینی هایی که ممکن است در داخل گلو بپرد و ایجاد اشکال نماید استفاده نکنید.) برای پذیرایی از میوه های آبدار مثل انار و نیز شیرینی های بزرگ استفاده نشود که باعث زحمت می گردند، چون کلیه حرکات خانواده های طرفین زیر ذره بین قرار دارد و ثبت و ضبط می گردند.

ابتدا بهتر است که فردی از خانواده پسر که می تواند خوب حرف بزند، شروع به صحبت کند، چون معمولاً در این لحظه حواس همه حاضرین متوجه این شخص می شود. و اگر کسی باشد که نتواند خوب سخنرانی کند، ممکن است سبب لبخندهای تمسخرآمیز میزبانان گردد. بهتر است در مورد پسر ( داماد) هر آنچه واقعیت دارد بیان گردد. فقط واقعیت ها، زیرا مطالبی که برخلاف واقعیت باشد، به صورت پدیده ذهنی بدی در نظر خانواده دختر جلوه گر خواهد شد و به طور یقین در آینده ، زوج جوان با مشکل رو به رو خواهند شد و حتی ممکن است کارشان به طلاق بکشد. از طرف خانواده دختر هم باید شرح حال مختصری از وضعیت دختر از نظر سن، تحصیلات و بعضی خصوصیات خاص ارائه گردد.

رسم ادب این است که اگر طرف مقابل مورد قبول واقع نشد ، خانواده ها به هم اخم نکنند و قیافه عبوس به خود نگیرند، بلکه با لبخند و با رعایت احترام کامل و گفتن این جملات که «فعلاً رفع مزاحمت می کنیم و ان شاء ا… به زودی همدیگر را خواهیم دید» و یا «به شما خبر خواهیم داد» و با روبوسی از یکدیگر و با این فرض که دوستی بر دوستانشان اضافه شده است، یکدیگر را ترک نمایند.

البته این گونه خواستگاری به هیچ عنوان را توصیه نمی شود و بیشتر شبیه به خرید کالاست. وقتی شناختی در بین نباشد، طرفین نمی دانند که طرف مقابلشان چه کسی است، چطور زندگی می کند، چه تحصیلاتی دارد، در چه محیط اقتصادی و فرهنگی رشد کرده است، چه عقایدی دارد و بسیاری از مجهولات دیگری که پاسخ به هر کدام احتیاج به زمان طولانی دارد.

حالت دوم، خواستگاری با شناخت قبلی طرفین از یکدیگر است و در این نوع خواستگاری که خانواده های پسر و دختر از قبل با یکدیگر آشنا شده اند و نسبت به هم اطلاعاتی دارند، بهتر است نکات زیر رعایت گردد.

تاریخ آن از قبل تعیین شود و بهتراست که در ساعت های عصر یا اوایل شب صورت پذیرد. افراد کمتری خانواده پسر را همراهی نمایند و بهتر است از وابستگانی برای این کار استفاده شود که بتوانند خوب و منطقی صحبت کنند و تصمیم بگیرند. از نظر پوشش بهتر است که داماد یک لباس ساده و راحت بپوشد و احیاناً لباسی تهیه نکنند که نتواند در آن آرام بگیرد و در نتیجه مورد تمسخر واقع شود.

پوشش دختر خانم بهتر است مطابق با فرهنگ اسلامی و ایرانی، لباسی بلند و پوشیده باشد، به طوری که به راحتی بتواند در آن حرکت کند. خانم ها لازم است به این نکته توجه کافی داشته باشند که مردان ایرانی پوشیده ترین لباس را می پسندند. لباس نباید طوری باشد که از شدت تنگی رو به پاره شدن برود! نوع آرایش بهتر است که بسیار ساده و متناسب با چهره ای شاخص فرهنگ و مذهب ایرانی باشد. اگر آرایش تند و غلیظ باشد، قضاوت خانواده پسر( داماد) چندان مناسب نخواهد بود.

در مراسم خواستگاری بهتر است که پسر چند شاخه گل کوچک، زیبا و با رنگ های شاد تهیه نماید و به هنگام ورود به خانه دختر روی میز بگذارد. به همه دختران توصیه می گردد که به هنگام خواستگاری، چای یا شیرینی را به اولین سرنوشت ساز زندگی، یعنی مادر داماد تعارف کنند، در کنار او بنشینند ، با او صحبت کنند، به سؤالات او پاسخ دهند و خلاصه آن که به او توجه کنند و چندان به پدر داماد نزدیک نشوند که ممکن است از همان اوایل باعث دردسر شوند.

لازم است که در جلسه اول خواستگاری فقط روی مسائل ازدواج صحبت شود و از بحث هایی که باعث اتلاف وقت می گردند و مسئله اصلی را به تعویق می اندازند، خودداردی نمایند.

به خانواده داماد توصیه می گردد که در همان اولین جلسه ، بعد از توافق ، هدایایی به عروس بدهند. میزان مهریه بستگی به وضعیت فکری ، اقتصادی و اجتماعی طرفین دارد. بسیار دیده شده که ایراداتی در رفتار و شخصیت دختر وجود داشته است که باید به طرف مقابل، مبلغی هم دستی داده شود تا با او ازدواج کند؛ یک دختر وسواسی که شب و روز فقط مشغول تمیز کردن دستهایش است، ولی از خانه داری هیچ گونه اطلاعی ندارد و حتی طرز تهیه نیمرو را بلد نیست، آیا می توان با او زندگی کرد؟ و یا پسری که شخصیتی متکی به والدینش دارد و اصلاً رشد فکری و اجتماعی او در حد بسیار پایینی می باشد تا اخلاقش ناپسند است و فحاشی می کند، حتی اگر میلیاردها مهریه دختر کند آیا ارزش ازدواج کردن دارد؟ در مقابل دخترانی هم هستند که ارزششان اصلاً در عدد و رقم نمی گنجد با معیارهای عادی نمی توان گوشه ای از شخصیت و رفتار و صفات خوب آنان را که مطبوع طبع هر ایرانی مشکل پسندی باشد بیان کرد.

خلاصه آنکه در زمینه مهریه می توان گفت که این سنتی لازم است و باید اجرا گردد. پس باید آنچه را عقل حکم می کند، انجام داد و نیز ارزش مادی و معنوی طرفین در نظر گرفته شود و در نهایت تصمیم با طرفین و توافق آنان است.

به طور کلی اجرای مراسم خواستگاری را که از مراسم لازم برای شروع زندگی است نباید سرسری گرفت و اگر می خواهید در خانواده همسرتان مورد احترام و دارای ارزش باشید، زندگی مشترکتان را حتماً از طریق خواستگاری شروع کنید. همچنین  به والدین ارجمند توصیه می شود که راه را برای فرزندانشان باز بگذارند تا آنچه را که بیرون از منزل برایشان اتفاق می افتد، با خیال راحت در جمع خانواده بازگو کنند و آن را به کمک دیگر اعضای خانواده تجزیه و تحلیل کنند. در آن صورت می توانند مطمئن باشند که به نتایج ایده آل هر خانواده ایرانی می رسند.

در طی مراسم خواستگاری نیز به نظرات و عقاید والدین دو طرف احترام گذاشته شود. با رعایت نکات بالا زوجی با سعادت در کنار یکدیگر خواهید بود که هر لحظه از زندگی مشترک برایتان ارزشمند، شیرین و فراموش نشدنی خواهد بود.

 با آرزوی خوشبختی برای شما…



دوشنبه 1390/06/14 |

از مهم ترین و مؤثرترین راه های شناخت یکدیگر قبل ازدواج  صحبت و گفت و گوی رو در روی دختر و پسر است. لازم  و ضروری است که دختر و پسر، ” مذاکره ی مستقیم ” داشته باشند و در فضایی آرام و بدون خوف و فشار از طرف دیگران، مسائل و نظرات خود را بررسی کنند. این گفت و گو باید خونسردانه  و با آمادگی قبلی باشد. بین تصمیم گفت و گو و انجام آن ، باید فاصله باشد تا طرفین بتوانند خود را آماده کنند و آنچه را می خواهند مطرح کنند، یادداشت نمایند.

اگر این مذاکرات ، چند جلسه و با فاصله ی زمانی بین جلسات باشد ، بهتر است . به طور کلی ، هرچه” وقت ” نیاز دارند ، باید در اختیارشان گذارده شود.

یکی از فایده های مهم این گفت و گوها این است که : از سخنان شخص و صحبت با او، می توان تا حد زیادی به مکنونات درونی اش پی برد و از احوال و صفاتش آگاه شد .

امیرمؤمنان (ع) دراین باره  می فرمایند:
” انسان هرچه را در دل و درونش پنهان کند، از لغزش های زبان و حالت های چهره اش آشکار می شود!”.

این یکی از اصول روان شناسی است که امام به این گونه بیان فرموده اند که : مسائل پنهانی و احوال درونی انسان، گاهی از زبان او می پرد و گاهی قیافه و حالات چهره اش به آن گواهی می دهد. و این دریچه ی خوبی برای راه یافتن به درون و ضمیر باطن اشخاص است .

پدران و مادران – که سعادت فرزندانشان را  می خواهند – باید آنان را در این مسئله ی مهم یاری کنند و زمینه ی انجام آن را فراهم نمایند و آرامش لازم را برایشان به وجود آورند. مبادا – خدای ناخواسته – از این کار جلوگیری کنند و تعصب بی جا به خرج دهند. این گفت و گو ، از نظر اسلام و عقل ،  پسندیده است . مبادا از اسلام ، داغ تر شویم و از پیغمبر اکرم ، مسلمان تر! بسیار دیده ایم که پدر و مادر دختر، از این گفت و گو ممانعت می کنند و این کارشان را به حساب اسلام و غیرت می گذارند! در صورتی که اسلام و غیرت ، حکم می کنند که وسائل سعادت و خوشبختی فرزندان را فراهم کنیم . و این گفت و گو، در سعادت و تفاهم بین زن و شوهر ، تأثیر به سزایی دارد.

دستور کار جلسه!

موضوعات قابل طرح در این گفت و گو و مذاکرات ،  مختلف است ؛ زیرا افراد ، عقیده ها ، آرمان ها ، هدف ها و خواسته های آنان ، گوناگون هستند. اما بعضی از مطالب، عمومی است و لازم است مطرح شود و روی آنها مباحثه صورت گیرد . بنابراین بعضی از آنها را بیان می کنیم تا جوان بتوانند از آنها به عنوان “دستور کار جلسه !” استفاده کنند:

۱- بیان خط مشی کلی زندگی آینده

۲- گفت و گو درباره ی اهداف آینده :

بیان هدف هایی که قصد دارند در زندگی آینده شان دنبال کنند. هدف ها و آرمان های علمی ، اخلاقی ، اجتماعی ، شغلی و…

۳- بیان صادقانه صفات و اخلاق و خصوصیات خود

۴- بیان خواسته ها و انتظارات طرفین از یکدیگر

۵- بیان نظرات خود درباره ی چگونگی برخورد و رفتار و رابطه با خانواده و بستگان و خویشان یکدیگر

۶- طرح نظرات خود درباره ی شیوه ی تربیتی فرزندان آینده

۷- بیان عیب ها و نواقص و بیماری های خود ( دقت!)

اگر دختر و پسر، بیماری یا عیب و نقصی دارند، صادقانه و بدون کم و زیاد، به یکدیگر بگویند؛ زیرا:

اولاً : این کار، واجب است و پرده پوشی و مخفی کردن عیب ها ، ” تقلب ” و ” تدلیس” و ” کلاه گذاری ” و” خیانت ” محسوب می شود و حرام است.

ثانیاً: اگر از اول گفته شود،  طرف مقابل ، یا او را با همان عیب می پذیرد و یا رد می کند . اگر پذیرفت ، خود را برای تحمل آن آماده می کند و او را انسانی صادق و بی تقلب و با شهامت می بیند و محبتش را به دل می گیرد و خود را در آینده ” فریب خورده”  احساس نخواهد کرد . اما اگر گفته نشود و بدون آگاهی طرف، وصلت صورت گیرد، در آینده از آن عیب و نقص باخبر خواهد شد و خود را ” فریب خورده ” و ” خسارت دیده ” و همسر و خانواده ی او را ” فریبکار” و ” خیانتکار ” می بیند … و آن گاه مشکلات فراوانی به بار خواهد آمد. محبت همسر از دلش بیرون می رود و کینه ی اورا به دل می گیرد ؛  زیرا انسان نمی تواند فردی ” فریبکار”  را دوست داشته باشد. اگر همین عیب و ایراد را قبلاً صادقانه به او گفته بودند، ممکن بود بپذیرد ، اما حالا مسئله فرق می کند.

توجه!

بعضی از عیب ها و بیماری ها و اشتباهات گذشته ، که هیچ ربطی به حقوق همسر و زندگی آینده ندارد ، لازم نیست بیان شود.

اگر عیب و اشتباهی بوده و یا هست و نمی دانید به حقوق همسر و زندگی آینده مربوط می شود تا بیان کنید، یا مربوط نمی شود تا بیان نکنید ، درچنین حالتی با ” راهنمایی دانا” مشورت کنید.

شروط  و خواسته های ” ناحق ” را نپذیرید!

گاهی مشاهده می شود که دختر و پسر قبل از ازدواج  شرط ها و خواسته هایی را برای هم مطرح و بر یکدیگر تحمیل می کنند که ناحق است و طرف را از حقوق مسلم و حتمی خود محروم و از او سلب اختیار می کند .

این شرط ها و خواسته های ناروا را به هیچ وجه نباید پذیرفت . اختیارات و حقوقی را که خداوند به هرکدام از مرد و زن داده است ، نباید با پذیرفتن شرط از دست داد . با خود نگویید : ” فعلاً می پذیرم اما بعداً عمل نمی کنیم. ” زیرا پذیرفتن شرط تعهد می آورد . “المومنون عند شروطهم” مؤمنان باید به شرط هایشان عمل کنند .

اختیارات و حقوق مرد و زن به دو گونه است : “مسلم و واجب” و “غیر واجب” . درباره ی غیر واجب ها می شود گذشت کرد و با شرط از آنها صرفنظر نمود. اما حقوق و اختیارات مسلم و واجب را نباید به کسی واگذار کرد. خداوند از روی حکمت و مصلحت آنها را واجب کرده است و از دست دادن آنها خلاف حکمت و مصلحت است و به زندگی لطمه می زند و زندگی را از مسیر طبیعی خود منحرف می کند .



دوشنبه 1390/06/14 |

1)سعی کنید بیشتر از آن که در انتظار دریافت چیزی از همسرتان باشید، چیزی به او ببخشید. اگر هدف شما ایجاد حس رضایت و خوشبختی در همسرتان باشد، مطمئن باشید فرصت های بی شماری برای رسیدن به این هدف پیدا خواهید کرد. در این صورت شما نیز از لطف و محبت همسرتان برخوردار خواهید شد. زیرا انسان ها همواره سعی می کنند خوبی های دیگران را جبران کنند.

۲) وقتی همسرتان به شما توهین می کند، سکوت کنید و با او مقابله به مثل نکنید. زیرا با این کار از بروز بسیاری از بحث های غیر ضروری جلوگیری می کنید. این لحظات به سرعت سپری خواهند شد و شما می توانید در زمان بهتری با همسرتان درباره رفتارش صحبت کنید.

۳) از همسرتان انتظارات غیرواقعی نداشته باشید. اجتناب از انتظارات غیرواقعی می تواند از بروز بسیاری درگیری ها، عصبانیت ها و سرخوردگی ها جلوگیری کند. انتظار نداشته باشید همسرتان کامل و بی نقص باشد. در ضمن هیچ گاه او را با دیگران مقایسه نکنید.

۴) سعی کنید نسبت به همه چیز دیدی مثبت داشته باشید.

۵) به راه هایی فکر کنید که می توانید همسرتان را نسبت به انجام کارهایی که دوست دارید ترغیب کنید. اگر این روش مؤثر نبود روش های دیگر را امتحان کنید و به یاد داشته باشید که تحسین و تعریف به موقع می تواند یک انگیزه قوی باشد.

۶) اهداف خود را طبقه بندی کنید و افکار خود را بر مهم ترین هدفتان یعنی داشتن یک محیط خانوادگی آرام و شاد متمرکز کنید.

۷) هیچ گاه با همسرتان وارد جنگ قدرت نشوید. به جای این کار با او به توافق برسید.

۸) همسرتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش نکنید. در عوض سعی کنید روشی در پیش بگیرید که از تکرار این اشتباهات جلوگیری کند.

وقتی شما همسرتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش می کنید، احساسات او را جریحه دار می کنید و باعث آزار او می شوید.

۹) در زمان حال زندگی کنید. اشتباهات و وقایع تلخ گذشته را فراموش کنید و سعی کنید شرایط زندگی امروزتان را تغییر دهید.

۱۰) همواره از همسرتان بپرسید: برای اینکه زندگی ما شاد و دلپذیر باشد، من چه کاری می توانم انجام بدهم؟



دوشنبه 1390/06/14 |

مردی ازپیامبر اسلام (ص) پرسید : ” با چه کسی ازدواج کنیم ؟ “ایشان فرمودند :

” الاکفا ء”

او پرسید :” کفوها چه کسانی هستند؟ ” حضرت فرمود:

“المومنون بعضهم اکفاء بعض ”

مومنان ، کفو و هم شأن هم هستند

 

۱- همتایی دینی و ایمانی

زن متدین و پایبند به قوانین و اصول و فروع اسلام ، باید با انسانی مانند خود ازدواج کند. البته تناسب صد در صد امکان ندارد، اما هرچه به هم نزدیک تر باشند و فاصله کمترباشد ، بهتراست .

می بینیم که پیامبر اکرم ، معیار و زیر بنای اصلی هم کفوی را ” ایمان ” بیان فرمودند. انسان مؤمن ، اگر با همسر بی ایمان ازدواج کند و نتواند او را متدین نماید، یا باید هم رنگ او شده و بی دین شود و یا در برابر او مقاومت کند و دائماً نزاع و زد و خورد داشته باشد؛ که هر دو ، خسارت بزرگی است و فرزندانی هم که محصول چنین زندگی های آشوب زده ای باشند، به سعادت نمی رسند.

۲- همتایی وهماهنگی فرهنگی و فکری

تفاهم و توافق فکری و فرهنگی میان دو همسر در زندگی مشترک ، نقش اساسی دارد . برای ایجاد یک زندگی پویا و پربار، باید معماران این کانون بتوانند یکدیگر را درک نموده و مکنونات و محتویات درونی خود را به هم تفهیم کنند و در بسیاری از مسائل ، تصمیم مشترک و یکسان گرفته و برمبنای آن عمل کنند و در فراز و نشیب های زندگی ، یاور هم باشند و فرزندانشان را براساس یک طرح هماهنگ تربیت کنند.

امام صادق (ع) می فرمایند:

” العارفة لا توضع الا عند العارف”

زن عارفه ( فهمیده ی فرزانه ) باید در کنار مرد عارف ( فهمیده ی اهل معرفت) قرار گیرد ، نه غیر آن .

۳- همتایی اخلاق

هماهنگی و تناسب اخلاقی ، از مهم ترین موارد هم کفویی و همتایی بین زن و شوهر است . ممکن است زن و شوهر از جهت ” دینی ” کفو هم  باشند اما از جهت اخلاقی نه.

۴- کفو هم بودن در تحصیلا ت علمی

بهتر آن است که زن و شوهر از نظر معلومات و تحصیلات علمی ، خیلی با هم  فاصله نداشته  باشند تا تفاهم بیشتری در زندگی شان وجود داشته باشد.

البته این خصوصیت را باید با صفات و ویژگی های دیگر بررسی کرد. به این معنا که مثلاً اگر ” زن” تکبر و غرور بی جا دارد و کم ظرفیت است ، نباید سواد و تحصیلاتش بیش از مرد باشد ؛ زیرا – حتماً – مشکلات فراوانی در زندگی شان به وجود خواهد آمد. اما اگر متواضع باشد، احتمال بروز این مشکل  کمتر است . در مورد ” مرد ” هم مسئله به همین شکل است با کمی تفاوت.

۵- تناسب در زیبایی

توجه به توازن و تناسب میان دو همسر در زیبایی صورت و اندام و قیافه ی ظاهری  نیز لازم است . اگر یکی از آن دو،  ” زیبا و خوش اندام و خوش تیپ ” باشد و دیگری ” زشت صورت و بد اندام “، احتمال به وجود آمدن ناراحتی و مشکل برای هر دو، و عقده های روانی و انحراف و بی عفتی و حسرت و …  برا ی فرد زیبا ، وجود دارد.

۶- تناسب سنی

در انتخاب همسر توجه به  همتایی و تناسب در سن  نیز لازم است.

تفاوت سن بلوغ  در دختر و پسر، یک امر طبیعی است . پسر، حدود ۴ سال دیرتر از دختر به  بلوغ می رسد، پس خوب است که تفاوت سن آنان در امر ازدواج نیز به همین مقدار باشد ( پسر، بزرگتر باشد) . کفو هم بودن دختر و پسر از نظرسن ،” تفاوت سن” است ، نه ” تساوی سن ” . زیرا این تفاوت ، در آفرینش آنان قراردارد. البته رعایت این تفاوت سن به این مقدار ( حدود ۴ سال ) واجب نیست. بهتر است که چنین باشد.

این خصوصیت را باید با مجموعه ی صفات و خصوصیات دختر و پسر بررسی کرد . ممکن است دختری سنش به این مقدار کمتر از سن پسر نباشد، اما امتیازات دیگری داشته باشد که آن را  جبران کند.

۷- تناسب مالی

قاعده ی عامی را که می توان دراین باره مطرح کرد این است که : صلاح نیست  دختر و پسر و خانواده هایشان ، از نظر ” مالی و ثروت ” تفاوت زیادی داشته باشند.

اگر ما کسی هستیم  که با مقداری ثروت و توانگری ، خود را گم می کنیم و تکبرها، غرورها، منت گذاشتن ها ، تحقیر کردن ها و… به سراغمان می آید ، چرا خود را فریب دهیم ؟ ! معمولاً چنین است که اگر پسری فقیر یا متوسط از نظر مالی ، با خانواده ای ثروتمند وصلت کند، باید ” نوکر و برده ی ” آنان شود. و اگر دختری فقیر، عروس خانواده ای ثروتمند شود، باید ” کنیز ” آنان گرد د! البته استثناهایی نیز وجود دارد.

۸- تناسب خانوادگی

ازدواج با یک فرد، مساوی است با پیوند با یک خانواده و فامیل و نسل!

در مسئله ی ” انتخاب همسر” ، معقول نیست که انسان بگوید: ” من می خواهم با خود این فرد ازدواج کنم و کاری به خانواده و خویشان و فامیلش ندارم ” زیرا:

۱- این فرد، جزئی ازهمان خانواده و فامیل ، و شاخه ای از همان درخت است. و این شاخه ، ازریشه های همان درخت، تغذیه کرده است . مسلم است که بسیاری از صفات اخلاقی ، روحی ، عقلی و جسمی آن خانواده و فامیل ، از راه  وراثت و تربیت و محیط و عادات ، به این فرد منتقل شده است.

پیامبر اسلام (ص) در این باره می فرمایند: تَزّوجوا فی الحِجرِ الصالح ، فاِنَّ العِرقَ دَسَّاسٌ

“با خانواده ی شایسته ، وصلت  کنید؛ زیرا عِرق ( ژن و خصوصیاتی که به وسیله ی نطفه و وراثت از پدران و مادران به فرزندان و نسل های بعدی منتقل می شود. ) تاثیر می گذارد”.

۲- اگر تو با آنان کار نداشته باشی، آنان با تو کار دارند! هرگز نمی توانی همسرت را  از آنان و آنان را از همسرت جدا کنی . خودت هم نمی توانی رابطه ات را با آنان قطع کنی . یک عمر باید با آنها معاشرت و زندگی نمایی.

اگر خانواده و خویشان همسر، ناباب و فاسد باشند، انسان را ” زجرکش “  می کنند و از دخالت های آنان در زندگی و از ارتباط با آنان نمی شود به کلی جلوگیری کرد.

۳- بدنامی یا خوشنامی آنان ، تا آخر عمر همراه انسان است و در زندگی تأثیر می گذارد. تحمل بدنامی آنان ، بسیار مشکل خواهد بود.

۴- صفات و خصوصیات آنان، در فرزندان آینده ، تأثیر دارد.

پیامبر اکرم (ص) در این باره می فرمایند:

” بنگرید چه کسی را به همسری برمی گزینید ، زیرا فرزندان ، شبیه دایی هایشان می شوند”.

۹-  تناسب اجتماعی

کسی که اهل علم و تحقیق و پژوهش است و می خواهد عمر وزندگی اش را در راستای مسائل علمی و تحقیقی بگذراند و بافت زندگی اجتماعی و خانوادگی اش این گونه بافتی است  و روحیه اش کاوش گرانه است، هرگز نباید با فرد و خانواده ای وصلت کند که روحیه ی اجتماعی شان ، روحیه ی تجملاتی و تشریفاتی و اشرافی است و اهل خوشگذرانی ، مهمانی های ریایی، شب نشینی های بوالهوسانه، مسافرت های تفریحی افراطی و تفریحات پیاپی هستند. افراد فراوانی را سراغ داریم  که دچاراین اشتباه و غفلت شده و به بدبختی و فلاکت گرفتار شده اند.

البته پرداختن به جنبه های تفریحی زندگی ، لازم  و ضروری است وهمان کسی هم که اهل مطالعه  و تحقیق است ، باید از این جنبه غفلت نکند. اما این غیر از بنا نهادن زندگی بر مبانی عیش و نوش ، مهمانی ، خوشگذرانی ، شب نشینی ، مسافرت، تفریح و… است.



دوشنبه 1390/06/14 |

خانواده کوچکترین، مهم ترین و مقدس ترین نهاد اجتماعی و بخش بزرگی از دنیای اجتماعی کودک است و از پیوند بین یک دخترو یک پسر تشکیل می شود و فرزندان ثمره و مکمل آن هستند و در صورتی که این پیوند و سرمایه گذاری درست و اصولی انجام شود، این شراکت سوددهی خواهد داشت ؛ یعنی فرزندان صالح و با آینده روشن تربیت می شوند و اگر زن و شوهر بدون علاقه و صرفاً بر اساس جنبه های مادی و یا رفع تکلیف اقدام به ازدواج نمایند ، این شراکت زیان می دهد و فرزندان حاصل از این ازدواج آینده مبهم و تاریکی درانتظارشان است.


ازدواج

 مردم به دلایل گوناگون ازدواج می کنند : عاطفی ( که اغلب در سنین پایین انجام می شود) ، مذهبی ( که براساس اشتراک عقیده  و ایدئولوژی انجام می شود) ، اقتصادی ( که صرفاً براساس ثروت یکی از طرفین انجام می شود) و اجتماعی ( که شایعترین فرم بوده  و براساس سنت ها و عمدتاً به صورت خواستگاری انجام می شود).

تجربه نشان داده است که ازدواج های عاطفی ( که بر اساس علاقه ی  فرد نسبت به هم است ) و اجتماعی موفق تر از انواع دیگر می باشند.

شروط اصلی ازدواج

۱- بلوغ جسمی، روانی و اجتماعی : بلوغ جسمی براساس شرایط جغرافیایی، تغذیه ای و نژادی تفاوت می کند ولی به طور متوسط برای پسران ۱۳ – ۱۵ سالگی و در مورد دختران ۱۱-۱۳ سالگی است.

بلوغ روانی ۲-۴ سال پس از بلوغ جسمی و بلوغ اجتماعی حدوداً ۲ سال پس از بلوغ روانی صورت می پذیرد متاسفانه هنوز در بعضی خانواده ها به محض ایجاد علائم  بلوغ جسمی ، اقدام و یا تشویق به ازدواج نوجوان می نمایند و یا برای فرزندان عقب مانده ی ذهنی خود علیرغم بلوغ بدنی و عدم رشد و بلوغ روانی و اجتماعی، همسر تعیین می نمایند.

۲- داشتن انگیزه : بایستی دختر و پسر جوان انگیزه ای  واقعی برای ایجاد پیوند زناشویی با فرد مورد نظر داشته باشند و خواست و علاقه والدین و یا آشنایی و تایید آنها دلیل درست بودن این پیوند نمی باشد . چه بسا جوانانی که  بدون انگیزه ، ازدواج و مدت کمی پس از مراسم ازدواج اقدام به جدایی و طلاق  می کنند.

۳- داشتن اطلاعات : فرد متقاضی ازدواج بایستی اطلاعات کامل در مورد ازدواج و نیازهای روانی و اجتماعی طرف مقابل خود و هم چنین خصوصیات روانشناختی زن و مرد داشته باشد و یاد بگیرد که ازدواج یک پیوند مقدس الهی است و صرفاً به عنوان روشی برای ارضاء غرایز نیست.

معیارهای انتخاب همسر

۱- تشابهات شخصیتی

۲- تشابه فرهنگی و اجتماعی ( زوجین در یک طبقه باشند.)

۳- از نظر دیدگاه های فکری وعاطفی قرابت ( نزدیکی ) داشته باشند.

۴- اختلاف سن ، ترجیحاً ۲-۷ سال و مرد بزرگتر باشد.

۵- ترجیحاً میزان تحصیلات و درآمد مرد بیشتر از زن باشد.

۶- بهتر است دختر و پسر مورد نظر مدتی قبل از ازدواج با یکدیگر آشنا بوده و در حضور خانواده ها با دیدگاه های فکری و اجتماعی و دلایل و برنامه ریزی های یکدیگر در زندگی مشترک آشنا بشوند.

پس از حصول اطمینان از توافق اخلاقی ، مراسم خواستگاری با کمترین تشریفات انجام شود و بهتر است خانواده ها در مورد مهریه و جهیزیه دخالتی ننموده و آن را به عهده ی زوج جوان بگذارند.

متأسفانه در شرایط فعلی ، ازدواج ها بیشتر به صورت چشم وهم چشمی و رقابتی انجام می شود و اغلب ، انگیزه های مادی وجود دارد و روز به روز مراسم عروسی پرهزینه تر و تشریفاتی تر می شود و تأمین جهیزیه کابوسی برای خانواده ها شده است . به همین دلیل انگیزه برای ازدواج و انجام این سنت الهی کاهش یافته و در بسیاری از خانواده ها دختر و یا پسر در سنین ۳۰ – ۴۰ سالگی و مجرد زندگی می کنند.

کمال مطلوب این است که در مورد فاصله ی سنی بین فرزندان نیز بین زن و شوهر توافق قبلی صورت گیرد.

گاه فرزندانی که متولد می شوند ناخواسته اند که یا به علت عدم آمادگی و توافق زن و مرد برای بچه دار شدن بوده است و یا این که نسبت به جنسیت فرزند متولد شده علاقه و توافق ندارد . به هر دلیل فرزندی که ناخواسته به دنیا بیاید هیچگاه مهر و محبت واقعی را از والدین نخواهد دید و در بزرگسالی کاندید ابتلا به اختلال افسردگی و اضطراب است. رفتار کودکان با شیوه های رفتاری والدینشان همبستگی زیادی دارد و کودکان ناموفق معمولاً محصول روابط ناسالم و نامطلوب والدین بوده و از توجه و محبت آنها محروم هستند.

تجربه نشان داده است والدینی که خود از محبت پدر و مادر محروم بوده اند، اغلب نسبت به فرزندان خود بی مهر هستند و نمی توانند والدین موفقی باشند.

والدین با به کارگیری تشویق و تنبیه و نمونه قرار دادن خود و روش های تربیتی و سنتی خود در گذشته به رفتار فرزندان خود شکل می دهند. بهتر است اجازه دهیم فرزندان نیز همانند ما پیراهن هایی را پاره و از این راه تجربه کسب کنند.

همه والدین خواهان سلامتی و نیکبختی ، رفاه وامنیت فرزندانشان هستند ولی روشهای غلط آنها در تربیت اطفال موجب رشد رفتارهای سازش ناپذیری  در کودکان می شود. پدران و مادران کودکان خود را به دلیل خطاها و اختلالات رفتاری و ناسازگاری هایشان محکوم و تنبیه می کنند، درصورتی که ندانم کاری ها و  اشتباهات خودشان موجب بروز مشکلات آنها می باشد.

مشاجرات بین والدین و تبعیض قائل شدن بین فرزندان از علل اختلال رفتار کودکان است. اختلافات خانوادگی ، تشنجات و توهین ها، محیطی نا امن برای طفل به وجود آورده واو را وادار به نافرمانی می کند.

خانه برای کودک مکانی است که او تجربه اجتماعی روزانه ی خود را با شتاب به درونش می آورد تا آن را مورد ارزیابی قرار دهد و به خاطر آن ستایش و تحسین شود.

در صورتی که انتظارات والدین از کودک زیادتر از حد توانایی و امکانات کودک باشد، موجب شکست و ایجاد نگرش منفی نسبت به خود می شود. کودکی که بیش از اندازه مورد توجه والدین باشد، نازپرورده بار آمده و نمی تواند اعتماد به نفس کافی داشته باشد و توانایی مقابله با مشکلات زندگی، تضادها و محرومیت ها را نخواهد داشت و قادر به پذیرش مسئولیت های اجتماعی نیز نخواهد بود. حمایت و محبت بیش از اندازه، کودک را خودخواه ، ترسو، خجالتی و بی تفاوت و پرخاشگر بار می آورد. کودک ناز پرورده در طول زندگی خود نیاز به روابط عاطفی شدید و بیش از حدی دارد که بتواند آنها را جایگزین روابط عاطفی دوران کودکی خود کند. وی دمدمی مزاج ، تحریک پذیر، پر توقع تراز معمول و تا حدود زیادی بی نظم است.

طرد کودک موجب احساس ناامنی ، ترس ، بی اعتمادی، حسادت ، کینه جویی و ناتوانی در ابراز محبت و قبول آن می شود.



دوشنبه 1390/06/14 |

از میان ضرب المثل های ملل مختلف و همین طور سخنان شخصیت های بزرگ جهان پیرامون ازدواج شصت مورد را انتخاب کرده ایم. بسیاری از این حرف ها جنبه شوخی و مزاح دارد اما تعداد دیگری از آنها شاید وصف حال من و شما باشد! همین طور قسمت دیگری از این گفته ها می تواند برای عده ای حکم کلید راهنما را داشته باشد.

۱-هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی)

۲- مردی که به خاطر ” پول ” زن می گیرد، به نوکری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )

۳- لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی )

۴- زنی سعادتمند است که مطیع ” شوهر”  باشد. ( ضرب المثل یونانی )

۵- زن عاقل با داماد ” بی پول ” خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی )

۶- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی )

۷- زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبه ی خرابه هم زندگی می کنند. ( ضرب المثل آلمانی )

۸- داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت . ( ضرب المثل لهستانی )

۹- دختر عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی)

۱۰- داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی )

۱۱- دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. ( ضرب المثل ایتالیایی )

۱۲- در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن . ( ضرب المثل آذربایجانی )

۱۳- برا ی یافتن زن می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی . ( ضرب المثل چینی )

۱۴- تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن . ( ضرب المثل چینی )

۱۵- اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر. ( ضرب المثل اسپانیایی)

۱۶- اگر زنی خواست که تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج کن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل ترکی )

۱۷- ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر) 

۱۸- ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. ( ضرب المثل اسپانیایی )

۱۹- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی )

۲۰- ازدواج کردن وازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است . ( سقراط )

۲۱- ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممکن خواهد بود. ( بورنز )

۲۲- ازدواجی که به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. ( رولاند )

۲۳- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است . ( ناپلئون )

۲۴- اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است . ( محمد حجازی)

۲۵- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم . ( خانم پرل باک )

۲۶- با زنی ازدواج کنید که اگر ” مرد ” بود ، بهترین دوست شما می شد . ( بردون)

۲۷- با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل های خسته کننده او را اصلاً نخوانید . ( سونی اسمارت)

۲۸- برای یک زندگی سعادتمندانه ، مرد باید ” کر ” باشد و  زن ” لال ” . ( سروانتس )

۲۹- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ ” شجاعت ” می خواهد. ( کریستین )

۳۰- تا یک سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های یکدیگر را نمی بینند. ( اسمایلز )

۳۱- پیش از ازدواج چشم هایتان را باز کنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. ( فرانکلین )

۳۲- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاک )

۳۳- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)

۳۴- ازدواج پیوندی است که از درختی به درخت دیگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو ” زنده ” می شوند و اگر ” بد ” شد هر دو می میرند. ( سعید نفیسی )

۳۵- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن )

۳۶- شوهر ” مغز” خانه است و زن ” قلب ” آن . ( سیریوس)

۳۷- عشق ، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاک )

۳۸- قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم . ( لرد لوچستر)

۳۹- مردانی که می کوشند زن ها را درک کنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج کنند. ( بن بیکر)

۴۰- با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می کشد و زن روی آینده اش . ( سینکالویس)

۴۱- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آید . ( پاستور )

۴۲- ازدواج کنید، به هر وسیله ای که می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یک همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. ( سقراط)

۴۳- قبل از رفتن به جنگ یکی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا کن . ( یکی از دانشمندان لهستانی )

۴۴- مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. ( کارول بیکر)

۴۵- من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم . ( آگاتا کریستی)

۴۶- هر چه متأهلان بیشتر شوند ، جنایت ها کمتر خواهد شد. ( ولتر)

۴۷- هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند . ( جانسون )

۴۸- زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج کند که زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را که شنونده خوبی نیست ، تحمل کند. ( کینهابارد)

۴۹- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود که آنها بر سر مسائل کوچک با هم مشکل پیدا می کنند. ( شاو)

۵۰- وقتی برای عروسی ات خیلی هزینه کنی ، مهمان هایت را یک شب خوشحال می کنی و خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ایرلندی ) 

۵۱– هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی کند. ( ضرب المثل اسکاتلندی)

۵۲ – با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی کن . ( ضرب المثل آلمانی )

۵۳ – تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر کنی . ( شارل بودلر )

۵۴ – دوام ازدواج یک قسمت رویِ محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسکاتلندی )

۵۵ –  ازدواج پدیده ای است برای تکامل مرد. ( مثل سانسکریت )

۵۶ – زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می کند . (ضرب المثل آلمانی )

۵۷ – ازدواج قرارداد دو نفره ای است که در همه دنیا اعتبار دارد. ( مارک تواین )

۵۸ – ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شیرینی و بی مزگی . (ولتر )

۵۹ – تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر کنی. ( شارل بودلر )



دوشنبه 1390/06/14 |

ترغیب همسر برای شروع یک رابطه جنسی

اما چگونه همسرتان را متقاعد نمایید که رابطه جنسی را شما شروع نمایید :
همسرتان شاید احساس می کند که اجباری برای شروع رابطه ندارد. وی میداند که شوهرش هر وقت که بخواهد تقاضای خود را برای آمیزش مطرح میکند و او هم خواسته شوهرش را برآورده خواهد کرد. بنابراین تا وقتی که همیشه شما درخواست کننده باشید ، دیگر همسرتان اجباری برای خودش در اینکار نخواهد دید و احساس میکند که هرگز مجبور به شروع رابطه نخواهد بود.
در نتیجه گاهی لازم است که تحمل داشته باشید و به همسرتان بیاموزید که همیشه منتظر پیشنهاد از طرف شما نباشد و برای شما خیلی لذتبخش است که گاهی او پیشنهاد یک آمیزش را بدهد .
 
همسرتان نباید تصور کند که درخواست ازجانب او یک پدیده زشت محسوب شده و در صورت پیش قدم شدن برای شروع رابطه جنسی و یا صحبت درباره ی آن ، شوهرش او را دارای فساد اخلاقی بداند و ازش روی برگرداند .
شما باید برای همسرتان توضیح دهید که چگونه و با انجام چه کارهایی توسط وی،تحریک میشوید . به همسرتان بگویید که شما زن و شوهر هستید . شروع رابطه توسط او به هیچ وجه عیبی نداشته و حتی شما را خیلی خوشحال میکند. وقتی او نشانه های لذت را در وجود شما ببیند و مورد تشویق قرار گیرد،با میل و رغبت به شما روی می آورد.
 
بعضی از خانم ها بخاطر ترس از طرد شدن ازسوی شوهر خود ، هرگز برای شروع رابطه جنسی پیش قدم نمیشوند.آنها همیشه از بابت واکنش منفی از سوی شوهر خود نگرانند و میترسند عملی را انجام دهند که مورد پسند و رضایت شوهرش نباشد.
برای غلبه بر چنین احساسی باید همسرتان را مورد تشویق قرار دهید.و اگر رفتاری تحریک آمیز یا عاطفی با شما انجام داد پاسخ او را بدهید و با هم مرحله به مرحله جلو بروید.
به این ترتیب با واکنش مناسب به تحریکات او میتوانید اعتماد به نفس همسرتان را بالا برده و ترس او را از بین ببرید. بعد از مدتی همسر شما میتواند براحتی خودش آمیزش را شروع کند.


برای کمک بیشتر به او بهتر است برایش توضیح دهید که از انجام چه کارهایی در آمیزش لذت بیشتری میبرید.او با کمال میل آنها را برای شما انجام خواهد داد. هرگونه عکس العمل ناخوشایندی از جانب شما ممکن است تاثیر منفی در ذهن شریک جنسیتان بجا بگذارد.
 
گاهی هم ممکن است همسرتان سرحال نبوده و سر و حوصله برای آمیزش را نداشته باشد. کاهش میل جنسی در همسر یا عدم جذابیت شوهرش برای او و یا به خاطر نداشتن رضایت از رفتار شوهرش در زندگی و ... میتوانند باعث شوند تا همسرتان به بهانه های گوناگون مثل سردرد یا احساس کسالت از انجام عمل جنسی سرباز زند . چه برسد که بخواهد شروع کننده هم باشد .


بی میلی جنسی در همسرتان مشکلترین و سخت ترین موضوعی است که شما با آن مواجه می شوید. ابتدا باید بررسی کنید که علت بی علاقگی همسرتان به آمیزش چیست،سپس درصدد رفع علت آن برآیید.اگر به مرور زمان و بتدریج علاقه او نسبت به شما کم شده باشد، باید علت آنرا دقیقا بررسی نموده و موقعیت خود را تثبیت کنید.
اگر روابط جنسی برای همسرتان عادی شده، سعی کنید تا در روابط جنسی خود روش های جدید را امتحان کنید و جذابیت بیشتری به آن بدهید. صفات جذاب و مورد علاقه او و خواسته هایش را در خود زنده کنید و آتش عشق و علاقه همسرتان را نسبت به خودتان دوباره شعله ور کنید . بزودی خواهید دید که همسرتان برای آمیزش با شما تمایل پیدا می کند.
با کمی صبر و پشتکار و بکار گیری این نکات شما میتوانید همسرتان را متقاعد کنید تا در برخورد با شما برای شروع آمیزش پیش قدم باشند.



دوشنبه 1390/06/14 |

همسرانی که می‌توانند مشکلات خود را با موفقیت حل کنند، بهترین شانس ادامه یک ازدواج موفق را در پیش دارند. نتایج برخی تحقیقات حاکی از آن است که بر خلاف نظر بسیاری از همسران، مشکلاتی که در اوایل ازدواج به وجود می‌آیند،به مرور زمان نه تنها بهتر نمی‌شوند بلکه بد‌تر هم می‌شوند.
زن و شوهرها به جای اینکه بروز اختلافات و در گیری‌ها را نشانه ضعف و نا توانی خود بدانند، بهتر است آنها را به چشم فرصت‌هایی برای ایجاد و تقویت مهارت‌هایی بدانند که برای ادامه زندگی مشترک خود می‌توانند به‌کار برند.مقاله زیر برخی از مهارت‌های ضروری برای تحکیم زندگی خانوادگی را بررسی می کند.
مشکل این است که همسران فرصتی برای یادگیری مهارت‌های ارتباطی و حل مسئله ندارند و تعداد کمی هم این سعادت را داشته‌اند که در میان خانواده خود بزرگ شوند. زمانی که زوج‌ها می‌توانند این مهارت‌ها را بیاموزند، قبل از به وجود آمدن مشکلات است. زن و شوهرها بیشتر علاقه مندند وقتی به مسائل و مشکلات خود بپردازند که جریان امور در حال بهتر شدن هستند تا بدتر شدن.
علاوه بر این، بیشتر زوج ها در اوایل ازدواجشان الگو‌های رفتاری- واکنشی برای خود می‌سازند که مثل پوسته‌ای سخت در آن گرفتار می‌شوند، الگو‌هایی که تغییر دادن‌شان بسیار مشکل است، مثل خشم، رنجش، و افسردگی.
دکتر مارک من به‌عنوان روان‌شناس مسائل خانوادگی، پنج جلسه آموزشی با نام برنامه بهبود روابط قبل از ازدواج را طراحی کرده است که در این جلسات مهارت‌های حل مسئله به زنان و مردانی آموزش داده می‌شود که در شرف ازدواج هستند.
وی می‌گوید: ما به این زوج‌ها قوانین و محدودیت‌های لازم برای ایجاد برخورد‌های سازنده را می‌آموزیم. آخرین نتایج به‌ دست آمده از این تحقیقات نشان می‌دهد که آمار طلاق در زوج‌هایی که طریقه بحث و گفتگوی سازنده را قبل از ازدواج می‌آموزند، 50 در صد کمتر از زوج‌هایی است که این آموزش‌ها را ندیده‌اند. همچنین، میزان خشونت‌های فیزیکی در گروه آموزش ندیده دو تا سه برابر بیشتر از گروه آموزش دیده است.
برنامه بهبود روابط قبل از ازدواج، به کودکان توانایی برخورد‌ با اختلافات درروابط و زندگی شخصی را یاد می‌دهد.نکته مهم این است که وجود اختلاف در روابط، عامل مهمی است که موجب بروز آسیب‌های روانی در بزرگسالان و کودکان می‌شود. به گفته دکتر مارک من، بسیاری از آسیب‌های روانی افراد در واقع، بیشتر مشکلات ارتباطی هستند تا مشکلات درون روانی. اولین و مهم‌ترین این مشکلات افسردگی در زنان است. مطالعات نشان می‌دهند که بین افسردگی و مشکلات زناشویی ارتباطی وجود دارد. این ارتباط ناشی از اثرات مخرب روابط مشکل دار است.

- مهار کردن درگیری‌ها

دکتر مارک من همزمان با ادامه مطالعات، توجه خود را بر جنبه منفی ازدواج متمرکز کرده است: مردم غالبا به جنبه‌های مثبت ازدواج نگاه می‌کنند اما آنچه در روابط زناشویی اصل است، توانایی مهار کردن عواطف منفی است. 50-30 در صد زن و شوهرها متأسفانه بد دهن هستند که بیانگر ضعف آنان در مدیریت اختلافات است و این خشونت وبد دهنی نتیجه ناتوانی آنها در کنترل کردن احساسات منفی شان است.
وی معتقد است: برای درمان مسائل و مشکلات زندگی مشترک، درمانگر باید واکنش به اختلافات و درگیری‌های دو طرف را در خط اول حمله خود قرار دهد اما نباید فقط به مهارت‌های بحث و گفتگو‌ بسنده کند.این مهارت‌ها باید در متن روابط فرا گرفته شوند. بنا به گفته او ازدواج توانایی خاصی در بهر ه‌برداری ازآن مسائلی رادارد که ریشه در خانواده‌ها دارند.

مردان و زنان در بر خورد با اختلافات خود از شیوه‌های کاملا متفاوتی استفاده می‌کنند و همین شیوه‌ها هستند که به روابط آنها خدشه وارد می‌کنند. مردان طفره می‌روند، زنان می‌جنگند؛ وهر دو هم بر استفاده از الگو‌های رفتاری خود وفادار هستند. در حال حاضر، عده‌ای از محققان بر این باورند که مردها اساسا نسبت به زنان در حل و فصل اختلافات، مشکلات بیشتری دارند که دلیلش ریشه در تجارب گذشته، نگرش جنسیتی و به ویژه وضعیت فیزیولوژیکی آنها دارد.
دکتر جان گاتمن، استاد روان‌شناسی در دانشگاه واشینگتن در سیاتل معتقد است که احساس درد در مردان نیز متفاوت است. از نظر وی اندازه گیری مستقیم واکنش‌های فیزیکی مردان در روابط خود، تصویر قابل قبول‌ترو معتبرتری از آنچه زوج‌ها در زندگی تجربه می‌کنند نشان می‌دهد تا زمانی که فقط از آنها سؤال می‌شود.
اطلاعات دکتر گاتمن نشان می‌دهد که مردان از لحاظ فیزیکی بیشتر بر انگیخته می‌شوند. به‌عنوان مثال،هنگام درگیری با همسرخود قلبشان تند‌تر می‌زند، بیشتر عرق می‌کنند، و بیشتر راه می‌روند.
این گونه علائم که مردان هنگام کشمکش‌های عاطفی از خود بروز می‌دهند بسیار ناخوشایند هستند. در کل، مردان در این مواقع دست به عقب نشینی می‌زنند یا به‌اصطلاح کوتاه می‌آیند، و این واکنشی است که گاتمن آن را سنگ اندازی می‌نامد، روشی که در آن شنونده دیواری سنگی در برابر گوینده ایجاد می‌کند؛ عموما حالات و خطوط چهره خود را تغییر نمی‌دهند؛ از نگاه مستقیم به چشم همسرشان خودداری می‌کنند؛ سر و گردن خود را خشک و جدی نگه می‌دارند؛ و از دادن پاسخ به شنونده معمولی هم ناتوان هستند.
وقتی مرد از در گیر‌شدن طفره می‌رود، آن وقت است که روابط آنها قطع می‌شود. ابتدا، مرد از لحاظ روحی وسپس از لحاظ عاطفی پس می‌کشد. زن با استفاده از احساسات و عواطف خود مرد را مغلوب می‌کند. مرد از هر گونه در گیری با وی خودداری می‌کند. زن سعی می‌کند با نشان دادن خشم و رنجش شدید خود، مرد را وادارد تا همانگونه که خود رابطه را قطع کرده، خود نیز آغازگر آن باشد.
بی‌تردید، اگر زن و شوهر‌ها در همین حد از الگوهای رفتاری خود بمانند، امیدی به بهبود روابط هست اما اگر زن بخواهد با پس کشیدن خود برای از سر گیری ارتباط با همسرش مقابله به مثل کند، آن وقت است که متأسفانه مجبور به جدایی می‌شوند؛ یعنی سرنوشت این زندگی مشترک به وضعیت دو خط موازی دچار می‌شود که هرگز به نقطه اشتراکی نمی‌رسند؛ یعنی وضعیتی که از سر گیری زندگی مشترک گذشته نا ممکن می‌شود.
مردان برای رفتار گریزانه‌ای که در پیش می‌ گیرند، بهای سنگینی می‌پردازند، چنین رفتاری متأسفانه هر امیدی به بهبود روابط، برقراری احساس تعلق‌خاطر و صمیمیت را نا بود می‌کند.

- برجسته کردن نقاط مثبت

هنگام یادگیری روش‌های بهتر مدیریت اختلافات، چه بسا که وجود مسرت و شادی ضروری باشد. البته سخن گفتن درباره یک ازدواج موفق بسیار است. هر پژوهشی در این باره نشان می‌دهد که عبارات محبت آمیزی که زوج‌ها در روابط خود به‌کار می‌برند، تأثیر بسیاری در ایجاد مسرت و رضایت خاطر آنها دارد.
بنا به گفته دکتر گاتمن، اختلافات زناشویی به تنهایی تأثیر مخربی بر زندگی مشترک زوج‌ها ندارند، البته اگر همراه با اقدامات مثبتی نظیر شوخی، راه حل‌های مثبت، توافق، رضایت، همدلی، و گوش دادن فعال غیر دفاعی باشد.
در تحقیقی که در کاسلوز فلوریدا به عمل آمد، از زوج‌هایی که 25 سال یا بیشتر از ازدواجشان می‌گذشت، خواستند تا عوامل مؤثر در طولانی بودن ازدواجشان را بیان کنند. 40 درصد از این زوج ها دلیل تداوم زندگی مشترکشان را لذت با هم بودن و گرامی داشتن این با هم بودن، بیان کردند. علاوه بر این، براین نکته توافق داشتند که لذت با هم بودن، عامل اصلی زندگی شاد و سعادتمند انه آنهاست.
در میان این زوج‌ها فقط تعداد اندکی از زوج‌های راضی یا ناراضی، وجود تفریح، شوخی و شیطنت را در وضعیت زندگی مشترکشان دخیل نمی‌دانستند. از میان عوامل مؤثر در تداوم زندگی مشترک این زوج‌ها بیان عبارات محبت آمیز بود که به‌عنوان یکی از عوامل اساسی در یک ازدواج موفق ذکر شده بود و در صدر این فهرست قرار داشت. دکتر گاتمن درباره یافته‌های تحقیق خود چنین می‌گوید: تنها نکته مهم و مثبت همین است، شیفتگی و عشق؛ زیرا شیفتگی و عشق، پدید آورنده تعهدی هستند که در موفق بودن ازدواج بسیار نقش دارند.
در دانشگاه میشیگان، تحقیق گسترده‌ای در دست انجام است. در این تحقیق که 6 سال به طول می‌انجامد و هم اکنون چهار سال از آن سپری شده، 373 زوج شرکت دارند. نکات مثبت این تحقیق را خانم الیزابت دووان، استاد روان‌شناسی و دانشمند محقق در انجمن تحقیق اجتماعی، به روشنی ارائه کرده است.
وی دریافت که تأیید عاطفی یعنی انتقال تمایلات محبت آمیز (عاشقانه) به مراتب قوی‌ترین بازگوکننده کیفیت روابط زناشویی است.تأیید عاطفی بی‌قید و شرط خود از همسر، از طریق ارتباط غیرکلامی در سلامت ازدواج اهمیت بسیار دارد.
به اعتقاد دکتر دووان، ارتباط غیرکلامی در روابط زناشویی تحول چشمگیری به وجود می‌آورد ؛ چیزی که تیم وی به آن انطباق یا همسازی می‌گوید. هر یک از طرفین می‌کوشد تا همسری دلخواه برای زوجش باشد. دکتر دووان می‌گوید: اگر مرد احساس کند که راه و روشی که در پیش گرفته مورد قبول همسرش است، آنگاه می‌کوشد تا به همان روش عمل کند.
از تلاش جمعی این محققان الگویی از ازدواج در حال شکل گیری است که در آن به ازدواج و روابط زناشویی همچون فرایندی پویا نگریسته می‌شود، فرایندی که دست اندر کار ساختن یک واقعیت مشترک است. اختلافات زندگی مشترک، عرصه وسیعی برای ارتباطات زناشویی و تبادل عواطف است. همه این کشمکش‌ها و اختلافات مهم‌اند و می‌توان آنها را فرا گرفت، هرچه زودتر، بهتر. مواردی که زن و شوهرها موفق به حل وفصل اختلافات نیستند را می‌توان دوباره طراحی کرد و محققان بالینی دقیقا مراقب هستند تا ببینند کجا وچگونه می‌توانند به زوج‌ها یاری رسانند.



دوشنبه 1390/06/14 |
همشهری امارات: خبر ساده است و واضح. نمونه عینی این خبر را آنقدر در اطرافمان دیده‌ایم که دیگر برایمان عجیب نیست
 

 اگر پایگاه خبری نیوکرالا، خبر از آن دهد که در ایالت پن آمریکا پدران طلاق، از برقراری ارتباط با فرزندان خود بی‌بهره‌اند و 71 درصد از فرزندان طلاق تنها با مادر خود ارتباط صمیمانه‌ای دارند.
کارشناسان این ماجرا را ربط می‌دهند به فشارهای شدیدی که بر روی فرزندان طلاق است و همین موجب شکاف عمیق بین کودکان و پدران می‌شود که این موضوع تا زمان بزرگسالی کودکان هم ادامه پیدا می‌کند.

 در این میان، کودکانی که به پدرشان گرایش پیدا می‌کنند و ارتباط خوبی با او دارند، جزو استثناهایی محسوب می‌شوند که از سر عاطفی بودن، به پدر گرایش دارند. این عده به همان اندازه هم در رابطه با مادر خود احساساتی عمل می‌کنند و اغلب با مادرشان هم ارتباط عاطفی عمیقی دارند.
دکتر حسین اسکندری، روانشناس، در این باره می‌گوید: به طور طبیعی مادر در خانواده قطب محبت تلقی می‌شود. بگذریم از خانواده‌هایی که این نقش در مورد مادر صادق نیست و استثنا هستند. اما در کل، این مادر است که از کودکی پاسخگوی مستقیم نیازهای جسمی و عاطفی کودک خود بوده و کودک او را مسئول مستقیم محبت در خانواده می‌داند. در مقابل پدر معمولا با جا شدن در چهارچوب‌های اجتماعی و درگیر شدن در تامین مادی خانواده، به طور غیر مستقیم نیازها را برطرف می‌کند و به همین دلیل در حاشیه قرار می‌گیرد.
دکتر اسکندری همین نقش‌های خانوادگی را مسئول مستقیم رابطه غیر صمیمانه کودک با پدر می‌داند و ادامه می‌دهد: در مقابل کودکان، این ضعف پدران است که مسئولیت را کامل به مادر واگذار می‌کنند و از محبت کردن به کودک خود امتناع دارند.

 بسیاری از پدران خانواده‌های طلاق گرفته، موقع محبت کردن که می‌شود، مادر را والد بچه می‌دانند و پای مسائل خشن حقوقی که به میان می‌آید، بچه را از آن خود می‌دانند. به این ترتیب خودشان کودک را از نظر عاطفی به سمت مادر هل می‌دهند و تصویر منفی از پدر را دامن می‌زنند. همین سرآغاز آسیب‌های روانی زیادی است که به بچه‌های طلاق وارد می‌آید. چه در خانواده‌های آشفته و چه در خانواده‌های از هم پاشیده.

طلاق خاموش؛ کودکان خاموشمطالعات و تحقیقات روانشناسان نشان می‌دهد کودکانی که با پدر و مادر ناسازگار و بداخلاق زندگی می‌کنند، در معرض آسیب‌های بیشتری قرار دارند. کودکان شاهد احترام متقابل بین پدر و مادر نیستند و محبت و عاطفه جای خود را به پرخاشگری داده است. در این شرایط، دور از انتظار نیست که کودکان هم مثل والدین، برای تحمل شرایط، به کناره گیری از روند زندگی عادی روی بیاورند و به گفته آسیب شناسان اجتماعی بیشترین افراد بزهکار جامعه را تشکیل دهند.
دکتر حسین فرجاد، آسیب شناس اجتماعی و مدرس دانشگاه تهران در این رابطه می‌گوید: «بررسی وضعیت کودکان بزهکار نشان می‌دهد در خانه‌هایی که والدین به طور مستمر با یکدیگر درگیری دارند، نبود روابط عاطفی بین والدین و خشونت، عاملی اصلی در بزهکاری نوجوانان و جوانان محسوب می‌شود.»
او ادامه می‌دهد: «فشارهای روانی، مشکلات خانوادگی و درگیری‌های والدین، جوانان را به سوی پرخاشگری می‌کشاند. به خصوص این که در برخی خانواده‌ها روابط نزدیکی میان پدر و مادر و فرزندان وجود ندارد به همین علت جوانان فشارهای روانی خود را به صورت پرخاشگری در جامعه بروز می‌دهند.»
این شاید مستقیم‌ترین نتیجه جدایی خاموش پدر و مادر باشد که دامن فرزندان را هم می‌گیرد. طلاق خاموش به عنوان یک طلاق غیر رسمی، موذیانه در کمین روابط همسران نشسته است و شاید بی‌راه نباشد اگر بگوییم اصلی‌ترین قربانیان خود را از میان فرزندان خانواده‌ها انتخاب می‌کند.
دکتر فرجاد می‌گوید: «طلاق عاطفی یا طلاق خاموش، جدایی اعلام نشده بین زن و شوهری است که زیر یک سقف زندگی می‌کنند، خانواده‌اند، ‌اما بیگانه از هم‌اند و حتی وجود فرزندان هم این جدایی و بیگانگی را از بین نمی‌برد. در این شرایط زندگی زن و شوهر در زیریک سقف از خانه محیطی نا امن می‌سازد و در این وضعیت بچه‌ها به علت تنش و ناامنی موجود در خانه، نه آرام هستند و نه آرامش دارند و در چنین شرایطی است که والدین تصمیم می‌گیرند آرامش از دست رفته خود و فرزندانشان را با جدا شدن از هم به زندگی برگردانند. غافل از اینکه طلاق کاری‌ترین تیری است که به سمت آینده فرزندشان پرتاب می‌کنند.»
آمارها را که ورق می‌زنیم، فرزندان والدین طلاق گرفته را 2 برابر بیشتر از سایر بچه‌ها دچار رکود فعالیت می‌بینیم. به گزارش پایگاه خبری آبزرور، یک گروه از محققان کانادایی که روی 4هزار و 784 کودک 2 تا 7 ساله آزمایش‌ می‌کردند، دریافتند که 82 درصد از کودکانی که با طلاق والدین مواجه بوده‌اند، با خطر کاهش فعالیت و افت عملکرد روبرو هستند.
اما تاثیر جدایی پدر و مادر به همین جا ختم نمی‌شود؛ ترس بدون دلیل، بی‌خوابی، اضطراب و کم‌رویی، اختلال در تغذیه، لکنت زبان، عقب ماندگی درسی، پناه بردن به مواد مخدر، شکست در زندگی آینده، شب ادراری، انزواجویی و عزلت طلبی، احساس حقارت، احساس ناکامی و شکست، دستاوردهای دیگر طلاق والدین هستند.
تحقیقات پژوهشگران ایالات متحده بر روی بزهکاران ایالت کالیفرنیا ثابت کرده است که ۸۰ درصد از کودکان تبهکار در کالیفرنیا، فرزند خانواده‌هایی بوده‌اند که در آن‌ها طلاق رخ داده است. این مسأله به قدری پراهمیت است که جرم شناسان به قاطعیت خانواده نابسامان را در گرو عوامل جرم‌زا قرار می‌دهند.
دکتر اسکندری در این باره می‌گوید: «طلاق به طور مستقیم و یا غیرمستقیم منجر به بزهکاری کودکان می‌شود. چرا که وجدان اخلاقی و شخصیت فرزند به شدت تحت تأثیر شخصیت والدین قرار دارد و بعد اجتماعی‌تر رفتارهای نامناسب والدین، به شکل بزهکاری نمود پیدا می‌کند.»
در طول 30 سال گذشته، هر سال یک میلیون کودک شاهد طلاق والدین خود بوده‌اند و پیش‌بینی می‌شود این رقم در آمریکا تا چند سال آینده به حدی بالا برود که از هر 10 کودک، یکی شاهد سه طلاق یا بیشتر باشد. تعداد کمی از کودکان با والدین واقعی خود بزرگ خواهند شد و در سن بلوغ شاهد از هم پاشیدگی خانواده‌شان خواهند بود.

من و تو مسئولیم!اگر فرزندتان زیاد دچار شب ادراری می‌شود، اگر مسئولان مدرسه او مدام از دعوا و مرافعه راه انداختنش شکایت می‌کنند و از عدم پیشرفت تحصیلی او گلایه دارند، احتمالا بیشتر از آن که فرزندتان نیازمند توبیخ باشد، باید از خودتان گلایه کنید. اتفاقا اینجا جایی است که باید یک جوالدوز به خودتان بزنید و یک سوزن به کودکتان! رفتارهای ناسازگارانه کودک، تنها زنگ خطری است که انعکاسی از رفتار والدین محسوب می‌شود.
حس عدم امنیت در کودکان و شرمندگی از بازگو کردن شرایط خانواده، سرزنش کردن خود، احساس غم و درد و افسردگی، شرایطی هستند که طلاق رسمی و غیر رسمی والدین می‌تواند در کودکان به وجود آورد و نتیجه آن، روی عملکرد تحصیلی و روابط اجتماعی کودک نمودار شود.
دکتر اسکندری می‌گوید: «طلاق حس عدم امنیت را در کودکان تقویت می‌کند. بعضی از بچه‌های طلاق از حس عمیق ناتوانی رنج می‌برند و دچار کاهش اعتماد به نفس و افت عملکرد می‌شوند. بچه‌های کوچکتر بعضی وقت‌ها فکر می‌کنند که والدین در فکر ترک آنها هستند و این حس ناامنی آنها را تشدید می‌کند. در گیری والدین هم استرس و اضطراب بچه‌ها را شدت می‌بخشد. در این میان واکنش بچه‌های بزرگتر عموما انزوا و خلوت است که خود گواه دیگری بر ترس و نگرانی آنهاست. خشم هم یکی دیگر از مظاهر رفتاری است که کودکان به خصوص در مدارس ابتدایی از خود نشان می‌دهند. خشم بچه‌ها گاه با زیر سوال بردن قوانین خانه و یا وظایفشان جلوه گر می‌شود. بچه‌های بزرگتر گاهی آشکارا والدین را شماتت می‌کنند و گاهی هم در شکل فعال، فرزندان طلاق با بچه‌های دیگر به زد و خورد می‌پردازند.»

طلاق موفق
آبی که ریخته، دیگر ریخته است! والدینی که با یکدیگر سازش ندارند، با هم بودنشان همانقدر خطرناک است که با هم نبودنشان! در این شرایط شاید تنها راه پناه بردن به راه آخر باشد و تلاش برای کم کردن اثرات مخرب آن.
دکتر «لویس اسپرت» روان شناس عقیده دارد، یک زن و شوهر ممکن است نتوانند زندگی زناشویی موفقی داشته باشند ولی با تدبیر و از خودگذشتگی می‌توانند به یک طلاق موفق دست پیدا کنند.
او می‌نویسد: در خانواده‌های طلاق هم می‌توان روش‌هایی را در پیش گرفت تا فرزندان دچار کمترین آسیب و ضربه روحی و شخصیتی بشوند و رابطه بهتری با والد دور از خود برقرار کنند. مثلا والدین باید در نظر داشته باشند که نسبت به شوهر یا همسر طلاق گرفته خود حداقل پاره‌ای از مواقع ولو در ظاهر، نرمش و انعطاف به خرج دهند و احساسات منفی خود را کنترل کنند. یعنی از همسر جدا شده بدگویی نکنند و باعث تحریک فرزند خود بر ضد او نشوند. علاوه بر این در بسیاری از خانواده‌های طلاق، دیده شده که کودک را به عنوان حربه و سلاحی بر ضد همسر خود و به منظور انتقام گرفتن از او مورد استفاده قرار می‌دهند؛ پذیرفتن این نفرت اجباری و تحمیلی در احساسات، در تمام ابعاد زندگی کودک مثل شیوه زندگی، شخصیت، برخورد با دیگران و حتی تحصیل و هوش کودک اثرات ناگوار و مخربی به جا می‌گذارد و حتی ممکن است کودک قبل از هر کس دیگر نسبت به شخص خود و زندگی کینه و نفرت پیدا کند.

 
لینک خبر: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=45970



دوشنبه 1390/06/14 |

ازدواج مرحله ای از تکامل در زندگی میباشد و به نوعی تولدی دیگر و آغازی دیگر به حساب می آید که برای  وارد شدن به این مرحله ما نیز باید آمادگی کافی رو داشته باشیم و حساب شده عمل کنیم دوست داشتن و عشق قبل از ازدواج شاید باعث کم رنگ شدن بعضی مسائل بشود که در دوران بعد از ازدواج بسیار لمس می شود پس بر پایه عشق نمی توان وارد زندگی مشترک شد چرا که شاید عشق لازم باشد اما کافی نیست ساده ترین مسائل در زندگی مشترک اگر نادیده گرفته شود به مشکل بزرگی تبدیل می شود پر واضح است که هیچ زوجی مایل به طلاق و جدایی نیستند اما عدم شناخت صحیح از مسائل بعد از ازدواج و سطحی نگری به زندگی و کوچک شمردن مشکلات باعث شده تا آمار طلاق به خط قرمز برسه پس سطح معیارهای خودمونو باید قبل از ازدواج تقویت کنیم ظاهر بین نباشیم از مشکلات به آسانی عبور نکنیم و هیچی رو برای بعد نگذاریم ما انسان هستیم یکبار آمده ایم یکبار میرویم و در این بین فقط یکبار زندگی خواهیم کرد.

براستی همینکه طرفمون صورت زیبا اندام زیبا گویش و بیان زیبا و پولدار بود باید صیغه عقد را جاری کنیم ؟

یک دانشمند روسی می گوید شناختن انسان امکان ندارد چرا که انسان حدی ندارد .

آشنایی با همکلاسی دوره دانشگاه ، رابطه دوستی ، نامزدی ، عقد و ازدواج این سه چهار مرحله زیاد اتفاق می افته بهتره زود به عقد کردن فکر نکنیم نامزدی در همین حدی که خانواده ها در جریان امور و روابط باشند و البته قرار گیری مرزی بین دو طرف شاید باعث این بشه تا فرصت شناخت بیشتری نسبت به هم داشته باشند تا اینکه اول عقد کنند و سپس بخواهند در دوران عقد همدیگرو بشناسند بعد از عقد رسمی دیگه قانونا زن و شوهر محسوب می شوند و به علت نبود محدودیت  و انجام برخی روابط همچون روابط جنسی در هر سطحی کم کم باعث میشه تا مسائل دیگه به چشم نیاید دنبال فرصت می گردید که با زوجتون تنها باشید یا شما به مهمانی به منزل پدری او میروید و یا اینکه برعکس چند هفته ای یا چند ماهی و یا حتی چند سالی را به همین منوال می گذراند بدون ذره ای شناخت در این حالت چه چیزی برای بعد از ازدواج برای خود گذاشته اید ؟ 

آقایون ازدواج امر ساده ای نیست پذیرفتن مسئولیت در زندگی کاملا با رابطه دوستی یا نامزدی تفاوت دارد جدای از مسائل مادی بهتره بدونید بیش از 80 درصد مردهای ایرانی ابراز احساسات درست و به جار را نمی دانند حتی در انجام رابطه جنسی هم دچار مشکل هستند یه سری به دادگاه خانوداده بزنید . بهتره تمامی کارهای عقب افتاده را قبل از ازدواج به پایان برسانید مطمئن باشید اگر تا سن 30 سالگی برنامه ریزی صحیح برای زندگی خود نداشته باشید هرگز نمی توانید بعد از این سن خودتونو جمع و جور کنید بهترین موقع برای اقدام به هر کاری در سنین بین 20 تا 30 میباشد چرا ؟ چون اول اینکه اکثرا تا سن 24 یا 25 سالگی مجرد هستند پس چون مسئولیت ندارند با خیالی آسوده می توانند فعالیت کنند دوم اینکه همه ما انرژی که در سنین جوانی داریم هرگز در سنین بالاتر نخواهیم داشت سوم اینکه مشکلات ما کمتره با توجه به شرایط اقتصادی جامعه دیگه دوره ای نیست که فقط درس بخوانید در کنار درس حتما باید فعالیت اقتصادی انجام شود . در روابط دوستی که با جنس مخالف دارید زود به فکر ازدواج فرو نروید از جوانی خود استفاده کنید . ازدواج اسارت نیست اما بعد از ازدواج محدودیتهایی نیز برای هر دو طرف بوجود می آید .

خانمها اگر الان وقتونو با دوستان خود سپری میکنید پول تو جیبیتون خرج لباس و کیف و کفش می کنید اشکالی نداره دوران جوانی اقتضای چنین رفتارهایی رو میکنه که به روز باشه خوش لباس و خوش اندام و زیبا رو اما در زندگی مشترک به علت مسئولیت شاید باید انتظارات خودمونو نسبت به دوران مجردی کمتر کنیم نمی گم لباس بد بپوشید آرایش نکنید با دوستان نرید بیرون مهمانی نروید همه این کارها را بکنید اما تا جایی که لطمه ای به مسئولیت شما وارد نشود. 

به دیگران اجازه دخالت در زندگی شخصی را ندهید

خیلی از خانواده ها بواسطه دوست داشتن و اینکه می خواهند مثلا به فرزند خود کمک کنند تا یه گره ای از مشکلاتشون و باز کنند متاسفانه با دخالتهای بی جا باعث کور شدن اون گره می شوند زوجهای جوان خیلی راحت با نهایت احترام می توانند خود مانع دخالتهای دیگران در زندگی زناشویی خود شوند اولین رکنی که باید به خاطر داشت هماهنگی دو زوج و اعمال رفتارهای متقابل البته مشورت کردن با بزرگان خیلی خوبه اما سعی کنید همیشه تصمیم نهایی رو خودتون بگیرید .

واژه نا مفهوم و اشتباه زن ذلیلی

آقایون به خاطر داشته باشند زندگی مشترک یعنی 50 به 50 به همان مقدار که حرف و تصمیمات شما اهمیت داره متقابلا باید به تصمیم های همسرتون احترام بگذارید به جای گوش دادن به حرفهای دوستان و آشنایان بهتره به حرفهای همسرتان تجربه کنید چون دوست شما هر چقدرم که صمیم باشه بیشتر از همسر شما نمی تواند برای شما دل بسوزونه و این اصلا زن ذلیلی نیست ایم یعنی زندگی مشترک مطمئن باشید زنها رفتار شما را با سود محاسبه می کنند و به شما بر می گردانند پس به نوعی هرگلی زدید به سر خودتون زدید.

مسئولیت و تقسیم کار

هر کسی مسئولیتی داره اما دلیل بر این نیست که الزاما تمام کارهای منزل با زن خونست این حرفها امروزه جایی نداره اطلاع رسانی باعث شده تا خانمها حقوق خودشونو بشناسند بهتره کارها نوبتی تقسیم بشوند تا بلکه زودتر به نتیجه برسید خانمها به خاطر داشته باشند مسئولیت آقایان تا حدود زیادی نسبت به شما بیشتر است محیطی را برای شوهر خود در خانه فراهم کنید تا شوهر شما پس از انجام مسئولیت خود در خارج از خانه با شوق و شور برای رسیدن به خانه و قرار گرفتن کنار شما و حفرزندان لحظه شماری کند کار سختی نیست آقایان هر مشکلی بیرون از خانه هست پشت درخانه بگذارند و بعد کلید را به در بیاندازند همه کار می کنند همه باید کار کنند پس شاهکار نکردید زمانی که نزدیک ورود شما به منزل می شود مطمئن باشید همه اعضای خانواده حتی بریا لحظاتی کوتاه هم که شده به شما فکر می کنند پس اخلاق خوب شما باعث این میشه که اون لحظه کوچک به لحظه بزرک تبدیل بشود بهتره هر چند وقت یکبار نمی گم هر روز یه هدیه در حد توان مادی خود برای غافلگیر کدرن و تشکر از زحمات همسر خود تهیه کنید نیازی نیست حتما یک سرویس برلیان برای او بخرید حتی یک شاخه گل می تونه کارساز باشه . همینطور اگر داری فرزند کوچک هستید بهتره هیمن روش رو بریا او هم اعمال کنید  خانمها قدرشناسی متقابل است حتی با یک بوسه کوچک و گفتن واژه جادویی دوست داشتن واقعا خستگی رو از تن شوهرتون بیرون می کنید .

بهتره از این چند هزار بار بکار بردن واژه دوست داشتن قبل از ازدواج یه چندتایی هم برای بعد از ازدواج ذخیره کنید چون دوست داشتن شما بعد از ازدواج به اثبات میرسه نه قبل از ازدواج واقعها همینه عشق و دوست داشتن واقعی حسی میباشد که بعد از ازدواج لمس بشه .

مشکلات زنان در شروع زندگی

یکی از عمده ترین مشکلات خانمها در شروع زندگی تنهایی و دلتنگی میباشد آقایان چند روزابتدای زندگی مشترک رو بیتشر باید در کنار همسرشون باشند آنها را بیرون ببرید بگردید سینما پارک خرید اگر آنها تمایل دارند حتی در هفته چند بار به ختنه پدری بروند بهتره این اجازه رو بدهید به هر حال چند سال با خانواده بودن رو نمی توان یک شبه فراموش کرد .

نکته بعدی خوب بعضی خانمها به علت کم لطفی خانواده و کوتاهی خودشون در دوران مجردی شاید در پخت و پز و برخی کارهای خانه مشکل داشته باشند اگر امدید خانه غذای حاضری بود یا اینکه بوی سوختنی اومد یا ظرفی شکسته بود سخت نگیرید و برخوردی درست داشته باشید اینها مشکلات رفع شدنی هستند.

از دیگر مشکلات خانمها عدم شناخت مردان نسبت به جنس و حالات زنان است خوب تغییر رفتار زنان در دوره ماهانه زنانه ( Period) را نباید فراموش کرد اگر نمی دانید پس بدانید که امکان دارد حالات اخلاقی زنان تا 180 درجه در ابتدا و انتهای این دوره تغییر کند خوب یکی از وجوح مشترک در این دوره میان زنان اینه که معمولا بیشتر تحریک می شوند و نیاز جنسی رو احساس می کنند ، بی حوصله می شوند و بی حال در این دوره بهتره به اونا زیاد گیر های بی خودی ندهید شاید وضعیت جسمانی و روحی آنها طوری باشد که مثلا نتواند با شما به بیرون بیایند و از اینکه وضعیت خودشونو بگویند خجالت بکشند پس شما بهتره درکشون کنید و اصرار نکنید معمولا در دورانی که خون یا خونابه از آنها خارج می شود با کمبود فشار خون روبرو هستند و از این بابت بی حال می شوند .

امکان دارد دچار دلدرد شوند پس اگر در خوردن شما یا ناهار شما را همراهی نمی کنند به آنها گیر ندهید اگر این مسائل رو رعایت کنید مطمئن باشید شما بیشتر برد کرده اید.

نقش تفریح و گردش در زندگی

کم رنگ نیست وا قعا تاثر گذاره خیلی از زوجهای جوان بعد از ماه عسل دیگه فرصت مسافرت رفتن نداشته اند حتی حسرت یه پارک رفتن ساده به دلشون می مونه خوب بشتر کم لطفی از آقایونه درسته شاید به خاطر شغلشون فرصت نکنند یا وقتی به خانه می آیند آنقدر خسته هستند که رمقی برای گردش ندارند و ا در مورد مسافرت شاید بودجه ای برای مسافرت ندارند اما آقایون بهتره بدانند مسئولیت پذیری شامل همه اعمال زندگی مشترک می شود نه تنها سیر کردن شکم و تهیه پوشاک پس حتما پس اندازی هم از نظر مادی هم از نظر زمانی برای تفریح باید کنار گذاشته باشند.



دوشنبه 1390/06/14 |
اين درگيري ها، اثر مستقيم خود را بر روابط همسران جوان بر جا مي گذارد. فخاري ، روان شناس ، مي گويد: «وقتي يکي از دو طرف نمي تواند پاسخ توقعات طرف مقابل را بدهد، درگيري ايجاد مي شود. در روابط پيش از ازدواج، حساسيت ها معمولاً بيشتر است. چون همسران جوان تازه به شکل عملي وارد ارتباط با هم شده اند . کوچک ترين خلاها بيشتر به چشم مي آيد.» در روابط پيش از ازدواج، اثر اطرافيان بيشتر از هر زمان ديگري به نظر مي رسد. وابستگان و دوستان زوج جوان، براي سنجش و ارزيابي طرفين فرصت بيشتري دارند و در نتيجه، قضاوت ها به نحو شديدتر و مؤثري صورت مي گيرد. زوج هاي جوان از اين حالت «زير ذره بيني» شکايت دارند. آنها معتقدند که خانواده تمام عقايد و نظرات خود را درباره همسر آنها به طور صريح بيان مي کند و انتظار دارند اين اظهار نظرها، به همسر آنها منتقل شود. در عين حال، خود خانواده ها، بخشي از مسئوليت خود را در شکل دهي صحيح روابط فرزنداشان ناديده مي گيرند.

فخاري مي گويد: «با ازدواج، هر فرد نقش جديدي مي پذيرد. در قبل از شروع زندگي مشترک، اين نقش به طور ناگهاني، دو برابر مي شود. در واقع فرد هم نقش فرزند خانواده را بازي مي کند و هم نقش همسر را، هر دو طرف هم توقع دارند که فرد نقش خود را در مقابل آنها به بهترين نحو انجام دهد». اين حالت، مي تواند باعث ايجاد حالت ناخوشايندي در طرفين شود که آنها را نسبت به زندگي مشترک و يکديگر بدبين کند فرد ممکن است دچار حالتي شود که براساس آن هويت فردي خود را از دست رفته تلقي کند. اين احساس گمشدگي، فرد را دچار اين ترديد مي کند که ازدواج، هويت فردي و شخصيت انساني او را از بين برده است و طرف مقابل خود را بيش از هر کسي در ايجاد چنين حالتي مسئول مي داند.

اگر نقش عوامل متفاوت چندان عميق نيست، بهترين راه اين است که افراد، بدون در نظر گرفتن خانوادها، خودشان تصميم گيري کنند

شروع درگيري ها

يکي ديگر از حالت هايي که در زندگي زوج هاي جوان، پيش از شروع زندگي مشترک پيش مي آيد، مواجه شدن آنها با واقعيت وجودي فرهنگ، زندگي، عادت ها و خلق و خوي همسر و خانواده همسر است. پيش از رسمي شدن ازدواج، روابط همسران و خانواده هاي آنها شکلي رسمي و حساب شده دارد که بسياري از تفاوت ها را در ميان آنها مي پوشاند. با گسترده شدن روابط و نزديکي بيشتر آنها، بسياري از جنبه هاي پنهان، رخ مي نمايند.

فخاري مي گويد، «ازدواج، بسياري از امور پنهان را به خانواده ها نشان مي دهد. زوج هاي جوان، به شکل واقعي و عملي با عقايد و فرهنگ خانواده طرف مقابل آشنا مي شوند و چه بسا درمي يابند که اين فرهنگ و عقيده تا چه حد با عقيده و فرهنگ خانواده خودشان متفاوت است.» در اين حالت، هرکدام از زوجين، فشار خاصي را تحمل مي کنند. از آنجا که رفتارها و روش ها در شرايط قبل از ازدواج مشخص است بعد از شروع زندگي مشترک، روابط شکل جديدي پيدا مي کنند و در واقع ارتباط خانواده ها با هم کمتر مي شود . در پيش گرفتن روش و استراتژي خاص در برخورد با اين موارد، مي تواند به کمرنگ شدن وجوه افتراق و حل مسائل کمک کند. فخاري مي گويد: «ممکن است فرد، ناگهان احساس کند که نمي تواند شيوه رفتار و غذا خوردن همسرش را تحمل کند. بعضي از سنت ها و عادت هايي که در فرهنگ خانواده هاي طرف مقابل وجود دارد، براي فرد قابل پذيرش نيست؛ خصوصاً، مرتب بر روي اين مسائل دست مي گذارند و بزرگنمايي مي کنند.»

پدر و مادرها کمک کنند

تجربه روزهاي پيش از شروع زندگي مشترک، در عين حال مي تواند بسيار خوشايند باشد. فرصتي براي درک و شناخت بيشتر از کسي که بناست سال هاي متماددر کنار او باشد . هرچه اين دوران آرام تر و با فشار کمتري بگذرد، افراد روحيه بهتري براي شناختن يک زندگي تازه خواهند داشت و در اين بين نقش خانواده ها، در ايجاد فضايي امن و مؤثر در زندگي فرزندانشان بسيار برجسته است. در واقع، خانواده ها تنها کساني هستند که مي توانند در ساختن نگرشي مثبت و کارساز نسبت به زندگي مشترک و همسر آينده فرزندشان تأثير داشته باشند و براي رسيدن به اين هدف، دور انداختن برخي عقايد و عادت هاي عرفي و از پيش تعيين شده، چندان دشوار نيست.



یکشنبه 1390/06/13 |
مطالعات ملي نشان مي دهد در حالي كه «نداشتن ثبات شغلي»، پس از «بيكاري» از مشكلات و موانع اصلي ازدواج پسران از منظر كل جوانان است، «آزاد نبودن در انتخاب همسر دلخواه» پس از «پيدا نكردن فردي كه به عنوان همسر داراي خصوصيات دلخواه باشد» مهمترين مانع ازدواج دختران جوان به شمار مي رود.

كل جوانان «نبود حس مسئوليت پذيري در فرد» را چهارمين مانع ازدواج براي دختران و «نداشتن توان مالي كافي» براي پسران مي دانند و پس از آن پسران «پيدا نكردن فردي كه به عنوان همسر داراي خصوصيات دلخواه باشد» را داراي اهميت دانسته اند.

پس از اين عامل در حالي كه «عدم امكان تهيه مسكن مناسب» به عنوان يكي از مشكلات پسران براي ازدواج است «بي برنامه بودن در زندگي» براي دختران از مشكلات اصلي ازدواج مطرح مي شود.

به گزارش ايسنا، «وجود ملاك هاي سختگيرانه خانواده در ازدواج» براي دختران، بيش از پسران تبديل به مشكل شده است؛ چرا كه اين عامل در رتبه هفتم سلسله مراتب موانع ازدواج دختران قرار داشته و براي پسران در اولويت شانزدهم قرار دارد.

در حالي كه از منظر پسران جوان كشور، براي پسران «شروط دست و پا گير خانواده دختر» در رتبه نهم موانع ازدواج قرار دارد «سختگير بودن در انتخاب همسر» براي دختر در اين مرتبه قرار مي گيرد.

گفتني است «نقص جسماني» ، «عدم بلوغ شخصيتي كافي در فرد» و «ناتواني والدين در راهنمايي براي ازدواج» در ميان دختران در اين سلسله مراتب داراي رتبه بالاتري است.

در حالي كه «نداشتن كارت پايان خدمت وظيفه يا معافيت» براي پسران به عنوان مانع ازدواج مطرح است، دختران داراي مشكلي به نام « ناتواني مالي  والدين در تدارك ازدواج براي فرزندان» هستند؛ اين در شرايطي است كه با وجود مانعي به نام «اولويت دادن به ادامه تحصيل» براي ازدواج دختران، پسران به ادامه تحصيل  به عنوان مانعي براي ازدواج نگاه نمي كنند.

به گزارش ايسنا اين تحقيق بيانگر آن است كه «شروط دست و پاگير خانواده دختر» براي پسران در مرتبه نهم مشكلات ازدواجشان قرار دارد، اما در مقابل «فراهم نبودن جهيزيه» براي دختران مطرح مي شود.

در حالي كه از سوي جوانان «فراهم نبودن وسايل زندگي» نوزدهمين مشكل پسران براي ازدواج نام برده شده است، دختران «محدود بودن دايره انتخاب همسر » را مشكل خود مي دانند. اين تحقيق نشان مي دهد كه دختران بيش از پسران به «بلوغ شخصيتي كافي در فرد» براي ازدواج اهميت مي دهند؛ چراكه نبود اين ويژگي در ميان موانع ازدواج دختران داراي جايگاه دهم و براي پسران داراي رتبه دوازدهم است.



یکشنبه 1390/06/13 |
پژوهش ها نشان مي دهد «پول» يکي از عوامل اصلي سوء تفاهم هاي زوج هاست. اگر با صداقت و صراحت قبل از ازدواج در مورد مسائل مالي صحبت كنيد، ازدواج با دوامي خواهيد داشت.

پول تعيين كننده ثروت است. اما در ايجاد مساوات، امنيت، عشق، قدرت و آزادي زوج ها نقش دارد. احساس شما نسبت به پول به مراتب مهمتر از ميزان دارايي تان است.

سوزان بايردر نويسنده «پرسش هاي مشكل؛ 100 سؤال مهمي كه از نامزدتان مي توانيد بپرسيد» مي گويد: ازدواج اميدها، آرزوها و ترس هاي مالي خاص خود را به همراه دارد. بسيار مهم است كه تصوير روشني از توقعات، انتظارات و خواسته هاي خود داشته باشيد. با نامزدتان در مورد مسائل مالي صحبت كنيد. نظر او را نسبت به نحوه اداره مسائل مالي بپرسيد. هر چه اطلاعات كامل تري از او و انتظارات خود داشته باشيد، بهتر مي توانيد تصميم گيري كنيد.

نظر او را نسبت به بيمه درماني، بيمه عمر، صرفه جويي در محدوديت هاي مالي موجود، محل اقامت، هزينه رهن، اجاره و وام، و هزينه ادامه تحصيل بپرسيد.

ادامه تحصيل مستلزم فداكاري همسران است. زيرا بايد مخارج اضافي را براي تحصيل شما اختصاص داد. از طرفي در صورت ادامه تحصيل، شايد فرصت كافي براي كار كردن نداشته باشيد.

طرح چنين مسائلي بسيار مشكل است. ولي باعث مي شود حالا و پس از ازدواج خيالتان راحت باشد و تصميم گيري تان بر اساس واقعيات موجود باشد نه رؤياها و آرمان ها. اگر فرهنگ خانواده تان اجازه نمي دهد خودتان اين مسائل را مطرح كنيد، از والدين بخواهيد آنها را بپرسند.

پرسش هاي زير به شما كمك مي كند تا تصوير روشن تري از وضعيت مالي آينده داشته باشيد:

1 - درآمد ماهانه خواستگارتان چقدر است؟

2 - آيا كار كردن هر دوي شما لازم است؟

3 - اگر خانم كار نكند، آيا همسر، خانه داري را باارزش مي داند؟

4 - براي گذران زندگي چقدر درآمد كافي است؟

5 - چگونه بايد خرج كرد؟ چه هزينه هايي در اولويت است؟

6 - آيا با نحوه خرج كردن يكديگر توافق داريد؟ با چه مواردي موافق و با چه مواردي مخالفيد؟

7 - اگر هر دو كار مي كنيد، پولتان را با هم خرج مي كنيد يا جداگانه؟

8 - چه مبلغي (هر دو) در بانك داريد؟

9 - اگر خواستگارتان شغل آزاد دارد، چه مقدار از درآمدش را پس انداز يا سرمايه گذاري مي كند و چه مقدار را خرج مي كند؟

10 - چه كسي مسئوليت برنامه ريزي مالي را در درازمدت برعهده مي گيرد؟

11 - براي داشتن احساس امنيت، چه مقدار پول كافي است؟

12 - چند درصد از درآمد را پس انداز مي كنيد؟ آيا نامزدتان با پس انداز در بانك موافق است؟

13 - چه كسي حساب دخل و خرج را دارد؟ چه كسي قبوض آب، برق، تلفن و گاز را مي پردازد؟

14 - در صورت بيمه نبودن نامزدتان، آيا با بيمه اختياري (خويش فرما) هر دو شما موافق است؟

15 - آيا نامزدتان بايد خرج والدينش را بدهد؟ در صورت پاسخ مثبت ماهانه چقدر از درآمدش را به اين کار اختصاص مي دهد؟

16 - اگر خداي نخواسته ازدواج تان به طلاق منجر شود آيا مي تواند مهريه را پرداخت كند؟

17 - آيا او با خريد وسايل اضافي براي منزل يا كادو براي دوست موافق است؟

18 - آيا نامزدتان مي پذيرد كه دارايي قبل از ازدواج مثلاً زمين، خانه و ماشين به اسم خودتان باشد؟

19 - آيا خواستگارتان بدهي ندارد و ورشكست نشده است؟ در صورتي كه بدهي دارد تا چه مدت پس از ازدواج چه مبلغي بايد پرداخت كند؟

20 - آيا مي توانيد حساب جداگانه اي براي هزينه هاي منزل داشته باشيد؟ يا هر كسي بخشي از درآمد خود را براي آن اختصاص دهد؟

21 - آيا موافقيد كه حساب پس انداز جداگانه اي داشته باشيد؟

22 - اگر پس از ازدواج با پول كار هر دو شما خانه يا ماشين خريداري شود، آيا موافقيد كه سند آن به نام هر دو باشد؟

23 - اگر پس از ازدواج با بحران مالي يا ورشكستگي روبه رو شويد چه مي كنيد؟

24- آيا موافقيد مبلغي را براي موارد غيره منتظره نظير هزينه عمل جراحي يا بيمارستان پس انداز كنيد؟



یکشنبه 1390/06/13 |

زنان و مردان تفاوت ها ، شباهت ها

روان شناسان در مورد بروز تفاوت زن و مرد، هر دو عامل محيط و وراثت را سهيم مي دانند. اما جامعه شناسان با روان شناسان اختلاف نظر فاحشي دارند. آنها معتقدند كه تفاوت هاي زن و مرد معلول تفاوت رفتاري است كه جامعه در مورد آنان پيش مي گيرد و معتقدند كه دو جنس در اساس با هم هيچ تفاوتي ندارند، بلكه اجتماع موجب مي شود كه آنها گرايش هاي متفاوت پيدا كنند و به زمينه هاي مختلف سوق داده شوند. از نظر جامعه شناسان تفاوت زن و مرد در جزييات است نه در كليات. زيست شناسان عقيده دارند كه زن و مرد تفاوت هاي بنيادي دارند، بدين معنا كه تفاوت هاي آنها در درجه اول ارثي است نه محيطي. آنها معتقدند كه هر سلول بدن زن با هر سلول بدن مرد تفاوت دارد.

آنها قبل از آن كه به دنيا بيايند و تحت تأثير نفوذهاي اجتماعي قرار گيرند، كاملاً تمايز پيدا كرده و براي زن يا مرد شدن آماده مي شوند.

ويژگي هاي ساخت و عملكرد اعضا و دستگاه هاي بدن دختران و پسران متفاوت است. اين تفاوت طوري است كه پسران را براي زندگي فعال و پرجنب وجوش، و دختران را براي زندگي آرام آماده مي كند. در استعداد تجسم فضايي، تشخيص جهت و هدف گيري، پسرها بهترند. از نظر كلامي دخترها برتري دارند، اما از نظر ادراك كلامي پسرها برترند.

پسرها ارتباط هاي مكانيكي را بهتر درك مي كنند و استعداد رياضي بهتري نسبت به دخترها دارند، اما در كارهاي دستي مخصوصاً كارهايي كه نياز به چالاكي انگشتان دارند دخترها بهترند و چابكي انگشتان زنان به آنها اجازه مي دهد كه ماشين نويس خوبي باشند. يكي از ويژگي هاي جالب زنان اين است كه مي توانند اطلاعاتي را براي مدت كوتاهي در حافظه خود نگه دارند كه با هم هيچ ارتباطي ندارند و به خود آنها نيز مربوط نيست. بر پايه همين توانايي است كه زن ها بهتر مي توانند به منشي گري و كارهاي دفتري اشتغال داشته باشند. دختران از دوران ابتدايي تا دانشگاه آن هم تا سطح ليسانس در مجموع بهتر از پسرها درس مي خوانند و موفقيت هاي بيشتري به دست مي آورند. اما بعد از فراغت تحصيل و به ويژه بعد از دوره ليسانس، معمولاً از رقابت دست برمي دارند و در صورت ازدواج، خود را كاملاً وقف خانواده مي كنند. البته زنان شاغل، نويسنده، وكيل و پزشك هم وجود دارند اما كمتر به جاه طلبي و مقام پرستي روي مي آورند و اين امر به مقدار زيادي از شكوفايي استعدادهاي آنها جلوگيري مي كند. پسمي توان گفت كه علت محدوديت زن ها مسائل عاطفي است نه كمبود استعداد.

«ماتينا هورنر» مي گويد زنان براي به دست آوردن موفقيت برانگيخته مي شوند ولي در عين حال از موفقيت نيز مي ترسند. هورنر مي گويد: موفق شدن در دنياي رقابت طلب چيزي است كه خيلي از زنها از آن پرهيز مي كنند زيرا ويژگي هايي را منعكس مي كند كه به طور سنتي غيرزنانه به حساب مي آيد. كتاب «پرواز تنها، زنان مجرد در نيمه راه عمر» نوشته آسيب شناسان خانواده ـكارل آندرسون» و «سوزان استوارت»، با بررسي زندگي زنان و مردان قبل و بعد از تأهل، چنين نتيجه مي گيرد كه مردان معمولاً پس از ازدواج پله هاي ترقي را طي مي کنند و كارآمدتر، عاقل تر و نهايتاً موفق تر مي شوند.

«ديويد اسكوس» پروفسور علوم رفتار شناسي بيان مي كند كه كروموزم X پدري نه تنها از نظر وراثت خصوصيات زنانه نقش مهمتري را نسبت به كروموزوم X مادري ايفا مي كند بلكه انتقال دهنده برخي مهارت هاي اجتماعي نيز هست و اين بدين معناست كه مردان بايد مهارت هاي اجتماعي را بياموزند، در حالي كه زنان آن را در ساختمان ژنتيكي خود دارند و اين امر با بسياري از جنبه هاي بلوغ (رواني، اجتماعي، جنسي) در دختران و پسران نيز مطابقت دارد.

محققان استراليايي اعلام كرده اند: آن قسمت از مغز كه براي صحبت كردن مورد استفاده قرار مي گيرد در زنان نسبت به مردان 30-20 درصد وسيع تر است. شايد همين موضوع سبب مي شود كه زنان در امتحانات بلاغت شفاهي، حافظه شفاهي و برخي مهارت هاي حركتي ظريف بهتر از مردان عمل كنند. در مطالعه اي كه با استفاده از فن راديوگرافي و MRI صورت گرفت مشخص شد كه مردان تنها از سمت چپ مغز خود براي حل مسائل زبان شناسي استفاده مي كنند در حالي كه زنان از هر دو نيمكره مغز سود مي برند. توانايي زنان در استفاده همزمان از هر دو نيمكره مغز، آنها را قادر مي سازد كه به هنگام صحبت كردن به مراكز عاطفي نيز دسترسي پيدا كنند و در ارتباطات عاطفي موفق تر عمل كنند. شايد اين نكته را كه خانم ها مددكاران اجتماعي، مشاوران، آموزگاران و پرستاران موفق و خوبي هستند بتوان به اين موضوع نسبت داد.

تفاوت هورموني بين مرد و زن، مسئول قسمت بزرگي از تفاوت ها در توا

تستوسترون ترشح شده در مردها اثر آنابوليكي پرقدرتي دارد؛ به اين معني كه موجب افزايش توليد پروتئين در تمام بدن به ويژه در عضلات مي شود. در واقع حتي مردي كه فعاليت ورزشي زيادي ندارد اما تستوسترون زيادي دارد جثه عضلاني او 40 درصد بيشتر از زنان نظير خود خواهد بود و قدرت او نيز به همين نسبت بيشتر است. هورمون جنسي زنان يعني استروژن نيز احتمالاً مسئول قسمتي از اختلاف بين قدرت زن و مرد است، اگرچه اثر آن به همان شدت تستوسترون نيست. معلوم شده است كه استروژن رسوب چربي را در زنان به ويژه در بعضي بافت ها افزايش مي دهد. بديهي است اين موضوع مانعي در برابر توليد حداكثر قدرت در ورزش هايي ايجاد مي كند كه به سرعت يا قدرت بدني بستگي دارد اما از طرف ديگر اين موضوع مي تواند در ورزش هاي استقامتي سخت كه براي توليد انرژي نياز به چربي دارند يك كمك مؤثر به شمار آيد. چنانکه ركورد رفت و برگشت بين دو سوي كانال مانش در حال حاضر متعلق به زنان است.

پسرها در پرتاب كردن توپ و ديسك بهتر از دختران هستند. شايد علت آن در اغلب موارد اين باشد كه پسران براي بازي با توپ تقويت مي شوند اما احتمالاً علت اساسي تري هم وجود دارد؛ شكل دست ها در دو جنس متفاوت است، مخصوصاً در دختران ساعد با بازو زاويه اي تشكيل مي دهد كه در دست پسران وجود ندارد. بنابراين دختران به دلايل ژنتيكي و تشريحي نمي توانند موفقيت پسران را در پرتاب به دست آورند. نكته قابل توجه ديگر آن است كه اگر مرد و زني را در جزيره اي دور افتاده رها كنيد چگونگي وضعيت سوخت و ساز بدن در خانم ها منجر به آن خواهد شد كه زن بيش از مرد زنده بماند.



یکشنبه 1390/06/13 |

خواستگاري در اتاق دونفره

به درستي که ما انسان‌هاي خوشبختي هستيم؛ چرا که والاترين پندها را از حکيم‌ترين معبود ازلي در مجموعه‌ي گرانقدري با نام قرآن در اختيار داريم. در اين مقطع؛ با استناد به اندرز حکيمانه ايزد متعال با اين مضمون که: «به آنچه علم نداري، عمل نکن»؛ 24 نمونه از مواردي که در جلسه خواستگاري، مي‌تواند شما را در جهت کسب معرفت و سهولت سنجش و انعقاد تصميم ياري دهد، بيان مي‌کنيم.

1- از تکرار مواردي که توسط خانواده‌ها بررسي شده، بپرهيزيد؛ مگر آنکه نياز به حلاجي جزئيات داشته باشد.

2- صادق باشيد.

3- در طول جلسه متانت و حجب خود را حفظ کنيد.

4- خوب و کامل صحبت کنيد و سعي کنيد در مقابل، شنونده خوبي نيز باشيد.

5- هدف خود را از ازدواج، اعلام نماييد.

6- در خصوص آنچه هستيد (خصوصيات اخلاقي)، قبل از اينکه از شما پرسيده شود، توضيح دهيد.

7- شما حق داريد آنچه از زندگي مشترکتان مي‌خواهيد، به‌طور کاملاً واضح مطرح کنيد.

8- مؤذبانه آرمان‌هاي خود را اعلام کنيد.

9- علايق مهم خود را بيان نماييد.

10- سطح و شکل اعتقادات فرهنگي خود را مشخص کنيد.

11- در مورد اعتقادات مذهبي خود، سخن بگوييد.

12- توقعات مالي معقول‌تان را مطرح کنيد.

13- از ابراز توقعات عاطفي‌تان چشم‌پوشي نکنيد.

14- در مورد استقلال زندگي آتي و اقتدار مطلوب‌تان گفتگو کنيد.

15- اگر شرايط ويژه رفتاري، شغلي و ... مطلوب شماست؛ حتماً همين‌جا مطرح کنيد.

16- اگر با شرايط يا موارد خاصي، مخالفت يا کراهت جدي داريد، در همين مقطع اعلام کنيد.

17- تعصبات يکديگر را بشناسيد.

18- در موارد ناهماهنگ، سعي کنيد تا حدودي از تمايل و توانايي قابليت تغيير يکديگر در همان زمينه، مطلع شويد.

19- بدانيد تظاهر به آنچه نيستيد، از پرخطرترين رفتارها در اين جلسات است.

20- از هيچ پرسش مهمّي که در ذهن‌تان نقش مي‌بندد، صرف نظر نکنيد.

21- فراموش نکنيد: اطلاعات اين گفتمان، روشنگر مسير تصميم‌گيري شما خواهد بود.

22- عجله نکنيد و هيچ‌گونه اعلام نظر قطعي اعم از مخالفت و يا موافقت کلي، در اين جلسه نداشته باشيد.

23- در پايان جلسه، اگر هنوز دچار ابهام و ترديد هستيد و فکر مي‌کنيد قادر به رفع آن نمي‌باشيد، در مورد مراجعه به روانشناسي، جهت مشاوره ازدواج، باهم تصميم بگيريد.

24- به خاطر داشته باشيد که اين حق شرعي و اجتماعي شماست که بدانيد، بسنجيد و تصميم بگيريد.



یکشنبه 1390/06/13 |

پاسخ هاي شما به سؤالات نامزدتان چگونه است؟


طرح سؤال ، دريچه اي است كه به سوي شناخت از يكديگر گشوده مي شود. البته مهم اين است كه به سؤال ها چگونه پاسخ داده شود. نحوه پاسخ دادن به سؤال ها، تصويري از طرف مقابل در ذهن ديگري مي سازد. هرچه پاسخ ها واقعي تر و صادقانه تر باشند تصويري هم كه ساخته مي شود صحيح تر خواهد بود. اين امر كمك مي كند تا زن و مرد راه بهتري را در زندگي پيدا كنند، اين راه مي تواند به ازدواج و يا قطع رابطه و عدم ازدواج ختم شود. رسيدن به هر يك از اين راه ها در صورتي كه عاقلانه و درست باشد به نفع زن و مرد است. البته بايد در نظر داشت كه هيچ پاسخي درست يا اشتباه نيست.هدف از طرح پرسش، اين است كه متوجه شويد در شرايط خاص مورد نظر، چه رفتاري داريد و درباره گذشته و آينده چگونه فكر مي كنيد. براي خشنود كردن نامزدتان پاسخ هايتان را تغيير ندهيد و از پاسخ هاي زيركانه اي كه بيانگر حقيقت نيستند خودداري كنيد. پاسخ هاي غيرواقعي به منظور پيشگيري از جر و بحث، به نفع هيچ كس نيست.بهتر است به جاي نامزدتان هم پاسخ ندهيد و عقيده خاص خود را بيان كنيد .مثلاً : اگر از شما مي پرسند آيا بچه مي خواهي يا نه؟ پاسخ ندهيد كه نامزدم بچه نمي خواهد.


- سعي كنيد خصوصيات و خواسته هاي خود را كشف كنيد.

وقتي درباره خودتان به اين شناخت دست يافتيد، مي توانيد تصميم بگيريد كه آيا نامزدتان مي تواند در رسيدن به خواسته هايتان شريك زندگيتان باشد يا نه.


- پاسخ هايتان بايد روشن كند كه شما در زندگي مشترك چه انتظاراتي از همديگر داريد،

در ضمن با اين پاسخ ها مي توانيد اولويت ها و رفتارهايي را كه حاضر به ترك آن نيستيد، نشان دهيد. اگر در خانه شلخته هستيد و نمي توانيد خود را تغيير دهيد، بهتر است تا نامزدتان از اين خصوصيت شما آگاهي داشته باشد.


- به پاسخ هاي يكديگر گوش كنيد، اما دخالت نكنيد،

اين تمرين ها براي آن است كه درباره همديگر بيشتر بدانيد نه اين كه همديگر را تغيير دهيد. بهتر است فكر كنيد آيا مي توانيد با نامزدتان همين گونه كه هست و بي آن كه توقع داشته باشيد كه تغيير كند، زندگي مشترك تشكيل بدهيد؟

يكسان بودن پاسخ ها و پرسش هاي مطرح شده، كليد خوشبختي در زندگي زناشويي نيست، بلكه برخورد شما با تفاوت ها تعيين كننده است. وقتي شما و نامزدتان در پاسخ به يك پرسش اختلاف عقيده داريد، راهنمايي هاي پيشنهادي «در شيوه گفتگو درباره تفاوت ها» را به كار بگيريد، زيرا به شما كمك مي كند تا اختلاف هايتان را به تدريج حل كنيد، وقتي دستتان را براي نامزدتان رو مي كنيد، آسوده مي شود. به او مي گوييد: «ظاهر و باطن، من اين هستم.» خودتان را صادقانه آشكار مي كنيد، باري از روي دوش خود برمي داريد و به اصطلاح توپ را در زمين بازي نامزدتان مي اندازيد و به او اين امكان را مي دهيد كه بدون هيچ فرض نادرستي تصميم بگيرد و شما را بپذيرد.

اما وقتي نظر او براي شما قابل قبول نيست چه بايد بكنيد؟ اگر با پاسخ هاي نامزدتان موافق نباشيد، چه خواهد شد؟ پي بردن به تفاوت ها به معناي اعلام ختم رابطه نيست، هرگز عدم اختلاف نظر، راز موفقيت زندگي مشترك به حساب نمي آيد، اختلاف نظر با نامزدتان، فرصتي است تا مهارت هاي «مديريت تفاوت ها» را بياموزيد.


توجه داشته باشيد:

مديريت تفاوت ها و نه مديريت حل اختلاف . زيرا لزومي ندارد كه گفتگو درباره تفاوت ها به اختلاف منجر شود.طبيعي است كه از دست نامزدتان عصباني و دچار سردرگمي و سرخوردگي بشويد، احتمالاً از دست دوستتان، رئيس و حتي همسايه تان هم دچار همين حالات مي شويد. اما با كمي تلاش مي توان ديدگاه هاي متفاوت را بدون اين كه به مشاجره ختم شود به هم نزديك كرد، مگر آن كه به شدت ستيزه جو باشيد.


گذشته شما

توجه به گذشته خود و تأثير آن بر شكل گيري شخصيت شما و خواسته هايتان در زندگي، نخستين گام هاي آمادگي براي ازدواج است. معمولاً زندگي پدر و مادرها سرمشق زندگي ما مي شود و اگر از اين سرمشق خوشمان بيايد، كم و بيش مي دانيم كه شريك زندگيمان بايد چه خصوصياتي داشته باشد، اما اگر همان طور كه بزرگتر مي شويم، از رابطه پدر و مادرمان خوشمان نيايد، مي توانيم آن را با الگوي مد نظرمان عوض كنيم.به دقت به روابط افرادي كه شما و نامزدتان در كنار آنها بزرگ شده ايد، توجه كنيد. ويژگي هايي را كه موجب ايجاد روابطي استوار و شاد شده و آنها كه سبب تلخي زندگي شده اند به ياد بياوريد، مشخص كنيد چه نگرش ها و رفتاري روابط اين افراد را تيره و تار مي كند. از اشتباهات و موفقيت هاي ديگران بياموزيد. اما توجه داشته باشيد كه خودتان را با آنها مقايسه و يا تشبيه نكنيد. تصميم بگيريد تجربيات مثبت را به كار ببنديد و از رفتارهاي منفي دوري كنيد.

اگر از موهبت داشتن پدر و مادري خوشبخت برخوردار هستيد، اين شانس را داريد كه بفهميد ازدواج موفق  به چه عواملي نياز دارد. تك تك پرسش ها را با صداي بلند براي نامزدتان بخوانيد و هريك جداگانه بي آنكه حرف يكديگر را قطع كنيد به آنها پاسخ دهيد، سپس در اين باره صحبت كنيد كه آيا پاسخ هايتان بر زندگي مشتركتان تأثير خواهند گذاشت يا نه و تأثيرش چگونه است.

1 - به عقيده شما چه عاملي پدر و مادرتان را در كنار هم نگه داشته است؟

2 - دوست داريد چه ويژگي هايي از زندگي پدر و مادرتان در زندگي شما هم وجود داشته باشد؟

3 - از چه ويژگي هاي زندگي پدر و مادرتان خوشتان نمي آيد؟

4 - پدرتان چه رفتاري با مادرتان داشت؟ مادرتان چه رفتاري با پدرتان داشت؟

5 - آيا شما و نامزدتان مي خواهيد كه همان رفتار پدر و مادرهايتان را نسبت به همديگر داشته باشيد؟

و ...


تأثير طلاق بر آينده فرزندان

پژوهش ها نشان داده است كودكاني كه پدر و مادرشان از هم جدا شده اند و بيشتر سال هاي رشد را فقط با پدر يا فقط با مادر گذرانده اند، به احتمال زياد در زندگي زناشويي خود نيز مشكل داشته باشند، اما اين به آن معني نيست كه نمي توان تغييري در اين تقدير ايجاد كرد. مي توانيد علل عدم موفقيت زندگي مشترك پدر و مادرتان را بررسي كنيد و با اجتناب از آن رفتارها، شانس موفقيت خود را در زندگي زناشويي افزايش دهيد.


در جستجوي همسر

نه تنها به دنبال شخصي مي گرديم كه آينده مان را با او سهيم شويم، بلكه فردي را مي خواهيم كه بخشي از گذشته مان نيز با او مشترك باشد. اگر پدر و مادر يا قوم و خويشي را تحسين مي كرديم كه مرفه بود، به احتمال زياد در پي همسري هستيم كه از نظر مالي تأمين باشد و احياناً كمبودهايي را كه در دوران كودكي و نوجواني، احساس مي كرديم پر كند. اگر احساس مي كنيد كه دوران كودكي و نوجواني تان بيش از حد جدي بوده است و خواهان شوخي و خنده بوده ايد، احتمالاً خواهان همسري هستيد كه شما را سرگرم كند و بخنداند.

پاسخ هاي شما به پرسش هاي مربوط به گذشته مهم هستند، زيرا موجب مي شوند تا بتوانيد وضعيت هاي نشاط آور و دردآور زندگي تان را تشخيص دهيد. با گفتگو درباره اين رويدادها مي توانيد تصميم بگيريد كه براي ايجاد يك زندگي خانوادگي شادمان، چه اقداماتي بايد انجام دهيد.


به هنگام مرور پاسخ هايتان نكات زير را به ياد داشته باشيد:

اگر بيشتر پاسخ هايتان مثبت و شاد است، با گذشته تان در صلح هستيد و احتمالاً خواستار زندگي مشتركي هستيد شبيه به فضايي كه در آن بزرگ شديد، چنانچه كل پاسخ هايتان منفي باشد، احتمالاً ناراحتي يا خشمي را از گذشته با خود حمل مي كنيد. درباره شيوه هاي رفع اين خشم، گفتگو كنيد و ببينيد به عقيده شما اين آزردگي چه تأثيري بر انتظارات شما از زندگي زناشويي مي تواند داشته باشد.وقتي از شما پرسيده شد كه دوست داريد زندگيتان شبيه به زندگي چه افرادي باشد آيا شما و نامزدتان يك زوج واقعي را مثال زديد يا شخصيت هاي يك فيلم را؟ آيا مدت ها با اين زوج معاشرت كرده بوديد يا فقط داستان آنها را بر صفحه تلويزيون ديده بوديد؟ الزامي ندارد كه همه الگوهاي خوب روابط در يك زوج وجود داشته باشند. شما مي توانيد اميدوار باشيد كه ويژگي هاي گوناگون زوج هاي مختلف را سرمشق قرار دهيد. براي نمونه مي توانيد مهر و محبت يك زوج و صرفه جويي زوج ديگر را آرمان خود قرار دهيد.


نقش پدر و مادر در ازدواج

تعداد كساني كه رها از پدر و مادر، زندگي زناشويي را آغاز مي كنند، اندك است. چه پدر و مادرتان را دوست داشته باشيد، چه از آنها دوري كنيد و حتي اگر هيچ گاه آنها را نشناخته باشيد، به هرحال بخشي از زندگي مشترك شما هستند و ميزان دخالت آنها در زندگي شما يكي از موضوع هاي معمول اختلاف و بگو مگوي شما و همسرتان خواهد بود.

هر كدام جداگانه پاسخ هايتان را به پرسش هاي زير بنويسيد، پرسش ها در رابطه با پدر و مادر هر يك از شماست نه پدر و مادر همسرتان، سپس درباره پاسخ، گفتگو كنيد و ببينيد به عقيده شما چه تأثيري (مثبت يا منفي) بر زندگيتان خواهند داشت.

1 - آيا والدينتان نامزدتان را مي پسندند؟

2 - آيا مهم است كه پدر و مادرتان، نامزدتان را دوست داشته باشند؟

3 - چنانچه نامزدتان مورد تأييد پدر و مادرتان نباشد، چه تأثيري بر زندگي مشتركتان خواهد داشت؟

4 - اگر پدر و مادر و نامزدتان با هم اختلاف داشته باشند، احتمالاً از كدام طرف جانبداري مي كنيد؟

و ...

قابل درك است كه هر يك از شما با پدر و مادر خودتان راحت تر باشيد تا پدر و مادر آن يكي، هر چه باشد، شما به مدت يك عمر پدر و مادرتان را مي شناسيد. در حالي كه احتمالاً تازه با پدر و مادر نامزدتان آشنا شده ايد، اما هميشه به ياد داشته باشيد كه پدر و مادر همسرتان، پدر و مادر همسرتان هستند، تحقير يا بي احترامي به آنها هيچ تفاوتي با توهين به پدر و مادر خودتان ندارد.



یکشنبه 1390/06/13 |

ازدواج آري، استرس نه


استرس، اختاپوس عصر حاضر است. حتي اگر خيلي قدرتمند و صبور باشي! اما آيا راه نجاتي وجود دارد؟با توجه به زندگي ماشيني و توسعه و پيشرفت ثانيه اي آن در جامعه امروزي، وجود استرس، تبديل به معضلي اجتناب ناپذير گرديده است. يادآوري اين نكته كه فشار بالاي رواني ناشي از اين زندگي ماشيني، همواره روي انسان اثر منفي مي گذارد و عواطف و احساسات او را به صورت جدي جريحه دار كرده و مانعي نامرئي براي كنترل اختيارش به دست خويش مي شود، بحثي است كه به كرات در اغلب رسانه ها بدان پرداخته شده است. به همين جهت هدف اصلي اين مطلب را به بحث پيرامون «استرس مثبت» يا استرس ناشي از رويدادهاي شادي آور نظير ازدواج اختصاص داده، ضمن آن كه به شرح عناويني مشخص از استرس پرداخته و در ادامه، راه هاي مقابله با اين استرس ها را عنوان خواهيم نمود.


استرس يعني چه؟

استرس حالتي است كه در آن فرد مجبور به كاري مي شود، يعني هنگامي كه فرد نتواند فشار رواني را كه بر او واقع گرديده است تحمل نمايد، دچار استرس يا تنش مي شود.به عبارتي علمي تر، استرس، يعني دوباره سازگار شدن فرد با شرايط و موقعيت هاي جديد. هرجا كه تغييري در زندگي روي دهد، ما با يك استرس رو به رو مي شويم. ترس از عدم توانايي در تحمل شرايط پيش آمده، اضطراب و نگراني را در وجود انسان شعله ور مي سازد.به طور كلي مي توان گفت كه اضطراب و نگراني يك حس و حالت روحي ناخوشايند از نگراني و ترديد است كه براي مدتي تعادل و ثبات رواني فرد را برهم مي زند. استرس يا هيجان و دلهره ، در تمامي حالات زندگي و البته باتوجه به ظرفيت و توان تحمل افراد ممكن است به وجود آيد.


افراد مبتلا به استرس چگونه اند؟

افراد مبتلا به استرس، به نظم بيش از حد، سخت كوشي و جدي بودن، بسيار پايبندند. اگر قراري داشته باشند، زودتر از طرف مقابل، در محل مورد نظر حاضر خواهند شد. اگر قرار باشد كاري انجام دهند، با بي قراري به استقبال آن كار مي روند. غذا را سريع تناول مي كنند. در رانندگي، صحبت كردن، راه رفتن و در مجموع انجام كارهاي روزانه، بسيار عجله دارند. به زباني، افراد مبتلا به استرس، بسيار عجول و بي طاقت و نگران عمل مي كنند.

نقش خانواده در توليد و ريشه استرس

تظاهر استرس، يا هيجانات بالا مي تواند مربوط به زماني باشد كه فرد، دوران كودكي اش را طي مي كرده است، چرا كه شكل گيري و قوام شخصيت كودك به طور معمول، در چهار سال اوليه زندگي صورت مي پذيرد . چنانچه در ميان اين چهار سال، كودك را به لحاظ شيطنت هاي كودكانه اي كه دارد، سركوب نماييم و ترس را به او بشناسانيم و يا تنبيه مداومي را درباره اش به كار ببنديم، كودك را در ضمير ناخودآگاهش، دچار استرس ذخيره شده و پايداري كرده ايم. همچنين، مشاجره هاي خانوادگي و اوضاع نابسامان و نامطلوب اقتصادي و تزلزل موجود در خانواده نيز از ديگر عواملي هستند كه كودك را دچار استرس پايدار خواهند نمود. البته هجوم ناراحتي ها، مسئوليت ها و معضلات گوناگون در سنين بالاتر را نيز به عنوان عوامل ديگر استرس زا، نبايد از ياد برد.


انواع استرس :

استرس هاي موجود در زندگي افراد بسيار گوناگون و متنوع اند؛ بدين لحاظ مي توان آنها را در يك طبقه بندي شديد تا خرد (كوچك)، مورد بررسي قرار داد:1- استرس هاي فاجعه آميز يا شديد. شامل: حوادث و فجايعي همچون؛ جنگ، آتش سوزي، زلزله، تصادفات، سيل و اتفاقات و پديده هايي از اين دست كه موجب تغييرات و دگرگوني هاي بسيار شديد در زندگي فرد مي شود. زمان ناراحتي، اين نوع استرس ها مي تواند تا مدتهاي مديد، ادامه داشته باشد.2- استرس هاي عادي زندگي. اين نوع استرس، به طور معمول در زندگي همه افراد، رخ مي دهد، مانند: ازدواج، تولد نوزاد، اشتغال، از دست دادن عزيزان، مشكلات مالي، بيماري، امتحان و كنكور و استخدام و... البته اين دسته از استرس ها، اگرچه عظمت و شدت استرس هاي نوع اول را ندارند، اما بسيار بيشتر و تكراري تر اتفاق مي افتند.3- استرس هاي خرد (كوچك). همان طور كه از عنوان اين نوع استرس مشخص است شدت آنها مي تواند بسيار كم و كوچك باشد، اما بروز و به وقوع پيوستن شان بسيار شايع و دايمي و فراوان است، مانند: دير رسيدن براي انجام كاري، معطلي و انتظار در صف هاي مختلف، تحمل صداهاي مزاحم (آلودگي صوتي)، نبود محيط مناسب براي تمركز فكر يا درس خواندن و انجام تكاليف درسي، سرد و گرم بودن كلاس درس و... اگرچه استرس هاي خرد، استرس هاي معمول و ظاهراً قابل توجهي نيستند، اما از آنجا كه تكرار و تحملشان دايمي مي تواند باشد، قطعاً باعث تخريب روحي و بروز مشكلات زيادي در زندگي افراد خواهند شد.


تقسيم استرس براساس كيفيت

1- استرس هاي منفي: اين استرس ها، حوادث و رخدادهاي ناخوشايندي هستند كه موجبات ناراحتي افراد را با درجات متفاوت، به وجود مي آورند. مانند: از دست دادن عزيزان يا مشكلات خانوادگي و طلاق و بيماري و...

2- استرس هاي مثبت: اين نوع استرس، در اثر اتفاقات و رويدادهايي رخ مي دهد كه خوشايند و شادي آور و مثبت، تلقي مي گردند. مانند: بچه دار شدن، ازدواج عزيزاني چون فرزند، خواهر، برادر، قبولي در كنكور و استخدام، خريد خانه، ازدواج خود فرد و موارد مشابه.


استرس در ازدواج

شايد يكي از بهترين تجارب به دست آمده در زندگي انسان، تجربه ازدواج باشد. ازدواج يكي از استرس هاي معمول و قابل تحمل در زندگي است. ازدواج از اين نظر استرس محسوب مي شود كه موجب به وجود آمدن تغيير و تحول در زندگي دخترو پسر، مي شود. به گونه اي ديگر، دختري كه تا قبل از ازدواج، فقط به تحصيل يا اشتغال در خارج يا داخل خانه مشغول بوده است و همه انتظار و توقع بسيار عادي از او مي داشتند، ناگهان بعد از رخدادهايي چون ازدواج، مي بايد وقت خود را به كارهايي به جز هميشه اختصاص دهد؛ يعني يك فعاليت چشمگير اجتماعي.مضافاً بر اين كه به وظايف همسرداري بپردازد و كارهاي دوران تجردش را محدود سازد. همين طور درباره پسري كه تا قبل از ازدواج، تحصيل يا كار مي كرده و درآمدي براي مخارج يك نفر داشته، بعد از ازدواج بايد متحمل هزينه هاي كمرشكن مسكن و مخارج خانه و خانواده و دهها خرج غيرقابل پيش بيني شود و بيشتر اوقاتش را در كنار خانواده بگذراند و از معاشرت ها و دوستي هاي زمان تجرد، فاكتور بگيرد و چه بسا براي تأمين زندگي به شغل دوم روي بياورد. بدين ترتيب بسيار طبيعي است كه تغيير و تحولات موجود، موجب بروز استرس شده و تعادل و ثبات رواني و جسمي فرد را برهم زند. كساني كه تصورشان از ازدواج فقط يك روياي شيرين، يا يك رويداد بدون استرس و ناراحتي است، ممكن است در برابر چنين تنگناهايي، متعجب شده و آنها را دور از ذهن دانسته و فشار ناشي از اين ناراحتي ها را ناشي از وجود و ورود همسرشان به زندگي به ظاهر آرام او، فرض كنند كه بديهي است در صورت چنين تفكري، سوءتفاهمات و اختلافات و ناراحتي هاي قابل توجه و چه بسا غيرقابل جبراني به وقوع خواهند پيوست!



یکشنبه 1390/06/13 |

فرار به دنياي تخيلات


در كتاب خاطرات Lilians Geheimnis” ( راز Lilians) كه از طرف پدرش مورد سوءاستفاده جنسي قرار گرفته دوست دخترش آن را پيدا كرده اينطور نوشته شده\" يوليا نا \" يك شاهزاده زيبا است دوست داشتني و مهربان تمام اينها اينطور نبوده ازطريق فانتازي او تسلي ميگيرد براي دختران چنين تخيلاتي اين اميد را مي دهد كه آنها بتوانند به زندگي ادامه بدهند . وقتي كه آنها شخص سوءاستفاده كننده را آشكار بكنند آنها دقيقا\" مخالف گفته هايشان انجام ميدهند.
تغيير رفتار ناگهاني
دختران و پسران اغلب بدون هيچ دليلي رفتارشان را عوض مي كنند . آنه يا پرخاشگر مي شوند ويا دلقك كلاس در صورتي هرگز چنين رفتاري در آنها نبوده است . او هميشه پر تحرك بوده و اكنون سا كت و گوشه گيراست . بعضي اوقات حالت رفتار آنها براي محيط اطرافشان غير قابل درك است . و مردم اين احساس را دارند كه به يكباره او مسخره است . او بتنهايي چه دارد من اورا دوباره نميشنا سم . اين احساس ميتواند يك زنگ خطر باشد.
رفتار خراب كننده
بعضي از كودكان به خشم مي آيند و از خودشان تنفر دارند . ناخون هاي خودشان را تا گوشت مي جوند – خراش روي پوستشان مي كشند – با سيگار خودشان را مي سوزانند آنها مي خواهند بدنشان را از بين ببرند تا دريچه ايي باشد براي پرخا شگري .
ترس
سوء استفاده جنسي اين را ثابت كرده است كه بطور مدام كودكان و نوجوانان احساس ترس و آشفتگي دارند كه دوباره احضارشوند توسط تهديدات روزانه كه اعمال زور جسمي و روحي بر آنها بكنند. دختران و پسران ترس از تنها بودن را دارند . ( شايد او دوباره بيايد ) ترس از مردان ( شايد او هم ....؟) . ترس ازاينكه شايد آنها با سوءاستفاده كننده خو بگيرند . يك مثا ل : دختر دوست ندارد براي قسمتي از درسش به كلاس تقويتي برود . والدين و يا معلمان سعي مي كنند او را راضي كنند كه او از حالت تنبلي بيرون بيايد شاسيد او به اين خاطر نميرود چونكه معلم تقويتي او را مورد سوء استفاده قرار مي دهد .
اختلال در بهداشت

خيلي از د ختران شستن را اجبار نشان مي دهند آنها مدام حمام مي گيرند تا بدين وسيله تمام كثا فتها را دور بريزند. و به اين صورت هم ميتواند باشد كه كودك اصلا\" خودش را نشويد چونكه از بدن خودش بيزار است و يا آنها ديدند كه حمام يك مكان خطر ناك است ويا مكاني است كه قبلا\" او در آنجا مورد سوء استفاده جنسي قرار گرفته است . بعضي از كودكان هم لباسهايشان را عوض نمي كنند و با لباسشان به تختخواب ميروند و در فصل تابستان زياد مي پوشند تا از بدنشان حفا ظت شود .
اختلال در گفتار
از طرف ديگر فشار شديدي براي صحبت نكردن وجود دارد. حفظ كردن رازها ، اما از طرف ديگر آرزو دارند كه تعريف بكنند و سوء استفاده جنسي را خاتمه بدهند . چيزي كه از لبهاي كودك بيرون مي آيد بايستي بطور مدام كنترل بشود. پيامد اختلال در گفتاردر بعضي موارد اينطور بروز مي كند .ما نند ( لكنت زبان – سكوت مطلق – ويا بطور كل لال شدن ).
افسردگي
آگاه بودن از رنج روزمره كودك را اغلب افسرده مي كند غمگين و افسرده . آنها بندرت مي توانند احساس خنده و شوخي و شادي بكنند.
آويزان شدن به مادر
از همه بيشتر دختران كوچك و نوجوانان اغلب به مادر آويزان مي شوند و نمي خواهند آنها را ترك بكنند مي خواهند در همه جا برده شوند و در خانه تنها گذاشته نشوند شايد مادر ناراحت بشود از مستقل نبودن كودكشان و همينطور كودك نمي خواهد با مجرم تنها بماند در بعضي مواقع رفتار تنزلي شديدي از خود نشان مي دهند مانند خيس كردن و يا برگشت به حرفهاي كودكانه .
كه اين پيامد ها را بد نبا ل دارد : ترس - خجالت – احساس گناه – تهديد – زور گويي – رشوه – دروغ – بي ايماني – توجه به فاميل .سكوت همه چيز را بدتر مي كند
سكوت همه چيزها را بدتر مي كند توجه نداشتن به خاتمه سوءاستفاده جنسي و بالا رفتن اعمال زور جنسي ،يقين داشتن . و عاجزانه تسليم ناتواني شدن .
ازهمه بدتر اين است كه كودك مورد سوءاستفاده را بازگو كند، ولي اورا باور نمي كنند . و ميگويند كسي توا نايي چنين كاري را ندارد و اينطور فكر مي كنند شايد دختران و پسران تحريك كردند.
اما موقعي كه كودكان خبر از سوءاسفاده جنسي را مي دهند آنها حقيقت را مي گويند

بيماريها
همچنين بيماريها مي تواند در شكا مقاومت و يا حفا ظت صورت بگيرد. دراين مواقع شايد مجرمان رعايت كنند وقتي كه كودك بيمار است شكم درد دارد و حالت استفراغ دارد و ار گلو درد و گوش درد شكفه مي كند . تمام اينها طبيعتا\" تابلوي باليني است و پزشك هيچگونه علت بيماري اورگاني را پيدا نمي كند . در بعضي مواقع بيماري پوستي نفوذ ميكند . زماني كه در زير خورشيد قرار دارند اشعه خورشيد در واقع بهتر مي تواند نفوذ بكند . بعضي از كودكان از بيماري آسم رنج مي برند و يا احساس خفگي كه آن هم قبلا\" گفته شده بعلت آميزش با دهان .
آسيب رساندن بدني
در نقطه مقا بل سوءاستفاده جنسي آسيب رساندن به بدن مورد توجه قرار گرفته است وقتي كه اين كار آنجام شود خود نشان دهند ه علام خطر است . آسيب رساندن به دستگاه تناسلي كه اغلب اثبات كودكان اينگونه به خودشان آسيب ميرسانند. و يا از بلندي پريدن ، اثرات گاز گرفتگي ، ورم جاي شلاق در قسمت داخل بالاي را ن ، همينطور بيماريهاي آميزشي ، عفونت در تستگاه تناسلي .
بيان غير مستقيم
وقتي آنه اجازه صحبت كردن مستقيم را ندارند كه چه اتفاقي براي آنها افتاده است . بعضي از كودكان ازطريق اشاره بيان مي كنند. با زبان ي كه مجرمان به آنها ياد دادند صحبت مي كنند. براي مثا ل :
من با عمويم با زي شعبده بازي مي كنم ( بزرك و كوچك شدن آ لت تناسلي ). بزرگترها هنوز اين اجازه را دارند كه در تختخواب خيس كنند ( ريخته شدن آب مني).



یکشنبه 1390/06/13 |

خط قرمزهای صمیمیت در محل کار

خط قرمز های صمیمیت

در جامعه امروزمان خانم‌ها هم مانند آقایان می‌توانند در هر حوزه شغلی وارد شوند و در کار خود به موفقیت برسند. اما ورود زنان به محیط کار مستلزم آن است که زنان قواعد خاص هر محیط کاری را بشناسند تا بتوانند در برقراری رابطه با همکاران خود و در پیشرفت و ترقی خود موفق باشند. شما برای سلامت ماندن در محیط کارتان چه قدر با این قواعد آشنا هستید؟ آیا می‌دانید خیلی از خانم‌ها در اثر همین ناآگاهی آسیب دیده‌اند؟ البته بعضی آقایان هم همین‌طور دچار آسیب شده‌اند ولی از آنجا که خانم‌ها دیرتر پا به عرصه محیط‌های کاری گذاشته‌اند آمار بالاتری را به خود اختصاص داده‌اند. داستان زندگی خانم سیما ، را از نگاه دکتر بدری سادات بهرامی بررسی می‌کنیم تا با این قواعد بیش از پیش آشنا شوید....

کامپیوتر خواندم و سال آخر دانشگاه با همسرم آشنا شدم. بعد از ازدواج، در یک شرکت خوب پذیرفته شدم و اولین تجربه کاری‌ام را شروع کردم. همسرم خیلی تاکید می‌کرد که مبادا به همکاران خودم شماره منزل‌مان را بدهم و یا با آنها رفت‌وآمد خانوادگی برقرار کنم. همیشه می‌گفت همکار، فقط در محیط کار با تو آشناست و نباید او را به محیط خانه و در جمع خانواده و دوستانت بیاوری.

من همیشه همسرم را متهم به سوءظن و بدگمانی می‌کردم و با همه همکاران از زن و مرد صمیمی شدم و از همه می‌خواستم مرا به اسم کوچکم صدا بزنند.

 یک بار یکی از آقایان همکارم، سرما خورده بود. به مستخدم پول دادم که شیر بگیرد و داغ کند تا او بنوشد و بهتر شود. از خانه هم برایش سوپ آوردم. برخلاف گفته همسرم حتی شماره موبایلم را به همه همکارانم داده بودم و او علاوه بر تشکر در شرکت بارها برایم SMS زد. به شوهرم نگفتم SMS تشکر او برای چیست و گفتم موضوع کاری بوده که او فکر نکند با او لجبازی کرده‌ام. گفتم شماره‌ام را فقط به خانم‌های همکار داده‌ام... تا اینکه یکی دوبار برخوردهای زننده و مشکوکی از او دیدم. هر دو متاهل بودیم و من نمی‌فهمیدم این کارها یعنی چه. کم‌کم پچ‌پچ‌هایی شروع شد و من نگران زندگی‌ام بودم. همسرم حتی از صمیمت من با خانم‌های همکارم ناراحت بود چه رسد به این‌ یکی. وقتی با ناراحتی، از همکارم دلیل رفتارش را پرسیدم گفت : خودت به من و علایقم توجه کردی. انگار سرم را به دیوار کوبیده بودند. همسرم راست می‌گفت. من بلد نیستم با همکارانم چگونه رفتار کنم.

اما نظر کارشناسانه خانم دکتر بهرامی:

وقتی شما وارد جامعه می‌شوید، از آنجا که نمی‌توانید تک‌تک آدم‌ها را بشناسید و اصولا شناسایی کامل آنها برای برقراری رابطه امکان‌پذیر نیست، باید بر اساس زندگی اجتماعی، کدهای قراردادی موجود را بشناسید و با آن کدها که معنا و مفهوم خاصی دارند، با دیگران رابطه برقرار کنید. جالب اینجاست که کدهای ارتباطی و معنا و مفهوم این کدها برای خانم‌ها و آقایان یکسان نیست. شاید انجام رفتار خاصی که برای آقایان بی‌مفهوم باشد از نظر خانم ها معنادار باشد و برعکس، در این بین، رفتارهای برگرفته از احساسات زنانه و مادرانه بسیار باید مورد توجه قرار گیرد. وقتی شما در بیرون از محل کار به یکی از همکاران و آنچه مورد علاقه اوست فکر می‌کنی؛ یعنی دیگر به چشم همکار به او نگاه نمی‌کنی.  

همکار

 ناآگاهی از برخی رفتارهاست که بدون مقصود قبلی یا بی‌هدف خاصی ما را وارد چالش‌ها ی معیوبی می‌کند که به روابط خانوادگی و کاری‌مان آسیب می‌زند. لذا خوب است تازه‌کارها از تجربیات افراد مجرب استفاده کنند و آموزش ببینند. ما برای داشتن یک جامعه رو به رشد که روابط سالم و بر پایه منطق در همه قسمت‌های آن شکل بگیرد به چنین مهارت‌هایی هم نیاز داریم. این روابط سالم تنها وقتی میسر می‌شود که این قبیل آموزش‌ها صورت بگیرد.

"اما شما خانم شاغل! وقتی همسرتان دوست ندارد که شما با همکارانتان صمیمی‌تر شوید  بر پایه احترام متقابل خواسته‌اش را اجرا کنید! دوم اینکه قطعا رفتار همکار شما به مرور و به‌خاطر رفتار شما به این  مراحل می رسد.  اگر رفتارش دور از خط قرمز و مرز مشخص شما بود به او گوشزد کنید. پس در این مواقع فقط او مقصر نیست.

سیما: حالا که فکر می‌کنم یادم می‌آید که آن همکارم چندین بار گفت که همسرم مثل شما دست‌پختش خوب نیست و مهربان نیست و... من هم به پای تعارف گذاشتم و تشکر کردم ولی اصلا نمی‌دانستم مفهوم این حرف‌ها با آنچه من از این حرف‌ها می‌فهمیده‌ام، فرق داشته است."

خانم دکتر بهرامی: ما باید آموزش این کدهای رفتاری را از دبیرستان برای نوجوانان بگوییم چون خیلی‌ها بعد از دیپلم وارد محیط کار می‌شوند. و چه خوب است که در چنین مواقعی با طرف مقابل خود صحبت کرده و از ایجاد رفتار های شبهه انگیز او را مطلع نموده و دلیل رفتارش را بدانید.

کدهای ارتباطی و معنا و مفهوم این کدها برای خانم‌ها و آقایان یکسان نیست. شاید انجام رفتار خاصی که برای آقایان بی‌مفهوم باشد از نظر خانم ها معنادار باشد.

مرز صمیمت در محیط کار تا کجا باید باشد؟

 مهم این است که نباید افراد در محیط کار صمیمت را با وارد شدن به حریم شخصی اشتباه بگیرند. این دو متفاو‌ت‌اند. مرز صحبت کردن‌ها و شیوه رفتار ما با هم باید طوری باشد که حریم‌های شخصی حفظ شود و خط قرمز‌های خصوصی و خانوادگی رعایت شود. خیلی‌ها به بهانه صمیمت از این خط قرمزها می‌گذرند و همین‌جا آغاز ورود به آن چرخه معیوب است که با پوشش صمیمت به سلامت محیط کاری شما آسیب می‌زند. پس رعایت فاصله‌ها و مرز صحبت کردن مهم است. مثلا هر روز رساندن همکار به منزلش یک کد معنادار است که باید از آن بپرهیزید. مانعی ندارد من یا شما در مسیر خود خانم یا آقای فلانی را تا جایی برسانیم و خیلی هم خوب است اما اینکه هر روز من مسیر مشرق را به خاطر او به مغرب تغییر دهم تا او را به در منزلش برسانم معنادار است. گاهی شما قادر نیستید همسر یا فرزندتان را هر روز به مقصد برسانید، پس چه‌طور همکارتان را همراهی می‌کنید! یا یکسری تعارفاتی که مربوط به ظاهر افراد می‌شود و معمولا در بین گروه هم‌جنس متداول است، اگر در بین غیر هم‌جنس‌ها مطرح شود معنادار تلقی می‌شود.

خلاصه این که اگر قصد دارید سالیان سال در یک محیط کاری باقی بمانید و به سلامت و صمیمت در کنار همکارانتان ساعات خوبی را بگذرانید باید حتما به رفتارهای خودتان توجه کنید و اگر در رفتار همکارتان مواردی خارج از محدوده تعریف‌شده و مورد انتظار خودتان می‌بینید خیلی صریح و البته به طور شایسته و منطقی به او بفهمانید که او حق ندارد مرزشکنی کند.



یکشنبه 1390/06/13 |

شرایط ارتباط با جنس مخالف


جوان

 

 

آنچه در این مقاله می خوانید  آثار رابطه ی اشتباه با جنس مخالف است و شرایط برقراری  ارتباط سالم وقصد داریم در مقالات بعدی به خواست خدا عواملی که در خانواده و اجتماع به این گرایش وتبعات آن دامن می زند را بررسی کنیم .

با ما همراه باشید

 

آثار رابطه با جنس مخالف

ارتباط با جنس مخالف، به خصوص اگر رابطه ای خارج از محدوده اخلاق و دستورات دینی باشد، آثار و تبعات زیان باری به دنبال دارد:

1. از بین رفتن كرامت انسانی و غرق شدن در گرداب شهوت ها: اگر انسان به غریزه جنسی به عنوان یك هدف و خارج از چهارچوب مقرّرات اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی بپردازد، هر عاملی كه بهتر و بیشتر به شهوت ها پاسخ دهد، جایز شمرده می شود و در این صورت، چشم چرانی، علاقه ی شهوانی به همجنس، خودارضایی، اعتیاد به عكس ها و فیلم های مبتذل و آزادی ارتباط دختران و پسران با یكدیگر پسندیده می نماید، حتی اگر با ضابطه های عقلی و دینی در ستیز باشند و به نابودی شرافت انسانی و جامعه بشری بینجامند!

با نگاهی به جوامع غربی پیامدهای منفی رابطه دختران و پسران را بر فرد و جامعه به خوبی درخواهیم یافت. در این جوامع، هدف انسان از زندگی و آینده روشن از میان رفته و افزایش روزافزون قتل و جنایت، اعتیاد، خودفروشی، آشفتگی روحی و روانی و دیگر آسیب های اخلاقی و انسانی، همه ناشی از غلبه ی شهوات و بی بند و باری بر عقل و ایمان است.

 

2. كاهش آرامش روانی و افزایش التهاب و اضطراب: برخی صاحب نظران غربی آزادی های جنسی را عامل آرامش روحی و زدودن عقده های درونی می دانند، ولی پس از اجرای فراگیر این راهكار در غرب، شاهد افزایش روزافزون آمار بیماری های روانی، خودكشی و جنایت های ناشی از ناكامی های جنسی می باشند.

روشن است كه گسترش محرّك های جنسی انسان را به رابطه گسترده با جنس مخالف می كشاند و هرگونه شكست در این راه، به آسیب بزرگ تری خواهد انجامید. این نوع رابطه هیجان ها و التهاب های جنسی را فزونی می بخشد و تقاضای جنسی را به صورت آتشی شعله ور، عطشی روحی و خواست اشباع نشدنی درمی آورد. در نتیجه، با توجه به اینكه روح بشر فوق العاده تحریك پذیر است، اشتباه است كه گمان كنیم تحریك پذیری روح بشر محدود به حد خاصی است. هیچ نوجوان پسری از تصاحب دختران و هیچ دختری از متوجه كردن پسران و در نهایت، هیچ دلی از هوس، سیر نمی شود. تقاضای نامحدود، خواه و ناخواه، انجام ناشدنی است و همیشه همراه نوعی احساس محرومیت و دست نیافتن به آرزوهاست و به نوبه خود، منجر به اختلالات روحی و بیماری های روانی می گردد. البته همه این ها در صورتی است كه تقوا و ترس از خدا وجود نداشته باشد.

كسی كه تقوا دارد و حریم الهی را نگه می دارد خداوند او را برای نجات از گرداب های اخلاقی یاری می دهد.

3. پیدایش تنوّع خواهی و اثرگذاری آن بر انتخاب فرد در ازدواج: نوجوانان و جوانانی كه پیش از ازدواج، با جنس مخالف خود، رابطه برقرار می كنند، هنگام ازدواج و انتخاب همسر، به همه با دید شك و تردید می نگرند. حتی پس از ازدواج نیز روحیه ی هوسبازانه و تنوّع طلبانه، روانشان را آزار می دهد و چه بسا به سوی منجلاب فساد كشیده شوند و راه بی بندباری را در پیش گیرند.

 

4. آلوده شدن به معصیت: قرآن كریم و روایات معصومان(علیهم السلام)از ارتباط جنسی با دیگران و نگاه های شهوت آمیز برحذر داشته و وعده خسران و عذاب به مرتكبان چنین اعمالی داده است.

قرآن كریم می فرماید: (قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَی.... وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ.... زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ...) (نور: 30 و 31); به مؤمنان بگو! چشم های خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند و عفاف خود را حفظ كنند. این برای آنان پاكیزه تر است... و به زنان با ایمان بگو: چشم های خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ كنند و زینت خود را آشكار ننمایند جز بر شوهرانشان... .

     این آیه، به صراحت دستور داده است كه زن و مرد نامحرم به یكدیگر نگاه شهوت آلود نداشته باشند. به راستی، اگر به این آیه مباركه عمل شود و دختر و پسر نامحرم از ابتدا به یكدیگر توجه ننمایند و به هم نگاه هوس آلود نكنند، آیا دوستی ها و عشق های خیابانی به وجود می آیند؟

 

شرایط ارتباط با جنس مخالف

بر اساس بینش دینی و اسلامی هرگونه دوستی با جنس مخالف ممنوع و حرام است و عذاب اخروی در پی دارد، اما ارتباط عادی برای مصالح ویژه از قبیل مباحثات علمی، داد و ستد، رفت وآمدهای خانوادگی، استاد و شاگردی و مانند آن، كه لازمه زندگی اجتماعی هستند و منافع مادی و معنوی بر آن ها مرتب هستند، اشكال ندارد، ولی این ارتباطات هم شرایط و قوانینی دارند كه به بعضی از آن ها اشاره می شود:

 

1. رعایت حیای فردی و عفّت جمعی: ارتباط با جنس مخالف، كه در شرایط خاصی اتفاق می افتد، نه تنها مجوّز پرده دری و از بین بردن عفت نیست، بلكه از ابتدا برای حفظ حریم عفت و حیا تأسیس شده و به خاطر مصالح مهم اجتماعی وضع شده است; یعنی فلسفه ی وجودی این ارتباط، حفظ عفّت عمومی و تحكیم حیای فردی و كسب كمالات از طریق مقابل است. از این رو، ممكن نیست فلسفه وجودی آن را زیر پا نهاد. حتی برای زن و شوهر هم، كه از ارتباط دوستی بی حد و مرز برخوردارند، این آزادی در رفتار دوستانه وجود ندارد و همه باید حیای عمومی و حریم اخلاقی جامعه را حفظ كنند .

خداوند متعال در سوره مباركه قصص، در داستان ارتباط دختران حضرت شعیب(علیه السلام) با حضرت موسی(علیه السلام) به این شرط تصریح دارد و می فرماید: وقتی حضرت موسی(علیه السلام) در آب دادنِ به گوسفندان، به دختران شعیب(علیه السلام) كمك نمود، آنان نزد پدر رفتند و از جوانمردی حضرت موسی(علیه السلام) تعریف و تمجید كردند و حضرت شعیب(علیه السلام)تصمیم گرفت از حضرت موسی(علیه السلام)سپاس گزاری كند. به همین دلیل، دختران خود را به دنبال او فرستاد و دختران در اوج حیا و عفّت حركت كردند تا به كنار جاده رسیده و در آنجا منتظر ماندند تا حضرت موسی(علیه السلام) متوجه حضور آنان شود و حضرت موسی هم متوجه آمدن آنان شد. دختران از او تقاضا كردند تا پیش پدرشان بیاید و حضرت موسی هم قبول كرد، وقتی خواستند به طرف منزل بروند، حضرت موسی(علیه السلام)به خاطر حفظ حریم حیا و عفّت، دوشادوش دختران حركت نكرد، بلكه جلوتر از دختران راه می رفت و دختران شعیب به دنبال او با انداختن سنگ ریزه، مسیر را نشان می دادند.(1)

بنابراین، ارتباط با جنس مخالف باید با حفظ حریم فردی، رعایت حیا و عفّت اجتماعی باشد و اگر برخاسته از تمایلات جنسی و شهوانی باشد، ممنوع است و گناه بزرگی در پی دارد.

 

2. رعایت دستورات دینی در ارتباطات: خواستگار در مراحل خواستگاری می تواند در قالب دستورات شرع با فرد موردنظر خود ارتباط داشته باشد، اما حتماً باید با رعایت دستورات دینی انجام گیرد تا ـ خدای ناكرده ـ به گناه منجر نشود. باید ارتباط آنان در فضایی جوانمردانه انجام شود; زیرا اگر مراعات مسائل دینی و اعتقادی در ارتباط وجود نداشته باشد، آرام آرام این ارتباط به طرف ناهنجاری اخلاقی كشیده شده، رابطه ناسالم می گردد و در این صورت، به ضرر هر دو تمام می شود .

 

3. هدفدار بودن: بسیاری از ارتباطات دختران و پسران نوجوان هدف جدّی و ارزشمند نداشته، صرفاً لذت جویی لحظه ای می باشد كه این لذت جویی ها اگر در چارچوب دستورات دینی ـ یعنی، پس از جاری شدن عقد ازدواج ـ نباشند، جایز نیستند. از این رو، این ارتباطات، كه صرفاً جنبه تفریحی دارند و منفعتی مشروع از آن ها به هیچ كدام از دختر و پسر نمی رسد مذموم است. از این رو، برای جلوگیری از هدر رفتن سن نوجوانی و سنین نشاط و بالندگی لازم است تا در ارتباطات اهدافی دنبال شود و از این فرصت برای بهره برداری علمی، اخلاقی، آموزشی و هنری استفاده گردد.

  نتیجه اینكه در دستورات دینی و تربیتی اسلام، توجه ویژه ای به دوستی و ارتباط شده و معیارهایی كه برای انتخاب دوست بیان شده، همه در جهت تربیت و تكامل انسان ها بوده و سعی شده است ترقّی و بالندگی اخلاقی، علمی و معنوی در آن ها مورد توجه باشد و حتی در ارتباط با جنس مخالف هم دستورات و رهنمودهایی ارائه شده كه با كمال طلبی انسان ها سازگاری دارد و خط مشی طوری ترسیم شده است كه انسان ها را از انحراف و كج اندیشی بازداشته، به خالق یكتا نزدیك سازد و سعادت دنیوی و اخروی آنان را در پی داشته باشد.

یکشنبه 1390/06/13 |

چه وقت جمله "دوستت دارم" را بگوییم؟

دانستن این که چه وقت جمله "دوستت دارم" را بیان کنیم، نیاز به مهارت دارد. این عبارت تنها دو کلمه دارد اما وقتی شخصی برای اولین بار این عبارت را در رابطه اش به کار می برد، رویداد عظیمی رخ می دهد.


دانستن این که چه وقت جمله "دوستت دارم" را بیان کنیم، نیاز به مهارت دارد. این عبارت تنها دو کلمه دارد اما وقتی شخصی برای اولین بار این عبارت را در رابطه اش به کار می برد، رویداد عظیمی رخ می دهد. اگر آن را بسیار زود بگویید، خطر کرده و ممکنست شخصی را که دوست دارید، بترسانید. اگر این جمله را خیلی دیر بگویید، خطر کرده و ممکنست این حس را به طرف مقابل القا کنید که به او توجهی ندارید. اگر بتوانید از رابطه خود یک قدم به عقب بردارید، به احساسات خود فکر کنید و زمان صرف کنید، می توانید این جمله را در بهترین زمان آن اظهار کنید.

اولین قدم این است که در مورد چگونگی احساسات خود فکر کنید. شما می خواهید بدانید که آیا حقیقتا شخصی را که با او هستید، دوست دارید یا خیر. اگر احساس شما یک دوست داشتن ساده بوده و امیدوارید که در آینده عاشق او شوید، اکنون زمان مناسب آن نرسیده که به اشتباه عشق خود را ابراز کنید. هر چند وقت یک بار به طرف مقابل فکر می کنید؟ هدف شما از این رابطه چیست؟ اگر می خواهید رابطه ای متعهدانه با این شخص داشته و عشق نابی به او دارید، زمان گفتن این جمله نزدیک است. ممکنست بخواهید در مورد زمان گفتن این جمله، فکر کردن را آغاز کنید.
 

به رابطه خود فکر کرده و ببینید که تا چه حد پیشرفت کرده است. آیا پدر و مادر او را ملاقات کرده اید؟ هر چند وقت یک بار او را می بینید و با او حرف می زنید؟ آیا هر دوی شما به رابطه خود متعهد هستید و اغلب در مورد آینده صحبت کرده و برنامه ریزی می کنید؟ شاید وقت گفتن این دو کلمه رسیده باشد.

وقت گذاشته و زمان اظهار این جمله را تعیین کنید و لحظه ای خاص را بیافرینید. شاید می خواهید یک قرار خاص برای این لحظه بگذارید و یا این دو کلمه را بعد از یک لحظه خاص مثل دیدن یک شهاب آسمانی و یا یک مکالمه منحصر بفرد بیان کنید. این را بدانید که ممکنست شما این دو کلمه جادویی را بیان کنید اما دوست یا همسر شما در پاسخ به شما این جمله را نگوید، تمام تلاش خود را بکنید تا از این بابت ناراحت نشوید. شاید او به زمان بیشتری نیاز دارد تا به شما بگوید که دوستتان دارد. 


یکشنبه 1390/06/13 |

ضربه ي عاطفي در جواني

ضربه عاطفي جوانان بر اثر استفاده از سايت‌هاي دوست‌يابي

جوان

آمار ازدواج‌هاي اينترنتي در حد نگران كننده‌اي است . جوانان از طريق سايت‌هاي اينترنتي با يكديگر آشنا شده و بعد از اينكه يكي از طرفين بدون اطلاع از اين رابطه انصراف مي‌دهد طرف ديگر به دليل ضربه عاطفي، دست به خودكشي مي‌زند.

يكي از مشكلات جديد كار در فضاي اينترنتي علاقه‌مندي نوجوانان و جوانان از طريق اينترنت نسبت به يكديگر است كه متأسفانه پس از دوستيابي و نرسيدن به خواسته مورد نظر خود ، افسرده مي شوند و در بعضي مواقع دست به خودكشي مي‌زنند و مشكلات زيادي را براي خانواده‌ها به وجود مي‌آورند.

بيشتر جوانان از طريق اينترنت و چت با هم دوست مي‌شوند و نسبت به هم ابراز علاقه مي‌كنند و گهگاهي نيز دو همجنس با هم در حال گفت‌و‌گو و ابراز علاقه هستند كه بعد از متوجه شدن اين موضوع در بين طرفين گاهي به خاطر علاقه يكي از طرفين اين قضيه برايش دردناك مي‌شود.

 

* خودكشي بر اثر اضطراب و استرس ايجاد مي‌شود.

خودكشي بر اثر اضطراب و استرس ايجاد مي‌شود كه امروزه به دليل استفاده از اينترنت و آشنايي جوانان از طريق چت با يكديگر روز به روز رو به ‌افزايش است كه متأسفانه به علت بي‌توجهي والدين به نوجوانان و جوانان در هنگام استفاده از اينترنت، خودكشي اينترنتي رو به افزايش است.

يكي از مشكلاتي كه امروزه در جامعه كنوني ما رو به افزايش است استفاده نادرست جوانان از كامپيوتر است كه به دليل چت بين دو جنس مخالف و گاهي هم دو همجنس مشكلات روحي و رواني رو به افزايش است زيرا گاهي در اين چت‌ها نسبت به هم علاقه‌مند مي‌شوند و وقتي به خواست خود نمي‌رسند به دليل مشكلات روحي و رواني دست به خودكشي مي‌زنند.

اگر خانواده‌ها در هنگام استفاده از كامپيوتر به جوانان خود توجه بيشتري داشته باشند و آنها را كنترل كنند بدون آنكه محدوديت براي آنها ايجاد كنند مي‌توانند از اينگونه معضلات جلوگيري كنند.

 خودكشي اينترنتي هيچ فرقي با خودكشي‌هايي كه بر اثر اضطراب و ترس ايجاد مي‌شود، ندارد؛ خودكشي اينترنتي بر اثر استفاده بيهوده از اينترنت صورت مي‌گيرد كه باعث آشنايي دو جوان با يكديگر و علاقه‌مندي آنها نسبت به هم مي‌شود و هنگامي كه به نتيجه نمي‌رسند يكي از طرفين براي تخليه فشارهاي رواني خود دست به خودكشي مي‌زند.

متأسفانه در برخي مواقع در سايت‌هاي مختلف راهكارهاي خودكشي به نوجوانان و جوانان آموزش داده مي‌شود، اين در حالي است كه بيشتر خانواده‌ها از آن غافل هستند.

در برخي از سايت ها چگونگي ساخت قرص اكستازي ياد داده مي‌شد حال اگر شخصي دچار فشارهاي روحي و رواني باشد به اين سايت‌ها هم مراجعه كند ناخواسته تحت تاثير قرار گرفته و براي تخليه فشارهاي رواني خود دست به خودكشي مي‌زند.

علاوه بر اين مشكلات نيز قضيه دوستي‌هاي اينترنتي را نبايد ناديده گرفت زيرا جوانان را دچار اضطراب، ترس و علاقه‌مندي كاذب مي‌كند كه اگر به نتيجه دلخواه نرسند، آنها را به سمت مرگ فرا مي‌خواند.

يكي از مشكلات اساسي در جامعه كنوني ما وجود كامپيوتر در بيشتر منازل است البته بدون فرهنگ صحيح استفاده از آن- كه متأسفانه بيشتر فرزندان را از خانواده‌ دور مي‌كند و نوجوانان و جوانان را از طريق اينترنت به دوستيابي و آموزش‌هاي غلط هدايت مي‌كند .

 

* استفاده نادرست از اينترنت موجب خودكشي نيز مي‌شود

م.ح، كسي است كه بعد از ضربه عاطفي از چت دست به خودكشي زده است، او مي‌گويد: به دليل استفاده نادرست از اينترنت و چت با يك جنس مخالف نسبت به او علاقه‌مند شدم؛ چند ماهي نگذشته بود كه متوجه شدم او نسبت به من علاقه‌اي ندارد و اين باعث فشار روحي و رواني‌ام شد كه تصميم به خودكشي گرفتم اما با كمك خانواده‌ام بهبود يافتم ولي به اين نتيجه رسيدم كه در عين اينكه اينترنت كارايي‌هاي زيادي دارد در عين حال مي‌تواند منجر به خودكشي و بي‌هويت شود.

وي ادامه مي‌دهد: در سايت‌هاي زيادي مشاهده كردم كه جواناني با هم قرار مي‌گذاشتند كه در يك روز معين، در يك زمان و ساعت به نوع‌هاي مختلف دست به خودكشي زنند تا بتوانند توجه زيادي را به خود جلب كنند، به نظرم خانواده‌ها نبايد نظارت خود را به نوجوانان و جوانان كاهش دهند.

بسياري از آسيب‌هاي اجتماعي ريشه در كانون خانواده دارد. از اين رو خانواده‌ها بايد ارتباط خود را با فرزندان زياد كرده و آموزش‌هايي ببينند تا حرف فرزندان را بفهمند و بتوانند مشكلات فرزندان خود را حل كنند.

*عدم ارتباط خانواده‌ها با فرزندان باعث گرايش جوانان به اينترنت شده است.

جوان

يك آسيب‌شناس بيان مي‌كند: امروزه چالش بزرگي كه در بين نسل جوان ايجاد شده عدم برقراري ارتباط خانواده‌ها با فرزندان خود است به همين دليل افراد به خصوص جوانان به اينترنت و كامپيوتر پناه مي‌برند.

اينترنت پديده و تكنولوژي است كه‌ استفاده‌هاي مفيدي دارد در نتيجه نمي‌توان به طور كلي اينترنت را خطرآفرين دانست و از آن تبليغ غلط كرد بلكه چگونگي استفاده درست از آن مورد توجه است؛ در حقيقت اگر از هر پديده‌اي خوب استفاده كنيم، نتيجه‌ خوب خواهيم گرفت.

 

افراد با ورود به برخي از سايت‌ها نه تنها چيزي به اندوخته‌هايشان اضافه نمي‌شود بلكه گرفتاري‌هايي از جمله نااميدي، يأس، استرس و اضطراب را به آنها منتقل مي‌كند. ‌

استفاده نادرست نسل جوان از اينترنت موجب مي‌شود تا آنها در معرض خطر‌هايي كه جبران ناپذير است، قرار گيرند.

 

جوانان به دليل اينكه فرهنگ مدرن را ياد گرفتند، از فرهنگ سنتي فاصله گرفته‌اند و امروزه آنها بيشتر زندگي خود را با اينترنت و به دور از نظارت خانواده مي‌گذرانند.

خانواده‌ها به دليل گفت‌و‌گو كم با فرزندان خود مشكلاتي را براي خود و فرزندان ايجاد مي‌كنند و زماني متوجه مي‌شوند كه فرزندانشان از طريق اينترنت با يك سري اطلاعات نادرست آشنا مي‌شوند؛ اين افراد به مرور زمان بيمار شده و دست به خودكشي مي‌زنند و خيلي از مشكلات ديگر را ايجاد مي‌كنند.

بسياري از آسيب‌هاي اجتماعي ريشه در كانون خانواده دارد. از اين رو خانواده‌ها بايد ارتباط خود را با فرزندان زياد كرده و آموزش‌هايي ببينند تا حرف فرزندان را بفهمند و بتوانند مشكلات فرزندان خود را حل كنند.

پدر و مادر بايد رفت و آمد خانوادگي را زياد كنند و به جاي اينكه فرزندان را با اينترنت تنها بگذارند ، روش‌هاي فرهنگي و سنتي خودشان را مجدداً احيا كنند تا پايه‌هاي مثبتي براي كاهش آسيب به وجود آيد.



یکشنبه 1390/06/13 |

دختر و پسر ، حقيقتي هميشگي

جاي خالي آموزش روابط دو جنس مخالف در ايران قرن 21 !

ارتباط

 "به همه جوان ها مي گويم با دوست بازي سرنوشت خود را نابود نکنند...حرف پدر و مادر را گوش کنند... دوستي هاي اينترنتي آخر و عاقبت ندارد و...".اين کلمات قصار توصيه هايي است که عده اي از جوانان سرخورده و يا بعضاً بزهکار پس از آنکه ميوه ممنوعه را چيده و به دام پليس افتاده اند و يا اينکه مصيبتي بر سر آنها رفته است، در مقابل دوربين ها مي نشينند و به طور کليشه اي جوانان هم سن و سال خود را نصيحت مي کنند.

البته اين توصيه ها ممکن است هشدار دهنده باشد اما اگر بخواهيم در حاشيه ارتباط دختر وپسر را به کلي نفي کرده و منکر شويم ، راه را اشتباه رفته ايم.

 

اين توصيه طبيعتاً با واقعيت هاي جامعه کنوني ما فاصله دارد. به عبارت بهتر در حالي که در جامعه امروز ما زنان بيش از 60 درصد دانشگاه ها را پر کرده اند و در سطوح مختلف اجتماع حضور  دارند ، سخن گفتن از "نداشتن رابطه دو جنس مخالف با يکديگر " نمي تواند چندان محل بحث باشد.

 

به ديگر سخن پيام اينگونه توصيه ها اين است که چون " از ارتباط دختر و پسر آفات بزرگي بر مي خيزد بايد از اين گونه ارتباط ها اجتناب کرد".

 

اين توصيه مانند آن است که گفته شود چون " اگر به خيابان برويم ممکن است تصادف کنيم پس  به خيابان نرويم".در حالي که ارايه چنين توصيه اي نه ممکن است و نه مفيد و بهتر است به جاي چنين توصيه هايي به مردم نحوه عبور و تردد صحيح در خيابان ها و معابر اصلي شهر توضيح داده شود.

 

در اجتماعي که انسان ها جداي از جنسيت شان مجبور يا موظف به حضور اجتماعي اند چگونه مي توان با خط بطلان کشيدن روي موضوعي غير قابل اجتناب ، همگان را به نفي ارتباط رهنمون شد و پنداشت که با چنين توصيه هاي حکيمانه و پدرانه اي موضوع حل و فصل مي شود؟!

 

و آيا يکي از دلايل بالا رفتن آمار بزهکاري هاي اجتماعي در حوزه روابط زن و مرد در جامعه اين نيست که چون ما نتوانسته ايم عملا به جز "نفي کلي موضوع رابطه زن ومرد " فرمولي قابل قبول براي يک اجتماع ديني قرن بيست و يکمي ارايه دهيم ، جوانان ما به هنگامي که بنا به هر دليلي با يکديگر ارتباط برقرار مي کنند، آسيب پذير هستند؟

 

شايد يکي از دلايل عمده بروز آسيب ها (به ويژه آسيب پذيري زنان و دختران) در روابط اجتماعي اين باشد که نه خانواده هاي ما و نه نظام آموزشي ما نتواسته اند نحوه تعامل صحيح دو جنس مخالف در سطح اجتماع را در وجود نسل هاي جديد نهادينه کنند و فقط تا توانسته اند دايره ممنوعيات را براي نسل جديد توضيح داده اند.

 

واقعيت اين است که در جامعه امروزين ايران ، مردان و زنان و دختران و پسران ، در کنار يکديگر به کار و فعاليت و تحصيل مشغول اند و فرمول جداسازي ، کاربردي نيست، بايد تعامل و ارتباط صحيح را آموزش داد.

 

با اين حال ، آنچه مغفول مانده ، اين است که نحوه درست تعامل و ارتباط بين دو جنس مخالف ، هرگز آموزش داده نمي شود و نتيجه نيز ، افراط و تفريط هايي مي شود که در جامعه مي بينيم: يا فرار از جنس مخالف و يا بي قيدي در ارتباط با او.

 

ترديدي نيست که هيچ کدام از اين دو حالت ، نمي تواند در راستاي منافع جمعي جامعه امروز ايران باشد؛ بلکه تنها راهکار موجود ، آموختن چگونگي ارتباط همراه با حفظ ارزش هاي جامعه است و الا اين که پسران را از دختران و دختران را از پسران بترسانيم ، نتيجه اش اين خواهد بود که جامعه به دو نيم تقسيم مي شود که هيچ کدام از دو قسمت ، بلد نيست با نيمه ديگر چگونه تعامل کند و بديهي است که چه انرژِي بزرگي از  رهگذر اين مساله ، هدر خواهد رفت.

 

مخلص کلام آن که نه ممنوعيت کامل ارتباط با جنس مخالف و نه اين عرصه را بي قاعده رها کردن، هيچ کدام راهکار مناسبي به شمار نمي رود بلکه آنچه جايش در نظام آموزشي ،فرهنگي و حتي ساختارهاي خانواده ها خالي است، آموختن روابط صحيح و انساني بين دو جنس مخالف است و اتفاقاً بخش بزرگي از ناهنجاري ها ، عقده ها و سرخوردگي ها و بزهکاري ها و حتي مسائلي مثل طلاق و فروپاشي خانواده ها، ريشه در اين معضل تاريخي دارد.

 


 



یکشنبه 1390/06/13 |

نقطه ضعف در مسائل اخلاقی / دختران


دختری 19ساله هستم. پیش از آن که گرفتار دام شیطان شوم، خواندن سرگذشت دختران و پسران فریب خورده، بسیار مرا ناراحت می کرد و نسبت به آنها احساس ترحم می کردم؛ و آنها را افرادی لایق نصیحت می دانستم.

در تمام دوران تحصیلم هیچ نقطه ضعیفی از نظر مسایل اخلاقی نداشتم. از داشتن دوست پسر و کارهایی از این گونه، اصلاً خوشم نمی آمد؛ و همیشه سعی می کردم دوستانم را که زمینه چنین انحرافاتی داشتند، راهنمایی نمایم. اما گرفتار بلایی شدم؛ و فهمیدم همه کسانی که دچار انحراف و اشتباه شده اند، ذاتاً بی بند و بار نبوده اند؛ بلکه اغلب آنها هم مثل من، بیش از حد به خودشان اطمینان داشته اند- و اتفاقاً از همین نقطه ضعف بزرگ، ضربه خورده اند.

ماجرا از آن وقتی شروع شد که دیپلم گرفتم، و در کنکور دانشگاه قبول نشدم. تصمیم گرفتم شغلی پیدا کنم. خانواده ام با این امر موافقت کردند؛ تنها مادرم به خاطر دغدغه هایی که نسبت به محیط کار آینده من داشت، با اشتغال من موافق نبود و می گفت: «دخترم! کار را می خواهی چه کار؟ بنشین درس بخوان و سال دیگر در کنکور شرکت کن، الان وضع طوری نیست که یک دختر جوان بتواند در هر محیطی کار کند.» ولی من به خاطر اعتماد بیش از اندازه به خودم، تصمیم گرفتم حتماً شغلی پیدا کنم- تا به اصطلاح، متکی به خودم باشم و در آینده روی پای خودم بایستم. از آن زمان در جستجوی کار برآمدم؛ بالاخره روزی در صفحه آگهی روزنامه ای، چشمم به یک آگهی افتاد. تماس گرفتم؛ قرار شد برای مذاکره به محل شرکت بروم.

برغم نصیحتهای مادرم که سعی می کرد مرا از این کار باز دارد، رفتم. چون حقوق خوبی می دادند، پیگیری کردم و پس از مدت کوتاهی مشغول کار شدم.

چند روز بعد، اسامی دانشگاه آزاد اعلام شد و من قبول شده بودم؛ قبولی دانشگاه فرصتی به مادرم داد تا بار دیگر خطراتی را که در محیط کار مردانه می تواند در کمین یک دختر جوان باشد، به من گوشزد نماید. ولی من استقلال و حضور در اجتماع را برای یک دختر، مساوی با داشتن شغل می دانستم؛ و از طرفی مطمئن بودم که قادر هستم روابط اجتماعی خود را با دیگران به گونه ای سالم، تنظیم کنم. به نصایح مادرم توجه نکردم و به محل کار خود رفتم- تا وارد دنیای جدیدی که به استقبالم آمده بود، شوم.

پس از مشغول شدن به کار، سعی کردم مواظب برخوردها و رفتارهای دیگران نسبت به خودم باشم. در این میان، یکی از همکارانم که جوانی همسن و سال خودم بود و در شرکت او را «آقا فرشاد» صدا می زدند، هر از چند گاهی سعی می کرد به شکلی سر صحبت را با من باز کند. در ابتدا، به سردی با او برخورد می کردم؛ ولی بعدها که مقداری رویم باز شد، به سئوالات او کامل تر جواب می دادم. کار به جایی رسید که راجع به محل زندگی، موقعیت و وضعیت خانوادگی، اسم کوچک، تحصیلات و سایر اطلاعات شخصی ام پرسش کرد؛ و من هم ناخواسته جواب می دادم.

کم کم احساس کردم فرشاد همه افکار مرا به خود مشغول کرده است. شبها به سخنانی که بین ما رد و بدل شده بود، می اندیشیدم و از این که در برخی صحبتها پا را از حد معمول فراتر گذاشته بودم، خود را سرزنش می کردم.

در آن زمان، یکی از همکارانم که به او «زیباخانم» می گفتند، و دارای شوهر و فرزند بود، به شکلهای مختلف به من نزدیک شد وشروع به صحبت می کرد؛ و در بیشتر صحبتهایش، بدون این که دلیل خاصی عنوان کند، راجع به «فرشاد» حرف می زد- و از منش و اخلاق و صفات نیک او سخن می گفت.

رفته رفته احساس کردم فرشاد در دلم جا باز کرده و هر چه می خواستم فکرم را متوجه او نکنم، نمی توانستم یا کمتر موفق می شدم. او هم هر چه پیش می رفت، خودش را بیشتر به من نزدیک می کرد. دیگر شوخی های لفظی بین ما امری طبیعی شده بود. روزی نبود که چیزی برای خوردن همراه خود به شرکت نیارود؛ و همیشه هم مرا دعوت می کرد تا با او همراه شوم. من هم که دیگر به دوستی با او بی میل نبودم، می پذیرفتم. ولی شبها که به محاسبه می نشستم، خود را ملامت می کردم؛ و می دانستم که رفتن به سمت او، خواست شیطان است- ولی دلم آلت دست شیطان گشته بود. و در این بین، زیباخانم هم مرتب با الفاظ شیطانی، آتش بیار معرکه عشق دروغین ما بود.

یک روز، زیباخانم به من پیشنهاد کرد که برای خرید بیرون برویم؛ من هم به شرط پذیرفتن مادرم، قبول کردم. مادرم وقتی فهمید وی، شوهر و فرزندان دار است، جای نگرانی ندید و پذیرفت. فردای آن روز وقتی به شرکت رسیدم، مستقیم پیش زیباخانم رفتم و گفتم: امروز آماده ام تا با هم به بازار برویم. اما او با بهانه کردن گرفتاری زیادکاری، به من پیشنهاد کرد با فرشاد بیرون بروم- و گفت: این مساله را با فرشاد در میان گذاشتم، او هم پذیرفت! من اول جا خوردم و رنگ پرید؛ ولی زود به خودم مسلط شدم. زیباخانم هم شروع کرد به تعریف لذتهای تفریح و گردش با یک دوست پسر، آن قدر گفت تا بالاخره راضی شدم!

ساعتی بعد، من و فرشاد در پشت میز رستورانی، گل می گفتیم و گل می شنیدیم. حالا دیگر من به تمام معنا دوست دختر یک پسر شده بودم-که به جز نام و نام خانوادگی، هیچ چیز از او نمی دانستم. غذایمان تمام شد. اما یک دفعه هوا بارانی شد و باران شروع به باریدن کرد. گویی تمام حوادث دست به دست هم داده بودند که من تا مرز سقوط پیش روم. فرشاد از فرصت استفاده کرده گفت: بهتر است در این هوای بارانی، به منزلشان که در همان نزدیکی بود، برویم؛ تا باران بند بیاید. ابتدا زیربار نرفتم؛ ولی طبق معمول، شیطان وسوسه ام کرد و با این توجیه که رفتن به خانه آنها از ماندن در زیر باران بهتر است، پذیرفتم.

وقتی به خانه شان رسیدیم، متوجه شدم هیچ کس در منزل نیست. خیلی ترسیدم، به فرشاد گفتم: باید زودتر به خانه بروم، چون به مادرم گفتم زود بر می گردم. او وحشت زدگی مرا از چهره ام دریافته بود، مرا آرام نمود و قول داد به محض بند آمدن باران، خودش مرا تا نزدیکی منزلمان می رساند. بعد هم شروع به پذیرایی کرد.

پس از چند دقیقه، به یکی از اتاقها رفت. من در این فاصله کوتاه، ناگهان به خود آمدم و خود را نهیب زدم؛ که تو در یک خانه خلوت، با یک جوان غریبه چه می کنی؟ در همین فکر بودم که یک دفعه دیدم مشتی مجله جلوی من روی زمین ریخته شد. از روی جلدشان حدس زد که محتوی چیست، عکس های مستهجن روی جلد، از عکسهای مبتذل تر درون آن خبر می داد. با حالتی نگران، سرم را بالا آوردم و به صورت فرشاد نگاه کردم. لبخندی- که شیطان در پس آن نهان شده بود- برگونه های فرشاد نقش بست. با همان حالت شیطنت آمیز گفت: تا تو نگاهی به اینها بیندازی، من هم قهوه درست می کنم.

ترس و اضطراب همه وجودم را لبریز کرد، دیگر یک لحظه هم نمی توانستم آن محیط سنگین را تحمل کنم. با روی گشاده به پیشنهاد او پاسخ مثبت دادم؛ تا با خیال راحت به کارش بپردازد. به محض این که او به آشپزخانه رفت تا قهوه درست کند، فوری از خانه بیروم رفتم و خودم را به خیابان رساندم؛ و خوشحال بودم که از یک دام شیطانی گریخته ام.

آن شب حالم بد شد. مادرم چون از قبل نگران من بد، سعی کرد بفهمد چه اتفاقی افتاده است. ولی چون تب داشتم، متقاعد شد که بیماری من منشا جسمی دارد و اتفاق خاصی روی نداده است. تا نیمه های شب، بیدار بودم و خوابم نمی برد و دایم در فکر آن اتفاق بودم. صبح، دیروقت از خواب بیدار شدم. دیگر دلم نمی خواست به آن شرکت لعنتی برگردم. بنابراین بیماریم را بهانه کردم و چند روز در خانه ماندم.

پس از گذشت چند روز، برای تسویه حساب به شرکت رفتم؛ دلم می خواست چشمم به چشم آن زیبانام زشت باطن و آن جوان نامرد نیفتد راستش از دیدن آنها هراس داشتم. خوشبختانه وقتی وارد شرکت شدم، آنها نبودند. هنگام خروج، از نگهبان شرکت، سراغ آنها را گرفتم. گفت: پیش از ظهر، به فاصله چند دقیقه از همدیگر، از شرکت خارج شدند. با توجه به شنیده ها، حدس زدم چه برنامه ای باید باشد. پس به طرف همان رستوران لعنتی، به راه افتادم وقتی به آنجا رسیدم، از پشت باجه تلفنی که جلوی رستوران بود، تمام فضای رستوان را از زیر نگاهم گذراندم. پشت همان میز. فرشاد و زیباخانم روبروی هم نشسته بودند؛ صدای خنده شان به بیرون نمی رسید، ولی نیش هایشان تا بناگوش باز بود.

در راه بازگشت به خانه با خود می اندیشیدم که چه شد در این ورطه هولناک انحراف افتادم؟ آیا بی توجهی به نصیتحتها و تذکرات بزرگترها و بخصوص والدین منشا این سقوط بود؟ آیا اطمینان و اعتماد بیش از حد به خودم بود؟ آیا عدم شناخت کافی از محیط های کاری بود؟ آیا ظاهربینی و اعتماد به ظاهر آراسته و موقر زشت سیرتان آلوده اجتماع بود؟

همه این عوامل دست به دست هم دادند و مرا تا مروز سقوط بردند، ولی خداوند مرا حفظ کرد. پاسخ به این سئوال که به پاس کدام فضیلت، خداوند رحیم مرا از آستانه ورود به یک رسوایی بزرگ نجات داد، اندکی سخت بود با کمی تأمل دریافتم که چشمان همیشه نگران مادر و دعاهای یر او، باران رحمت خداوندی را بر من نازل کرد تا پیوسته شکرگزار نعمت بزرگی چون مادر و کانون پرمحبتی مانند محیط امن خانه و خانواده باشم.

آری، دوستان من! شما که می خواهید عفیف و پاک زندگی کنید، هوشیار باشید. اهریمنان و شیطان صفتان آلوده، در این دنیای وانفسا، همه جا در کمین عفت و پاکدامنی شما نشسته اند، تا با اندک غفلتی هستی تان را تباه کنند، و برای همیشه لکه ننگی بر دامان شما بگذارند.



یکشنبه 1390/06/13 |

دوستی با جنس مخالف


ارتباطی كه بین دو جنس مخالف وجود دارد و در این ارتباط، محبت، صمیمیت، عشق و علاقه ی قلبی ویژه وجود دارد...


دوستی از جنس مخالف

یكی از نیازهای اساسی زندگی انسان، تعامل و ارتباط با دیگران است. انسان در طول رشد خود، پیوسته برای بقا و پیشرفت خویش، محتاج ارتباط با دیگران است كه بین این امر با سلامت رابطه ای نزدیك وجود دارد.

تمام انسان ها به دنبال یافتن كسانی هستند كه با آن ها احساس خوش بختی كنند و از زندگی با آن ها لذت ببرند و در كنارشان منفعت بیشتری كسب كنند.

لاجرم ،در بین ارتباطات انسانی، از  ارتباط  بین زن و مرد مفری نیست. روابط بین زن و مرد، به صورت هاى زیر، متصور است:

1. رابطه زن و شوهرى

2. رابطه علمى

3. رابطه حرفه اى و شغلى

4. رابطه دوستانه

و بی شک  نیاز به ارتباط با جنس مخالف در مقطعی از زندگی انسان، درست زمانی كه پسر و دختر تصمیم می گیرند تا همسر آینده را انتخاب كنند مطرح می شود ، اما در این ارتباط مقطعی  هم كه لازمه شناخت از همدیگر است، اصولی مطرح هستند.

حال باید پرسید :

دوستی با جنس مخالف را چگونه تعریف می کنند؟

بر اساس قواعد كلی حاكم بر ارتباط میان فردی، نمی توان هر ارتباطی را «دوستی دختر و پسر» نامید، بلكه می توان گفت: «دوستی دختر و پسر» یعنی: ارتباطی كه بین دو جنس مخالف وجود دارد و در این ارتباط، محبت، صمیمیت، عشق و علاقه ی قلبی ویژه وجود دارد و از این رو، ارتباط دو كودك یا ارتباط تحصیلی یا ارتباط معلم با شاگرد و مانند آن، كه برای اهداف خاصی است، نمی تواند از مقوله دوستی دختر و پسر باشد.

باید توجه داشت كه نیروی پیوندجویی دو جنس مخالف، دل دادگی های پسرانه و دلبری های دخترانه و دل بستگی های طرفین، در قشر جوان وجود دارد. البته این ارتباط ها و علاقه ها منشأ تشكیل خانواده و بقای نسل و ادامه حیات می گردند، ولی باید در چارچوب اصولی اخلاقی و شرعی باشند.

گاهی این علاقه ی درونی به جنس مخالف و نیاز به ارتباط با او، از چارچوب هنجارهای اجتماعی و دینی خارج می شود و به سوی بی عفّتی و گناه كشیده می شود كه این امر بسیار ناشایست و غیراخلاقی است.

این نوع رابطه، از نظر اسلام حرام است و قرآن از دوستى بین دختر و پسر و این گونه روابط، نهى کرده است؛ زیرا عفت عمومى جامعه، با این گونه روابط، آسیب جدى مى بیند؛ پایه هاى ازدواج و خانواده سست مى شود و صدها مفسده اخلاقى براى دختر، پسر و جامعه دارد

تا به حال  به این اندیشیده اید که چرا دختران و پسران جوان، به  داشتن چنین روابطی علاقه مندند و  تمایل نشان می دهند،این انگیزه ها عبارتند از:

 

وعده ازدواج

یكی از بهانه های ارتباط بین پسران و دختران وعده ازدواج از ناحیه پسر است و معمولا با این وعده ها پسران با دختران ارتباط پیدا می كنند. در حقیقت، دختر و پسر با طرح مسئله «ازدواج» با یكدیگر رفاقت كرده، سعی می كنند نیازهای عاطفی همدیگر را برآورده كنند، اما حقیقت امر این است كه این وعده ها در حدّ خیال بافی می مانند و جامه عمل نمی پوشند; زیرا خانواده  چنین افرادی را در حدّ لازم پخته و شایسته برای ازدواج نمی یابند، طرح مسئله «ازدواج» از سوی پسر اگر هم صورت گیرد، با مخالفت خانواده اش روبه رو می شود و حتی اگر پسر به خواستگاری دختر نیز برود، خانواده دختر چنین ازدواجی را نمی پسندند.

دوستی از جنس مخالف

بنابراین، وجود فكر ازدواج در بین دختران و پسران تنها نوعی ساز و كار دفاعی برای ایجاد رضایت خاطر و رهایی از اضطرابی است كه در نتیجه عملِ بر خلاف قواعد و هنجارهای خانواده و جامعه صورت می گیرد.

بهترین روش ایجاد ارتباط، در پرتو اصول دینی است كه خانواده پسر از خانواده دختر خواستگاری كند و تحت نظارت والدین تحقیقات ادامه یابند و از خصوصیات همدیگر مطلع شوند.

 

 

انگیزه جنسی

از انگیزه های دیگر ارتباط دختر و پسر بهره بری جنسی است. این پدیده در میان اقشاری از جامعه كه از لحاظ رشد فكری و فرهنگی در انحطاط شدیدی به سر می برند، بیشتر دیده می شود. این افراد برای ارضای غرایز جنسی خود، همه ی ارزش های خانوادگی و فردی خود را قربانی می كنند و دست به رفتاری می زنند كه برای اغلب افراد جامعه، بسیار پست تلقّی می شود.

چنانچه این ارتباط های ناپسند منجر به رابطه ی جنسی بین دختر و پسر شوند مشكلات زیادی را برای دختر، كه قربانی اصلی این رابطه است به دنبال می آورد. اشتغال ذهنی درباره ی این موضوع كه مبادا این ارتباط برای او در آینده مشكل ساز باشد، تعادل روانی او را به نحو چشم گیری بر هم می زند و فشار روانی زیادی بر او تحمیل می كند.

چنین دخترانی در ازدواج با مشكل روبه رو می شوند و حاضر به ازدواج نیستند و زمانی كه با فشار خانواده روبه رو می شوند و تن به ازدواج می دهند، همیشه نگران افشای رابطه گذشته خود هستند و از اینكه همسرشان از رابطه مخفی آن ها در گذشته آگاه شود رنج می برند.

یكی از انگیزه های دوستی با جنس مخالف این است كه پسران داشتن دوست دختر را یك قدرت اجتماعی برای خود تصور می كنند و دختران نیز داشتن یك دوست پسر را یك جاذبه فردی و اجتماعی برای خود به حساب می آورند

توهّم قدرت و جاذبه

یكی دیگر از انگیزه های دوستی با جنس مخالف این است كه پسران داشتن دوست دختر را یك قدرت اجتماعی برای خود تصور می كنند و دختران نیز داشتن یك دوست پسر را یك جاذبه فردی و اجتماعی برای خود به حساب می آورند.

اما طول نمی كشد كه پی خواهند برد این قدرت نمایی و جاذبه ارائه شده به قیمت از دست دادن بسیاری از جاذبه ها و قدرت های اجتماعی و شخصیتی دیگر تمام شده، در نتیجه، دوستی ها به پایان می رسند و حسرت از دست دادن شرافت و ارزشمندی خویش، دنیایی از تعارض را در درون دختر و پسر باقی می گذارد.

 

پناه جویی به یكدیگر

دوستی از جنس مخالف

دختران و پسرانی كه مورد بی محبتی در خانواده قرار می گیرند و از وضعیت روانی و اجتماعی خویش ناراضی هستند و در این زمینه، خود را سرگردان و آشفته می یابند، از طریق برقراری روابط پنهان با جنس مخالف، درصدد كسب رضایت و یا به عبارت دیگر، به دنبال یافتن شرایطی هستند كه برای آن ها اطمینان خاطر و رضایتمندی بیشتری فراهم كند و پناه گاهی برای جبران كمبود محبت خود فراهم سازند.

اما اطمینان خاطری كه دختران و پسران از طریق برقراری دوستی بین خود جستجو می كنند هیچ گاه حاصل نمی شود؛ زیرا این روابط پنهانی و به دور از چشم خانواده صورت می گیرد. به همین دلیل، دختر و پسر باید وقت و توان زیادی صرف كنند تا بتوانند زمینه این رابطه را فراهم كنند و تحمل ترس و اضطراب مستمری كه دو طرف باید تحمّل كنند تا این روابط از چشم آشنایان پنهان بماند، رضایتمندی و آرامشی را كه به دنبال آن هستند خنثی خواهد كرد.



یکشنبه 1390/06/13 |
آیا طرف مقابل شما واقعا قصد ازدواج دارد؟
 
روشهای آشنایی و شناخت جهت ازدواج

روش سنتی :
انقدر بشینین چشم به درخونه بدوزید که شاهزاده سفید پوش سوار بر اسبش بیاد زنگ خونه رو بزنه یکی دو جلسه هم بشینین تو یه اتاق اولش به هم نگاه کنید بعد بشنینید یه ساعت حرف بزنید اونم چه حرفهایی بعدا بیایید بیرون خوب دیگه به توافق رسیدید برید وقت عقدو عروسی رو تعیین کنید شما خوشبخت میشید.

روش امروزی امر خیری ها  : تو دانشگاه یا تو راه منزل یا اینکه تو تاکسی شایدم هزار جای دیگه طرف شما رو دیده بعد میگه خانوم من از شما خوشم اومده و … عجب !!

روش امروزی دوستی : تو چت باهاش آشنا شدی ؟ همکلاسیته ؟ یا تو خیابون شماره بهت داده ؟ آقا اصلا به من چه به هر حال یه جوری اشنا شدید می دونید اصلا مهم نیست چطوری اشنا شدید این مهمه که بتونید هم دیگرو بشناسید چون اگر طرفتون آدمی باشه که قصد سر کار گذاشتن شما رو داشته باشه از هر طریقی که آشنا شده باشه می تونه سرکارتون بزاره  اما و اما از کجا بدونید طرفتون قصد ازدواج با شما رو داره :
 

از کجا بفهیمد یک پسر قصد ازدواج با شما را دارد یه به اصطلاح سر کار نیستید؟واقعا ازدواج امری خلافه ؟؟ ترس داره ؟ از نظر قانونی اشکال داره ؟ جواب همه اینا منفیه . اولا یه پسر اگر قصد ازدواج داشته باشه در اولین اقدام خانواده خودش رو از رابطه با شما در جریان میزاره اشکال هم نداره . مثلا میره به خانوادش میگه من چند روزه با یه دختر خانم آشنا شدم و هدفم ازدواجه و الان جهت آشنای با هم در ارتباط هستیم همین .همیشه جهت ازدواج منتظر بمانید تا طرف مذکر پا پیش بزاره این نکته مهمیه هستش بعد از مدتی که گذشت منظور از مدتی کمتر از ۶ ماه هستش و دو طرف به یک سطح شناخت نسبی از هم رسیدن در این زمان وظیفه پسر هستش که قبل از خواستگاری شخصا با پدر دختر صحبت کنه البته ممکنه اون پسر در حال حاضر شرایطش برای ازدواج جور نباشه اما واقعا قصدش ازدواج باشه مثلا طرف دانشجو هستش نه کار داره نه سربازی رفته یا حالا کاستی های دیگه خوب چه اشکالی همه که همه شرایط رو یه جا ندارن . اما می تونه با این حال با پدر اون دختر صحبت کنه حتی یک جلسه ملاقات هم بزارن و کسب اجازه کنه که دختر او ناقارو بیشتر بشناسه . به خاطر داشته باشید مردها حرف یکدیگر رو بهتر می فهمند و امروزه هر کسی اینو درک میکنه که پسری که مه شرایط لازم بریا ازدواج رو داشته باشه کم پیدا میشه؟ ازدواج!!!

هرچه سن دختر بالاتر برود انتخابش محدود تر می شود تا جای که حق انتخاب از وی سلب می شود
 در نظر داشته باشید دختران تا یه سنی در بورس هستند یعنی طالب دارند معمولا بین ۱۹ تا ۲۵ سال دیگه اوجشه و تو این سن و سال بهترین خواستگارها بر سر راه آنها سبز می شوند و این در حالیست که ممکنه اون دختر به حرفه یک نفر تو زندگیش دلبسته باشه مثلا دوست پسرش که به اون وعده ازدواج داده حالا چه موقعیتهای خوبی رو باید از دست بده تا اینکه شاید اون آقا یه روز بیاد خواستگاریش تازه اگر خانوادش طرف رو قبول کنند . خوب این دختر خانم دیگه بعد از یه سنی که خواستگارهای خوبشرو از دست داده و دیگه انتخابهاش محدود شده اگر این آقا هم که به امیدش صبر کرده سرکارش گذاشته باشه پس دیگه باید بشینه هر کی اومد قبول کنه چون شاید دیگه کسی نیاد .آیا این بی عدالتی نیست ؟پس اینجا مقصر خوده شما دخترخانم ها هستید ساده نباشید اگر حس کردید طرفتون داره بازتون میده خیلی راحت بهش بگید فلانی اگر قصدد ازدواجه پا پیش بزار . فراموش نکنیدشما اگر خیلی زرنگ باشید فقط فرصت یکبار زندگی کردن رو دارید پس از این فرصت استفاده کنید .

یادمه یه بار یه پسر ۱۹ ساله خودش گل میخره و میره خواستگاری یه دختر ۲۲ ساله شاید همه بخندید اما اون پسر اینقدر شهامت داشته که برای رسیدن به خواسته اش گرچه شاید خواسته ای نا معقول بوده اما با این حال پاشده رفته خواستگاری . به خاطر داشته باشید یه پسر اگر جرات بیان کردن خواسته هاشو نداشته باشه نمی تونه شما رو خوشبخت کنه .آخه باید یه چشمه نشون شما بده  پس حواستون جمع باشه که سرکار نباشید . زیاد به حرف توجه نکنید افرادو در عمل بشناسد در مورد قضیه ازدواج تا پیشنهادی از سوی طرف مذکر ندشاتید هرکگز خودتون پیشنهاد ندید مگر اینکه از طرفیت طرف مقابلتون مطللع باشید و اگر یه پسر با طرفیت باشه هیچ وقت این مسئله رو به روی شما نیمیاره .

هیچ تعهدی بین دو طرف در زمان دوستی وجود ندارداصلا و اصلا دلیل نمیشه چون با هم دوست هستید و پیش خودتون یه حرفهایی زدید که عموما بر پایه احساساته تعهدی داشته باشید . پس وابسته نشید رابطه شما یک رابطه دوستی که هر لحظه ممکنه به هم بخوره هر دوی شما حق انتخاب دارید ندارید ؟ اگر شما موقعیتی بهتر نسیبتون بشه که بدونید درصد بیشتری ازمعیارهاتونه داره آیا منطق میگه ولش کن ؟ نه . پس به جای اینکه در دوران دوستی و حتی نامزدی ( قبل از عقد) پای احساسات رو وسط بکسید سعی کنید هم دیگرو بشناسید . معمولا در دوران دوستی دو طرف صدها بار به هم دیگه ابراز احساسات می کنند و بارها به یکدیگر می گن دوست دارم و از این جور حرفهای قشنگ اما بعد از ازدواج اصلا این واژه هابراشون بیگانه میشه . اینا دسوت داشتن نیست اینا وابستگیه اینا عادته سعی کنید با منطق پیش بروید و به خاطر داشته باشید در دوستی هاتون همیشه یک راه برای جدایی بذارید .

یکشنبه 1390/06/13 |

5مورد از پیامدهای منفی دوستی های قبل از ازدواج

 


1-جاذبه ها مانع شناخت است:تصور کنید دارید توی یه جاده ی تاریک قدم میزنید و یک چراغ همراه شماست هر چیزی که مانع خوب رسیدن نور چراغ بشه میتونه برای شما مشکل آفرین باشه جاذبه و وابستگی که در دوستی قبل از ازدواج وجود داره مانع دید بهتر شما از اون ادم میشه

2-پیشنهاد دوستی نشانه ی عقیده ی نادرست است:کسی که در خانواده ای زندگی میکنه که جنس مخالفش در اون خانواده بهش توجه نمیکنه میره دنبال دوستی با جنس مخالفش که نشانه ی تربیت نادرست کمبود محبت و عقیده ی نادرستشه

3-خیانت در امانت:آقا پسری که میری دنبال دوستی با یه دختر خانوم آیا میدونی که این دختر امانت پدرش واز اون بالاتر امانت خداست؟خیانت در امانت؟؟؟؟؟؟

4-از دست رفتن سرمایه ی معنوی:خانم یا آقایی که با جنس مخالفتون دوست میشی تصور کن به هر دلیلی رابطه ی شما قطع بشه وشما بعد از مدتی با فرد دیگه ای آشنا بشی و باش ازدواج کنی آیا دیگه سرمایه ای از عشق داری که برای همسرت خرج کنی؟شما تمام عشق و توانتو واسه ی کسی دیگه خرج کردی و حالا.......

5-کم شدن میل به ازدواج در آقایون وبالا رفتن سن در خانوم ها(خانوم ها حتما بخونن):دخترای خوب شما وقتی با یه پسر دوست میشی در واقع داری نیازهاش رو تامین میکنی پس اون آقا به دنبال ازدواج نمیره در واقع دختری که با یک پسر دوست میشه به خودش و همجنس هاش ظلم میکنه.



یکشنبه 1390/06/13 |

دوستي به نيت ازدواج يا تعرض؟

دوستي

  

 

کاهش سن دوستي هاي خياباني زنگ خطر را براي خانواده ها به صدا در آورده است.اما از نگاه جرم شناختي با رسيدن فصل تابستان و فراغت جوانان از تحصيل، آمار دوستي هاي خياباني و جرايم آن افزايش مي يابد.

 

 

 

در حالي که نگاه سنگين پدرش را احساس مي کند روبروي قاضي جنايي نشسته است. سحر هستم و 22 سال دارم. من عرفان را دوست دارم اما نمي دانم او چگونه حاضر شد با آبروي من بازي کند. يک روز گرم تابستاني در حال برگشت از محل کارم بودم که با عرفان آشنا شدم. خودش را مهندس کامپيوتر معرفي کرد. پس از چند هفته، عرفان توانست اعتماد مرا جلب کند. يک روز مرا به خانه اشان دعوت کرد. ابتدا با مخالفت شديد من روبرو شد اما با چرب زباني مرا به خانه اش در غرب تهران برد و ....

 

اين تنها يکي از ده ها پرونده تعرض پس از دوستي هاي خياباني است که در دادسراي امور جنايي مطرح مي شود. بر اساس پژوهش هاي صورت گرفته تنها 10 درصد از دوستي هاي خياباني به ازدواج منجر مي شود.

آرش سيفي، قاضي دادسراي امور جنايي پايتخت، تعرض را بيشترين جرم صورت گرفته در دوستي هاي خياباني مي داند و معتقد است برخي از دوستي ها از ابتدا با اين نيت آغاز مي شود. عده اي نيز با نيت قبلي پس از دوستي، اقدام به تهيه عکس و فيلم از طعمه خود کرده و در مراحل بعد اقدام به اخاذي و يا ارتباط نامشروع مي کنند.

 

درصد زيادي از دوستي هاي خياباني به دليل مشکلات خانوادگي رخ مي دهد. هم اکنون سن دوستي هاي خياباني روز به روز در حال کاهش است و اين پديده اجتماعي در بين نوجوانان شايع شده است.

 

يک کارشناس امور جوانان نيز کارکرد ناموفق دستگاه هاي فرهنگي را يکي از عوامل دوستي هاي خياباني دانست. وي در اين خصوص گفت: وقتي مدل هاي بومي و پايدار جامعه مورد استفاده قرار نگيرد، مدل هاي نچسب غربي وارد جامعه مي شود، هويت ملي دچار خدشه و آسيب مي شود. هم اکنون خانواده کارکرد خود را به جامعه واگذار کرده است و عملا نقشي در هويت سازي نوجوانان ايفا نمي کند.

 کارشناسان معتقدند سن دوستي هاي خياباني به زير 15 سال کاهش يافته است.

مقدار قابل توجهي از پرونده هاي دوستي هاي خياباني به جرم و بعضا جنايت منجر مي شود، اما پرونده هايي نيز پس از انجام مشاوره در دادسرا به ازدواج منجر شده است.

يک مقام انتظامي نيز در خصوص دوستي هاي خياباني و آسيب هاي اجتماعي معتقد است: در حال حاضر پرونده هاي متعددي با موضوع روابط خياباني پيش روي كارآگاهان قرار دارد كه در اغلب آنها دختران و زنان قرباني تبهكاران و شيطان صفتان شده اند.

دوستي

اين خسارت ها براي آقايان در قالب مالباختگي و براي خانم ها به صورت تعرض و آزار و اذيت به عنف بوده است. بنابراين مي توان با صراحت اعلام كرد كه اغلب آسيب ها در روابط خياباني و اينترنتي متوجه خانم ها بويژه دختران است، چرا كه اين روابط معمولاً به بهانه آشنايي قبل از ازدواج صورت مي گيرد. آمار نيز نشان مي دهد كه ?? درصد زناني كه مورد سوءاستفاده و تعرض قرار گرفته اند به بهانه ايجاد رابطه براي آشنايي قبل از ازدواج در دام هاي شيطاني گرفتار شده اند. تأسف بارتر آن كه اغلب اين افراد  دختران نوجوان و جوان هستند.

 

زنان و بخصوص دختران معمولاً هنگام برقراري روابط خياباني يا اينترنتي پنهانكاري مي كنند و خانواده هايشان را در جريان دوستي ها و رفت وآمدهايشان نمي گذارند. حال آن كه پليس همواره بر اين نكته تأكيد داشته كه جوانان و نوجوانان نبايد به اشخاص غريب اعتماد بي جا كنند و در ذهن خود دوستي هاي خياباني و اينترنتي را مبنا و زمينه اي محكم براي تشكيل خانواده قرار دهند ، چرا كه اگر جواني به واقع قصد ازدواج دارد و در پي تشكيل خانواده است، در اين ميان پنهانكاري بي معنا است. اگر هر گونه رابطه و تداوم آن زير نظر خانواده ها و با كسب مشاوره از افراد صلاحيت دار انجام شود، قطعاً تبعات ناخوشايند آن برطرف خواهد شد.

40 درصد از زناني که مورد سوء استفاده قرار گرفته اند به بهانه ايجاد رابطه قبل از ازدواج گرفتار دام شيطاني شده اند.

 

محمد خامنه، روان شناس نيز اختلافات طبقاتي را يکي از عوامل دوستي هاي خياباني و تجاوز مي داند و معتقد است: وقتي وسوسه داشتن پول و ماشين مدل بالا در طرف هاي مقابل دوستي ايجاد شود آنها براي رسيدن به هدف خود دست به هر اقدامي مي زنند و در مواردي نيز دربرابر خواسته هاي شيطاني مقاومت نمي کنند.

گاهي استعداد بزه کاري در ميان هر 2 طرف وجود دارد. وقتي اين دو با يک ديگر در خيابان دوست مي شوند جرايم مختلفي را از يکديگر ياد مي گيرند و ممکن است در مدت دوستي مرتکب جرايم خشن نيز بشوند.



یکشنبه 1390/06/13 |

عشق یکطرفه چیست؟

"پارانویا" نامی که روانشناسان بر "عشق یکطرفه" می گذارند

عشق

حتما شما هم داستان عاشقان ناکام تاریخ که معشوق شان دوستشان ندارد را شنیده اید و یا در زمان معاصر قصه ی ماجراهای عاطفی یکطره که منجر به اسید پاشی و انواع رفتار های جنون آمیز شده است ، به گوشتان خورده است .در این مقاله خانم فردوسی - روان شناس- از این احساس های یکطرفه و دردسر ساز می گوید.   

سیما فردوسی گفت: در ادبیات ما داستانها و قصه های فراوانی در باره عشق های یک طرفه یا فرهاد وار نقل شده است.

عشق یک طرفه عشقی است که میل به معشوق در آن امری ذهنی است. یعنی عاشق درافکار و پیش فرضهایش باور دارد که معشوقش به او علاقه مند است و او ازاحساسات معشوقش بی اطلاع است.

وی افزود: روانشناسان این حالت را بیش از آنکه نوعی عشق بنامند آن را نوعی بیماری روانی به نام "پارانویا" می دانند. عشق های یک طرفه نوعی بیماری روانی محسوب می شود. در برخی موارد اشخاصی وجود دارند که دیوانه وار به کسی علاقه مند هستند و تصور می کنند که آن شخص نیز آنها را دوست دارد. اما اینها تنها در مخیله او وجود دارد زیرا در مواقعی ممکن است شخص دیگر یا او را دوست نداشته باشد و یا در مواقعی حتی او را نشناسد!

فردوسی معتقد است: این حالت نوعی بیماری پارا نویید است این نوعی جنون عاشقی است. این حالت حالت عادی و معمولی نیست زیرا در حالت عادی اگرکسی به شخص دیگر علاقه مند شود ولی بداند که عشق و علاقه اش یک طرفه است بی شک از آن عشق دست بر می دارد. ولی زمانی که شخص دچار پارا نویید باشد از این عشق یک طرفه دست بر نمی دارد واژه علمی که به این نوع بیماری "عشق بی وصال "گفته می شود.

اگر میل عاشق پس ازاجابت نشدن خواسته اش دوباره مطرح شود. ممکن است در نهایت منجر به سرخوردگی شود.

بسیاری از روانکاوها معتقد هستند که عشق و تنفر دو روی یک سکه هستند. زمانی که عاشق به معشوقش می رسد همه چیز می تواند ختم به خیر شود اما اگر این اتفاق صورت نگیرد ممکن است با بوجود آمدن بی وفایی و خشم کار منجر به تنفر می شود و در این شرایط قسمت دیگر عشق خودنمایی نمی کند.البته در رسیدن به معشوق هم ممکن است بعد از وصال در اثر اختلافات ،عشق از بین برودو تبدیل به نفرت شود.

عشق

 

در بیماری پارانویید هزیانی بارزوسازمان یافته وجود دارد.زیرا فرد حرف ها و باورهایی دارد که کاملاً اشتباه است. به عنوان مثال از علاقه به فردی سخن به میان می آورد و معتقد است که آن فرد هم به او علاقه مند است اما به علت کم رویی آن را بیان نمی کند. و یا اینکه فرصت ابراز آن را نکرده است.

این روانشناس ادامه داد: بیماران پارانویید همواره در ذهنشان با تصوراتشان زندگی می کنند و این ذهنیت را پردازش می کنند. علت این بیماری به تجربیات ناگوار هر فرد در دوران زندگی اش داشته بازمی گردد. نحوه تربیت های خانوادگی و سطح زندگی او نیز در بروز این بیماری موثر است.

 

در این حالت فرد در نوع تفکر و نگاهش به جامعه و افرادش متفاوت می شود. بیمار پارانویید تفسیر هایش از جامعه و آدمهایش فرق می کند و معتقد است که دیگران هستند که نمی خواهند من به معشوقم برسند. و معتقد است معشوقش او را دوست دارد ومخالفت های دیگران مانع وصال اوست.در این بیماری فرد بشدت افسرده می شودالبته قصد من این نیست که بگویم همه عشق ها اینگونه است بلکه منظور ببرخی از این عشق هاست که ما آنرا به عنوان عشق بی وصال و یا عشق یک طرفه می نامیم.

سیما فردوسی در پایان تاکید کرد: بیماری پارانویید فقط در باره عشق صدق نمی کند بلکه در باره موضوعات دیگر نیز پیش می آید. به عنوان مثال شخصی بدون دلیل و مدرک فکر می کند که همسرش به او خیانت می کند. و نسبت به آنها سوء ظن پیدا می کنند.

 

خلاصه ی کلام، جوانان عزیز : مراقب احساس تان باشید. خیلی اوقات یک احساس در ابتدا هیجان انگیز و رمانتیک است اما زندگی تان را به هم خواهد ریخت . فراموش نکنید مقابل هر خطایی را اگر از ابتدا بگیرید بسیار آسان تر است.

 



یکشنبه 1390/06/13 |

ابراز محبت به قصد ازدواج یا..؟

براز محبت دختر به پسر

محبت قلبی بوجود آمده به منظور آشنایی با یكدیگر و فراهم كردن مقدمات ازدواج را چگونه می توان به دیگری تفهیم كرد و آیا اصولا صحیح و معقول و پسندیده است محبت و علاقه باطنی خود را به طرف مقابل (كه از جنس مخالف است) تفهیم كنیم و آیا پی آمدها و عوارضی به دنبال نخواهد داشت؟ 

 

 برخی روان شناسان با انواع نیازهای مختلف انسان و سطح بندی آن، بر اهمیت نیازهای عاطفی در دوران نوجوانی و جوانی و لزوم تأمین آن توسط گروه همسالان تأكید می ورزند و معتقدند این نیاز یكی از نیازهای عالی انسان است و همسالان با ایجاد ارتباط مثبت عاطفی می توانند به تأمین آن بپردازند. اما آن چه در ایجاد رابطه دوستی و اظهار محبت به دیگری از اهمیت زیادی برخوردار است آن است كه به چه كسی و تا چه محدوده ای این كار انجام گیرد كه هم آن نیاز عاطفی پاسخ داده شود و هم عوارض و پیامدهای منفی نداشته باشد و به عبارت دیگر به چه هزینه ای می خواهیم این نیاز را تأمین و ارضاء كنیم. همان طور كه در تأمین دیگر نیازهای زیستی، اجتماعی و شناختی به این چگونگی توجه می شود مثلا برای تأمین نیازهای فیزیولوژیك و زیستی خود دست به هر اقدامی نمی زنیم و با هر چه جلوی ما قرار گرفت استفاده نمی كنیم بلكه سعی می كنیم گزینش كرده آن هم گزینش عقلانی و طبق معیارهای صحیح و آن چه تناسب بیشتری با وضعیت جسمانی ما داشته باشد بهره می گیریم با هر گونه احتمال ضرری در تصمیم گیری خود تجدید نظر كرده و از لذت لحظه ای و كوتاه مدت آن می گذریم.

بنابراین چه خوب و شایسته است همین مکانیزم را در مورد این نیاز همچون نیازهای زیستی به كار ببریم یعنی آنچه تناسب بهتر و بیشتری با كل شخصیت انسان دارد مورد توجه قرار داده و آن چه نامتناسب است یا متضاد و معارض با ویژگی اصلی انسان است و سلامت روحی و روانی انسان را تهدید می كند به كناری گذاشته و از آن دوری كنیم. شكی نیست چنین گزینش عقلانی و مبتنی بر ندای حقیقت یاب درون، نیازمند شناخت كافی و تحمل در برابر خواست های موقت بعد غیر حقیقی انسان است.

 

 اكنون این سؤال مطرح می شود كه اظهار محبت به جنس مخالف چه پیامدهایی به دنبال دارد؟

الف: زیاده طلبی

كمال طلبی انسان در هر بعدی از ابعاد جسمانی و روانی زبان زد همگان است. در تمام زمینه ها این كمال خواهی ظهور و بروز دارد و با اندك تأملی در رفتار خود و دیگران می توان این صفت را كشف و مشاهده كرد. اظهار محبت به جنس مخالف از جمله همین موارد است، با یك سلام و احوالپرسی ساده و مختصر آغاز می شود و یا به انگیزه اهداف آموزشی و غیره شروع می شود ولی به تدریج نوع رابطه و گفتگو تغییر پیدا كرده و به میزان و كمیت آن نیز افزوده می شود و تا آنجا پیش می رود كه تمام انرژی عاطفی فرد را می خواهد. بنابراین ما برای اظهار محبت به جنس مخالف (چه منشاء سوء تفاهم بشود و چه سوء تفاهمی را به دنبال نداشته باشد) دلیل موجه و قابل قبولی را نمی شناسیم. در واقع اگر هم باعث سوء تفاهم نشود باعث سوء رفتار می شود و به تدریج در گردونه ای وارد می شوند كه چه بسا هیچ كدام خواستار آن نبودند. گردونه ای كه گاهی رهایی از آن مستلزم هزینه كردن تمام انرژی روانی، جسمانی فرد و قرار گرفتن در بن بست شدید است.

ب. وابستگی

 با شكل گیری روابط عاطفی بین دختر و پسر و افزایش تدریجی آن، زمینه وابستگی آنها به یكدیگر و تشدید آن فراهم می شود. از آنجا كه نیاز به محبت ورزیدن و مورد محبت واقع شدن در دوران جوانی به اوج خود می رسد و  به شكل خودكار دختر و پسر در این كانال قرار می گیرند و هوشیارانه و در اكثر موارد به طور ناهوشیار گرفتار چنین گردابی می شوند و آن را با عنوان های عرف پسند و موجه پوشش می دهند و باطن غیر موجه آن را با پوشش های ظاهری نیكو و پسندیده جلوه گر می نمایند.علاقه ابتدایی شدت یافته و علی رغم تصمیم اولیه دو طرف یا یكی از آنها، كم كم به وابستگی به یكدیگر تبدیل می شود. این وابستگی آفت بزرگی برای تمركز حواس، تحصیل و تفكر عمیق در امور درسی آنها می شود به گونه ای كه گاهی مطالعه و حضور در كلاس درس را غیر ممكن می سازد وهر كدام از آنها در تمام اوقات شبانه روز حتی در كلاس درس در فكر طرف مقابل است.

آزار گری : گناه متجاوز یا قربانی؟

ج. احساس گناه

 شكی نیست كه ما در جامعه دینی زندگی می كنیم و اكثریت مردم  از آموزه های دینی و اخلاقی متأثر هستند و به آنها احترام می گذارند. اظهار محبت و طرح رابطه دوستی با جنس مخالف از جمله رفتارهایی است كه جامعه دینی و ارزشی آن را نمی پسندد و اگر اندك دقتی به متون دینی و فرمایشات رهبران دینی صورت گیرد روشن می شود كه ارتباط با جنس مخالف از چارچوب و قوانینی خاص برخوردار است و آن چنان آزاد و بدون محدودیت نیست،  بلكه نگاه اسلام به این گونه ارتباط ها منفی است و همه را از ایجاد ارتباط عاطفی و احساسی با جنس مخالف باز داشته و نهی كرده است.حال اگر به هر دلیلی (عدم آگاهی، غفلت)، فردی مرتكب چنین رفتاری شد مدت زمان زیادی نمی گذرد كه جوان به خود می آید و به گذشته خود می اندیشد و رفتارهای خود را با ملاك ها و معیارهای اخلاقی و شرعی مقایسه كرده و آنها را محك می زند و یا با قرار گرفتن در موقعیت ها و شرایط زمانی و مكانی معنوی دچار پشیمانی شده و اگر نتواند به درستی از این فضای روانی خارج شود به احساس گناه منفی تبدیل شده و این احساس گناه منشأ بسیاری از ناگواری های روحی و روانی می شود؛ احساس گناه بیش از حد همراه با یأس و ناامیدی مطلق، توان حركت به سوی اصلاح و تغییر رفتار و مسیر زندگی را از فرد سلب می کند.

برای امر مهم و حیاتی ازدواج باید ابتدا به تحقیق و بررسی پرداخت و سپس در صورت داشتن قابلیت ها و صلاحیت ها در فکر ایجاد علاقه بود نه آنکه با عینک محبت و علاقه به بررسی اوضاع و احوال ویژگی های وی اقدام نمود .

به نظر می رسد یكی از پیش نیازهای ضروری ازدواج آشنایی دو طرف از ویژگی های رفتاری، شخصیتی، اخلاقی و خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی و ... یكدیگر است و هر دو طرف با دقت و حساسیت زیاد و با استفاده از راه های مختلف تحقیق و بررسی باید به اطمینان دست یابند كه می توانند با آغاز زندگی مشتركشان به آرامش رسیده و عامل رشد و بالندگی و كمال یكدیگر می شوند. به عبارت دیگر از طریق همین آگاهی های واقع بینانه؛ دو طرف در خواهند یافت كه آیا با یكدیگر تناسبی دارند یا نه؟ ولی نكته قابل توجه این است كه چگونه و طبق چه مكانیزمی دو طرف به این هدف دسترسی پیدا كنند و آیا می توان با ایجاد رابطه عاطفی و  با اظهار محبت به فرد مورد نظر به گونه ای كه سوء تفاهم هم نشود به این هدف دست یافت و به روحیات و ویژگی های اخلاقی و خانوادگی و ... همدیگر پی برد؟

انتخاب همسر

 ما بر اساس شواهد موجود و اطلاعات به دست آمده معتقدیم بیشتر ارتباط هایی كه با همین قصد و نیت موجه و معقول شكل می گیرد مبنایی و یا انگیزه دیگری غیر از آن چه به زبان جاری می كنند دارد(به خصوص اگر تقاضا کننده جنس مذکر باشد). در واقع تقاضای آشنایی با یكدیگر قبل از ازدواج، صرفا پوشش به ظاهر مقبولی است که فرد بدین وسیله می خواهد دلیل موجه و معقولانه ای برای ارتباط های عاطفی و اظهار محبت های غیر مجازشان قرار دهد و توجیهی برای آن باشد.عده ای دیگر نیز هستند كه به طور ناهشیار گرفتار چنین دامی می شوند  ولی چون غریزه جنسی انسان بخصوص در دوران جوانی بسیار قوی و شدید است و از طرف دیگر حیله های شیطانی نیز دراین مورد بسیار پیچیده ، مرموز و متعدد است با طرح انگیزه های معقول و موجه به طور ناهوشیار وارد چنین صحنه خطرناكی می شوند . آسیب می بینند.

 

با ایجاد چنین ارتباطی به هر شكل كه متصور است (مكاتبه ای، تلفنی، حضوری و ... ) و شكل گیری علاقه اولیه بین دو طرف امكان تحقیق و بررسی واقع بینانه را به تدریج كاهش داده و بیشتر به دنبال نكات مثبت طرف مقابل است و از نقاط ضعف طرف مقابل غفلت كرده و تحقیقی که باید واقع بینانه و دور از هر گونه سو گیری باشد دچار سوگیری و یا تعصب خواهد شد. و شما خوب می دانید که هر تحقیق علمی و واقع بینانه ای باید از هرگونه تعصب و سوگیری به دور باشد تا درجه واقع نمایی آن بیشتر و ارزش علمی و عملی پیدا كند.

 

 خلاصه آنکه برای چنین امر مهم و حیاتی باید ابتدا به تحقیق و بررسی پرداخت و سپس در صورت داشتن قابلیت ها و صلاحیت ها در فکر ایجاد علاقه بود نه آنکه با عینک محبت و علاقه به بررسی اوضاع و احوال ویژگی های وی اقدام نمود . بنابر این باید گفت آن عشق و علاقه ای باعث كمال و رشد و آرامش خانوادگی می شود كه پس از پیمان زناشویی و تعهد به زندگی مشترك ایجاد شود .



یکشنبه 1390/06/13 |

دختر ها بدانند...

5مورد وجود دارد كه دختر خانم‌ها را در همان شروع انتخاب و تصمیم‌گیری برای ازدواج به اشتباه می‌اندازد. به عبارت دیگر، باید برای انتخاب شوهر مناسب از این 12 خطا دوری كنید:

1) تهیه یك فهرست بلند بالا از خصوصیات همسر مورد نظر با تمام جزئیات و ریزه‌كاری‌ها اشتباه است. درست است كه باید فردی را انتخاب كنید كه خصوصیات او به نظرات شما شبیه‌تر باشد اما اگر زیاده از حد محافظه‌كارانه عمل كنید و تمام زیر و بم او را مورد قضاوت قرار دهید، بالاخره مواردی پیش می‌آید كه با فهرست شما همخوانی ندارد و همین موضوع باعث می‌شود به دلیل مسائل جزئی، فرد مورد نظر را قبول نكنید.


2) اگر تا یك سنی ازدواج نكرده‌اید و حالا فكر می‌كنید دیر شده و دیگران شما را زیر ذره‌بین قرار داده‌اند و بعد فقط به همین دلیل، فورا به یك خواستگار بله می‌گویید، اشتباه می‌كنید.


3) مقایسه همیشه كار را خراب می‌كند. اگر دائم خواستگارها را با هم یا با سایر افرادی كه اطرافتان هستند و مورد تایید شما قرار گرفته‌اند، مقایسه ‌كنید، مطمئنا نمی‌توانید تصمیم درستی بگیرید.


4) اگر از آن دسته آدم‌هایی هستید كه دو دستی به غم و غصه یا گذشته چسبیده‌اید، اشتباه می‌كنید. اگر به هر دلیل موقعیت‌هایی را در گذشته از دست داده‌اید، دیگر به آن فكر نكنید. پویا باشید و خودتان را برای آینده آماده كنید.


5) بعضی‌ها به خودشان اجازه نمی‌دهند كسی را دوست داشته باشند و این مساله برایشان مشكل ایجاد می‌كند. مثلا ممكن است فردی از بسیاری جهات مورد تایید شما و دوست داشتنی باشد اما به دلیل حرف و حدیث‌ بی‌منطق و دور از عقل دیگران، مورد تایید خیلی‌ها قرار نگیرد. در این شرایط اگر فرصت دوست داشتن و بله گفتن را از خودتان بگیرید، خطای بزرگی مرتكب شده‌اید.


6) گاهی بعضی دختر خانم‌ها اعتماد به نفس پایینی دارند و فكر می‌كنند پر از اشكال هستند و مورد تایید دیگران قرار نمی‌گیرند، در حالی كه اگر به نكات مثبت خودشان توجه كنند، از خیلی‌ها بهتر به نظر می‌رسند.


7) در مواردی، دختر خانم‌ها انتظار دارند فورا عشق و علاقه شدید و رویایی بین آنها و همسر آینده‌شان به وجود بیاید و به عبارتی طرف مقابل فورا یك دل نه صد دل عاشقشان بشود. وقتی چنین توقعی دارند و زلزله مورد نظر آنها اتفاق نمی‌افتد، فورا دلسرد شده، عقب می‌كشند. اگر انتظار دارید در همان برخورد اول یك رابطه شدید عاشقانه به وجود بیاید؛ جلوی این ازدواج، یك پرچم قرمز بزرگ نگه داشته‌اید. با این كار واقع‌بینی را كنار گذاشته‌اید، در حالی كه دنیای ما كاملا واقعی است.


8) مرد ایده‌آل زندگی شما با مردهای به اصطلاح ایده‌آل فیلم‌ها كاملا فرق می‌كند. به عبارتی منتظر چنین موجوداتی نباشید، چون فقط به فیلم‌ها تعلق دارند.


9) گاهی دخترها سراغ فردی می‌روند كه هیچ شباهتی به آنها ندارد و فقط به یك دلیل خاص مورد تایید آنهاست. یادتان باشد تنها با یك خصوصیت نمی‌توان زندگی كرد.


10) تمركز روی نكات منفی خطای بزرگی است. یادتان باشد اگر به هر دلیلی درباره مردها احساسات منفی در شما ‌وجود داشته، آنها را كنار بگذارید و با دیدگاه مثبت، انتخابی مناسب داشته باشید.


11) بعضی دختر خانم‌ها كه تحصیل و شغل مناسبی دارند، فكر می‌كنند به دلیل رفع نیاز مالی می‌توانند از موضع بالا صحبت كنند و به كمك یك مرد احتیاج ندارند. این دختر خانم‌ها با این طرز تفكر سد بزرگی مقابل خودشان ایجاد می‌كنند و نمی‌توانند درست انتخاب كنند، چون مدام دیگران را از خود می‌رنجانند.


12) ایثار و فداكاری بیش از حد، به دیگران بیش از خود فكر كردن و نیاز دیگران را به خود مقدم دانستن اشتباه بزرگی است كه بعضی دخترها مرتكب می‌شوند. اگر به هر دلیل بار مسوولیتی به دوش شماست قبول؛ اما باید اول به خودتان، نیازهایتان و آینده شخصی‌تان فكر كنید و موقعیت‌ها را از دست ندهید.‌



یکشنبه 1390/06/13 |

بایدها و نباید ها در روابط دختران و پسران

گل

با بررسی روابط موجود بین دو جنس مذكر و مؤنث در جامعه ما ، می توان دسته های مختلفی از رفتار را مشاهده كرد  كه هریك از این نوع برخوردها ارتباط مستقیمی با عوامل تعیین كننده رفتار ، از جمله سطح تحول شخصیت، سطح تحول هوش،و تراز فرهنگی انسان دارد . دسته های مهم در برخوردهای بین دودختر و پسرعبارتند از:

1-  برخورد مبتنی برشناخت و احترام متقابل :

 این نوع برخورد بر اساس دركی كه انسان از شأن انسانی خود و نیز جایگاه و رفعت انسانی دیگران دارد ، صورت می گیرد . انسانی كه برای انسانیت و شأن خود ارزش والایی قائل است ، روابطش را با دیگران به گونه ای تنظیم می كند كه در آن احترام متقابل و ارزش گذاری متعالی و متعامل رعایت شده باشد . چنین برخوردی زمانی ایجاد می شود كه انسان به نیازهای روانی خود در كنار نیازهای زیستی خویش توجه داشته باشد و نوع برخورد او با دیگران،بیشتر از سطوح بالاتر نیازها نشأت گرفته باشد . این نوع برخوردِ احترام آمیز ، به دور از پرخاشگری ، به دور از نیات سود جویانه و اندیشه های مبتنی بر سوء استفاده انجام می گیرد . حال برای این كه جایگاه این نوع برخورد را بهتر نشان دهیم ، ضروری است به بررسی انواع دیگر برخوردها نیز بپردازیم .

2-  برخورد مبتنی بر شرم افراطی :

بهتر است پیش از توضیح این بند به تفاوت دو اصطلاح" شرم" و" حیا" بپردازیم . شرم كه بیشتر مترادف با خجالت كشیدن و یا كناره گیری كردن است ، اصطلاحی است ناظر بر ناتوانی انسان در یك برخورد اجتماعی . فردی كه دچار شرم است ، در یك موقعیت اجتماعی خاص نمی تواندرفتارمناسب و مطلوبازخود نشان دهد . اصطلاح دیگر حیاست . حیا یك صفت پسندیده اخلاقی است و آن عبارت است از خویشتنداری ارادی فرد در انجام اعمالی كه خلاف قاعده و شأن شرعی و عرفی باشد . حیا در حقیقت نوعی توانایی است ، در حالی كه شرم یا خجالت،نوعی ناتوانی به شمار می آید . انسان وقتی می باید سخنی را در مقابل جمعی بگوید ، ولی خود را ناتوان از بیان آن می یابد ، دچار شرم است؛ در حالی كه وقتی انسان تمایل دارد مثلاً نسبت به بزرگتر خویش از جمله پدر ، مادر ، معلم و یا مربی خود رفتاری مبتنی بر بی حرمتی نشان دهد و از عهده انجام چنین كاری نیز برمی آید ، ولی به دلیل داشتن صفت حیا خویشتن داری كرده ، آن را انجام نمی دهد ، نوعی توانایی و قدرت را از خود به نمایش گذاشته است . با این توصیف می باید برخورد مبتنی بر شرم و برخورد مبتنی برحیابا جنس مخالف را از یكدیگر تفكیك كنیم . برخورد مبتنی بر شرم برخوردی از روی ناتوانی است ، در حالی كه برخورد مبتنی برحیا ،برخوردی خویشتندارانه و ارادی است .

گل

كسانیهستندكه در مقابل جنس مخالف دچار خجالت زدگی شده ، از خود شرم افراطی نشان می دهند؛ دسته ای دیگرانواع برخوردهای اجتماعی بین دو جنس را می سازند . پسری كه به هنگام مواجهه با جنس مخالف دست و پای خود را گم می كند و نمی تواند بر اعصاب خود مسلط شود و یا دختری كه در مواجهه با جنس مخالف توانایی برخورد صحیح كلامی را از دست می دهد و نمی تواند مطالب را به درستی و مبتنی بر تفكر بیان نماید ، مصداق چنین برخوردی هستند . چنین فرد یا افرادی از این ناتوانی به نوعی دچار آسیب خواهند شد .

3-  برخورد اضطراب آلود و هیجان زده:

در ادامهیبرخورد مبتنی بر شرم افراطی ، برخورد هیجان زدهیافراد در مقابل جنس مخالف را می توان یافت . این نوع برخورد به صور مختلف مانند عصبانیت ، سرخ شدن و بالارفتن ضربان قلب ، عجولانه رفتار كردن و رفتار مبتنی بر ترس و یا خوشحالی افراطی دیده می شود . هیجان كه یك حالت برانگیختگی روانی است شامل تمامی مواردی كه نام بردیم اعم از ترس ، خوشحالی ، عصبانیت ، عجله و امثال این هاست . هر چند كه هیجانات اجزای لاینفك رفتارانسانی هستند و لی می باید برای اتخاذ تصمیم صحیح و نشان دادن رفتارمناسب تحت كنترل در آیند .برخورد با جنس مخالف به شكل هیجان زده،می تواند تصمیم گیری و نیز انجام اعمال صحیح ما را تحت الشعاع خود قرار دهد . به طور كلی ، توصیه روان شناسان به انسان ، كنترل هیجان ها و حفظ خونسردی در تمامی موقعیت های زندگی است.این توصیه،از رفتار اجتماعی ما با جنس مخالف نیز جدا نیست .

4-  برخورد خشك و محدود :

دستهیدیگری از انواع رفتارهای متقابل بین دو جنس در جامعه ما رفتار خشك و محدود است . در این نوع رفتار، زن و یا مرد به گونه ای با جنس مخالف مواجه می شود كه گویی از وی متنفر است و یا این كه بهشدت او را طرد می كند . هر چند كه حفظ حدود شرعی از جمله نحوه نگاه كردن به نامحرم می باید جزو صفات متعالی یك انسان به شمار آید .

5 - برخورد مبتنی بر پرخاشگری :

در توضیح این مطلب بهتر است به تفاوت موجود بین عصبانیت یا خشم ( كه نوعی هیجان است )و پرخاشگری(كه یك نوع رفتار و تمایل است ) ، اشاره ای داشته باشیم . پرخاشگری در اصل تمایل و یا عمل فرد است در جهت آسیب زدن به یك شیء و یا شخص دیگر . در حالی كه عصبانیت یك حالت برانگیختگی هیجانی است كه در آن تغییرات بدنی آشكاری دیده می شود . در حالت عصبانیت،فرد كنترل خود را بر اعمالش تا حدودی از دست می دهد . پرخاشگری ممكن است با عصبانیت همراه باشد و گاه بدون آن بروز كند . فردی كه با خونسردی تمام در گوشه ای نشسته ، چیزی را عمداً تخریب می كند و یا حتی در پرخاشگری های افراطی با خونسردی تمام جان فردی را می گیرد ، پرخاشگری را بدون عصبانیت از خود نشان می دهد . ولی فردی كه با عصبانیت دست به شكستن چیزی و یا ضرب و جرح دیگری می زند ، پرخاشگری را با عصبانیت تواماً دارد . برخی از برخوردهای بین دو جنس در جامعهیما از نوع برخوردهای پرخاشگرانه است . اما این نوع از برخوردها را به نحو آشكار از برخوردهای هیجان زده منفك و مجزا می كنیم . پسری كه برای نشان دادن توجه خود به یك دختر،با موتور و یا ماشین از كنار او بهسرعت  می گذرد و او را دچار ترس می كند و رفتارهایی از این قبیل ، نشانگر رفتارهای پرخاشگرانه است . پرخاشگری نسبت به جنس مخالف می تواند مشكلاتی را در زندگی آتی انسان ایجاد كند . پرخاشگری كه سرچشمهیآن یك تمایل درونی برای آسیب زدن می باشد،ممكن است به صورت اعمالی كه به نحوی فرد مقابل را ناراحت می كند و یا می رنجاند و نیز گفتن كلماتی كه به نوعی آزار دهنده است ، تجلی داشته باشد .

گل

6- روابط پنهانی :

برقراری روابط پنهانی با جنس مخالف پیش از ازدواج ، یكی دیگر از انواع رفتارهای بین دو جنس را در جامعه ما نشان می دهد . برقراری روابط پنهانی و مخفیانه در طبیعتِارتباط بین دو جنس نهفته است ، ولی  باید بین ارتباطِ پنهانی قبل و بعد از ازدواج،تفاوتی آشكار و اساسی قایل بود . ازدواج نقطه ای است كه درآن می تواند عمیق ترین روابط فردی و پنهانی بین دو جنس شكل گرفته ،  و به شكلی مطلوب استمرار پیدا كند . در حالی كه پیش از ازدواج ، این نوع روابط بهخصوص از جانب افرادی كه نمی توانند بر رفتار خود تسلط كافی داشته باشند ، می تواند مشكل ساز باشد . دختران و پسرانی كه بدون تسلط كافی بر اعمال و رفتار خود،اقدام به برقراری روابط پنهانی با یكدیگر می كنند ، معمولاً در این زمینه دچار نوعی آسیب و یا شكست می شوند .

7- برخوردهای غیر عادی و ناپخته :

این نوع برخوردها بیشتر توسط كسانی صورت می گیرد كه به لحاظ فرهنگی ، تحول هوشی و تحول شخصیتی،در سطحی بسیار پایین و مبتذل قرار گرفته اند . متلك گویی ، ایجاد مزاحمت های خیابانی و یا مزاحمت های تلفنی از جمله این نوع رفتارهای ناپخته است .

8- افراط در معاشرت :

این نوع رفتار كه معمولاً متأثر از فرهنگ غربی در زمینه ارتباط بین دو جنس است،بیشتر در میان خانواده هایی دیده می شود كه دارای یك فرهنگ منسجم و اصیل شرقی و اسلامی نیستند. اختلاط بیش از حد بین دختر و پسر،پیش از ازدواج با توجیهاتی مانند زمینه سازی برای شناخت بهتر دو جنس از یكدیگر و یا زمینه سازی برای كسب تجربیات عملی برای انجام یك ازدواج موفق صورت می گیرد . میهمانی ها ، جشن تولدها ، مراسم مختلف ورزشی و مسافرت های دسته جمعیكهمعمولاً بستر و محمل چنین روابطی است ، در میان این دسته از افراد به وفور دیده می شود . چنین اعمالی بدون توسل به عناصری از فرهنگ غرب اساساً امكان پذیر نیست و این نكته معمولاً مردم ما را دچار تعارض و آشفتگی می كند ، زیرا یك فرهنگ در درون خود دارای انسجام است وما نمی توانیم فرهنگ را به شكل مخلوط و بدون انسجام  وبرگرفته از جوامع مختلف به كار گیریم . شاید گرفتاری بزرگ بشر در عصر حاضر دور افتادن از یك فرهنگ منسجم و سازمان یافته باشد.به این ترتیب ملاحظه می شود كه افراط در معاشرت ، یك پدیده غربی در جامعه ماست . ما برای برخوردهای مناسب بین دو جنس برنامه ،نظام و حدود معینی را به شكل مشخص در اختیار داریم.به منظور بررسی این مطلب به بحثی دیگر می پردازیم .

ب ـ وضع مطلوب در روابط دختر و پسر :

پس از بحث در مورد وضع موجود در روابط دختر و پسر می توانیم حدود ارتباط مناسب بین دو جنس را مورد بحث و بررسی قرار دهیم . برای نشان دادن وضع مطلوب در روابط بین دو جنس می توان به ویژگی ها و خصوصیات زیر اشاره كرد .1- شناخت واقعیت های جنس مخالف :در این زمینه بهتر است به گونه ای عمل كنیم كه واقعیت جنس مخالف را تا حد ممكن بشناسیم و بر اساس این شناخت ، اعمالمان را تنظیم كنیم . به نظر من بهترین راه شناخت جنس مخالف،در نظر گرفتن و شناخت دقیق تر واقعیت وجودی افرادی از جنس مخالف است كه با ما سالها زندگی كرده و ما آنها را در نشیب و فرازهای گوناگون زندگی از نزدیك آزموده ایم. برای جنس مؤنث شناخت پدر ، برادر ، عمو ، دایی و امثال این افراد می تواند تا حد زیادی واقعیت جنس مخالف را نشان دهد . برای جنس مذكر نیز واقعیات مشاهده شده از مادر ، خواهر ، خاله ، عمه و امثال این ها می تواند نشانگر واقعیات وجودی جنس مخالف باشد . در صورتی كه بدانیم و یقین داشته باشیم كه افراد جنس مخالف تا حد بسیار زیادی-بخصوص از آن جهت كه در زندگی ما عملاً مؤثر است-با یكدیگر مشابهت دارند ، دیگر دچار خیالپردازی و تصور رویایی در مورد جنس مخالف نخواهیم شد.

2- اجتناب از خیالپردازی و تصور رویایی در مورد جنس مخالف :

یكی از مشكلات موجود در روابط بین دو جنس،داشتن تصورات خیالی از یكدیگر است . گاه دختر و پسر از یك فرد بخصوص،تصویری خیالی و كاملاً غیر واقعی می سازند و با آن تصویر زندگی می كنند . برای دختر گاه یك پسر با تمام ضعف ها و محدودیت ها و همچنین ناپختگی ها و رشدنایافتگی ها به شكل شاهزاده ای كه سوار بر اسب سپیدی از راه رسیده و او را به سرزمین رؤیاها می برد ، تجلی پیدا می كند . و یا برای پسری سرخورده و ناتوان از هدایت و سامان دادن به عواطف ، افكار و احساسات دختری چنان تجلی پیدا می كند كه گویی فرشته ای مهربان از آسمان ها برای نجات او و برای ایجاد پناهگاه برای او به زمین آمده است . این تصورات رؤیایی بسیار زود از بین خواهند رفت و واقعاً مانند یك رؤیا در زندگی زایل خواهند شد . بنابراین در یك ارتباط مطلوب بهتر است از رؤیا پردازی در مورد جنس مخالف بهشدت اجتناب كنیم . این مطلب با عشق و دوست داشتن مغایرتی ندارد . انسان می تواند فردی را بسیار عمیق دوست بدارد و لكن این دوست داشتن نباید موجب كوری و كری انسان شود .

3- ا ز بین بردن ترس ها ، دلهره ها ، هیجان ها ، احساس خصومت و خشونت نسبت به جنس مخالف :

سومین ویژگی در یك برخورد مطلوب ، خالی كردن ذهن از عواطف منفی است . هرگونه احساسی كه می تواند جنس مخالف را در ذهن ما به شكل منفی جلوه دهد و یا موجب رفتار مخرب ما نسبت به او باشد ، می باید از ذهن حذف شده یا اصلاح گردد .

4- حفظ خونسردی و صلابت شخصیت ، به هنگام برخورد با جنس مخالف :

ما باید به هنگام برخورد با جنس مخالف ، خونسردی خود را حفظ كرده ، وهیجانات مختلف را از خود دور كنیم و چنین امری حداقل از دو طریق امكان پذیر است: اول اینكه تلاش كنیم جنبه های ارادی اعمالمان را افزایش دهیم و به عبارت دیگر با داشتن برنامه هایی در جهت تقویت اراده خویش گام برداریم . انسان هایی كه خود را به دست امیال و راحتی ها می سپارند معمولاً تسلط خوب و كافی بر اعمال خویش ندارند . دوم این كه از طریق تمرین و حفظ خونسردی به هنگام مواجه شدن با جنس مخالف ، تلاش كنیم به سطحی از كنترل رفتار دست بیابیم كه در آن خونسردی و صلابت كافی در برخورد با جنس مخالف را داشته باشیم .

5- برخورد مبتنی بر احترام با مراعات حدود شرعی در مورد محرم ، نامحرم ، حلال و حرام :

در فرهنگ ما برخورد مناسب بین دو جنس به شكل دقیق در چگونگی ارتباط بر اساس ملاك های چهارگانه محرم و نامحرم و حلال و حرام مشخص شده است . رعایت این حدود،نشانگر آشنایی ما با فرهنگ منسجم اسلامی است .برای شناخت این حدود لازم است به كُتب فقهی مناسب مراجعه گردد.

6- فقدان روابط پنهانی با جنس مخالف و مشورت با والدین در این گونه موارد :

برقراری روابط پنهانی پیش از ازدواج ممكن است تا بدان جا پیش رود كه به نوعی به هر یك از طرفین آسیب رسانده و آنها را در مقابل عمل انجام شده قرار دهد . بهتر است دختران و پسرانی كه تجربه و شناخت كافی از جنس مخالف ندارند و نیز تسلط كافی بر اعمال و افعال خویش نیافته اند ، از طریق مشورت كردن با والدین و احتمالاً در میان گذاشتن تمایل خود نسبت به كسی ، از آنان راهنمایی بخواهند و از این راه احتمال آسیب دیدگی روانی و تربیتی خویش را كاهش دهند .

7 – اجتناب از برقراری روابط صمیمانه با جنس مخالف قبل از عقد شرعی :

با این حال كه روابط ما با جنس مخالف می باید خالی از پرخاشگری و ناپختگی و به دور از بی احترامی باشد ، لكن نباید ارتباط صمیمانه ای بین ما برقرار شود و این مطلب را حتی به رغم وجود علاقه بین دو جنس نیز می باید رعایت كرد . 8ـ نداشتن رفتارسَبُك ، خود نمایی و جلب توجه جنس مخالف در مجامع مختلف : توصیه می شود كه دختران و پسران از داشتن رفتار سـَبـُك مبتنی بر جلب توجه جنس مخالف دوری گزینند . این مطلب به رغم این كه به صورت یك راهنمایی برای دختران و پسران ارائه می شود ، ولی گاهی اوقات از طرف برخی از دوستان نوجوان و جوان مورد اعتراض قرار می گیرد . بعضی از دختران در مقایسه خود با دیگران به این نكته اشاره می كنند كه آنهایی كه رفتار آنچنانی در پیش می گیرند و خود را به اشكال مختلف به جنس مخالف عرضه می كنند در زندگی موفق ترند ، بسیار زودتر ازدواج می كنند و تشكیل زندگی می دهند . در حالی كه ما به دلیل داشتن رفتار سنگین ، پیوسته دچار تنهایی و دورافتادن از ازدواج می شویم . چنین عباراتی به نوعی برای این دختران راهنمای عمل قرارمی گیرد و آنها را دچار تعارض بین حفظ حرمت ، عفت و رفتار موقر از یك سو،و داشتن یك رفتار خودنمایانه مبتنی بر جلب مشتری از سوی دیگر می سازد .

انسانی كه دارای اهداف و آرمان های شناخته شده و منسجم در جهت حفظ كرامت انسانی خویش است هرگز از این وضع دچار تعارض نمی شود . او به دنبال یافتن همسری پاك و عفیف است ، ولی كسی كه از طریق نمایش دادن اندام ها و ظاهر خود ، پسری را به سوی خویش جلب می كند ، قطعاً باید بداند كسی را شكار كرده است كه چیزی جز امیال حیوانی انسان نمی شناسد .در قرآن كریم آمده است:" زنان ناپاك ،از آن مردان ناپاكند و مردان ناپاك از آن زنان ناپاك،و زنان پاك از آن مردان پاك و مردان پاك از آن زنان پاك اند."اگر ارزش های عالی انسانی مانند عفت، ایمان ، پاكدامنی ، خوش قلبی و سلامت نفس برای كسی معنا پیدا نكرده باشد ، او می تواند زندگی خود را از طریق تمایلات سطح پایین تر مانند تمایلات جنسی ، سامان دهد . ولی كسی كه به سطوح بالاتر دسترسی پیدا كرده است هر چند كه مدتی ارضای تمایلات و نیازهای جسمانی او به تأخیر بیفتد ، حفظ ارزش های عالی انسانی او را كفایت می نماید .

بایدها و نباید ها در روابط دختران و پسران

ج ـ عشق و نقش آن در ازدواج :

یكی از مسائلی كه می باید در زمینه ازدواج مورد بحث و بررسی قرار گیرد ، جایگاه عشق در ازدواج است . بهراستی به سؤالاتی كه درباره عشق و نقش آن در زندگی وجود دارد چگونه باید پاسخ گفت ؟ سؤالاتی از قبیل:عشق چیست ؟ آیا عشق گناه است ؟ آیا ازدواج بدون عشق معنایی می تواند داشته باشد ؟ عشق باید قبل از ازدواج  به وجود آید و یا بعد از آن ؟ آیا هر عشقی ضرورتاً باید منجر به ازدواج شود ؟ آیا عشق لزوماً باید انسان را به طرف انسانی دیگر سوق دهد ؟ عشق به چه عواملی بستگی دارد ؟ چگونه استمرار می یابد ؟ چگونه خاتمه می یابد ؟ و یا چگونه رشد پیدا كرده و به تعالی می رسد ؟

در ادامه ، به این گونه سئوالات پاسخ خواهیم داد، هر چند كه اذعان داریم این مطالب تمامی آنچه را كه در این زمینه می توان بیان داشت ، شامل نمی شود .

1ـ عشق عالیترین تجلی روح الهی انسان

بهراستی عشق چیست ؟ عشق را می توان جاذبه و كشش قلبی انسان به سوی كمال و جمال دانست . زیبایی یكی از كمالات است و زیبایی مطلق،خداست . عشق را جز با عشق نمی توان شناخت . عشق را جز عاشق نمی تواند درك كند .اما برای نزدیك شدن موضوع به ذهن،می توانیم از مثال های موجود در مراتب پایین تر موجودات زنده استفاده نماییم. شعرا و عرفا از جذب0 پروانه به سوی شمع بسیار استفاده كرده اند . هنگامی كه شاعر می گوید :

بلبل به چمن ز آن رخسار نشان دید        پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید

اشاره به جذبه عاشق به سوی معشوق دارد . از این نوع رفتارها كه تنها می تواند نوعی تقریب به ذهن را در برداشته باشد ، می توان به كشش شاخ و برگ درختان به سوی نور اشاره كرد . انسان وقتی در تاریكی قرار میگیرد ، هر نقطه نورانی او را به سمت خود می كشد و این یك كشش به سوی نور است . حیواناتی از قبیل"سوسك"به طرف تاریكی كشش دارند و وقتی جایی روشن است،به تاریكی ها پناه می برند و در نقاط و زوایای تاریك پنهان می شوند . حیواناتی وجود دارند كه به طرف جریان ها و میدان های مغناطیسی كشش پیدا می كنند ، مانند ماهی هایی كه به كمك ایجاد حوزه های مغناطیسی در دریا به دام صیادان می افتند . در مورد كوچ پرندگان شواهدی وجود دارد كه نشان می دهدآنها به سمت و سوی خاصی كشش پیدا می كنند . كششی كه شناخت و ادراك ذهن در آن نقشی ندارد . به عبارت دیگر یك كشش ،بدون آن كه موجود زنده بداند به كجا می رود . این ها مثال هایی است كه تا حدودی معنای كشش به سمت یك هدف و تجهیز یك موجود زنده برای سوق یافتن به سوی آن را نشان می دهد .

عشق در مرتبه ای بسیار عالی تر و به عنوان عالی ترین تجلی عالم هستی ، قلب انسان را به سوی كمال و زیبایی مطلق سوق می دهد . خدا انسان را به گونه ای آفریده است كه وقتی به سوی نورووجود مطلق متمایل می شود با تمام وجود به سمت آن كشیده می شود . به این ترتیب عشق،كشش قلب انسان است به سوی خداوند . این تعبیر در قرآن كریم و در متون اسلامی باعباراتی مانند" حُب" نشان داده شده است .درقرآن كریمآمده است : اگر خدا را دوست دارید ، تبعیت من(پیامبر) را بنمایید كه در نتیجه خدا نیز شما را دوست خواهد داشت و یا زبانم را به یاد خودت گویا كن و قلبم را به عشق خودت شیفته ساز . حب یا عشق ماهیتی انسانی دارد و هدف اصلی آن نیز خداست . ولی "چرا عشقكهاصالتاً‌ می باید متوجه خدا باشد ، به انسان ها تعلق پیدا می كند ؟"سئوالی است كه می توان به این طریق به آن پاسخ داد كه عشق در مراتب پایین تر انسانی،بهسمت نشانه هایی از جمال و كمال الهی كه در انسان ها بهعنوان خلیفه او به ودیعت گذاشته شده است متوجه می شود . انسانی كه هنوز نمی تواند دركی از جمال و كمال مطلق داشته باشد لاجرم به سوی جمال های عینی و قابل رؤیت كشیده می شود و به سوی كمالات و عواطف انسانی كه نشانه هایی از رأفت الهی در وجود انسان هستند ، سوق پیدا می كند . به عبارت دیگر عشق یك انسان به انسان دیگر، اگر خالی از هواها و امیال باشد نشانه ای از عشق به كمال مطلق است . با این دیدگاه است كه عشق،یك كمال برای انسان محسوب می شود . قلب عاشق،اشرف بر قلب غیر عاشق است . انسان عاشق،افضل بر انسان غیر عاشق است .

برای این كه بتوانیم این نكات را بیشتر و دقیق تر توضیح دهیم می باید محورهای دیگری نیز مورد بحث قراردهیم .

تفاوت عشق با هوای نفس :

عشق را  باید عامل تكامل بخش انسان بدانیم . بنابراین باید آن را از ارضای نیازهای معمولی و مشترك حیوانی متمایز نماییم . اگر ما برای رفع نیازهای خود به چیزی یا به انسانی نیازمند باشیم ، این نیاز میان ما و آن شیء یا انسان ، نوعی وابستگی ایجاد می كند ، ولی این وابستگی را نباید با كشش عاشقانه یكی بدانیم . این را باید از نوع هوای نفس بدانیم ، حال آنكه عشق از جمله صفات برتر و متعالی انسانی است . هدف هوای نفس،ارضای خویشتن است ،  ‌ولی هدف عشق،بقا و حضور معشوق است ، حتی اگر به فنای عاشق بینجامد . بنابراین ملاك مشخص برای تمیز بین عشق و كشش امیال،در همین است كه عاشق درصدد رضایت معشوق است ، نه رضایت خویش . عاشق وقتی با معشوق كامل مواجه می شود ، می خواهد همه چیزش را ، حتی خود را از دست بدهد و عبارت معروف حافظ كه می گوید :

میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست    تو خود حجاب خودی ، حافظ از میان برخیز

اشاره به این دارد كه می باید فردیت فرد و خود بودن او نیز زایل شود تا معشوق نزد وی تجلی كامل بیابد . با این توصیف باید عشق یك انسان به انسان دیگر را از تمایل و كشش مبتنی بر نیازهای وی منفك و مجزا كرد . به این ترتیب است كه اگر فردی نشانه ای از عشق را در دل خویش نسبت به فردی دیگر دارد ، می باید در درجه اول به معشوق خود بیندیشد نه به خویشتن خویش . اگر برای ارضای تمایل خود ، معشوق را بهطـُرق مختلف قربانی می كند و از آن جمله دست به عملی می زند كه آبروی وی را خدشه دار سازد ، باید مطمئن باشد كه این عشق نیست ، بلكه یك كشش از نوع حیوانی است .

3ـ عشق موجب تعالی و عفت است :

بایداین نكته رابدانیم كه عشق ، انسان را رو به رشد می برد و موجب كمال اخلاقی و عرفانی انسان می شود و از آن جمله عفت و پاكدامنی را در او افزایش می دهد . انسان عاشق می خواهد پاك زندگی كند ، به پاكی ها برسد و به سوی روشنایی ها سوق پیدا كند و شاید با همین تبیین از عشق است كه كلامی معروف از پیامبر گرامی اسلام نقل می شود كه فرمود : آن كه عاشق شود و عفت بورزد و از این عشق بمیرد ، او شهید مرده است .

4ـ عشق مكمل ازدواج است نه عامل آن :

با این بحث ، به موضوع جایگاه عشق در ازدواج وارد می شویم . سئوال این است كه اگر كسی فردی از جنس مخالف را دوست بدارد و بهراستی عاشق او باشد ، آیا این امر می تواند تنها عامل تعیین كننده ازدواج آن دو به شمار آید ؟ باید در پاسخ بگوییم : نه . زیرا ازدواج در حقیقت نوعی مشاركت اجتماعی است كه در آن دوانسان باید از جهات گوناگون با یكدیگر تناسب عملی داشته باشند ، از آن جمله تناسب اعتقادی ، تناسب اجتماعی ، تناسب عقلانی و تحصیلی و امثال این موارد . انسان در ازدواج تمامی نیازهای سطوح مختلف خود را از ابتدایی ترین نیازهای حیوانی تا عالی ترین نیازهای انسانی به مشاركت می گذارد. برای تشكیل یك خانواده می باید تناسب بین دو انسان برای برآوردن تمامی نیازها در حد بالایی وجود داشته باشد . بنابراین برای ازدواج ما باید به انسانی بیندیشیم كه بتواند قسمت اعظم نیازهای مختلف ما را مرتفع كند .

به این ترتیب عشق می تواند مكمل چنین ازدواجی باشد، نهفقط عامل تعیین كنندهآن . باید اذعان كنیم كه به رغم اهمیت و تعالی عشق در زندگی ، نیازهای واقعی انسان نیز حقیقتی انكارناپذیرند . انسان عاشق نمی تواند به عشق اكتفا كند و از نیازهای خود از این طریق چشم بپوشد . از این رو بهتر است كه برای ازدواج انسانی را انتخاب كنیم كه در برآوردن نیازهای مختلف ، ما را یار ، همراه و همسر باشد ، نه اینكه تنها به دلیل عشق ، انسانی را برگزینیم كه از جهات عدیده با ما تباین ( اختلاف ) داشته باشد. ازدواجی كه بدون توجه به نیازهای گوناگون انسان ، حتی نیازهای مربوط به خورد و خواب و... صورت پذیرد و تنها بخواهد عشق را تأمین نماید ،در واقعیتبسیار زود شكست خواهد خورد .

5ـ عشق در قلب سالم جوانه می زند و در آن رشد می كند :

با این عبارت وارد این موضوع می شویم كه عشق قبل از ازدواج اساسی تر و با دوام تر است یا عشق بعد از ازدواج ؟ باید به این نكته توجه كنیم كه عشق در بستر قلب سالم ، حقیقت جو و به دور از تعصبات و هواهای نفسانی جوانه می زند و رشد پیدا می كند . در صورتی كه ما انسان ها در تلطیف و تطهیر روح خود بكوشیم ، هر روز خویش را برتر و والاتر از روز قبل قرار دهیم  و غل و غش را از درون خود برانیم، قلب را بستر جوانه زدن عشق و رشد روزافزون آن ساخته ایم . بدین ترتیب پس از آن كه انسان مناسبی را برای ازدواج برگزیدیم و با او در یك مشاركت انسانی وارد شدیم ، باید منتظر آن باشیم كه عشقی پاك میان ما زاده شود و به كمال برسد و در سایه لطف و مرحمت الهی به معشوق حقیقی متصل گردد . چنین عشقی در زندگی،روشنایی می آفریند و هر قدر زن و شوهر به پختگی و كمال نزدیكتر می شوند پاكی و خلوص این علاقه مندی را بیش از پیش در قلب خود احساس می كنند .

بنابراین بیاییم برای این كه عشق را زنده نگه داریم ، پاسدار حریم آن باشیم و آن را به عنوان گل سرسبد نعمت های الهی به انسان ها هدیه دهیم ، در كمال و صلاح درونی خویش بكوشیم و از این طریق دنیا را تبدیل به گلستان عشق كنیم .



یکشنبه 1390/06/13 |

آيا کاری هست که بدون کمک گرفتن از شخص ديگری خود ما بتوانيم انجام بدهيم؟


ساده ترين توصيه ها برای جلوگيری و رفع تمامی اختلالات جنسی که ريشه های پزشکی ندارند، اين است که هميشه احساسات طرف مقابل را در نظر بگيريد. از مواد لغزنده کننده به مقدار کافی استفاده کنيد. با توجه کافی به پيش نوازی و پس نوازی رابطه جنسی تان را به مراسم عشق ورزی تبديل کنيد و رابطه را خيلی آهسته آهسته پيش ببريد. رعايت اين موارد، استرس را که دليل اصلی ايجاد اکثر اختلالات جنسی بخصوص برای خانم ها است از ميان می برد. به خصوص در مورد درد در هنگام دخول و کاهش ميل جنسی رعايت اين نکات ميتوانند کارگشا باشند.

مقدار طبيعی مايع منی چقدر است؟

مقدار مايع منی بسته به شرايط زير متفاوت است: تعداد دفعاتی که فرد به انزال ميرسد، قوای جسمی فرد، سن و غيره. اما اين مقدار معمولا به اندازه يک قاشق چايخوری است. برخی افراد نسبت به ميانگين مردها مقدار کم تری مايع منی توليد ميکنند که لزوما مشکل پزشکی محسوب نميشود.

آيا ممکن است در هنگام دخول ادرار مرد به همراه مايع منی وارد واژن شود؟

ممکن است چند قطره از ادرار که از قبل در مجرای ادراری مانده با مايع منی قاطی شود. اما در حالت معمول خير. چون سيستم کارکرد نعوظ و انزال به شکلی است که راه ورود دريچه مثانه به مجرای ادرار را مسدود می کند. در برخی افراد که اين دريچه به خوبی محکم نمی شود، اين احتمال وجود دارد اما مقدار آن خيلی زياد نيست.

آيا راهی برای افزودن به قطر و يا طول آلت تناسلی وجود دارد؟

بعد از سن بلوغ تنها راه اين کار جراحی است که معمولا بدلايل زير توصيه نمی شود مگر در شرايطی که اين جراحی به توصيه پزشک باشد. اين جراحی ها ممکن است به اعصاب ناحيه تناسلی آسيب وارد کند که فرد را در احساس جنسی اش دچار مشکل کند. نتيجه عمل از نظر زيبايی ممکن است نتيجه ای نباشد که فرد در ذهن داشته است. پژوهش ها نشان داده که برخی افراد پس ار انجام اين جراحی ها به اختلالات نعوظی دچار شده اند. بر اساس پژوهش های انجام شده افرادی که تن به اينگونه جراحی ها می دهند غالبا از اعتماد به نفس خوبی برخوردار نيستند و از روان درمانگری و مشاوره نفع بيشتری ميبرند تا اينگونه جراحی ها. معمولا پس از جراحی نيز از وضعيت خود راضی نيستند.

آيا استفاده از وياگرا در دراز مدت به اندازه آلت تناسلی اضافه ميکند؟

به هيچ عنوان. وياگرا تنها برای نگهداشتن خون در آلت تناسلی و در نتيجه کيفيت نعوظ تاثيرگذار است.

آيا استفاده از کرم ها و يا اسپری های موجود در بازار و يا پمپ ها بر روی طول و يا قطر آلت تناسلی نقش دارد؟

خير. نهايت تاثيری که اين ابزار دارند اين است که بر اثر تحريک موضعی و يا بخاطر جنبه روانی و اطمينانی که به فرد ميدهند، يا مثلا مثل ويکس باعث پرخونی آلت تناسلی شده وروی کيفيت نعوظ اثر بگذارد. اما بهتر است تا جای ممکن از اين تحريکات استفاده نشود چون اعصاب آلت تناسلی ممکن است در طول زمان به محرک های ديگر کمتر جواب بدهد و روی روابط جنسی فرد با شريک جنسی اش اثر منفی بگذارد.

آيا استفاده از کاندوم دربه تعويق انداختن زمان انزال تاثير دارد؟

در حالت کلی بله. اگر از کاندومهای ضخيم استفاده شود، حس را کم تر کرده و ممکن است انزال را به تاخير بياندازد. کاندوم های ديلِی (تاخير) بطور خاص برای اين موضوع ساخته شده اند. اين کاندوم ها به موادی آغشته هستند که احساس آلت تناسلی را کم ميکنند و بنابراين تحريک را کم کرده و زمان انزال را به تاخير می اندازند.

پس از داشتن ارتباط جنسی ترشحات شيری رنگ، ضخيمی از واژنم پيدا کرده‎ام که بوی ترشيدگی می‎دهد.خجالت می‎کشم به پزشک مراجعه کنم ممکن است کمکم کنيد؟

اگر رابطه‎ی جنسی داريد و ترشحات واژنتان متفاوت از قبل است بايد حتماً به پزشک و يا ماما در درمانگاه‎ محل سکونتتان مراجعه کنيد چون ممکن است دچار يکی از بيماری‎های مقاربتی شده باشيد. خجالت کشيدن برای طرح همچين مسائلی نزد شخصی که در روز مرتباً با مواردی اينچنين سروکار دارد بی‎مورد است. مسئله‎ی اصلی اين است که اگر شما به آن حد بالغ شده‎ايد که رابطه‎ی جنسی را تجربه کنيد حتماً آنقدر بلوغ فکری داريد که برای درمان پزشکی مناسب اقدام نماييد. به ياد داشته باشيد که مراجعه نکردن به موقع به پزشک و يا ماما می‎تواند در مواردی به نازايی ختم شود پس با خودتان تعارف نکنيد و حتماً در اولين فرصت به دنبال تشخيص و درمان اين مسئله باشيد.

چرا واژن من ترشح دارد؟

ترشحات واژن برای مرطوب و سالم نگاه داشتن اين عضو حساس ضروری هستند. اين ترشحات همچنين در خارج کردن ميکروب‎های وارد شده به واژن، مانند يک فلاش تانک عمل می‎کنند و چون مقداری باکتری بی‎ضرر در خود دارند در مقابل عفونت‎ها بدن را حفظ می‎نمايند. همين ترشحات هستند که در هنگام برقراری رابطه‎ی جنسی محيط واژن را مرطوب می‎کنند تا عمل دخول به آسانی صورت پذيرد.

 مدت يک هفته است که متوجه شده‎ايم همسرم به هپاتيت نوع ب دچار است. دکترها می‎گويند که اين بيماری از طريق رابطه‎ی جنسی منتقل می‎شود. چه بايد بکنيم آيا ديگر نمی‎توانيم نزديکی داشته باشيم؟ اين موضوع چقدر برای من خطر دارد؟

هپاتيت نوع ب بيماری است که مانند ايدز از طريق انتقال فراورده‎های خونی و ترشحات واژن (در زنان ) و مايع منی (در مردان) به ديگران انتقال می‎يابد. شما می‎توانيد پس از زدن واکسن مربوطه که در سه مرحله انجام می‎شود تا حدی از ابتلا به اين مريضی در امان باشيد. در مورد نزديکی تان بايد از کاندوم استفاده کنيد و در صورت داشتن جراحت و يا زخم در ناحيه‎ی تناسلی (بطور مثال تبخال تناسلی) تا بهبود کامل آن و گرفتن تاييد پزشک معالج اقدام به نزديکی نکنيد. زيرا انتقال بيماری‎های مقاربتی چون هرپس (تبخال) با کاندوم قابل جلوگيری نمی‎باشند. و از طريق ترکيدن تبخال‎ها و آزاد شدن مايع آن فرد می‎تواند ويروس‎های عامل هپاتيت را به شريک جنسی خود منتقل کند.

بالاخره کسی را پيدا کرديم که اين سئوال را از او بپرسيم: آيا پوشيدن لباس زير تنگ مردانه در باروری و يا توانايی جنسی مردان اثر می‎گذارد؟

سئوال خوبی است، با توجه به فرم آلت تناسلی مردان که در بيرون از بدنشان قرار دارد محققان هم به انجام آزمايش‎هايی جهت روشن شدن اين مسئله پرداخته‎اند. البته تا کنون که نتوانسته‎اند به نتايج مشابهی دست پيدا کنند . اما گزارشی هم مبنی بر اثرگذاری منفی لباس زير تنگ در مردان بر روی تعداد اسپرمی که در بدنشان توليد می‎شود نداشته‎ايم. نتيجه‎ی مطالعه‎ای که در اُکتبر ۱۹۹۸ در نشريه‎ی ارولوژی به چاپ رسيده بود حاکی از اين بود که پوشيدن شورت‎های تنگ بر روی قدرت باروری مردان اثر سوئی ندارد. اما در مجموع، تحت فشار قرار دادن بيضه‎ها کار چندان صحيحی نيست چون می تواند خونرسانی را مختل کند.

ممکن است خواهش کنم تکنيک کِگِل يا تمرين های عضلات کف لگن را هم در مورد خانم‎ها و هم برای آقايان به تفصيل توضيح دهيد؟ مثلاً بگوييد که چند بار در هفته بايد آن‎ها را انجام داد تا در عين اثرگذاری وقت کمتری هم بگيرند.

اين تکنيک توسط دکتر آرنولد کِگِل برای کمک به بهبود وضعيت جسمانی زنان پس از زايمان ارائه شد و هدف از انجام آن تقويت عضلات لگنی در خانم‎ها و در نتيجه بند آوردن خونريزی پس از زايمان بود. دکتر کگل بعدها دريافت که انجام اين نرمش‎ها به افزايش لذت جنسی هم کمک می‎کند. تنوع اين حرکات زياد است اما ريشه‎ی همگی آن‎ها يکی است.
برای مردان و زنان:

خروج ادرار را در هنگام ادرار کردن بوسيله‎ی سفت کردن عضلات لگنی متوقف کنيد و بعد دوباره رها کنيد.
عضلات لگن را منقبض کرده، به مدت يک ثانيه نگه داريد و رها کنيد. اين حرکت را روزی سه بار و هربار ده مرتبه انجام دهيد. به‎تدريج تعداد انقباضات و دفعات را به ده بار انقباض به تعداد بيست دفعه در روز برسانيد.
برای تنوع در انجام اين تمرين‎ها مدت نگاه داشتن انقباض را به سه ثانيه افزايش دهيد و بعد عضلات را رها کنيد. شما می‎توانيد مخلوطی از تمرين‎ها را انجام دهيد (يکبار دفعات را طولانی و کوتاه کنيد و بار بعد تعداد انقباضات را).

در هر حالتی اينکار را انجام دهيد: حتی هنگامی‎که پشت کامپيوتر هستيد، وقتی کتاب می‎خوانيد يا با تلفن صحبت می‎کنيد.
در هنگام نزديکی انقباض عضلات لگنی موجب ايجاد لذت برای شما و شريک جنسی‎تان خواهد بود.
تکنيک کگل را حداقل برای شش هفته انجام دهيد. نتيجه يکباره حاصل نمی‎شود اما تدريجاً تفاوت را متوجه خواهيد شد.
برخی پزشکان معتقدند زنان باردار بايد تعداد تمرينات خود را صد بار بيشتر از افراد عادی انجام دهند تا آمادگی لازم را برای انجام زايمانی راحت‎تر و سالم‎تر داشته باشند. در آقايات انجام مرتب اين تمرين ها به بر طرف شدن انزال زودرس و کيفيت نعوظ کمک بسياری ميکند.

من به تازگی ارتباط حفاظت نشده‎ای داشته‎ام. با وجود اينکه مايع منی خارج از واژنم ريخته شد اما پريودم عقب افتاده است آيا امکان بارداری وجود دارد؟

در ترشحی که پيش از انزال از نوک آلت مردان بيرون می‏آيد مقداری اسپرم وجود دارد. پس بله، احتمال دارد که باردار شده باشی. مردها حتماً بايد در موقع دخول کاندوم را پوشيده باشند. البته معمولاً توصيه می‎شود که کاندوم را پس از پيش‎نوازی اوليه و دقيقاً زمانی که آماده‎ی دخول هستيد بپوشيد چون ممکن است در حين ماليده شدن به اطرافِ تخت و لحاف و غيره پاره و يا آلوده شود. می‎توانی برای تست حاملگی نوارهای تست ادرار را از داروخانه بخری و يا به دکتر مراجعه کنی.

ماه پيش من ارتباط جنسی بدون پيشگيری داشتم اما پريود شده‎ام آيا هنوز احتمال حاملگی برای من وجود دارد؟

اگر گمان می‎کنی که باردار هستی تست بارداری را بده . خيلی از دختر خانم‎ها بعد از برقراری ارتباط جنسی احساس گناه می‎کنند و فکر می‎کنند که حامله هستند در صورتی‎که نيستند. البته تعداد کمی از خانم‎ها هستند که پس از باردار شدن و حتی در طول مدت بارداری هم پريود سبکی را دارند. اگر پريود بعدی‎ات دير شد حتماً تست بارداری را بده.

من و نامزدم ارتباط داشته ‎ايم اما فقط در حد بوسيدن و بغل کردنِ هم با لباس البته او انزال هم داشته است آيا ممکن است من حامله شده باشم؟

نه، اصلاً نگران نباش. اما مراقب اين موضوع هم باش که اگر خيلی پيش بروی ممکن است کارهايی را انجام دهی که آمادگی‎اش را نداری و يا نمی‎خواهی. يا به خواست طرف مقابلت سطحی از رابطه جنسی را تجربه کنی که بعداً پشيمان بشوی. اگر خواستيد ارتباطی داشته باشيد که در حين آن احتمال برخورد اسپرم با واژن وجود داشت حتماً از شريک جنسی‎ات بخواه که کاندوم بپوشد. برای احتياط بهتر است که هر دو کاندوم تهيه کنيد و در گوشه کيفتان داشته باشيد.

من می‎خواهم با همسرم بریا اولین بار نزدیکی داشته باشم. دوستانم می‎گويند که در اولين ارتباط جنسی حاملگی امکان ندارد آيا اين درست است؟

به هيچ وجه! بيشتر دخترخانم‎ها همين اشتباه را می‎کنند و بعد دچار بارداری ناخواسته و عواقب آن می‎شوند. قطعاً می‎توانی در اولين ارتباط جنسی‎ات باردار شوی. بخصوص به دليل اينکه جوان هستی بدنت آمادگی بيشتری برای بارداری دارد. پس بايد حداقل از کاندوم و بر روی آن ، از ژل اسپرم‎کش استفاده کنی. در صورتی که مايلی از قرص استفاده کنی برای اطمينان از کارکرد قرص های ضد بارداری لازم است که از ۳ ماه پيش از برقراری ارتباط جنسی مصرف مرتب آن را شروع کرده باشی.

اگر در هنگام انزال مرد، زوج در موقعيتی باشند که زن روی مرد قرار داشته باشد آيا احتمال حامگی وجود دارد؟ من شنيده‎ام که در اين حالت مايع منی بيرون ريخته و احتمال حاملگی را از بين می‎برد.

خير، اين موضوع درست نيست. در هربار انزال تعداد ۳۰۰ تا ۵۰۰ ميليون اسپرم همراه مايع منی به بدن زن وارد می‎شوند که اگر زوج از وسيله‎ی جلوگيری از بارداری استفاده نکرده باشند احتمال حاملگی خانم وجود دارد و اين به نحوه دخول بستگی ندارد. ضمناً‎ برخی افراد تصور می‎کنند که اگر مرد در وقت انزال کاندوم بپوشد احتمال باروری خانم به صفر می‎رسد. اما اين نيز درست نيست چون در هنگام دخول (پيش از انزال) قطراتی از نوک آلت مردان خارج می‎شود که غالباً حاوی اسپرم است و همان قطرات می توانند مسبب بارداری باشند. کلاً ۸۵% از خانم‎هايی که از هيچگونه وسيله‎ی جلوگيری استفاده نمی‎کنند، در عرض يکسال باردار می‎شوند. اسپرم می‎تواند در جهات مختلف جهش کند و از دهانه‎ی رحم بگذرد. اگر خانم در زمان تخمک‎گذاری باشد و اسپرم هم سالم باشد احتمال برخورد تخمک و اسپرم بالا رفته و به احتمال زياد عمل لقاح صورت می‎پذيرد. و مابقی اسپرم‎ها ممکن است از واژن به بيرون بريزند اما همان يکی کافی است. بنظر می‎رسد که شما تمايلی به باردار شدن نداريد اگر چنين است، با مراجعه به پزشک و يا درمانگاه نزديک محل سکونت خود می‎توانيد آموزش‎های لازم را برای جلوگيری از بارداری ببينيد. در ايران اگر عضو درمانگاه محل خود باشيد می‎توانيد از سهميه‎ی کاندوم رايگان استفاده کنيد.

اين سئوال ممکن است به نظرتان عجيب باشد اما من شنيده‎ام که پس از به دنيا آوردن نوزاد چنانچه عمل دوختن اپيزيوتومی انجام شود .دکتر می‎تواند در حين دوختنِ پارگی طول آن را افزايش دهد تا واژن تنگ شده و در هنگام دخول دهانه‎ی آن تنگ‎تر باشد. آيا اشتباه می‎کنم يا همچين چيزی ممکن است؟

اگر هنگام زايمان برای شما اپيزيوتومی انجام شده است، (در هنگام زايمان طبيعی چنانچه پزشک و يا مامای شما تشخيص بدهند که نوزاد فضای بيشتری برای خارج شدن احتياج دارد اقدام به بازکردن قسمت تحتانی دهانه‎ی واژن می‎کنند و پس از تولد نوزاد دوباره آن را بخيه زده و می‎دوزند ) و يا دچار پارگی واژن در طول زايمان شده‎ايد ( اين مسئله برای همه‎ی خانم‎ها پيش نمی‏آيد). علاوه بر بخيه‎هايی که برای بسته شدن اين شکاف زده می‎شود در صورت تمايل شما، پزشک يا ماما می ‎تواند يک يا دو بخيه به آن اضافه کند تا تنگی مطلوب ايجاد شود. اما فراموش نکنيد که در صورت تنگی بيش از حد واژن عمل دخول به سختی و همراه با درد انجام خواهد شد که اين مسئله با کاهش ميل جنسی که پس از زايمان در اکثر خانم‎ها اتفاق می‎افتد مزيد بر علت شده و سردی زوجين به يکديگر را سبب خواهد شد. البته با انجام ورزش‎های کِگِل يا ورزشهای عضلات کف لگن در طول مدت بارداری نيازی به زدن بخيه‎های اضافی هم نيست.
انجام ورزشهای کِگِل بطور مرتب در دوران بارداری و پس از آن کمک شايانی به آسان‎ تر نمودن عمل وضع حمل می‎کند همچنين با سفت کردن عضلات واژن دربالابردن لذت جنسی در هنگام عمل دخول، بند آمدن خونريزی، داشتن نزديکی بدون درد پس از زايمان موثر است.

شنيده‎ام که اگر در وان آب داغ و يا در زير دوش آب داغ نزديکی کنيم، به‎ دليل گرمای آب اسپرم‎ها کشته می‎شوند و احتمال حاملگی وجود ندارد، نتوانستم باور کنم و بهتر ديدم که از شما سئوال کنم،

خير، نزديکی کردن در وان حمام، زير دوش، در استخر، هم می‎تواند منجر به حاملگی شود و هم انتقال يافتن امراض مقاربتی.دستگاه تناسلیِ خارجیِ مردان از يک آلت و کيسه‎ی بيضه‎ها ( حاوی دو بيضه) تشکيل شده است . کار کيسه مذکور اين است که بيضه‎ها را در دمايی برابر با ۵ درجه خنک‎ تر از دمای بدن نگاه ‎دارد. عمل اسپرم‎سازی نسبت به تغييرات دما بسيار حساس است. در هوای گرم ماهچه‎ های کيسه‎ی بيضه‎ها شل می‎شود و در نتيجه بيضه‎ها از بدن دورتر می‎شوند و حرارت آن‎ها پايين‎تر می‎آيد. برعکس در هوای سرد، اين ماهيچه‎ها منقبض می‎شوند و بيضه‎ها اختلاف ۵ درجه‎ای خود را حفظ می‎کنند. البته نشستن در آب داغ در عملِ معمول اسپرم‎سازی اختلال ايجاد می‎کند اما برای جلوگيری از بارداری کافی نيست. برای مردانی که دچار اختلالات باروری هستند توصيه می‎شود که از نشستن در آب داغ، گرفتن سونا و اعمال مشابه خودداری کنند. بطور کلی توصيه می‎کنم برای اطمينان بيشتر هميشه از کاندوم استفاده نماييدحتی در وان!

روش های جلوگيری از بارداری چيست؟

استفاده از قرص های ضد بارداری در انواع مختلف، کپسول های زير پوستی، کاندوم، بستن لوله در خانم ها، بستن لوله در آقايان يا وازکتومی، آيودی، روش طبيعی و تزديکی منقطع از شايع ترين راه های جلوگيری از بارداری هستند. که چنانچه هرکدام صحيح استفاده شوند در صد موفقيت بالايی دارند.

نحوه کارکرد قرص ضد حاملگی چگونه است؟

قرص‎های ضد بارداری ترکيبی حالتی شبيه به حالت بارداری را در بدن فرد به وجود می‎آورند. در اين حالت بدن زن ديگر تخمک آزاد نمی‎کند، مخاط رحم کلفت‎تر می‎شود در نتيجه اسپرم نمی تواند به آسانی وارد آن شود و چنانچه اسپرمی وارد رحم شود ديواره‎های آن اجازه‎ لانه گزينی را نمی‎دهند در نتيجه اسپرم از بين می‎رود.

در حال حاضر اکثر قرص‎های ضد بارداری ترکيبی از دوهورمون پروژسترون و استروژن هستند مگر در مواقع خاصی که مصرف يکی از اين هورمون‎ها برای فردی در شرايط خاص مضر باشد و نوع غير ترکيب نشده‎ آن را به تشخيص پزشک خود استفاده نمايد.

نحوه‎ مصرف قرص‎های ترکيبی معمولاً به اين صورت است که فرد ۲۱ روز قرص‎ها را بطور منظم و هرروز مصرف می‎کند و ۷ روز بين آن فاصله می‎دهد. در اين هفت روز خونريزی شبيه به پريود اتفاق می‎افتد و هنوز جلوگيری از بارداری ادامه دارد. پس از روز هفتم دوره‎ جديد قرص‎ها شروع می‎شود. برخی از اقسام قرص‎ها هستند برای مصرف آن‎ها فرد هر روز قرص‎ها را می‎خورد اما بايد در ترتيب خوردن آن‎ها نوبت را رعايت کند. ۲۱ قرص اول قرصهای ضدبارداری هستند و ۷ تای آخر هيچ اثری ندارند و فقط برای اينکه افراد دوره‎ی بعدی را سهواً دير شروع نکنند تجويز می‎شوند.

در مورد مصرف قرص‎ بايد بدانيد که در صورتيکه قرص‎ها مرتب و سر زمان معين خورده شوند مطمئن‎ترين راه جلوگيری به حساب می ‎آيند. استفاده از اين قرص‎ها برای اولين بار بايد تحت نظر پزشک يا ماما انجام شود. به ياد داشته باشيد که برخی داروها اثر قرصهای ضد بارداری را کم و يا خنثی می کنند. اگر برای هر موردی دارو برايتان تجويز شد به پزشک مربوطه اطلاع دهيد که از قرص ضد بارداری استفاده می کنيد. تا چنانچه تداخل دارويی وجود داشت از وسيله جلوگيری ديگری بطور همزمان در طول آن مدت استفاده کنيد.

من می‎خواهم بدانم که آيا برای آقايان هم قرص‎های ضد حاملگی وجود دارد يا خير و اگر جواب منفی است فکر می‎کنيد تا چه زمانی همچين قرص‎هايی به بازار خواهد آمد؟

تحقيقات آزمايشگاهی که هم‎اکنون در ايالات متحده و اروپا در حال انجام است اين نويد را می‎دهد که بين پنج تا هفت سال آتی چنين قرص‎هايی را در داروخانه‎ها داشته باشيم. حتماً می‎پرسيد چرا اينقدر طول می‎کشد؟ به دليل اينکه کنترل سيستم باروری مردان کار ساده‎ای نيست. دوران باروری خانم‎ها بدليل پريود ماهيانه‎ای که دارند تقريباً منظم است و تنها ۴۸ ساعت در ماه قدرت بارورشدن را دارند ( البته اين نکته که ۴۸ ساعتِ باروری‎شان در کدام زمان از ماه است هنوز مشخص نيست).

دانشمندان با توجه به زمان پريود ماهيانه‎ی خانم‎ها توانسته‎اند برای آن‎ها قرص‎های ضد بارداری توليد نمايند. برخلاف خانم‎ها، عمل اسپرم‎سازی در بدن آقايان ۷/۲۴ يعنی تقريباً نيم ميليارد اسپرم در روزاست به همين دليل است که ابداع روش جلوگيری از بارداری توسط قرص برای آقايان هنوز مورد بحث و بررسی است.

بهترين شيوه برقراری جنسی کدام است؟

حالتی که هر دو با آن راحت باشيد بهترين است. هيچ تجويز خاصی در اين مورد وجود ندارد.

آيا برای خانم‎ها هم ارتباط جنسی از راه دهان مقدور است؟

بله، و بر طبق آمارهای موجود اين روش که به عنوان پيش‎نوازی و يا آماده سازی خانم‎ها و نزديک‎تر نمودن زمان رسيدن آنها به اوج لذت جنسی بکار می‎رود، در ۹۵% خانم‎های مورد تحقيق به عنوان روش محبوب شناخته شده است. با اين روش چون از نظر ذهنی و جسمی شريک جنسی خود را آماده برقراری ارتباط جنسی می‎کنيد هم او و هم خود شما لذت بيشتری از عمل دخول خواهيد برد زيرا غدد مترشحه‎ای که در طرفين داخل واژن وجود دارند به توليد لوبريکنت (مواد لغزنده) بيشتری می‎پردازند که عمل دخول را آسان‎تر می کند.

پسری هستم ۱۹ ساله که مشکل بزرگی دارم. نمی‎دانم چطور بگويم اما وقتی با خانمی تنها می‎شوم بدون اختيار حالت نعوظ آلت را پيدا می‎کنم. دوستانم می‎گويند در اين حالت بايد به بالا و پايين بپری که وضعيتت به حالت طبيعی برگردد. آيا اين تنها راه است؟

دوست عزيز حالت  نعوظ حالتی بی اختيار و کنترل نشدنی نيست. اولين کاری که بايد بکنی اين است که اگر با خانمی تنها شدی به مسائل جنسی فکر نکنی و برای اينکار بهترين کمک را کنترل نگاه به انسان می‎کند. چون هرگاه که شما به عنوان مثال به يقه‎ باز طرف مقابل خود نگاه کنی بی اختيار در پی آن به خيال‎پردازی مشغول می‎شوی که البته امری است کاملاً طبيعی ولی همه می‎دانيم که برای خانمی که مقابل شماست اين مسئله خيلی خوشايند نخواهد بود . در مورد روشی هم که دوستانتان پيشنهاد کرده‎اند بايد بگويم که هنگامی شقیِ آلت رخ می‎دهد که آلت تناسلی پر از خون شود، وقتی شما در آن حال به بالا پايين بپری در واقع به زور می‎خواهی جريان خون را به حالت اول برگردانی و اين مسئله ممکن است عواقبی چون عقيمی را برايت به دنبال داشته باشد پس مراقبه فکری بهترين کار است. کشيدن نفس عميق هم کمک زيادی در کنترل سرکشی احساس جنسی می‎کند. در ضمن در اين شرايط بهتر است لباس زير و شلوار خود را طوری انتخاب کنی که تنگ نباشد چون لباس‎های تنگ هم عامل تحريک هستند.

آيا همسر آينده‎ شخص می‎تواند بفهمد که او پيش از ازدواج خودارضايی کرده است يا خير؟

هيچ راهی وجود ندارد که کسی اين مسئله را متوجه شود مگر اينکه خودتان به طرف مقابلتان بگوييد.

چرا پس از چند بار به انزال رسیدن مقدار مایع منی کم می شود؟ آیا این جای نگرانی دارد؟

بطور معمول اگر فاصله بین دفعاتی که به انزال می رسید کم باشد ( این زمان در ميان افراد
متفاوت است) بطور طبیعی از مقدار و غلظت مایع منی کم می شود. این مسئله ربط چندانی به قدرت باروری ندارد، چون در هر قطره مایع منی میلیون ها اسپرم وجود دارد. در ضمن ضعف کلی بدن هم می تواند بر روی توانایی جنسی و مقدار مایع منی اثر بگذارد (به عنوان مثال شنونده ای که پرسیده بود چرا پس از ماه رمضان این حالت برایش پیش آمده است).



یکشنبه 1390/06/13 |

خانم نیازی: آقایون نمی توانند حقیقت را قبول کنند

آنها شاید به ظاهر بگویند که حقیقت را می خواهند... اما آیا واقعاً ظرفیت پذیرش آن را هم دارند؟ اینطور که ما متوجه شده ایم آقایون دارای ضمیر فوق العاده حساسی هستند که وقتی نوبت به انتقاد های درون رتختخواب می رسد، با کوچکترین تلنگری خرد می شود. شاید به خاطر همین هم باشد که خیلی از خانم ها هیچ موقع ماسک خندان: "عزیزم تو در تختخواب فوق العاده ای" را از صورت بر نمی دارند.

البته من فرد کاملاً واقع بینی هستم و می دانم که شاید خیلی منصفانه نباشد که همیشه مردها به عنوان پیشقدم و آغازگر ارتباط جنسی در جوامع به شمار روند. اعتقاد عمومی بر این امر است که آنها همیشه باید چیزی برای عرضه کردن داشته باشند و این مطلب تاحدی غیرعادلانه است. باید توجه داشت که ارتباط جنسی موفق و لذت بخش زمانی به وقوع می پیوندد که هر دو طرف توانایی آن را داشته باشند که با شریک جنسی خود آزادانه و صادقانه حتی در مورد کوچک ترین مسائلی که آزارشان می دهد، صحبت کنند.

تعداد زیادی از خانم ها به من مراجعه می کردند و اظهار می داشتند که یکسری مسائل در مورد ارتباط جنسی آنها با همسرانشان وجود دارد که آنها اصلاً دوست نداشته و به هیچ وجه نمی توانند تحمل کنند. ناگفته نماند که این مسائل چیزهایی بودند که معمولاً می شد با یک بحث صمیمانه آنرا به سرعت حل و فصل نمود.

چند وقت پیش خانمی به ما مراجعه کرده بود و می گفت سینه های او در مواقع مشخصی از ماه قدری حساس می شوند و تمایلی ندارد که همسرش در هنگام پیش نوازی به شدت آنها را بفشارد. این خانم اظهار می داشت که خودش در مواقع عادی معمولاً از قدری خشونت لذت می برد، اما در طول این زمان هیچ گونه تمایلی به انجام این کار ندارد. او ادامه داد یک بار در حین معاشقه قدری خودم را عقب کشیدم و از همسرم تقاضا کردم که با ملایمت بیشتری با من رفتار کند، ناگهان او از کوره در رفت و همه چیز همانجا تمام شد.

با توجه به تجارب شخصی به او پیشنهاد کردم که زمانی در مورد این مسئله با شوهر خود صحبت کند که در کشاکش شدیدترین لحظات احساسی نباشند. او با تعجب نگاهی به من انداخت و گفت: صحبت! فقط کافیه در مورد این مطلب کوچکترین حرفی به او بزنم، آنوقت است که صدای داد و فریاد، کوبیدن پاها به زمین، بسته شدن درها و ... از همه جا به گوش خواهد رسید.

خانم دیگری می گفت کتابی را پیدا کرده بود که درون آن تکنیک های مختلف برقراری رابطه جنسی را آموزش می داد. احساس کرده بود که ایده ی بدی نیست که کتاب را به شوهرش هم نشان بدهد تا زندگی زناشویی 10 ساله شان قدری شور و حرارت بیشتری به خود بگیرد. با شوخی و خنده به همراه نوشیدنی که در دست داشت نزد همسرش آمد و صفحه هایی را که قبلاً علامت گذاری کرده بود را باز نمود تا به همسرش نشان دهد تا او هم در جریان قرار بگیرد که می توانند موقعیت های جدید فراوانی را امتحان کنند؛ اما متاسفانه آقا این حرکت را به عنوان یک توهین شخصی در نظر گرفت و تا چند روز بعد با همسرش صحبت نکرد.

پس از آن هر دو خانم اظهار می داشتند که دیگر می ترسند حتی در مورد کوچکترین اتفاق هایی که در ارتباط جنسی آنها را اذیت می کند، با شریک خود حرف بزنند. آقایون! آیا امکان دارد یک زن عاقل بخواهد کشتی قدیمی و تکراری و به گل نشسته ی سکس را به نوسان درآورد در حالیکه احتمال می دهد طوفانی از خشم شما او را فرا خواهد گرفت؟

مشکل اصلی زمانی پدید می آید که خانم تمام این مسائل به نظر کوچک را در کنار هم می چیند و از برقراری رابطه جنسی با همسرش دوری ورزیده و کم کم علاقه اش را هم به سکس و هم به شریک جنسی اش از دست می دهد؛ و آنموقع است که جنگ اصلی شروع شده و هیچ یک از طرفین از آن پیروز بیرون نخواهند آمد. این امکان وجود دارد که خانم قبلاً یکی دو بار تلاش کرده باشد که مشکل جنسی اش را با همسر خود در میان بگذارد اما زمانیکه با واکنش زننده ی همسر خود روبرو شده، شرمساری تمام وجود او را فراگرفته است. چند سال بعد آقا تازه شروع می کند به تعجب کردن که چرا خانم تمایلش را نسبت به ارتباط جنسی شان از دست داده است و البته هیچ سرنخی هم در این مورد پیدا نمی کند. دکترمهرپرور سوال ما از شما این است: "خانم ها چطور می توانند به آقایون بگویند که در تختخواب چه چیزی می خواهند؟"

دکتر مهرپرور: خیلی راحت به ما بگویید که چه می خواهید

معمولاً بیشتر آقایون به رضایت همسران خود اهمیت می دهند. اگر دقت کرده باشید عبارت "دوست داشتی؟" خیلی بیشتر از "دوستت دارم" پس از انجام این عمل زمزمه می شود. با این وجود بسیاری از خانم ها هستند که حتی اگر لذت نبرده باشند و از کارهای بی شور و حرارات همسر خود خسته شده باشند و به رضایت نرسیده باشند، باز هم اعتراضی نمی کنند. آنها می ترسند که حرف هایشان آقا را ناراحت و عصبانی کند، و یا ضمیر شکننده او را خدشه دار سازد.

در گذشته اینچنین نبود که عملکرد مردها در تختخواب ارزیابی شود. امروزه روند زندگی تغییر پیدا کرده است و جایگاههای اجتماعی متحول گردیده و پیرو آن باید انتظار توقعات متفاوت را هم داشته باشیم. خانم نیازی، همانطور که شما در گفته های خود به آن اشاره کردید، خانم ها به راحتی می توانند تشخیص دهند که همسرشان چه کاری را درست انجام نمی دهند. آنها حتی به راحتی قادر به تشخیص علت این اشتباهات نیز هستند.

زمانیکه شما به همسر خود می گویید: "تو در رختخواب اصلاً خوب نیستی" مثل این است که مستقیماً مردانگی او را زیر سوال برده و به عمیقترین احساسات وی لطمه وارد کرده اید. متاسفانه اکثریت قریب به اتفاق آقایون برداشت غلطی از این مطلب می کنند. آنها ارزیابی بد از ارتباط جنسی را مستقیماً به میزان مردانگی شان ارتباط می دهند و این مسئله فرضیه درستی نبوده و رویکرد صحیحی دربرنخواهد داشت.

ولی خانم ها! شما نباید به همین راحتی از این مسئله بگذرید. گاهی اوقات ممکن است که اشتباه از سوی خودتان هم باشد. متوجه باشید که آقایون فن ذهن خوانی نمی دانند. به همین دلیل تا زمانیکه به او نگویید چه چیز باعث آزار و اذیتتان می شود و یا به چه چیزی علاقه دارید، نباید انتظار داشته باشید که او آن کار را برای شما انجام دهد.

شما خانم ها به درستی می دانید که ما مردها بدمان نمی آید که در نظر دیگران "بهترین" به نظر برسیم، پس این وظیفه ی شماست که به ما در این راه کمک کنید. تحقیقات نشان داده است که چه خانم ها و چه آقایون، هر دو به محرک های مثبت واکنش بهتری نشان می دهند. بنابراین سعی کنید زمانیکه کاری را خوب انجام می دهیم، تشویقمان کنید تا دلگرمی پیدا کنیم. بعد آرام آرام بحث را به سمتی سوق دهید که خودتان دوست دارید و مشکلات را به آرامی بازگو نمایید.

خانم هایی که توانسته اند با موفقیت به شوهرانشان کمک کنند تا عملکرد جنسی شان را بالا ببرند، یاد گرفته اند که به جای عبارت: "من اصلاً دوست ندارم زمانیکه تو...." از عبارت: "بهتر نیست.... به جای اینکه...." استفاده کنند. همچنین برای شروع مکالمه هم می توانید از این عبارت صحیح، و تست شده کمک بگیرید: "من عاشق این هستم که تو (کاری که به آن علاقه دارید را عنوان کنید) تو چی وقتی من (کاری که تصور می کنید همسرتان به آن علاقه دارد را ذکر کنید).

هیچ موقع از عباراتی که با "تو" شروع می شوند استفاده نکنید، مثل این نمونه: "توی عقب مانده ی خودخواه مطمئن باش که اگر یک جایزه برای بدترین سکس دنیا تعیین می کردند، حتماً تو به عنوان نفر اول برنده می شدی!"

بهتر است از عباراتی که با "من" شروع می شوند، استفاده کنید. بنده به شخصه این مطلب را برای سالیان دراز به مراجعینم پیشنهاد دادم و می توانم با جرات بگویم که در اکثر موارد همه آنها جواب مثبت گرفتند. زمانیکه در جملات خود "من" به کار می برید، حس مالکیت فردی خود را نسبت به چیزی که در مورد آن مشغول صحبت کردن هستید، ابراز می دارید. عبارات حاوی "من" شما را به هدفتان می رسانند و عبارات حاوی "تو" به چیزی جز جار و جنجال و دعوا ختم نخواهد شد.

اگر احساس کردید که نمی توانید در مورد آمال و نیازهای جنسی خود آزادانه صحبت کنید، مطمئن باشید که زندگی جنسی تان را از دست خواهید داد. خوب خانم نیازی، شما بیراه هم نمی گویید، این امکان وجود دارد که ضمیر حساس آقایون خیلی کم و بطور موقتی خدشه دار شود، اما شک نکنید که بعدها خودشان هم از شما به خاطر اینکه متوجهشان کردید که واقعاً از چه چیزی خودشتان می آید، تشکر خواهند کرد.



یکشنبه 1390/06/13 |

حركت ماشین آرام می‌شود، آرام‌تر. خود را به سمت راست خیابان می‌كشد. به طرف ردیف مسافران منتظری كه ایستاده‌اند.باران نمی‌گذارد چهره راننده دیده شود. یك ساعت معطل ماندن در خیابان و با گل و آب یكی شدن طاقت همه را تاق می‌كند. ماشین ترمز می‌كند و مسافر سوار می‌شود. ماشین سرعت می‌گیرد. مسافرهای دیگر جا می‌مانند. راننده از مسیر می‌پرسد. زن دستپاچه می‌گوید: من كه گفتم كجا می‌روم... مرد لبخندی می‌زند ومی‌پرسد: بعد از آن كجا می‌روید؟

● ترازویی با دو كفه
واژه‌ای ناآشنا است: «مرد خیابانی». اما در مقابلش زن خیابانی واژه‌ای شناخته شده است. هرچند بارها و بارها هر دوی این موارد با یكدیگر همراه‌ شده‌اند و هر كدام بودنش دلیل بر بودن طرف دیگر هم هست با این حال باز هم كفه ترازوی زنانه سنگین‌تر است. این جریان تا دو سال قبل وجود داشت تا زمانی كه كم‌كم در كنار واژه زن خیابانی واژه دیگر یعنی مرد خیابانی هم قرار گرفت، تا كفه دیگر هم دیده شود و قصه، قصه یكطرفه به قاضی رفتن نباشد. تعریف‌های مختلفی برای این مرد واژه در نظر گرفته شد. مثلاً این‌كه: مرد خیابانی فردی است كه بدون داشتن هیچ‌گونه مقصد خاصی در خیابان‌ها می‌گردد و برای دیگران مزاحمت ایجاد می‌كند. مزاحمت‌هایی از نوع بوق‌زدن، گرفتن راه آن‌ها ، چشم چرانی و...
● واژه‌ای برای مقابله
تعریف‌ها مختلف بود و هیچ معیار دقیق علمی نداشت (و البته هنوز هم ندارد) اما از طرفی در مقابل واژه زن خیابانی مطرح می‌شد تا به گوش مسئولین برسد و نشان دهد كه اگر زن خیابانی وجود دارد حتما مرد خیابانی هم در همین گوشه و كنارها هست. افرادی كه بسیاری وقت‌ها برای حل كردن مشكل زنان خیابانی راه‌حل‌هایی چون اعدام آن‌ها را پیشنهاد می‌دادند راه‌حلی كه از طرف كارشناسان و از طرفی قضات و رسانه‌ها مورد انتقاد سختی قرار گرفت و باعث بیشتر مطرح شدن واژه مرد خیابانی شد.صادر كردن حكم‌های بی‌پایه و اساس و احساسی حتی در بسیاری موارد باعث شد تا بسیاری به خود اجازه بدهند به‌صورت شخصی و بدون داشتن هیچ‌گونه حكم و مسئولیت قانونی دست به قتل‌عام افرادی بزنند كه به نظرشان در دسته زنان خیابانی قرار می‌گرفتند. قتل‌عام‌هایی كه در شهرهایی چون مشهد، كرمان و تهران برای زنان بسیاری اتفاق افتاد و وقتی قاتل دستگیر شد، برای تبرئه شدن از گناه ادعا كرد به خاطر اصلاح جامعه دست به این كار زده است.
● پا در گلیم دیگران
با گذری در فرهنگ لغات جوامع دیگر به اینجا می‌رسیم كه نه تنها واژه‌ای به نام مرد خیابانی وجود ندارد كه از واژه زن خیابانی هم خبری نیست. بهروز معبودیان كارشناس آسیب‌های اجتماعی با عنوان این‌كه واژه زن خیابانی در مقابل واژه‌های دیگری به وجود آمده تا بار گزندگی كمتری داشته باشد گفت: در كشورهای اروپایی و آمریكایی اگر فردی از مدیران خود شكایت كند كه برای ارتقاء شغلی مجبور به به‌دست آوردن رضایت عاطفی سرپرست و مدیر خود بوده است قانون برای این افراد مجازات‌های سنگینی در نظر می‌گیرد. در پاره‌ موارد دیگر هم مثل متلك‌پرانی، چشم‌چرانی، به نوعی كه در جامعه‌های جهان سوم دیده می‌شود در آن جوامع دیده نمی‌شود تا برای آن‌ها قوانین خاصی در نظرگرفته شده باشد. معبودیان با اشاره به این‌كه طرح كردن مسائل اینچنینی تنها نگاهی به ظاهر موضوع است گفت: تجاوز به حقوق دیگران چیزی است كه هرچند آشكارترینش را در خیابان‌هامی‌توان دید اما در لایه‌های دیگر فرهنگ هم وجود دارند. به‌طور مثال همكاری كه خلوت همكار دیگرش را می‌شكند و می‌خواهد از موضوعات خصوصی زندگی او سر در بیاورد، مادر و پدری كه برای خلوت فرزندشان احترامی قایل نیستند و فكر می‌كنند چون والدین او هستند می‌توانند در همه وجوه زندگی فرزندشان دخالت داشته باشند، مدیری كه می‌خواهد همه كارمندانش اعتقادات او را داشته باشند و بسیاری موارد دیگر كه اگر دقت كنیم در اطراف خود به وضوح می‌بینیم. مواردی كه آن‌ها را ساده می‌گیریم بدون این‌كه بدانیم همه این‌ها نشانگر فرهنگ غلطی است كه ما هر روز بیشتر وبیشتر به آن‌ها تن می‌دهیم.
فرهنگ اشتباهی كه به بسیاری اجازه می‌دهد چارچوب دیگران را بشكنند و به حریم آن‌ها وارد شوند، آرامش آن‌ها را به هم بریزد با گفتن متلكی آن‌ها را از كوره به‌در برده و تا ساعت‌ها آرامش را از وجودشان بگیرد. همه این موارد وقتی شدت می‌گیرد كه در جامعه قوانین درست و محكمی برای حمایت از نقض‌حقوق‌شدگان وجود نداشته باشد. در این جوامع، بسیاری به خود اجازه ورود به حریم شخصی افراد را می‌دهند و حق آن‌ها خصوصاً حق زنان را مورد تعرض قرار می‌دهند. در چنین جوامعی نه تنها حریم فرزند توسط والدین شكسته می‌شود بلكه حریم والدین هم توسط فرزند شكسته می‌شود. مصداق چنین جوامعی فردی است كه با دست به جان جوش‌های قرمز روی صورتش افتاده! جوش‌ها را می‌كند و خون فواره می‌زند، جای آن‌ها می‌ماند. جوش‌ها می‌روند، اما فردا دوباره جوش‌ها بیرون می‌زنند. بیشتر از دیروز! و این یعنی كاری دقیقاً مشابه بسیاری از كارهایی كه ما انجام می‌دهیم. كارهایی كه به جای این‌كه ریشه و علت آن‌ها را از بین ببریم معلول را می‌خواهیم حذف كنیم.
● سؤالم را جواب بده
بهروز معبودیان با عنوان این‌كه وقتی جامعه‌ای نتواند نیازهای زیستی وروانی نسلی را پاسخ روشن و واضحی دهد، بسیاری از جوانان به‌صورت‌های انحرافی جواب‌های خود را پیدا می‌كنند. به‌طور مثال اگر ارزش درست لباس پوشیدن برای آن‌ها بیان نشود و پاسخ مناسبی به آن‌ها داده نشود، این پوشش می‌تواند شكل ناهنجاری پیدا كند. او با عنوان این‌كه درك نشدن نسل جوان و نیازهایش می‌تواند آسیب‌پذیری جامعه را بیش از پیش كند، گفت: در بسیاری از موارد پوشش جوانان تنها برای جلب توجه نیست. آن‌ها این نوع پوشش را با توجه به نوع هیجانات و افكار این سن خاص خود انتخاب كرده‌اند در حالی كه اگر این مسئله را نادیده بگیریم و به آن‌ها انگ‌های سنگینی بزنیم و آن‌ها را متهم كنیم نه تنها راه درست را نشان نداده‌ایم كه این خواسته را به ظاهر از بین برده و در حقیقت به آن شكل زیرزمینی داده‌ایم.
● جنگ بدون برنده
گویی جنگی در بین است. گروهی می‌خواهند از ناهنجاری زنان بگویند و گروهی دیگر به تقاص آن‌ها می‌خواهند از گروه مقابل بگویند. در صورتی كه بهروز معبودیان وجود هر دوی این‌ها را موجب تأثر و تأسف می‌داند و می‌گوید: بحث بر سر زن یا مرد خیابانی بحثی اشتباه است در صورتی كه مسئله اصلی فروپاشی ارزش‌های انسانی است. ارزش‌هایی كه از دست می‌روند و موجب می‌شوند همه ما احساس ناامنی كنیم. در حالی كه اگر بر روی ارزش‌های انسانی كار شود و به جای از بین بردن معلول، علت را ریشه‌یابی صحیح كنیم به زودی مسائلمان حل خواهد شد.
● دیوارها می‌ریزند
همه قربانی می‌شوند. زن و مرد هم ندارد. همیشه جنسیت در پله دوم ایستاده و این ذات انسانی است كه پله اول را به خود اختصاص داده است. تخریب یكی تخریب دیگری را هم به همراه دارد. چرا كه این دو پایه همراه با همدیگر یك سقف را نگاه داشته‌اند. تنها شامل حال زنانی نمی‌شود كه مورد آزارهای بزرگ و كوچك مردان خیابانی قرار گرفته‌اند بلكه حتی كسی كه دیگران را مورد اذیت و آزار قرار می دهد نوعی قربانی است؛ قربانی عدم تربیت درست برای برطرف كردن نیازهای مادی و معنوی و عدم پاسخ مناسب برای سؤال‌هایش.



جمعه 1390/06/11 |

بین تمامی نهادها و سازمانها اجتماعی ، بی شک خانواده نقش و اهمیت ویژه ای دارد.هیچ جـــامعه ای نمی تواند ادعای سلامت کند چنانچه از خانواده هایی سالم برخوردار نباشد و بی هیچ شبهه ای هیچ یک از آسیبهای اجتماعی نیست که فارغ از تاثیر خانواده ای پدید آمده باشد.محیط و عوامل اجتماعی البته در به وجود آمدن این آسیبها بی تاثیر نیستند .


  درباره پدیده روسیپگری و فرار دختران که می توان آن را از کانون های چرکین آسیبهای اجتماعی دانست دقیق ترین شاخص عقب افتادگی برای جامعه ؛ تجلیگاه فقدان عدالت اجتماعی ، شاخص فقر و بیکاری ، شاخص فقر فرهنگی و یک پدیده فرهنگی ـ اجتماعی است .




این ، یک معضل روانشناختی است و درمان پذیر است.باید به خاطر داشت هر گونه اقدام ناسنجیده این گونه آسیب های اجتماعی را افزایش می دهد. نباید با معلول برخورد قهری کرد ، بلکه باید علتها را جست و برطرف ساخت .

در این تحقیق ، پدیده روسیپگری (زنان خیابانی) و فرار دختران و همچنین علل و پیامدها و راهکارهای پیشنهادی برای جلوگیری از چنین آسیبهایی تحت بحث و بررسی قرار گرفته است. بدون شک بحث در مورد این گونه معضلها نیازمند تامل و تعمق بیشتر با همکاری و مشارکت نهادهای تحقیقی و اجرایی سازمانهای متعدد و مرتبط ، صاحبنظران و اساتادان دانشگاه ، برگزاری همایش های تخصصی و ... است .

*فرار از خانه

در مورد فرار فرزندان از خانه ، آمارها حکایت از افزایش میزان آن دارد.در طول سال ٨٠ دست کم٤٠٧٢ جوان و نوجوان از خانه گریختند که از این میزان ١٤ درصد دختر و ٨٦ درصد پسر بودند.البته نسبت دختران به پسران توجیهی برای عدم تمایل آنها به فرار نیست بلکه آنان بر خلاف پسران بیشتر گرفتار باندهای قاچاق و مراکز فساد می شوند.

مشکلات عاطفی (‌مثل افسردگی ) خانواده پر جمعیت ، نداشتن صلاحیت اخلاقی والدین، بدرفتاری ، اعتیاد و فساد اخلاقی ، رفت و آمد با افراد نامناسب و شرکت در مجلس های غیر اخلاقی ، مهم ترین علل فرار از خانه به شمار می آیند .

همچنین تعصبات بی جا و سخت گیری های افراطی والدین از یک سو و بی قیدی و رها گذاشتن فرزندان از سویی دیگر در کنار شرایط نظیر طلاق ،‌ وجود ناپدری و نامادری و زندگیهای توافقی می تواند در این زمینه موثر باشد .

علاوه بر این ، ازدواج های اجباری و مبارزه با ازدواج های منطقی فرزندان ، دوستان نامناسب و عدم کنترل والدین بر تفریحات و محیطهای غیر درسی آنها عامل آشکار ساز این آسیب اجتماعی است. فقر اقتصادی ، بی کـــاری نـــه به عنوان علت اصلی بلکه به عنوان یکی از محرکهای سازنده تصمیم به فرار شناخته شده است .

با توجه به ارایه آمار نهادهای مربوط به دختران فراری و منابع مطالعاتی به افزایش این پدیده در سطح جامعه می توان اشاره کرد  .

در فاصله سالهای ٦٥ تا ٧٨ شیوع فرار از خانه ٢٠ برابر شده است و میانگین سنی آنان ١٦ سال عنوان می شود.همچنین به نقل از سازمان بهداشت جهانی ، میانگین سنی نوجوانان در فرار از خانه ١٤ تا ١٧ سال است که ٧٤ درصد دختر و ٢٦ درصد پسر هستند .

دختران فراری بیشتر اوقات خود را در پارکها ، خیابانها و ... می گذرانند که علت آن احساس تبعیض در خانواده ، کنترل شدید والدین ، اختلاف خانوادگی ، احساس رانده شدگی از خانواده است.

علل خانوادگی موثر بر فرار دختران از خانه را می توان مشکلات خانوادگی مثل رفتار ظالمانه ، اختلاف با پدر ، مادر و برادر و کتک خوردن، ‌ازدواج اجباری ، سردی عاطفه ، طلاق و جدایی ، انحراف اخلاقی والدین و زندانی شدن والدین بر شمرد.از جمله عوامل اجتماعی نیز می توان به مهاجرت های دسته جمعی ، ‌نبود انطباق وضع زندگی ، افت وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی خانواده تاکید کرد.ترجیح دادن وضعیت فرار نسبت به وضعیت دشوار خانواده با هر ذلتی مثل خود فروشی، گدایی ، فروش مواد مخدر ، پناهندگی به گروه های فاسد و برآوردن انتظارات آنها همراه است .

پیامدهای فرار از خانه:‌بیماری های جسمی ، روانی ،‌بزهکاری ، فحشا ، بارداری نامشروع و پیش از موعد اعتیاد به مواد مخدر ، خطر درگیری با قانون ، روسپیگری و خودکشی

*روسپیگری

روسپیگری از کهن ترین کجروی های بشری است که ردپای آن را می توان در طول تاریخ جست و جو کرد. در ایران ، روسپیگری از دوران قاجار و دربار شروع شد و در دوره پهلوی در مکان های خاصی رسمیت یافت .

در واقع وقتی دختری به هر علت از خانه فرار می کند راهی به غیر از آلوده شدن برایش باز نیست و او طبیعتا ‌ناگزیر همین یک راه را انتخاب می کند؛ زیرا دیگر خانواده و جامعه پذیرای وی نیست.پس تصور می کند چون راهی ندارد باید تا آخر خط برود و خود را به هلاکت برساند.

علل و انگیزه های که گروهی از زنان را به انحراف می کشاند متعدد است. فقر ، تنهایی ، بیهودگی ، بیکاری و نبود پذیرش از سوی جامعه ، آنها را در خیابان های بی انتها رها می کند. برخی از این قربانیان ، محصول طلاق و جرم والدین (‌مثل اعتیاد ) نامادری و ناپدری بد رفتار و اطرافیانی هستند که احساسات و عواطف انسانی آنان را زیر پا له می کنند و به گوشه خیابان های شلوغ و ناامن شهر سوق می دهند .

نتیجه تحقیقی که از شماری زنان روسپی صورت گرفته بیانگر این است که بیش از ٦٠ درصد آنان در نوجوانی وارد منجلاب می شوند.٦٢ درصد روسپیان زمینه خانوادگی داشته و با پدر و مادر زندگی می کرده اند .٢٢ درصد با خویشاوندان و ٢ درصد نیز با بهزیستی زندگی کرده اند  .

 روسپیان در خصوص رابطه با والدین گفته اند تشنه یک جرعه محبت هستند.و سوم روسپیان از پیش یا بعد از افتادن به آتش فساد، معتاد می شوند و پدران آنان معتاد بوده اند.‌٧٤ درصد روسپیان معمولابا کسی ازدواج کرده اند که شکل پدرشان بوده است ؛ یعنی معتاد.شش درصد از روسپیان تاز سوی شوهرانشان وادار به روسپی گری شده اند .

 همچنین این افراد مورد سوء استفاده ی جنسی در منزل خودشان هم قرار گرفته اند ( پدر ، برادر ، دایی ، ... ) حریم آنها قبل از ورود به اجتماع شکسته شده است .

یعنی ٢٢ درصد در زمان کودکی مورد سوء استفاده قرار گرفته اند . دلایل و عوامل مهم روسپیگری در ایران :‌ فقر ، بی کاری ، حمایت نشدن از زنان ، طلاق ، بالا رفتن سن ازدواج ، وجود درآمد فعال در روسپیگری ، تقاضای بالقوه در جامعه و ...

پیامدهای روسپیگری : شیوع بیماری های آمیزشی ، اعتیاد روسپی ، اعتیاد بالقوه هوسرانان و کاهش میل جنسی ؛ دشوار شدن فعالیت های مددکاری ، افزایش قیمت و ناخالصی تریاک و سوق یافتن معتادان به هرویین ، بروز مرگ و میرهای ناشی از مصرف مواد مخدر ناخالص ، افزایش شمار زندانیان ، دزدی، باجگیری ، قوادی و ...
آمار ها نشان می دهد ٥٦ درصدافراد آلوده زیر ١٩ سال و ٧٠ درصد زیر ٢٤ سال هستند که این یک زنگ خطر بسیار جدی است. بیش از ٥٠ درصد افراد زیر ١٩ سال در دوره هایی که پر مخاطه ترین مرحله زندگی آنهاست با بحران هایی نظیر هویت ، بلوغ و مسائل جنسی رو به رو هستند و باید راهی برای ارضای شرعی یا قانونی نیازهایشان بیابند اما آنان در جامعه رها شده اند و راهکار تعیین شده ای وجود ندارد .

با جامعه پرخطر ، چطور انتظار داشت همگی جوانان سالم بمانند ؟ اگر پدر و مادر به اهمیت نقش خود در تربیت نوجوان پی ببرند و شیوه های صحیح را بیاموزند و به کار ببرند بسیاری از اختلالات رفتاری و انحرافات اخلاقی در نوجوانان به وجود نخواهد آمد .

پیغمبر اکرم ( ص )‌ پدر و مادری را که با پیش رو گذاشتن روش های نادرست باعث نافرمانی کودک و نوجوان می شوند لعن کرده و فرموده است :‌خدا نیامرزد آن پدر و مادری را که با رفتار نسنجیده ، فرزندان خود را به نافرمانی و عقوق وارد می سازند  .

خانواده مهم ترین پایگاه در رشد عواطف نوجوانان به حساب می آید. نوجوان در تعامل با والدین و سایر اعضای خانواده امیدواری ،‌صداقت و حمایت را می آموزد و یا آن که به تعارض با دیگران بر می خیزد و رفتار بد را به دیگران تعمیم می دهد .

افراط و تفریط در زمینه هایی چون پذیرش ، توجه و مراقبت ، آزادی ، توقع ،‌انتظار و تشویق به انجام کارهای نادرست نقش مهمی در ایجاد مشکلات رفتاری فرزندان ایفاد می کند.با توجه به اینکه خانواده یک عنصر بسیار تأثیر گذار در شکل گیری شخصیت کودکان و نوجوانان است والدین باید دقت نظر بیشتری در روابط خود با فرزندان به ویژه نوجوان داشته باشند و همواره اصل پذیرش احترام و توجه به قید و شرطها را در رابطه با فرزندان رعایت کنند .

از طرفی حتی محیط اجتماعی هم می تواند به گسترش این نوع جرمها کمک کند.در مورد شناخت جرم به عنوان یک مسئله اجتماعی باید عوامل اجتماعی را عمیقا مورد توجه قرار داد و سعی کرد علل گوناگونی را که باعث ارتکاب آن گونه اعمال می شوند تحت بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داد و راه حل درستی برای جلوگیری از ارتکاب بیشتر جرم ارایه کرد.

از سویی باید به این واقعیت نیز توجه داشت که بیماری های اجتماعی ، مانند آسیب های جسمی؛ مسری هستند و اگر از ابتدای جرم به فکر اصلاح و از بین بردن علل ارتکاب آن نیفتیم ممکن است به دیگران نیز سرایت کند. ریشه درد در جامعه است نه فرد. پس باید به فکر بود و راهی را پیدا کرد که جلوی ارتکاب روز افزون جرم گرفته شود .

اگر در جامعه ای جرم زیاد است در قوانین حقوقی ، مقررات اجتماعی و نوع آموزش و پرورش آن باید مطالعه کرد و به فکر شناخت علل بود. باید پذیرفت امکانات رفاهی ، متعادل بودن شرایط اقتصادی و اجتنماعی ، توجه بیشتر به ارزش های معنوی و برخورداری از آموزش صحیح ، انسان را به موجودی کار ساز و نیروی سازنده جامعه تبدیل می کند و او را از گرایش به جرم باز خواهد داشت .

مهم ترین راهکارهای پیشنهادی برای جلوگیری از آسیب های اجتماعی آموزش اصول شیوه های تربیتی به والدین به خصوص در دوران بلوغ ، آموزش مهارتهای زندگی به دختران برای ‌آشنایی با خود ، اهداف و مسائل جنسی ، تدوین قوانین حمایتی با ضمانت اجرایی قوی ، ایجاد بانک اطلاعاتی دانش آموزی برای کسانی که خانواده های آسیب زا دارند ، آگاهی دادن به دختران درباره عواقب فرار از طریق رسانه های جمعی ، استقرار مددکاران حرفه ای در پایانه ها ، خروجیها و ...است .




جمعه 1390/06/11 |

خانم ها آیا می دانید که چه چیزهایی شعله جنسی آقایون را خاموش می کند؟ خیلی چیزها  البته ممکن است رفتار یا خصوصیتی که شعله جنسی یک مرد را خاموش می کند، برای مرد دیگر اینطور نباشد. بعد از انجام تحقیقات مختلف، ما به این نتایج رسیده ایم. در این مقاله لیستی 10 موردی از مهمترین چیزها و رفتارهایی که تحریک جنسی آقایون را متوقف می کند، گرد آورده ایم. خانم ها همیشه به یاد داشته باشید ممکن است همه این موارد شعله تحریک همسر شما را خاموش نکند اما در هر حال از جمله متداولترین مسائلی است که می تواند منجر به آن شود.

1. زن هایی که مثل پلیس های ترافیک عمل می کنند.

یعنی زنهایی که حین عمل جنسی از مردشان می خواهند کاری را انجام دهد. مثلاً می گویند، لباسم را آرام دربیار، حالا گردنبندمو دربیار، نه نه نه اینقدر تند، با دستت موهامو نوازش کن، و و و.... بله خیلی از خانم ها هستند که موقع سکس چنین رفتاری دارند. در تحقیقاتی که ما انجام دادیم مردها واقعاً از این رفتار متنفر بودند. البته ابراز احساستان درمورد سکس بااینکه مثل یک پلیس ترافیک دستور بدهید، خیلی فرق می کند.

2. زنهایی که در بستر، بی تحرک هستند (واکنش نمی دهند).

کاملاً واضح است که این کدام دسته از خانم ها می باشند. خیلی از زنها هستند که فقط در تختخواب دراز می کشند و بقیه کارها مسئولیتش با مرد است. قدیم عرف به این شکل بوده است اما امروز اصلاً برای هیچ مردی قابل قبول نیست. مردها دوست دارند خانمشان به آنها واکنش دهد. این مهمترین شکایتی بود که در این تحقیقات مردها از خانم هایشان داشتند.

3. زنهایی که به خودشان نمی رسند.

این مسئله بیشتر مربوط به خانم های متاهل است. خیلی از ما اینطور هستیم. بعد از ازدواج چندان به خودمان رسیدگی نمی کنیم. چند نفر از شما تا به حال این جمله به ذهنتان خطور کرده که "الان دیگر زنش هستم لازم نیست تحت تاثیرش بگذارم."؟ مطمئن باشید نظر مردها چیز دیگری است. در این تحقیقات، مردها از زنهایی که خودشان را ول کرده و دیگر رسیدگی های لازم را به خودشان نمی کنند، بدگویی می کردند. مثلاً اصلاح نکردن بدن، درست نکردن موها، پوشیدن لباسهای زیر پاره، بوی بد دهان، رسیدگی نکردن به ناخن ها و از این قبیل. پس کمی برای خودتان وقت بگذارید و همیشه خودتان را مرتب و سرحال نگه دارید.

4. زنهایی که مداوم از خودشان و بدنشان بدگویی می کنند.

باید یاد بگیرید که جسمتان را دوست داشته باشید. این شوهرتان را خیلی تحریک می کند. آنها از اینکه بخواهید مدام در مورد نواقص و اشکالاتتان غر بزنید خسته می شوند.

5. زنهایی که فقط به وضعیت مادی مرد توجه دارند.

میدانم که خیلی از شما ممکن است بگویید که این آخرین چیزی است که به ذهنتان خطور می کند. اما خیلی از زنها هم هستند که فقط به خاطر پول مرد با او همخوابه می شوند. مردها واقعاً از این رفتار متنفر هستند و مطمئناً حق هم دارند. این خیلی سنگدلانه است.

6. زنهایی که درمورد دوست پسرهای قبلیشان حرف می زنند.

این مسئله برای مردها بسیار ناراحت کننده است و آیا می توانید حق را به آنها ندهید؟ خواهشاً تاریخچه روابط خودتان را با مردهای دیگر برای خودتان نگه دارید. اگر شما هم جای او بودید، مطمئناً دوست نداشتید بایستید و او از دوست دخترهایش برایتان تعریف کند.

7. زنهایی که لباس زیر های زیبا نمی پوشند.

مردها اصلاً شبیه هم نیستند و سلیقه آنها در لباس زیر هم شبیه به هم نیست. همه چیز به سلیقه مرد شما بستگی دارد. پس با خود او در این باره صحبت کنید و ببینید او چه دوست دارد. طبق تحقیقات، لباس زیر نقش بسیار مهمی در تحریک مردها دارد.

8. زنهایی که خیلی در بستر حرف می زنند.

این مسئله کمی برای من عجیب بود چون اصلاً نمی توانم به ذهنم راه بدهم که ممکن است فکر کنید، صحبت کردن درمورد پرداخت قبض ها می تواند باعث تحریک همسرتان در تخت شود. اما خیلی افراد هستند که این رفتار را دارند و خیلی از مردها این را بعنوان یکی از مهمترین رفتارهایی که تحریک جنسی آنها را متوقف می کند، گزارش کرده اند.

9. زنهایی که تظاهر می کنند.

مطمئنم همه ما یکی دو بار هم که شده اینکار را انجام داده ایم. دربرخی از مراحل زندگی برای اینکه مردمان فکر نکند اشکالی دارد، نقش بازی کرده ایم. اما برای او بهتر است که به او حقیقت را بگویید و بگویید که فعلاً حال و حوصله سکس ندارید تا اینکه بخواهید برایش تظاهر کنید. خیلی اوقات زنها آنقدر فکر و خیال در سرشان است که نمی توانند روی آن موضوع تمرکز کنند و حوصله سکس ندارند و بنابر تحقیقات اکثر مردها می توانند این مشکل شما را بپذیرند. پس دفعه بعدی که حوصله سکس نداشتید، به جای نقش بازی کردن حقیقت را به همسرتان بگویید.

10. زنهایی که هیچوقت شروع کننده سکس نیستند.

این رفتار هم از جمله رفتارهایی است که قدیم کاملاً طبیعی بوده است. قدیم این مردها بودند که همیشه باید سکس را شروع می کردند و اولین حرکات را انجام می دادند اما در این دنیای جدید، همه چیز فرق کرده است. مردهای ما دوست دارند  که هر از گاهی هم خانمشان شروع کننده باشد. اینکار برای خیلی از خانم ها سخت است چون از آن اول تصورشان این بوده که نباید خودشان را پایین بکشند و پیشقدم شوند. اما من این اطمینان را به شما می دهم که بااینکار نه تنها خودتان را کوچک نمی کنید، بلکه همسرتان را هم به ادامه رابطه بیشتر تحریک می کنید.

همانطور که قبلاً گفتیم مردها خیلی با هم تفاوت دارند. این شما هستید که باید روحیات آنها را شناخته و ببینید کدامیک از این خصوصیات شعله تحریک جنسی آنها را خاموش می کند. در این زمینه با خود او حرف بزنید و از جوابی که ممکن است به شما بدهد اصلاً ناراحت نشوید. فقط سعی کنید که خودتان را اصلاح کرده و برای بهبود رابطه تان بکوشید.

خصوصیاتی که شعله تحریک جنسی خانم ها را خاموش می کند

اگر می خواهید همسرتان را از سکس بیزار کنید، یا او را به آن علاقه مند کنید، باید همه اینکارها را انجام دهید.

اما اگر می خواهید یک زندگی جنسی کاملاً راضی کننده و خلاق داشته باشید، پس به هیچ عنوان نباید کارهای زیر را انجام دهید.

اول اینکه، اگر می خواهید واقعاً حال و هوای یک سکس عالی را از بین ببرید، باید آن را هر هفته، شب جمعه ها ساعت 10 انجام دهید. این می تواند خیلی خسته کننده باشد.

با ایجاد برنامه برای زندگی جنسی خودتان، همه لذت و تفریح آنها را از بین می برید و آن را هم به یکی دیگر از کارهای روزمره تبدیل می کنید. درعوض باید کاری بکنید که همسرتان را به شوق بیاورید.

یک نباید دیگر برای سکس این است که فقط زمانی به همسرتان دست بزنید که می خواهید سکس داشته باشید. اگر برای ابراز احساس به همسرتان به خودتان زحمت ندهید، همسرتان خیلی زود سکس با شما را کنار خواهد گذاشت. چون دیگر برای او آشکار خواهد شد که شما او را فقط به خاطر رابطه جنسی می خواهید نه چیز دیگر.

احساس چیزی است که باید همیشه و در همه اوقات بین شما رد و بدل شود نه فقط حین رابطه جنسی. همچنین اگر همیشه به یک طریق سکس کنید، همان کارهای همیشگی و پیشنوازی های همیشگی را داشته باشید، این هم برای همسرتان خسته کننده خواهد شد.

تنوع دادن به رفتارهایتان حین سکس و اضافه کردن عنصر هیجان به زندگی جنسیتان، آتش آن را همیشه شعله ور نگه می دارد. نباید به همسرتان بگویید که چون در یک رابطه متعهدانه هستید، از او انتظار دارید که با شما سکس داشته باشد. اینکار مسلماً تحریک او را متوقف می کند. چون رابطه جنسی نباید به شکل یک اجبار و وظیفه درآید.

رابطه جنسی تجربه ای است که باید با رضایت دو طرف انجام شود. اگر بخواهید همسرتان را مجبور به سکس کنید، وقتی که به هیچ وجه تمایلی به آن ندارد، مطمئن باشید که دیگر هیچ تمایلی به سکس با شما پیدا نخواهد کرد. اگر همسرتان خسته است یا حال و حوصله ندارد، به هیچ وجه نباید او را مجبور به اینکار کنید.

یک مسئله دیگر که میل جنسی همسرتان را به کلی کور می کند، این است که بدون هیچ مقدمه سازی و پیش نوازی یک راست به سراغ بخشی از سکس بروید که بیشتر از همه به آن علاقه دارید. صادقانه باید بگویم که اینکار یکی از مهمترین رفتارهایی است که همسرتان را از سکس با شما بیزار می کند.

بهداشت ضعیف

زنها از اینکه مردشان بوی بد بدهد بیزارند. قبل از اینکه حتی فکر رفتن در رختخواب با همسرتان به ذهنتان خطور کند، باید حتماً دوش بگیرید. علاوه بر این، کارهایی مثل اصلاح صورت، زدن عطر، تمیز کردن گوش ها، و مسواک زدن دندانها نیز نباید فراموش شود. بااینکه خیلی از زنها ممکن است از بوی بدن شما خوششان بیاید اما بیش از اندازه آن هم نفرت انگیز است. بوی بد دهان، به خصوص بوی سیر یا پیاز، یکی از مهمترین دلایل متوقف شدن تحریک خانم هاست.

سست نباشید

یک حقیقت ساده درمورد سکس این است که زنها دوست دارند با مردهایی سکس داشته باشند که واقعاً مثل مردها رفتار کنند. اگر در اتاق خواب مثل اواخواهرها برخورد کنید، مطمئن باشید که هیچ کششی به شما پیدا نخواهد کرد. از جمله این رفتارها این است که از او بپرسید، آیا لذت می برد یا نه یا اینکه از انجام کارهای جدید واهمه داشته باشید.

خشونت بیش از حد

خشونت بیش از حد هم از جمله خصوصیات بدی است که می تواند کشش خانمتان را تحت تاثیر قرار دهد. اگر او تصور کند که فقط به فکر لذت خودتان هستید مطمئن باشید که هیچ لذتی از سکس با شما نخواهد برد. بااینکه زنها از مردهایی خوششان می آید که با اعتماد به نفس عمل می کنند اما نباید هیچوقت در برخورد خود با آنها بیش از حد خشونت به خرج دهید. ملایم و در عین حال محکم باشید و قبل ازاینکه هر نوع رفتار خشونت آمیز را شروع کنید، اطمینان یابید که او به آن علاقه دارد. در غیر اینصورت شعله کشش او را به کلی خاموش خواهید کرد.

رفتارهای عجله ای

بدون مقدمه رفتن سر سکس یکی از عواملی است که کشش طرف شما به رابطه جنسی کاهش می دهد. اگر شما هم یکی از آن مردهایی هستید که فکر می کنید سکس اصلاً نیازی به مقدمه و پیش نوازی ندارد، و می توانید بدون آن سریعاً به سراغ قسمتی بروید که خودتان بیشتر می خواهید، مطمئن باشید که فقط همسرتان را ناراحت خواهید کرد. پس اگر او هم خیلی در رفتارش با شما خوب نبود، دیگر گلایه نکنید چون این عمل واقعاً برای او رنج آور است. زنها برای تحریک شدن نیاز به عشق دارند و برای آنها پیش نوازی و مقدمه به همان اندازه عمل اصلی اهمیت دارد.


جمعه 1390/06/11 |

یکی از نگرانی های خانم ها درمورد رابطه جنسی مشکل آنها در رسیدن به ارگاسم است. در این مقاله نکاتی را برایتان مطرح می کنیم که مطمئناً موثر خواهد بود:

* نکات روحی:

1) پیشبینی رابطه جنسی—برای خیلی از خانم ها وقتی درمورد رابطه جنسی خیالبافی میکنند، می توانند از قدرت ذهنشان (خیالپردازی) برای تحریک شدن خود، هم فیزیکی و هم روحی، استفاده کنند. این روش همچنین به خانم ها کمک می کند بفهمند که چه چیزهایی در محیطشان باعث تحریک آنها می شود (مثلاً داستان های رمانتیک و شهوانی، آهنگ های عشقی، فیلم های ویدئویی) و از این ابزارها قبل از رابطه جنسی استفاده کنند. این "شروع گرم" می تواند به راحت تر رسیدن به "پایان" کمک کند.

2) ریلکس باشید—خیلی از خانم ها برای اینکه بتوانند به لذت جنسی برسند، نیاز به برزخ و وقفه دارند. این به خاطر آن است که فشار احساسی بر واکنش جنسی اثر منفی دارد. پس قبل از یک رابطه جنسی، به موسیقی آرامش بخش گوش کنید، یک حمام داغ بگیرید، یک کتاب بخوانید یا هر کار دیگری که برای ریلکس کردن شما جوابگو است. ریلکس و آرام بودن به رسیدن به ارگاسم کمک شایانی می کند.

3) چیزهایی که موجب حواسپرتی می شود را از بین ببرید—خیلی از خانم ها موقع رابطه جنسی مداوم فکرشان به وظائف روزانه، نور زیاد داخل اتاق، سروصدا، وجود حیوانات داخل اتاق و از این قبیل پرت می شود. باید ببینید که چه چیزهایی موجب حواسپرتی شما می شود و آنها را از میان بردارید تا بتوانید حین رابطه جنسی خوب روی جسمتان و احساس خوبی که پیدا می کنید، تمرکز داشته باشید تا راحتتر به ارگاسم برسید.

4) عصبانیتتان را خاموش کنید—داشتن رابطه جنسی با یک جوجه تیغی خیی سخت است---این احساسی است که خیی از خانم ها وقتی از دست همسرشان عصبانی هستند، حس می کنند. عصبانیت آدم ها را از هم دور می کند. برای خانم ها لازم است که قبل از هرگونه رابطه جنسی، شعله عصبانیتشان را خاموش کنند تا بتوانند صمیمانه با همسرشان رابطه برقرار کنند. اکثر خانم ها برای اینکه بتوانند از طریق دستگاه تناسلیشان با کسی ارتباط برقرار کنند، باید قبلاً ارتباط قلبی با او برقرار کرده باشند.

5) نگران بدنتان و نقص های آن نباشید—کلید اصلی در واکنش پذیری به رابطه جنسی، قبول کردن و تحسین کردن بدنتان است. اگر بیش از حد دغدغه نقص های جسمیتان را داشته باشید، واکنش جنسی شما از بین می رود و به ارگاسم نخواهید رسید. به عبارت دیگر، ذهنتان جلوی واکنش بدنتان را می گیرد. یادتان باشد که اکثر مردها با یک همسر علاقه مند و مایل است که تحریک می شوند نه با یک اندام کامل و بی نقص.

6) حین سکس، تمرکز شهوانی داشته باشید—برای این منظور لازم است که ذهنتان را وارد حیطه شهوانی و جنسی کنید تا قدرت تحریک پذیری جسمیتان بیشتر شود. برای کمک به اینکار روی کارهایی که همسرتان انجام می دهد تمرکز کنید.در واقع بهترین روش نگاه کردن به کارهای همسرتان و نگاه کردن به چشمهای اوست.

7) تمرکز کنید—خیلی از خانم ها بعد از تحریک شدن باید روی احساسات لذت بخش خود (به خصوص حسی که در دستگاه تناسلی خود احساس می کنند) و بیشتر و بیشتر شدن این احساسات تمرکز کنند.

8) بیرون رفتن از دام "راه واقعی"—خیلی از افراد (در هر دو جنس) اشتباهاً تصور می کنند که واقعی ترین راه به ارگاسم فقط از طریق رابطه جنسی از واژن ایجاد می شود. راه های دیگر رسیدن به ارگاسم، مثل تحریک چوچوله (با دست یا زبان)، مورد علاقه این افراد نیست چون از رابطه از واژن پست تر است. این عقیده غلط باعث شده است که خیلی از خانم ها تصور کنند که دچار مشکلی هستند چون قادر نیستند از طریق رابطه از واژن یا همان راه واقعی به ارگاسم برسند. یادتان باشد، اکثریت خانم ها از طریق تحریک چوچوله یا تحریم واژن است که به ارگاسم می رسند و این هیچ اشکالی ندارد. مهم نیست که ارگاسم از چه طریق اتفاق بیفتد، آنچه اهمیت دارد اتفاق افتادن آن است.

9) برای بازی هم وقت بگذارید—خیلی افراد رابطه جنسیشان را برای دیروقت میگذارند که بدن کششی به آن ندارد و فقط نیازمند خواب و استراحت است. اگر برای بازی کردن قبل از رابطه هم وقت بگذارید مطمئناً رابطه جنسی بسیار بهتری خواهید داشت. این مسئله به خصوص برای خانم ها اهمیت بیشتری دارد چون رسیدن ارگاسم برای آنها وقتی بدنشان پرانرژی باشد راحت از زمانی است که خسته باشند.

* نکات جسمی:

1) متخصص بدن خودتان باشید—مطلع شدن از وضعیت بدنتان و واکنش های آن برای رسیدن به ارگاسم خیلی از خانم ها لازم است. باید بتوانید کنترل بدنتان را داشته باشید و شخصاً واکنش های آن را بررسی کنید و بعد به همسرتان یاد بدهید که کدام نوع لمس کردن و نوازش کردن برای شما لذت بخش تر است. یادتان باشد همسرتان متخصص بدن شما نیست! شما خودتان هستید! خانم هایی که هیچ اطلاعی از بدن خود ندارند نمی دانند که از چه چیز رابطه جنسی بیشتر لذت می برند. این خانم ها معمولاً به ارگاسم نمی رسند چون نمی دانند که چه کاری به درد آنها می خورد.

2) حرف هایتان را راحت بر زبان آورید—ارتباط آزاد و راحت برای ارضای جنسی بسیار مهم است چون آدم های دیگر نمی توانند ذهن شما را بخوانند. اینکه راحت حرفتان را به زبان بیاورید خیلی خوب است اما اگر دست همسرتان را حین رابطه راهنمایی کنید یا اشاراتی به او بنمایید هم موثر است. گفتگوی آزاد درمورد رابطه جنسی نیازمند اعتماد، اطمینان، احترام و توانایی ریسک پذیری است.

3) مطمئن شوید که همسرتان روی کارش تمرکز دارد—اگر همسرتان موقع تحریک بدن شما تمرکز فکری نداشته باشد، به هیچ عنوان به ارگاسم نخواهید رسید. پس مطمئن شوید که جز خودتان همسرتان هم روی کارش متمرکز است.

4) در فشار جنسی مبالغه کنید—ایجاد کشش و فشار عضلانی حین تحریک جنسی و ارگاسم طبیعی است. این مسئله در هر دو جنس اتفاق می افتد اما در خانم ها آشکارتر است. اغراق کردن در این کشش و فشار عضلانی به تشدید ارگاسم کمک می کند.

5) عضلاتتان را فشرده کنید—منقبض کردن عضلات دور واژن به آوردن خون به دستگاه تناسلی و درنتیجه ایجاد تحریک و ارگاسم کمک می کند. این عضلات همان عضلاتی هستند که موقع ارگاسم منقبض می شوند. فشردن و منقبض کردن این عضلات به تشدید ارگاسم کمک می کند.

6) سرتان را آویزان کنید—آویزان کردن سر از تخت ارگاسم را تشدید می کند. در برخی از خانم ها، اینکار فشار عضلانی تحریک را چند برابر می کند.

7) متفاوت نفس بکشید—تغییر الگوی نفس کشیدن هم ارگاسم و تحریک جنسی را تشدید می کند.

8) خودتان هم دست به کار شوید—شما هم می توانید در کنار همسرتان بدن خود را با لمس کردن تحریک کنید. اینکار راه بسیار خوبی برای رسیدن به ارگاسم است.

9) ارگاسم را تمرین کنید—تکرار و تمرین ارگاسم به تنهایی برای خانم هایی که نمی توانند کنترل خودشان را رها کنند، می تواند موثر باشد. تمرین ارگاسم به شما کمک می کند با این مسئله راحت تر شوید و استرس و اضطرابتان پایین بیاید.

10) بالا باشید—برای خانم هایی که می خواهند با رابطه جنسی روی قدرت ارگاسم خود کار کنند، وضعیت زن بالا (زن روی مرد قرار داشته باشد) بهترین وضعیت برای رابطه جنسی برای آنها است. این وضعیت به زن این امکان را می دهد که کنترل رابطه را در دست بگیرند و درنتیجه بیشترین تحریک را داشته باشند. این وضعیت به خصوص برای خانم هایی که مسائل شخصی دارند و نیاز دارند که ازنظر جنسی کنترل کامل را داشته باشند، عالی است.

11) اگر می خواهید از اسباب بازی های جنسی هم استفاده کنید—اگر با اسباب بازی های جنسی مشکلی ندارید، ویبراتورها ابزار بسیار خوبی برای انجام عمل جنسی هستند. این وسائل ارگاسم را خیلی راحت تر می کنند و مسئولیت و فشار همسرتان را هم کمتر می کنند چون مسئولیت لذتتان دیگر با خودتان است. از این ویبراتورها می توانید موقع بازی قبل از رابطه یا حین رابطه جنسی استفاده کنید تا راه ارگاسم برایتان آسانتر شود.


جمعه 1390/06/11 |

اختلافات زناشویی گاهی خوب است با خواندن این مقاله این واقعیت را باور میکنید

بیشتر ما در رابطه مان با همسر از کشمکش و بگومگو گریزان هستیم. معمولاً آن را چراغ قرمزی در روابط مان می دانیم و البته بیشتر آن را مشکل طرف مقابل مان می دانیم در نتیجه برای حل مشکل به دنبال سرزنش خود یا دیگری هستیم. اما نگران نباشید. اختلاف در رابطه زناشویی مساله ای طبیعی و حتی خوب است که مشکلات روبه افزایش را در رابطه سالم و رو به تکامل نشان می دهد و امکان حل آنها را فراهم می کند. جر و بحث های تند اعتماد، درک متقابل و صمیمیت بیشتری ایجاد می کند.
اختلاف در زندگی زناشویی ممکن است ناخوشایند به نظر برسد اما در حقیقت اگر با آن درست برخورد کنیم روابط را به سطح بالاتری از همکاری و سرزندگی سوق می دهد. به جای اینکه اختلاف علامت پایان رابطه باشد می توان آن را کاتالیزوری برای تغییرات مثبت و کشف چیزهای جدید در رابطه دانست. به روش های ملموس زیر توجه کنید.

در این موارد اختلاف می تواند سبب تغییرات مثبت در رابطه شود. مهم ترین نکته در دستیابی به نتیجه مثبت از یک جر و بحث تند تغییر زاویه دید است. در طول گفت وگو با همسرتان همیشه به خاطر داشته باشید هر دو با هم اختلاف دارید، طرف مقابل هم جنبه های مثبتی دارد، همه مشکلات را به گردن او نیندازید.

● اختلاف نشانه مشکل دیگری است
پرهیز از اختلاف در زندگی زناشویی این واقعیت را تغییر نمی دهد که مساله ای در زندگی زناشویی تان هست که باید به آن رسیدگی شود. اختلافات که بالا می گیرد دلیل بر این است که زن و شوهر باید وقت بیشتری با هم بگذرانند.
در غیر این صورت فاصله بیشتری بین آنها ایجاد می شود و بیشتر از هم دور می شوند. اختلاف باعث از نو پیدا شدن ارزش های مهم می شود و کمک می کند زن و شوهر برای یک هدف مشترک دوباره با هم متحد بشوند. هنگامی که در زندگی زناشویی اختلافی پیش می آید طرفین ممکن است دریابند وقت آن رسیده که نقش های کنونی خود را کنار بگذارند و نیز انتظارهایی را که از طرف مقابل دارند تغییر بدهند.
اختلاف معمولاً نشان دهنده این است که زن و شوهر روش های قدیمی با هم بودن را پشت سر گذاشته اند و باید پیوسته برای رابطه خود دوباره برنامه ریزی و آن را احیا کنند.

● مشاجره به سبک جدید
تصور کنید هنگامی که بین زن و شوهر مشاجره ای درمی گیرد، اگر زیادی پیگیر یا حتی هیجان زده باشید ممکن است چه اتفاقی بیفتد؟ پاداشی که می گیرید صمیمیت بیشتر، دوستی عمیق تر و رابطه متقابل رشدیافته تر است. پنج نکته کمکی زیر را برای استخراج طلای موجود در اختلافات زناشویی به یاد داشته باشید:

و بالاخره به خودتان اعتماد داشته باشید، به همسرتان اعتماد کنید و آگاه باشید چه اتفاقی دارد در رابطه تان می افتد چون شاید هنوز ندانید این اختلافات دارد شما را به کجا می رساند. هنگامی که موفق به درک فرصتی که پیش آمده شدید و کاملاً صادقانه خودتان را محک زدید و مشتاقانه در پی کشف چیزهایی باشید که برای همسرتان اهمیت دارد در همه جنبه های رابطه زناشویی تان رضایتمندی بیشتری احساس خواهید کرد.

● برای بگومگو آمادگی داشته باشید
وقتی دو نفر در کنار هم قرار می گیرند مسلم بدانید که اختلاف سلیقه و درگیری به وجود می آید. این کاملاً طبیعی است و نیاز به تغییر و تکامل را نشان می دهد. اگر به این امر آگاه باشید می توانید از قبل برای اختلافات برنامه ریزی کنید و برای آن آماده باشید. بعد از آن برای رسیدن به توافقاتی که می خواهید استفاده کنید. به یاد داشته باشید خیلی آسان تر است که برای اختلاف آمادگی داشته باشید تا اینکه کاملاً در آن غرق شده باشید و بعد بخواهید از آن استفاده کنید. اختلاف قسمتی طبیعی از هر رابطه ای است و بیشتر اوقات نشانه تمام شدن عمر رابطه نیست. باید به اختلافات زناشویی خوشامد گفت چون نشانه ای برای تلاش برای رابطه ای بهتر و تکامل یافته تر و راهی برای فهم متقابل عمیق تر است.

● از رودررویی با همسرتان نهراسید
«من از جر و بحث متنفرم»، «ما نمی توانیم مشکلات مان را خوب حل کنیم، پس اصلاً وارد مشاجره نمی شویم»، «من می گذارم او خودش هر کاری دلش می خواهد انجام بدهد».
گوش کردن، صحبت کردن، برقراری ارتباط، حل مساله، تصمیم گیری مشترک… اینها لازمه ارتباط بین زن و شوهر هستند. رابطه بدون مهارت های ارتباطی و اختصاص زمان مفید برای صحبت درباره مسائل مشترک خیلی زود به دردسر می افتد و منجر به شکست می شود.
به خصوص زوج هایی که شغل های پراضطراب دارند بیشتر باید به این مساله توجه کنند. خیلی زن و شوهرها با هم حرف نمی زنند چون می خواهند از اختلاف و مشاجره بپرهیزند. عقیده نادرستی رایج است که اختلاف و درگیری بد است. یکی از دلایل اصلی اختلافات خانوادگی این است که زن و شوهرها نمی توانند با مسائلی که برایشان پیش می آید، روبه رو بشوند. ممکن است داد و بیداد راه بیندازند اما نمی توانند با صداقت و احترام متقابل با مشکل اصلی مواجه بشوند. انگار اختلاف و برخورد با یکدیگر بی ادبی است.
در حالی که اختلاف و برخورد طبیعی و نشانه سلامت رابطه است. زن یا شوهری که باعث ایجاد اختلاف می شود، آدم بدی نیست و کار غلطی انجام نداده است. اختلاف فتح بابی برای مکالمه و حل مشکلات است. از اختلاف و درگیری نترسید.
هدف تان نباید پرهیز از درگیری باشد بلکه باید ابزار تکیه کردن بر اختلافات و حل آنها را یاد بگیرید تا بتوانید زندگی خود را دوباره بر اساس آموخته های جدید سازمان دهی کنید. بعضی زن و شوهرها فکر می کنند اگر اختلاف عقیده خود را بروز بدهند رابطه شان در معرض نابودی قرار می گیرند. بنابراین از درگیری فرار می کنند یا ابزارهای ناکارآمدی را به کار می گیرند که مشکل را سریع اما سطحی حل می کند.
مصالحه یا به اجبار قبول کردن خواسته همسر دو تا از این ابزارهای ناکارآمد هستند. معمولاً اگر به زن و شوهری که اختلاف دارند توصیه شود به خاطر دیگری کوتاه نیایند، تعجب می کنند. مگر مصالحه لازمه زندگی مشترک نیست؟
واقعیت این است که تصمیم هایی که بر اساس مصالحه گرفته می شوند فاقد خلاقیت لازم هستند و معمولاً پایدار نمی مانند. مطمئناً هرچند وقت یک بار لازم است یکی از زوجین مصلحت اندیشی کند و بر سر مساله ای با دیگری کنار بیاید اما درباره تصمیمات مهم مصالحه ممکن است عصبانیت و مقاومت به بار بیاورد. مصالحه معمولاً نتیجه این است که هر دو نفر درباره مساله ای واداده اند تا با هم به توافق برسند و تصمیم نهایی هم نسخه تعدیل شده دو نظر و عقیده قوی و محکم است.
اگر بخواهید از زیر بار اختلاف و درگیری فرار کنید، مصالحه روش بسیار خوبی است. به نظر می رسد با مصالحه می توان اغتشاش ها را فرو نشاند و هر دو طرف را راضی و خوشحال کرد، اما آنچه واقعاً اتفاق می افتد این است که هر دو طرف احساسات خود را زیر پا می گذارند. ممکن است یکی از زن و شوهر از مصالحه رنجیده باشد و منتظر دستاویزی باشد تا ثابت کند تصمیم گیری غلط بوده و باید بر اساس نظر او تصمیم می گرفتند.
دیگری ممکن است فکر کند کار کاملاً درستی انجام داده که نظرش را به همسرش تحمیل نکرده اما هنگامی که مصالحه نتیجه رضایتبخشی دربر نداشته باشد او هم احساس ناخشنودی می کند. کمی روی این موضوع فکر کنید تا خودتان دریابید تصمیمات مشترکی که بر اساس مصالحه گرفته اید چقدر دوام داشته اند.
قبول اجباری یا مجبور کردن دیگری به پذیرش عقیده یکی دیگر از راه های پرهیز از اختلاف در روابط بین زن و شوهرها است. ممکن است زن یا شوهر، هر کدام که توانایی قانع کردن دیگری را دارد، دیگری را وادار به پذیرش نظر خاصی بکند.
در حالی که معنی پذیرش این نیست که او هم آن نظر را قبول دارد. در حقیقت نفر دوم فقط برای پرهیز از جنگ و دعوا وانمود به پذیرش کرده و تسلیم شده است. پس اشتباه نکنید. نه همسرتان را وادار به پذیرش نظر خودتان بکنید و نه به زور نظر او را بپذیرید. به این ترتیب اختلاف تان حل نمی شود و بدتر از آن اینکه مشکل پنهان می شود و روزی عمیق تر سر باز می کند. اگر وقتی را برای صحبت کردن با همسرتان اختصاص ندهید، اگر به پرورش رابطه تان اهمیت ندهید و اگر از اختلافات سازنده و برخوردهای سالم طفره بروید رابطه تان دیر یا زود فرو می پاشد. پس از همین الان دست به کار بشوید و مهارت های ارتباطی خود را تقویت کنید. از وقت خود خوب استفاده کنید و رابطه ای معنی دار و دوستانه با همسرتان ایجاد کنید.

● اگر اختلاف خوب است چرا حال مان را بد می کند
اختلافات زناشویی طبیعت دوگانه و متضادی دارد. بسته به اینکه چطور با آن کنار بیایید، ممکن است سازنده یا مخرب باشد. ممکن است فکرهای جدید و خارق العاده و زاویه دیدی تازه درباره چیزی که تاکنون به آن توجه نکرده اید برایتان به ارمغان بیاورد. اما اگر درست با آن برخورد نکنید ممکن است باعث دل شکستگی و خرد شدن عزت نفس و غرور آدم بشود.
مشکلی که زن و شوهرها در اختلافات زناشویی دارند خود اختلاف نیست بلکه بیشتر روش برخورد افراد با احساسات شان است که متاسفانه جزء جدانشدنی اختلافات است.
اشتباه بیشتر مردم این است که بدون اینکه بفهمند کدام احساس شان درگیر ماجرا است سعی می کنند مشکل را به طور مجرد حل کنند. آنها مشکلات را له می کنند و حین این کار احساسات خودشان را هم که به آن مشکلات آویخته له می کنند. درست است که این کار مشکلات را از سر راه کنار می زند اما به احساساتی که در آن دخیل هستند آسیب می رساند. به همین علت است که بگومگوهای زناشویی حال شما را بد می کند. این مشکل از تمرکز بیش از حد بر مشکل به جای احساسات درگیر در آن ناشی می شود. ۱) از وسوسه سرزنش دیگری بگریزید، دنبال نتیجه گیری هایی باشید که فرصت های خوب نهفته در اختلافات را نمایان کند. فکر کنید اگر این موقعیت می بایست توجه شما را به چیزی کاملاً به دور از مشکل تان جلب می کرد، آن چه می تواند باشد. ۲) از رویاها، خواست ها و ارزش هایی که ممکن است ورای این اختلاف نهفته باشد از همسرتان سوال کنید. «این مساله چه اهمیتی برای تو دارد؟» ۳) درباره انتظارات تان که برآورده نشده یا رویاهایی که از آنها ناامید شده اید و شما را بسیار غمگین کرده خیلی راحت و صادقانه صحبت کنید. «چیزی که واقعاً مرا ناراحت کرده این است که…» ۴) به جای شکایت کردن و غر زدن درخواست خود را مطرح کنید. واضح و مستقیم درباره چیزی که می خواهید صحبت کنید و بی خود درباره چیزهایی که دوست ندارید داد سخن سر ندهید. ۵) منصف باشید و حتی اگر دو درصد از حرف های طرف مقابل درست است آن را پیدا کنید. هیچ کس صددرصد درست نمی گوید و هیچ کس هم صددرصد اشتباه نمی کند. فصل مشترک بین درست ها را پیدا و بر آنها تاکید کنید.



جمعه 1390/06/11 |

انسان همواره موجودیست که به دنبال تغییر و تحول میباشد با این حال همواره موجودی سازگار بوده و در مدت زمان کوتاهی می تواند حتی با بدترین شرایط کنار امده و به ادامه حیات خود بپردازد. اما تنوع پذیری از نظر جنسیتی تفاوتهایی دارد که در این مقاله بدان می پردازیم .


تنوع پذیری در جنس مونث

هر زمان که در مورد دختران و یا زنان و در کل جنس مونث موضوعی مطرح می شود مسلما نمی توان موارد استثنا را نادیده گرفت اما در اکثر مواقع طبق آمارهای بدست آمده اکثر دختران در سنین ۱۹ تا ۲۳ سال دارای حس تنوع پیری بالایی هستند و علت این تنوع پیذیری هم عدم شناخت خود و اهداف خود میباشد یعنی دقیقا نمی دانند که به دنبال چه کسی هستند
به همینطور اکثرا تمایل دارند روابط مختلفی را با افراد گوناگون تجربه کنند و قادر نخواهند بود از بین این افراد شخصی را انتخاب کنند حال انکه اکثر امار طلاقها برای این رده سنی اتفاق می افتد به نوعی میتوان گفت تنوع ÷ذیری دختران و زنان با عدم شناخت خود و معیارهای خود نسبت مستقیم دارد. چرا که میل تنوع پذیری انها را از معیار اصلی خود دور می سازد چون قصد داریم بیشتر به تنوع پذیری مردان بپردازیم ، در مورد جنس مونث به همین چند خط بسنده کرده و به تنوع پذیری در مورد جنس مذکر می پردازیم.

تنوع پذیری در جنس مذکر

جنس مذکر به پیچیدگی جنس مونث نیست و اکثر رفتارهای جنس مذکر برون ریز است و نیاز به کنجکاوی ندارد سوالی که مطرح است آیا مردان تنوع پذیر تر از زنان هستند ؟ پاسخ خیر مردان تنوع پذیر تر از زنان نیستند بلکه اکثر رویدادهای زندگی واکثر رفتارها و برخوردارها برای مردان زودتر به عادت تبدیل می شود و اینگونه می توان نتیجه گرفت که مردان زودتر خسته می شوند مسلم بدونید یک مرد هرچقدر هم که دارای همسری زیبا ، خوش اندام و دلربا باشد بعد از چند ماهی زندگی یا یکی دوسال زندگی این زن برای مرد خود عادی می شود و از نظر ظاهری تازگی قبل را نخواهد داشت پس این مطلب قابل توجه خانمهایی که ادعای زیبایی می کنند و میگویند که شوهرشان به آنها خیانت کرده است بعد از مدتی مردان از نظر ظاهر شما اشباع می شوند ، اخلاق و رفتار یک زن باید به گونه ای باشد که در همه حال برای همسر خود تازگی داشته باشد و فقط ظاهر خوب زن برای یک مرد کافی نیست به همین منظور توصیه می شود همه عشق و علاقه و موهبت خود را به یکباره در چند روز یا چند ماه ابتدای زندگی رو نکنید همیشه مثال اهسته و پیوسته را به خاطر داشته باشید ، مردان تغییرات جزئی را دیر به چشم می بینند مثلا شما اگر جای یک گلدان را در منزل تغییر دهید شاید بعد از یک هفته شوهرتان متوجه این تغییر شود اما اگر رنگ لباس و یا حتی نوع پوششتان را تغییر دهید خیلی زود متوجه تغییر می شوند هر چند شاید اگر عطری که استفاده می کنید را تغییر دهید باز متوجه نشوند پس اگر قصد تغییر یا تحولی دارید بهتر است تلاش خود را در جهت تغییر بزرگی انجام دهید. . از نظر رفتاری جنس مردان به گونه ایست که ریاست طلب هستند و تمایل دارند هیچ موضوعی از انها پنهان نباشد و ترجیح می دهند همسرشان بدون هماهنگی انها کاری را انجام ندهند. اگر هر روز موقع استقبال از شوهرتان از یک جمله تکراری استفاده میکنید آنرا تغییر دهید . اگر رفتاری از سوی شوهرتان شما را خوشحال می کند نوع ابراز خوشحالی خود را تغییر دهید هر چند تغییر کوتاه ، کنار امدن با آشفتگی و خستگی مردان یکی از رموز موفقیت برای جلوگیری از تنوع پذیر بودن آنهاست به عنوان مثال اگر خواسته ای دارید یا می خواهید موضوع مهمی را مطرح کنید از گفتن حرفهای حاشیه ای بپرهیزید چرا که مردان از اینگونه حرفها زود خسته و عصبی می شوند . از نظر روابط جنسی کلا مردان همسری مطیع را خواهان میباشند رفتارهای جنسی خود را تغییر دهید سعی کنید در روابط جنسی تغییر ایجاد کنید به عنوان مثال زمان انجام رابطه مکان انجام آن پوزیشنهای آن حرفهایی که ردو بدل می شود رابطه جنسی کلیشه ای چند دقیقه ای آنچنان تاثیر مثبتی بهمراه ندارد سعی نکنید در باطه جنسی مثل یک ماشین باشید یعنی فقط ابزاری بریا ارضای جنسی باشید بلکه از نظر روحی هم باید شوهر خود را ارضاء کنید البته این مسئاه نیز متقابله . اگر با شوهرتان مشکلی دارید آنرا مطرح کنید تا زودتر حل شود یک زن افسرده حال و غمگین باعث می شود تا شوهر آن زن دیرتر به منزل برود در عوض یک زن شاد و خوشرو و خوش برخورد باعث می شود تا شوهرش برای رفتن به منزل لحظه شماری کند کلا در خانه محیطی جذب کننده برای همسر خود فراهم آورید تا مردان هیچ کجا به جز منزل و در کنار شما احساس آرامش نکنند . مردان از زنان نغ نغی بیزارند ، مردان عاشق احترام هستند در بیرون از منزل جلوی دیگران با شوهر خود با احترام سخن بگویید البته این مسئله متقابل میباشد . از گیر دادن های بیخودی پرهیز کنید . ظاهری خوب برای همسر خود داشته باشید یعنی در منزل آرایش کنید موهای آشفته و پریشان خود را آراسته سازید مدل موی خود را تغییر دهید و از او بپرسید از چه مدل مویی یا چه طرز آرایشی خوشحال تر میشه هر چند وقتی آنها را مشت و مال دهید فراموش نکنید اگر زنی تمام این کارهای را برای شوهر خود انجام دهد به نوعی برای خودش این کارها را انجام داده است چراکه اگر مردی چنین همسری داشته باشد از هیچ تلاشی برای خوشبختی وی کوتاهی نخواهد کرد . طوری با شوهر خود برخورد نکنید که انگار وی وسیله ای برای تولید اسکناس برای شما میباشد سعی کنید باری از دوش وی بردارید نه اینکه خود مشکلی بر روی مشکلاتش باشید توجه داشته باشید این شمایید که باعث می شید شوهر شما سراغ روابط نا مشروع نرود یا به فکر همسری دیگر نباشد که پاسخگوی آندسته از نیازهایی باشد که شما نتوانسته اید آنها را تامین کنید. به نوعی در یک کلام متفاوت باشید شوهر خود را غافلگیر کنید .



جمعه 1390/06/11 |

عامل در رفع درد ناشی از برقراری ارتباط در شب زفاف آماده کردن روحی و روانی شما و متقابلا همسرتونه که این کار در مورد شما از طرف شوهرتون باید بخوبی انجام بشه. با مطالعه و انجام مطلب نقاط حساس بدن آقایون و خانوما که در وبلاگ هستش همسرتون میتونه تا حدودی این آمادگی رو در شما ایجاد کنه.


تاثیر علمی آمادگی روحی روانی(که اصطلاحا حشری شدن هم گفته میشه) اینه که باعث ترشح هورمون در خون و تاثیر بر دهانه آلت تناسلی و آماده کردن اون برای ورود آلت میشه.

راستی میخواستم ازتون بپرسم که آیا پریود ماهانه شما دردناک هست یا نه؟ شدت درد منظورمه.

مطلب مهم بعدی هم این که حتما قبل از انجام اولین نزدیکیتون استحمام کنین و آلت جنسی همسرتون و شما کاملا پاکیزه باشه و در صورت امکان شوهرتون از کاندوم استفاده کنه.
سعی هم بشه که کاندوم مورد استفاده زیاد با دست تماس نداشته باشه. همه این موارد به این علته که وقتی پرده بکارت شما در اثر دخول پاره میشه از راه زخم های ایجاد شده میکروب و آلودگی وارد بدن شما نشه و اندام جنسی تون رو ملتهب و دردناکتر نکنه.

پیشنهاد میکنم که برای انجام نزدیکی با همسرتون موقعیت بدنی شما زیر باشه و شوهرتون روی شما و سعی کنین که پاهاتون رو رو به بالا نگه دارین. این کار باعث میشه که شما درد کمتری رو احساس کنین.

بهتره که هنگام دخول اولیه آلت؛ این کار به آرامی و آهستگی صورت بگیره تا فشار زیادی بر شما وارد نشه.

توصیه میشه که بعد از دخول آلت شوهرتون و پاره شدن پرده بکارت و خونریزی، عمل سکس شما موقتا در ناحیه جنسی قطع و به فاصل چند دقیقه(۱۰ الی ۱۵ دقیقه – زمانی که درد و سوزش آرام گرفته است) دیگه از سر گرفته بشه. بوسیدن و نوازش کردن شما و همیاری و همفکری شوهرتون تو این چند دقیقه میتونه مفید باشه.

بعد از اتمام عمل جنسی و نزدیکی، بهتره که شما چند ساعتی رو استراحت کنین و از فعالیت شدید بدنی پرهیز کنین؛ ( ترجیحا راه نروید تا عمل جلوگیری از خونریزی به خوبی بوسیله بدن انجام بشه ) تا با این کار از تداوم خونریزی و درد ناشی از پارگی پرده بکارت جلوگیری کنین.

توصیه میشه زمان اولین نزدیکی شما، شب عروسیتون(که معمولا خونه پر مهمونه و شما خسته از برگزاری مراسم و فشار و استرس روحی هستین) نباشه. ترجیحا بهتره که اولین رابطه- تون زمانی باشه که شما به دور از همه هیاهوها، استرسها و از همه مهمتر مهمونها باشین. فلسفه وجودی مسافرت ماه عسل هم همینه که زوجین به مسافرت رفته و بدور از همه دغدغه ها و مزاحمتها اولین نزدیکیشون رو انجام بدن.

شدت درد ناشی از پارگی پرده بکارت شما به جنس این پرده هم بستگی داره. در بعضی از خانوما این پرده کامل، بعضی ها غیر کامل و تعدادی هم به طور مادرزادی بدون پرده اند .

این که با شوهرتون در مورد ترس از درد زیاد صحبت کردین خیلی خوبه. در حین انجام این عمل سعی کنین با شوهرتون گفتگو کنین و اونو راهنمایی کنین که چطور عمل نزدیکی رو انجام بده که شما دچار درد شدید نشین.

با این اوصاف نگرانی شما بابت درد ناشی از پارگی پرده بکارت تا حدودی نابجاست و اگر در مورد این موضوع خیلی حساس و نگران هستین بهنون توصیه میشه که از اسپری بی حس کننده(لیدوکائین یا گزیلوکائین – قابل تهیه از داروخانه به صورت اسپری یا کرم) استفاده کنین. توصیه میشه که حتما اسپری رو با کاندوم استفاده کنین و اسپری یا کرم به مقدار کم روی کاندوم و به مقدار ناچیز در آلت زنانه مالیده بشه. اسپری بهتر از کرم هستش و باید توجه بشه که چند دقیقه بعد از استفاده از کرم و اسپری در زمانی که احساس بی حسی کردید حتما کاندوم رو تعویض کنین چون کرم و اسپری باعث سستی و پاره شدن کاندوم میشه.

جمعه 1390/06/11 |

زود انزالی یا انزال سریع یکی از مشکلات شایع در مردان است تقریبا یک سوم از مردان دچار انزال زودرس می باشند تعریف کاملا مشخص از زود انزالی نمی توان کرد.

انزال کمتر از یک تا دو دقیقه را انزال زودرس می نامند و یا در پنجاه درصد موارد مرد زودتر از زن ارضا شود مهم در این زمینه احساس رضایت دو طرف پس از پایان نزدیکی است بعضی از افراد با آن که طبیعی هستند انتظارات غیرطبیعی از نظر طول زمان نزدیکی دارند.

علت های زود انزالی کاملا مشخص نشده است اما اضطراب، اختلالات سایکولوژیک (روانی) مطرح هستند. زود انزالی در اوایل تماس های جنسی بیشتر اتفاق می افتد و به تدریج با افزایش تجربه میزان کنترل بهتر خواهد شد.


*روشهای جلوگیری از زود انزالی:
در صورتی که با انجام تماس جنسی احساس گناه و تقصیر می کنید و دچار اضطراب و نا امیدی از زندگی سکسی خود می شوید به پزشک متخصص سایکوتراپ مراجعه نمایید.

در صورت داشتن انزال زودرس به سرزنش خود نپردازید و در این موارد بهتر است با همسر در این مورد گفتگو کنید تا روشن شود که این نوع انزال مورد رضایت شما نیست تا خودخواه تلقی نشوید. نکته دیگر اینکه نباید بین نزدیکی ها فاصله طولانی بیفتد.


*درمان های موضعی:
استفاده از کرم های کاهش دهنده حس سطحی ناحیه دستگاه تناسلی مانند ژل لیدوکایین دو درصد توصیه شده است. استفاده از لیدوکایین ۲.۵ درصد + کرم پریلوکاین ۲.۵ درصد و کشیدن کاندم روی آلت پس از ۳۰ دقیقه سبب کاهش زود انزالی می شود. توجه شود قبل از نزدیکی با صابون شستشو شود تا از بی حسی بیشتر آلت و واژن زن جلوگیری شود.


*استفاده از متد ماستر و جانسون:
این شیوه شامل یادگیری تشخیص و کنترل احساسی است که منجر به ارگاسم می شود. این روش نیاز به اراده و تمرین دارد ولی بسیار موثر است. ماستر و جانسون، شامل تحریک سکسی توسط خود فرد یا زوج جنسی می باشد. انجام تحریک تا رسیدن به نزدیکی قله (ارگاسم) و متوقف کردن آن است. این کار در چند نوبت و اوقات مختلف انجام می شود و به تدریج زمان هر تحریک افزایش می یابد تا فرد احساس می کند زمان طولانی تری را صرف هر بار تحریک می نماید پس از چند نوبت و چند روز تمرین انجام نزدیکی شروع می شود. مرد به پشت می خوابد و به آرامی کار نزدیکی انجام می شود. به محض اینکه تحریک به قله نزدیک می شود با علامت دادن به زن (پارتنر) مدتی حالت ریلکس به خود گرفته و مجددا نزدیکی شروع می شود.


*تکنیک فشار:
فشار سر آلت یا انتهای آلت قبل از انزال سبب عقب افتادن ارگاسم می شود. این حالت سبب کم شدن تجمع خون در آلت و کاهش نعوظ (ارکسیون) می شود.


*تکنیک های دیگر:
بسیاری از جوانان برای افزایش کنترل انزال اقدام به استمناء قبل از نزدیکی می کنند تا با این کار کنترل بیشتری بر ارگاسم خود پیدا کنند اما این تکنیک خیلی موثر نیست.

*کاندوم :کاندم سبب کاهش تحریک پذیری می شود در صورتی که یک کاندم قادر به این کار نباشد از دو کاندم می توان استفاده کرد ضمن اینکه کاندم سبب جلوگیری از بیماری های مقاربتی و حاملگی هم می شود.


*پوزیشن(موقعیت-وضعیت) خوب نزدیکی: وضعیت معمول نزدیکی (مرد در بالا) کمکی به کنترل انزال زود رس نمی کند. مرد به پشت می خوابد و زن فعال تر عمل می کند و مرد می تواند جریان نزدیکی را هدایت کند.


*درمان طبی :
استفاده از داروهای مهار کننده باز جذب سروتونین در کنترل انزال زودرس موثر می باشد. برای اطلاع درباره این داروها به پزشک مراجعه کنید.



جمعه 1390/06/11 |

این باور که زنها فقط به مردهای خوش تیپ و خوش اندام توجه میکنند افسانه ای بیش نیست. مردانی که خود را برای تحت تاثیر گذاشتن دیگران آماده میـکنند، مـهربان و اهل گردش هستند و خوش مشربی خویش را به نمایش می گذارند، کـسـانی هــستند که برای زنان دیگر جنبه رقابتی پیدا می کنند. وقـتـی در مورد آن فـکر کـنید، بـه بـسیاری از مسائل پی خواهید برد.

از آنجایی که لباسـها معمولا ۹۵ درصد از بدن یک مرد را میپوشانند، منطقی است که از زنها انتظار داشــته باشید که به آنچه که بر تن دارید توجه کنند. همچنین مردانی که با مـردان و زنـان دیگر معاشرت می کـنـند، نـا امید و افسرده بـه نـظـر نـمی رسنـد. زن ها احساسات خود را دنبال کرده و به آنها پاسخ میدهند. خنده برانگیزنده احساس مسرت است، و زنها عاشق خندیدن می باشند. این نکته را هنگامیکه به دنبال همسری برای خود میگردید به ذهن بسپارید

اغلب زنها می توانند بگویـند که آیا یـک مـرد چشم های خـائن، چشم های دروغگو، چشم های متقلب، چشم هـای مـتــاهل، چشمهای منحرف و چشمهای صادق دارد یا خیر.

چنانچه مردی از چشمهایش به صـورتی نادرست استفـاده کند، مـمـکن اسـت شـانس موفقیت در برگزیدن همسر مورد علاقه اش را از دست بدهد. زنها قوه درک بالایی دارند. آنها می تـوانند از نگاه یک مرد احساس کنند که آیا او صادق و قابل اعتماد است یا خیـر.

اگر مردی از بـرقرای تـمـاس چشمـی بـا زن مـورد عـلاقـه اش خـودداری کـنـد، پـیـغـامـی میفرستد مبنی بر نداشتن تجربه کافی درمورد زنها،خجالتی بودن و عدم اعتماد بنفس و اگر خیلی شدید به وی خیره شود، باعث ناراحتی او خواهد شد. مـردانـی کـه تـجـربـه زیادی در مورد زن ها ندارند بصورت شهوانی و نادرست به آنها نگاه میکنند. مردانی کـه نگاهی مطمئن حاوی پیغام ” میتوانم ترا داشته باشم!” ، بـه همسر آینده اشان دارند، او را مجذوب خودشان میکنند.

بغیر از اینکه زن هـا دستان یـک مـرد را برای اینکه ببیند آیا حلقه ازدواج دارد یا خیر، نگاه میـکنند، یک دلیل دیگر را نیز دنبال میکنند. اگر انگشت انگشتر یک مرد از انگشت سبابه او بلندتر باشد، مفهومش این است که سطح تستوسترون ( تستوسترون هورمونی در بدن است که برای تحرکات جنسی، تنظیم مقدار چربی، نگهداری عضلات، تعدیل قند و فشار خون و جلوگیری از افسردگی مورد نیاز است ) بـالایی دارد. اگـر انـگشـت انـگشتر کوتاه تر از انگشت سبابه باشد، مقدار تستوسترون کمتر از میزان متوسط آن است.

مـردها به سادگی و به اندازه زنها لبخند نمی زنـنـد. اگـر یـک زن خـوشـحـال بـاشـد و یـا احساسات مسرت بخشی را تجربه کند، لبخند میزنـد. در میـهمـانی های فامیلی خود اگر دقت کنید کمتر مردی را میـبینید که لبخند بر چهره اش باشد. اغلب آنها طوری بنظر میرسند که گویی از حضورشان در میهمانی خوشنود نیستند.

افرادیکه دارای چهره ای مـعمولی هستـند و لبخند میزنند اغلب جذاب تر از مردان خوش قیافه و زنـان زیـبـایی هستند که لبخند نمیزنند.

لبخند یک مرد نشان دهنده دلربایی، خوش بینی، مهربـانـی و با احـسـاسی او اسـت و بیانگر آن است که آنچه را که می بینـد دوسـت دارد و از هـمه مـهمتر شخصی است که می توان با او ارتباط برقرار نمود. هنگامیکه ما لبخند میزنیم عضـلات صـورتمان سیستم عصبی را برای تولید هورمون خاصی بنام “مورفین مغزی” تحریک میـنماید. ایـن هورمون در ما احساسی دلپذیر و آرامش بخش ایجاد میکند. ترشح آن یک اثر بی حـسی نـیز به دنبال خواهد داشت.

اکنون وقت آن رسیده که بیشتر از یک مرد معمولی باشید.

نقطه نـظر زنها اغلب مردان افرادی معمولی می باشند امـا برخی از مردان از لحاظه درجه و رتبه ارجحـیـت دارنـد. زنان کلاس یک مرد را چگونه تعریف میکنند؟ کلاس مانـنـد یک رنگین کمان است. زنها نمی دانند که کلاس را چـطـور بـایـد تـعـریف کنند، اما وقتی آنرا می بـیـنـنـد مـتـوجه اش میـگردند. یـک تـجـلی خاص بهمراه هر مرد با کلاس وجـود دارد. او طوری رفتار می نماید که توجه هر زنی را به خـود معطوف میکند.

یـک مرد باکلاس هر چیزی را با استیل انجام می دهـد. در عین حال متظاهر و خودنما نمی باشد. او مجبـور نیـست کلاسش را به رخ دیگران بکشد. او به همان اندازه ای کـه بـه خـودش عـلاقه دارد، بـه دیـگران نیز علاقمنـد اسـت. او میتواند متواضع و فروتن باشد.از همه مهمتر او با همه زنها با احترام و عزت رفتار میکند.



جمعه 1390/06/11 |

همسر گزینی در آدمیان  درآدمی، نیز چه مرد و چه زن همسرگزینی از الگوی دیگر پستان داران پیروی می‌کنند. مردان به شدت برای دستیابی به همسر برتر یا همسران پرشمار رقابت می‌کنند، اما باید گفت که بسیاری از مردان برای رفاه فرزندان سرمایه گذاری و صرف وقت می‌نمایند.والدی مردان پویایی گزینش جنسی(Sexual selection) را پیچیده می‌سازد. افزون بر رقابت مرد با مرد و انتخاب توسط زنان، رقابت و ستیزه جویی زنان با زنان و انتخاب از سوی مردان نیز شایع است.برگزیدن همسر ترجیح داده شده (برتر) و شناخت‌های اجتماعی همراه و لازم با آن و رفتارهای زنان و نیز مردان بر تمرکز و بهره جویی از پتانسیل تولید مثلی(Reproductive Potential) و سرمایه گذاری تولید مثلی (Reproductive investment) بنا شده است.پتانسیل تولید مثلی، توانایی افراد برای سرمایه گذاری در رشد، پرورش و کفایت‌های تولید مثلی و اجتماعی فرزندان است و سرمایه گذاری تولید مثلی صرف و خرج این پتانسیل، این پتانسیل برای فرزندان است.در بیشتر پستان داران، روابط جنسی کوتاه  مدت هستند. سرمایه گذاری و صرف وقت نرها این طول دوره‌ی بالقوه را افزایش می‌دهد؛ به طوری که در انسان می‌تواند به دهه‌ها نیز بینجامد.به طور کلی ، زنان از روابط کوتاه مدت دوری می‌جویند، چرا که هزینه‌های بالقوه آن (خطر عفونت‌های آمیزشی، ریسک بارداری و بی‌ارزشی نسبت به همسری بلند مدت) بر منافع بالقوه آن (دریافت برخی منابع، آوردن فرزند با ژن خوب) می‌چربد.دقیقاً الگویی متضاد برای مردان وجود دارد و هویداست که منافع این روابط کوتاه مدت برای مردان (نبود مسئولیت و سرمایه گذاری والدی در عین حفظ توانایی بالقوه‌ی تولید مثل) بر هزینه‌های بالقوه‌ی آن (خطر عفونت‌های آمیزشی، سرمایه گذاری برخی منابع) می‌چربد.

هنگامی‌که مردان متعهد به یک رابطه‌ی بلند مدت می‌شوند، هزینه‌ها افزایش یافته و بنابراین سطح و درجه‌ی گزینش افزایش می‌یابد. بیشتر مردم از چنین الگوهایی آگاه نیستند ، اما در عمل این گونه رفتار می‌کنند

 

همسر گزینی زنان

 

 منطق تکاملی نشان می‌دهد که برای یک زن یک یار و شریک طولانی مدت با ژن‌های خوب و پتانسیل تولید مثلی لازم و نیز دارای میل و دلبستگی به صرف دقت و سرمایه گذاری برای همسر و فرزندان بهترین گزینه و حالت ممکن است.

چنین مردی باید منابع مالی و اجتماعی خوبی برای بچه‌ها داشته باشد. موقعیت اجتماعی و موفقیت‌های فرهنگی می‌تواند بیانگر این منابع باشد.

 

1-1-ب- مردان موفق از لحاظ فرهنگی

 

 نرهای غالب در گونه‌های پریمات‌ها پاسداری بیشتری از همنوعان خود می‌نمایند و غذای بهتر و بیشتری را به دست می‌آورند.بدیهی است جایگاه اجتماعی مردان هم یک ترجیح مهم برای انتخاب از سوی زنان است. هر چند جایگاه اجتماعی از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر متفاوت است.مردان با موفقیت‌های اجتماعی نفوذ زیادی در جامعه دارند و بر منابعی که مورد توجه زنان است، کنترل دارند و نیازهای زنان و فرزندان را بهتر بر آورده می‌نمایند. یعنی به عبارت دیگر، پتانسیل تولید مثلی بیشتری نسبت به دیگر مردان دارند و زنان می‌پندارند که آن‌ها این توانایی‌ها و تمکن‌ها را در جهت رفاه و سعادت دودمان وخانواده‌ی خود صرف می‌کنند.دلیل هم کاملاً هویداست: در همه‌ی فرهنگ‌های مورد مطالعه، فرزندان مردان موفق مورتالیته‌ی پایین تری دارند و سلامتی فیزیکی و روانی بالاتری دارند و عمر بیشتری در بزرگسالی می‌نمایند.در بسیاری از فرهنگ‌ها، انتخابی که از سوی زنان صورت می‌گیرد، زیرنفوذ و متأثر از علایق و دلبستگی‌های خویشان آن‌هاست.برای نمونه، در کیپ سیگیس کنیا، زمین و گله‌ی دام مردان تأثیر زیادی در انتخاب از سوی زنان جوان و خانواده‌ی آن‌ها دارد. چرا که زمین و گله به معنای غذا و ثروت و بنابراین بروز پایین‌تر بیماری در زنان و فرزندان آن‌هاست.زنان تحت‌تأثیر  میزان و کیفیت منابعی که از سوی همسرشان فراهم می‌آید، تصمیم می‌گیرند که به زناشویی ادامه دهند یا نه و حمایت و تأمین ناکافی در بسیاری از چوامع عامل مهم طلاق و جدایی بوده است.شریک زناشویی رؤیایی و ایده آل زنان اغلب با یار واقعی که با او ازدواج می‌کنند، هم خوانی ندارد چرا که بسیاری از زنان در رقابت با دیگر زنان عقب می‌مانند و از سوی مردان ایده آل شان برگزیده نمی‌شوند.در ارزیابی شیوه‌های همسر گزینی، زنان «دورنما و چشم‌انداز اقتصادی خوب» را بیشتر از مردان، در همه‌ی فرهنگ‌ها، در نظر می‌گیرند. وجود جاه طلبی (Ambition) و سخت کوشی (Industriowsness) در یار زندگی، برای زنان مهم‌تر از مردان است؛ شاید بدین دلیل که این دو صفت نمادی از پتانسیل تولید مثل‌اند که به نیل به موفقیت فرهنگی می‌انجامند.

زنان در یک بررسی بیست ساله بیان نمودند که جایگاه اجتماعی- اقتصادی برایشان از دیگر ویژگی‌های مهم‌تر است. این واقعیت را سه نفر از هر چهار خانم بیان نمودند. هر چند صرف نظر از سن، نژاد و جایگاه اجتماعی – اقتصادی، زنان مردانی را ترجیح می‌دهند که تحصیل کرده‌تر بوده و پول بیشتری در آورند و این موارد را به سیمای جذاب ترجیح می‌دهد، هر چند به هر حال ارزیابی سود و زیان می‌نمایند تا ببینند شاهین ترازو به کدام سو سنگینی می‌کند.

 به هر حال موفقیت فرهنگی شوهر یک نیاز و ضرورت (Necessity) شمرده می‌شود و دیگر ویژگی‌ها یک تجمل (Luxury). زنان انگلیسی سه برابر مردان انگلیسی و زنان ژاپنی سی‌ویک برابر مردان ژاپنی به دنبال ایمنی مادی و اقتصادی (Financial security) بوده‌اند.

چه در نوول‌های نو معاصر و چه در رمانس نوول‌های کلاسیک، اغلب همیشه مرد نخست داستان، یک مرد مسن، توانگر و مقتدر در اجتماع است که در پایان با زن یا دختر داستان ازدواج می‌کند.

 

در بررسی‌ها آشکار دیده شده که زنانی که با مردان مسن‌تر و تحصیل کرده‌تر ازدواج کرده‌اند، فرزندان بیشتری داشته‌اند، کمتر احتمال داشته که جدا شوند و نیز سطوح بالاتری از رضایت زناشویی را نسبت به زنانی که با مردان جوان‌تر و کم تحصیل کرده‌تر ازدواج کرده‌اند، داشته‌اند.

 

2-1-ب- عوامل شخصی و رفتاری

 

 مردان موفق از نظر فرهنگی اغلب متکبر و متکی به خود هستند و بهتر می‌توانند دلبستگی‌ها و خواسته‌های تولید مثلی خود را پیگیری کنند. این افراد اغلب دارای شرکای زندگی چندگانه می‌شوند تا این که به یک زن و فرزندان شان بسنده کنند.

زنان افزون بر جاه طلبی، سخت کوشی و چیرگی اجتماعی به دنبال ثبات هیجانی- عاطفی (Emotional stability)و جهت گیری خانوادگی شریک آینده‌ی زندگی خود هستند و برای مهربانی، فهم، درک و هوش یار زندگی خود ارزش ویژه‌ای قائل می‌شوند و فقط جایگاه و موفقیت اجتماعی جای همه‌ی این ویژگی‌های را برایشان پر نمی‌کند. این امر در کشورهای غربی آشکارتر به چشم می‌آید.

 

زنان همچنین به سلامت فیزیکی و توانایی بدنی شریک شان به گونه‌ای که بتواند مانع گزند و آسیب دیگر مردان به آن‌ها و فرزندشان شود، بها می‌دهند.

 بسیار‌ی از زنان مردان را ترجیح می‌دهند که بتوانند یک صمیمیت، نزدیکی و ارتباط راضی کننده‌ی هیجانی- عاطفی را پدید آورده و به پیش برند، هرچند این به نظر بیشتر یک تجمل و خواست افزون می‌نماید تا یک نیاز و ضرورت. با در نظر گرفتن وجه تمایز و تفاوت تجمل از نیاز، ترجیح این گونه روابط بیشتر در طبقه‌ی متوسط و متوسط به بالای فرهنگ‌های غربی دیده می‌شود تا دیگر فرهنگ‌ها و یا طبقه‌ی کارگر جوامع غربی.

ما نمی‌گوییم که پیشرفت نزدیکی و صمیمیت در بین زوج در زنان فرهنگ‌های غیرغربی مهم دانسته نشده یا ترجیح داده نمی‌شود، اما به هر حال یک اولویت و تقدم در تصمیم‌های همسرگزینی برای بسیاری زنان چون زنان فرهنگ غرب نیست. در بسیاری بافت‌های غیرغربی، زنان بیشتر برزنده نگاه داشتن فرزندان شان تمرکز می‌کنند تا پیشبرد نزدیکی و صمیمت با شوهران شان.



جمعه 1390/06/11 |

** ایجاد هیجان جنسی در زن و مرد طبق پژوهش های  Masters و Johnson به ۴ بخش تقسیم میشود:


۱ـ مرحله تحریک

۲ـ مرحله اوج

۳ـ مرحله ارضاء

۴ـ مرحله بازگشت

 

۱ـ مرحله تحریک

فاز تحریک بر اثر تحریک روانی نیز به وجود می آید. مثلا رنگ چشم، مدل مو، کل شکل ظاهری، بوسه، نوازش و یا دست زدن مستقیم به دستگاه تناسلی، یک صدا، یک حرکت لطیف و رمانتیک تصویری یا جسمی.

در آمریکا پژوهشی صورت گرفته که طبق آن ۵۸ درصد از زنان بر اثر نگاه مرد تحریک میشوند. این رقم برای مردان ۷۲ درصد است. ۱۲ درصد زنان و ۵۴ درصد مردان بر اثر نگاه کردن به تصویر لخت جنس مخالف تحریک میشوند. به همین دلیل در تبلیغات از زنان برهنه استفاده میشود. یک چهارم زنان و یک سوم مردان بر اثر دیدن عمل جنسی تحریک میشوند. اما زنان و مردان به یک اندازه به وسیله دیدن فیلم و کتاب تحریک میشوند. نتیجه این که عکس العمل زن آهسته، آهسته است. دیدن یک عکس سکسی، زن را شوکه میکند تا تحریک. اما کتاب یا فیلم او را آهسته، آهسته تحریک میکند.

همان طور که رویاهای جنسی در مورد مردان منجر به میل جنسی میشود در مورد زنان نیز میل جنسی ایجاد میکند. میل جنسی احتمالا به همان اندازه تحریک فیزیولوژی به سابقه آموزشی شخص وابستگی دارد. میل جنسی متناسب با میزان ترشح هورمون های جنسی افزایش می یابد. میل جنسی در جریان دوره عادت ماهانه تغییر میکند و در نزدیکی زمان تخمک گذاری به حداکثر خود میرسد. این امر احتمالا ناشی از زیاد بودن ترشح استروژن در جریان مرحله قبل از تخمک گذاری است. تحریک جنسی موضعی در اندام های جنسی و مجرای ادرار موجب بروز احساس های جنسی میشود. این علایم از طریق عصب به نخاع و از آن جا به مغز انتقال می یابد.

وقتی زن از نظر جنسی تحریک میشود، جریان گردش خون در پوست شدت می یابد، قسمت های مشخصی از پوست قرمز میشود، پستان ها بزرگ و نوک آنها برجسته میشوند، غددی که در زیر لبهای کوچک آلت تناسلی هستند موجب ترشح مایع لزجی به نام «موکوس» در مدخل واژن میگردند. موکوس عامل اصلی عمل لغزنده سازی در جریان عمل جنسی است. این لغزنده سازی به نوبه خود برای برقراری یک احساس مالش دهنده لذت بخش به جای یک احساس ناراحت کننده که ممکن است بر اثر یک واژن خشک به وجود آید، ضروری است. یک احساس مالش دهنده بهترین احساس را برای تولید رفلکس های مناسب که منجر به اوج لذت جنسی میشوند، ایجاد میکند. ۱۰ تا ۳۰ ثانیه پس از تحریک، ماده لزجی در واژن ترشح میشود و بر اثر ترشح ماده لزج، واژن مرطوب میگردد. به این عمل Lubrikation میگویند.

دستگاه تناسلی قرمز و واژن بزرگ میشود.

در مرحله تحریک:

۱) انقباض عضلات شدت میگیرد. ماهیچه های دستگاه تناسلی و لگن خاصره بدون اراده منقبض میشوند.

۲) باعث جمع شدن مقدار زیاد خون در لگن خاصره و دستگاه تناسلی میگردد. فشار خون افزایش می یابد، ضربان قلب شدت میگیرد و حرکت تنفسی بالا میرود. در واقع در تحریک جنسی کل بدن دخالت میکند.

 

۲ـ مرحله اوج

تغییرات فوق باقی میماند. اعصاب پاراسمپاتیک، شریان های بافت واژن را گشاد و وریدهای آن را تنگ میکند و موجب تجمع سریع خون میشود به طوری که مدخل واژن تنگ میگردد. واژن بر اثر ازدیاد خون به نصف تقلیل می یابد و به دور پینس حلقه میزند. این امر به برقراری تحریک جنسی کافی در مرد کمک میکند و تحریک را افزایش میدهد. کلیتوریس برای ایجاد احساس های جنسی حساسیت دارد. کلیتوریس بزرگ نمیشود بلکه به اطراف استخوان شرم گاه کشیده و به عقب رانده میشود، به طوری که لمس مستقیم آن مشکل میگردد.

این فاز بسته به تحریک روانی و یا فیزیکی میتوان کم و بیش طول بکشد و یا به مرحله بالاتر که ارضاء جنسی است برسد، یا آرام آرام پایین آمده و پایان یابد.

 

۳ـ مرحله ارضاء

این مرحله در مقایسه با مراحل ۱ و ۲ بسیار کوتاه است و در چند ثانیه انجام میگیرد. در یک ارضاء ساده ۳ تا ۵ و در یک ارضاء شدیدتر ۸ تا ۱۲ انقباض عضلات میتواند انجام گیرد. ارضاء تشکیل شده است از انقباض ریتمیک عضلانی خارج واژن در مقابل بافت های وریدی به دور واژن و بافت های جلویی لب های کوچک. در واقع انقباض موزونی عضلات مختلف با یکدیگر ارگاسم را به وجود می آورد. به عبارت دیگر در جریان ارگاسم عضلات پرینه زن به طور هماهنگ منقبض میشود. هماهنگی کشش عضلات باعث فشار و جاری شدن خون در رگ ها و باعث ارضاء میشود.

در کتاب پزشکی منتشره در ایران چنین آمده است:«هنگامی که تحریک جنسی موضعی به اوج شدت میرسد و بویژه هنگامی که احساس های موضعی به وسیله سیگنال های شرطی ـ روانی مناسب از مغز تقویت میشوند، رفلکس هایی بروز میکنند که موجب اوج لذت جنسی یا ارگاسم میشوند.»

زنان در تحریک کامل میتوانند چند بار پشت سر هم ارضاء شوند. از طریق مقاربت واژنی این عمل میتواند ۶ بار یا بیشتر باشد. اگر کلیتوریس به صورت مستقیم تحریک شود و زن آن را هدایت کند، در مدت یک ساعت زنان میتوانند تا ۵۰ بار ارضاء شوند.

تفاوتی بین ارضاء جنسی از طریق واژن و ارضاء از طریق کلیتوریس وجود ندارد. به نظر  Masters و Johnson وجود ارضاء جنسی بدون وابستگی به محل تحریک که باعث آن شده باقی میماند.

فروید معتقد بود اگر تحریک کلیتوریس به روی واژن منتقل شود، زن به تکامل زنانگی خود رسیده است. امروز این تئوری ها رد شده است، ما امروز از ارضاء واژنی، ارضاء از طریق کلیتوریس، و یا از طریق رویا صحبت میکنیم. از نظر فیزیولوژی همه این ها به هم شبیه هستند.

 

۴ـ مرحله بازگشت

در مرحله بازگشت، کل تحریک به حالت اولیه برمیگردد. فشار خون، ضربان قلب و تنفس به حالت اولیه برمیگردد، عضلات دوباره منبسط میشود. کلیتوریس به حالت قبل باز میگردد. سرعت بازگشت بستگی به ارضاء شدن دارد. اگر زن ارضاء شود در عرض چند دقیقه همه چیز به حالت اول برمیگردد. در غیر این صورت خون مدت طولانی در واژن میماند و میتواند احساس نامطبوعی ایجاد کند که تا یک ساعت به طول بیانجامد. البته این حالت، شکلی که فرد به طورآگاهانه در ایجاد آن تلاش کند، نیست.

کل سیستم دریافت در مرحله بازگشت محدود میشود. زن در برخی دقایق بی حال و بی هوش میشود.

دو دانشمند مذکور در سال ۱۹۶۶ ثابت کردند که جمع شدن خون پس از اوج جنسی در عرض چند دقیقه به حالت اول برمیگردد وگرنه ساعت ها طول میکشد تا به حالت اول برگردد. یک سوم زنان دست به خودارضائی میزنند تا این گرفتگی جنسی را که نتیجه عشق بازی است به حالت اول برگردانند.

مرد در مجموع قدری زودتر به ارضاء میرسد. ارضاء جنسی زن طولانی تر از مرد است. زن بلافاصله پس از ارضاء میتواند به یک نقطه اوج دیگر برسد، در حالی که مردان در مجموع پس از سپری شدن مدت زمانی، به تحریک تازه پاسخ میدهند.

توانایی عکس العمل جنسی زن نه به طور کمی و نه کیفی ضعیف تر از مرد نیست. این که زن در رفتار جنسی خجالتی و کم روست به مسئله فیزیولوژی وی برنمیگردد. این نظر که زن در توانایی، حساسیت جنسی پایین تر از مرد دارد، در واقع به پیشداوری جامعه مردسالار برمیگردد.

Masters و Johnson به این نتیجه رسیدند که در مدت حاملگی و پس از زایمان بعد از بهبود زخم ها دلیلی برای عدم روابط جنسی وجود ندارد.

حتی بین ۳ تا ۶ ماهگی بسیاری از زنان خواست تمایل جنسی شان افزایش می یابد و ارضاء جنسی شدیدتری را تجربه میکنند. در سه ماه آخر حاملگی تمایل جنسی کم میشود. اگر احتمال سقط جنین وجود نداشته باشد، زن تا چند هفته قبل از وضع حمل هم میتواند روابط جنسی داشته باشد.



جمعه 1390/06/11 |

غدد جنسی زن(Ovary)

   دستگاه تولیدمثل در زنان شامل دو تخمدان(Ovary)،لوله های رحمی(Falopian tubes) رحم ، دهانه رحم و واژن می باشد.

 

تخمدان(Ovary):

   دو تخمدان در قسمت پشت و زیر لوله های رحمی قرار دارند که وزن آنها در زن بالغ حدود 20 گرم می باشد که در زنان مسن این مقدار کاهش می یابد. کار اصلی تخمدان ها تولید تخمک و ترشح هورمون های جنسی ماده است. تخمک ها از دهمین هفته زندگی جنینی تشکیل می شوند و تعداد آنها در ماه پنجم زندگی جنینی در دو تخمدان مجموعا 6 تا 7 میلیون تخمک میرسد ولی بتدریج تعدادشان کم شده و در زمان تولد تعدادآنها به 2 میلیون و در هفت سالگی به 300هزار کاهش می یابد. و در طول سال های تولید مثل زن تعداد300 تا 450 تخمک آزاد می شوند و الباقی از بین می روند.

 

رحم :

   رحم از دو قسمت جسم و دهانه ( سرویکس ) تشکیل شده است. قبل از بلوغ 10 تا 15 گرم و در زن بالغ 30 تا 60 گرم و در انتهای حاماگی 800 تا 1000 گرم وزن دارد. جسم رحم دارای پوشش داخلی بنام آندومتریوم است که در فاصله بلوغ و یائیسگی دچار تغییرات ماهانه می شود که همراه با تغییرات دوره ای گنادوتروپین ها و ترشحات استروژن و پروژسترون از تخمدان هاست. این تغییرات عبارتند از : پرولیفراسیون ، تغییرات ترشحی و تخریب دیواره آندومتر در قاعدگی.

 

   مرحله پرولیفراسیون ( مرحله استروژنی ): تقریبا از روز 5 دوره قاعدگی و پس از خونریزی دیواره رحم تحت تاثیر استروژن تخمدانی شروع به رشد می نماید و ضخامت آن افزایش می یابد و به حدود 3 تا 4 میلیمتر می رسد.

 

   مرحاه ترشحی( مرحله پروژسترونی ): از روز چهاردهم به بعد با آزاد شدن تخمک و تشکیل جسم زرد و در نتیجه ترشح پروزسترون ، آندومتر دچار تغییرات ترشحی می شود. در این مرحله علاوه بر ضخیم شدن آندومتر ، غدد ترشحی پر پیچ و خمی در آندومتر تشکیل می شوند که ترشح مواد موکوسی ( لزج ) را بر عهده دارند.

 

   قاعدگی( خونریزی): در صورتیکه تخمک آزاد شده بارور نشود بعلت تحلیل جسم زرد و کاهش ترشح پروژسترون و تا حدودی استروژن ، آندومتر تخریب شده و خونریزی آغاز می شود که تقریبا تا 5 روز ادامه می یابد. خون قاعدگی در رحم بسرعت منعقد می شود ولی توسط آنزیم فیبرینولیز در واژن مایع می شود. بطور متوسط 10 تا 100 میلی لیتر خون در زمان هر قاعدگی از دست می رود.

 

هورمون های تخمدان

   تخمدان ها هورمون های استروژن ، پروژسترون و مختصری آندروژن تولید می کنند.

 

   اثرات استروژن: در زن طبیعی قسمت عمده استروژن ها توسط تخمدانها ترشح می شوند ولی مقادیر جزئی نیز توسط غدد فوق کلیه ترشح می گردد. در آبستنی مقادیر زیادی از استروژن ها توسط جفت ترشح می شود که چند صد برابر مقدار مترشحه از تخمدان ها در دوره ماهانه طبیعی است.

 

پاره ای از اثرات استروژن ها به شرح زیر می باشد:

   استروژن ها موجب تکثیر سلولی و رشد اندام های تناسلی و سایر بافت های مربوط به تولید مثل و بوز صفات ثانویه جنسی در زن می شوند.

   اثر بر اندام های تناسلی : قبل از بلوغ استروژن به مقدار کم ترشح شده و اثرات فیزیولوژیک مختصری دارد. هنگام بلوغ با رشد فولیکول های تخمدانی استروژن بیشتری ترشح شده وسبب رشد رحم، واژن، دستگاه تناسلی خارجی، لگن و پستان ها می شود.

   اثر بر پستان ها : استروژن ها رشد پستان ها و غدد مولد شیر را آغاز می کنند ولی به تنهایی نمی توانند موجب تولید و ترشح شیر شوند.اثر آنها بیشتر در تجمع چربی در پستان ها و تغییرات شکل ظاهری آنها است.

   اثر بر پوست: استروژن ها سبب نرمی و صافی پوست می شوند و عروق خونی پوست را افزایش می دهند. افزایش عروق خونی همراه با گرمی پوست است و ممکن است موجب خونریزی بیشتری از محل پارگی در مقایسه با مردان شود.

 

   اثرات پروژسترون: پروژسترون به تنهایی اثر هورمونی ندارد، معهذا بر روی سلول های هدفی که فبلا با استروژن تماس حاصل کند دارای اثرات زیر است:

·        بر آندومتر پرولیفراتیو که توسط استروژن ایجاد شده اثر کرده سبب تشکیل آندومتر ترشحی برای پذیرش تخمک لقاح یافته می شود. فرکانس انقباضات رحم را کاهش داده از دفع تخمک جلوگیری می کند.

·        توسعه و تکامل غدد پستانی را افزایش می دهد ولی با این وجود ترشح شیر بستگی به وجود پرولاکتین دارد و پروژسترون ترشح شیر را سب نمی شود.

·        افزایش پروژسترون تخمک گذاری را متوقف می کند. و این امر در حاماگی بسیار اهمیت دارد.

·        درجه حرارت بدن را مختصری افزایش می دهد.

 

کنترل هورمونی دوره ماهانه 

    برای اینکه دوره ماهانه همراه با تخمک گذاری بطور مرتب انجام شود وجود تخمدان سالم و ترشحات طبیعی گنادوتروپین ها ضروری است. برداشتن هیپوفیز در انسان و یا عدم ترشح مادرزادی گنادوتروپین ها عادت ماهانه را متوقف می کند و اگر قبل از بلوغ انجام باشد علایم بلوغ و اولین عادت ماهانه بروز نمی کند. مدت هر دوره ماهانه بطور متوسط 28 روز است ولی در افراد طبیعی ممکنست از 20 روز تا 45 روز متغیر باشد

 

هیپوتالاموس با تغییر ترشح GnRH سبب بروز تغییرات در ترشح گنادوتروپین ها می شود. تغییر ترشح GnRH بستگی به غلظت استروزن و هیجانات روحی دارد.

   غلظت FSH در خون در نیمه اول دوره ماهانه ( قبل از تخمک گذاری ) ابتدا افزایش می یابد و سبب رشد فولیکول های تخمدان و نیز افزایش ترشح استروژن از آنها می گردد. افزایش استروژن سبب تغییرات پرولیفراتیو در آندومتر می شود. غلضت استروژن در روز 12 تا 13 پس از شروع قاعدگی به حداکثر می رسد و سبب ایجاد فیدبک مثبت بر هیپوتالاموس و افزایش ترشح GnRH شده منجر به افزایش سریع LH در روز 14 می شود.غلظت FSH نیز بطور ناگهانی ولی به مقدار کمتر از LH افزایش می یابد. اثر پروژسترون بر آندمتر سبب ایجاد مرحله ترشحی شده و رحم را آماده پذیرش جنین اولیه( بلاستوسیست) می کند در صورتیکه حاملگی رخ ندهد ترشح استروژن و پروژسترون سریعا کاهش می یابد و خونریزی ماهانه رخ می دهد.

 

بلوغ و تغییرات هورمونی  

   بلوغ شروع زندگی جنسی همراه با تغییرات هورمونی و فیزیکی است. در ماههای اول پس از تولد غلظت گنادوتروپین های خون افزایش می یابد و با افزایش موقت استروژن همراه است. این افزایش بعلت نارس بودن مکانیسم فیدبک منفی در نوزاد است. بتدریج حساسیت هیپوتالاموس به اثر فیدبک استروژن افزایش می یابد و در حدود 2 تا 4 سالگی به حداکثر می رسد و پس از آن مقادیر بسیار اندک استروژن که از تخمدان ها ترشح می شود سبب توقف ترشح GnRH و در نتیجه گنادوتروپین های هیپوفیزی می شود بطوریکه غلظت گنادوتروپین های خون در سنین 4 تا 10 سالگی به حداقل می رسد.

 

   در مرحله قبل از بلوغ ، کمی قبل از هرگونه تغییر فیزیکی ثانویه جنسی ، حساسیت هیپوتالاموس به استروئید های تخمدان کاهش می یابد. اولین تغییر افزایش گنادوتروپین ها پس از خواب است، سپس افزایش ترشح هنگام روز نیز مشاهده می شود. در طول دوران مختلف بلوغ حساسیت هیپوتالاموس به اثر فیدبک استروژن ها کمتر شده و ترشحات گنادوتروپین ها و هورمون های تخمدانی افزایش می یابد. ترشح گنادوتروپین ها در طول روز و شب بصورت نوسانی است که این حالت به ویژه پس از بلوغ آشکار می شود.

 

در اواسط دوران بلوغ اثر فیدبک مثبت استروژن بر هیپوتالاموس ظاهر شده سبب افزایش سریع گنادوتروپین ها بخصوص LH بصورت دوره ای می شود. این پدیده شروع و ادامه قاعدگی و دوره ماهانه را بر عهده دارد.

 

   سن شروع بلوغ به عوامل داخلی و خارجی متعددی بستگی دارد که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

·        عامل ارثی، خانوادگی و نژادی

·        عامل اقتصادی و اجتماعی: سن شروع بلوغ در غرب بین سالهای 1850تا1950 هر ده سال چهار ماه کاسته شده است.

·        چاقی: چاقی مختصر سبب تسریع و چاقی مفرط سبب تاخیر بلوغ می شود.

·        بیماریهای مزمن و سوء تغذیه سبب تاخیر بلوغ می شود.

·        کوری سبب تسریع ظهور بلوغ می شود.
 

   اولین قاعدگی با شروع بلوغ همراه نیست بلکه اولین تغییر فیزیکی مشهود در دختران رشد جوانه پستان است که بین سنین 8 تا 13 سالگی آغاز می شود.بندرت در بعضی از دختران اولین علامت ظهور موهای زهار است. رشد پستان ها از پنج مرحله و رشد موهای زهار نیز از پنج مرحله می گذرد تا به وضعیت کامل زن بالغ برسد. تغییرات کامل صفات ثانویه جنسی در زنان بین یک و نیم تا شش سال طول می کشد. اولین قاعدگی حدود دو سال پس از رشد جوانه پستان ظاهر می شود. که در سال های اول بسیار نامنظم بوده و پس از آن بصورت طبیعی در خواهد آمد.

 

یائیسگی

   حدود سن 40 تا 55 سالگی تعداد فولیکول های تخمدان بسیار کم و ترشح استروژن کاهش می یابد. دوره ماهانه در ابتدا نامنظم می شود و پس از چند ماه متوقف می گردد. که به این حالت یائیسگی گویند.در اثر کاهش استروژن ترشح  گنادوتروپین ها افزایش می یابد. علائم گر گرفتگی و احساس داغ شدن متناوب که با برافروختگی پوست و تعرق همراه است ناشی از ترشح زیادی گنادوتروپین ها است. بعلاوه کاهش ترشح استروژن ها ممکن است با اختلالات روانی نظیر خستگی و افسردگی، اضطراب و هیجان و پسیکوز همراه باشد. ترشحات واژن کم و مقاربت دردناک می شود.



جمعه 1390/06/11 |

یک اورولوژیست ایتالیایی، که می گوید عاشق کفش های "سکسی" است، ثابت کرده که پوشیدن کفش های پاشنه بلند بر خلاف نظر برخی کارشناسان بهداشتی ضرر زیادی برای سلامت زنان ندارد.

تحقیقات قبلی نشان داده که پوشیدن کفش پاشنه بلند با مشکلاتی جسمی مانند میخچه و مشکلات روانی مانند شیزوفرنی مرتبط است.

اما دکتر ماریا چروتو، در نامه ای به انجمن اورولوژی اروپا گفته که تحقیقاتش ثابت می کند که محققان بالاخره می توانند از فواید پاشنه بلند دفاع کنند.


او گفته است که در تحقیقاتش 66 زن زیر پنجاه سال شرکت داشته اند و آنهایی که کف پاهایشان با زمین پانزده درجه زاویه داشته - برابر پوشیدن کفش با پاشنه 5 سانتی - طرز ایستادن و راه رفتنشان در مقایسه با گروهی که کفش ته صاف پوشیده بودند، مناسب تر بوده است؛ از این موضوع مهم تر این که فعالیت الکتریکی در عضلات لگنی آنها کمتر بوده است.

وقتی فعالیت الکتریکی در عضلات لگنی حین راه رفتن و ایستادن کمتر است به این معنی است که عضلات در بهترین حالت خود قرار دارد و قدرت و همچنین توانایی انقباض آنها بهتر است.

عضلات لگنی بخش مهمی از ساختار بدن زن است چون به غیر از کمک به عملکرد جنسی و میزان ارضای جنسی او، از اندامهای مهم داخل لگن خاصره، از جمله مثانه، روده و رحم نیز حمایت می کند.

اما این عضلات بعد از پشت سرگذاشتن دوره بارداری و زایمان و همچنین بالا رفتن سن زن، ضعیف می شود.

دکتر چروتو گفت: "زنان معمولا ورزش های مناسب عضلات لگنی را انجام نمی دهند و پوشیدن کفش پاشنه بلند احتمالا چاره این معضل است. من هم مثل خیلی از زنان دیگر دوست دارم کفش پاشنه بلند بپوشم. خیلی خوشحالم که این علاقه من ممکن است فواید بهداشتی نیز برای من داشته باشد."

جیل بروک، فیزیوتراپیست در شهر برادفورد انگلستان، تاکید دارد که در این تحقیق ثابت نشده که پوشیدن کفش های دارای پاشنه خیلی بلند (پاشنه صناری) برای کسانی که می خواهند عضلات لگنی خود را سالم کنند، مفید است.

او گفت: "اما برای خانم هایی که دوست دارند کفش آنها کمی پاشنه داشته باشد نتیجه این تحقیق خبر خوشی است. البته هنوز هم کارشناسان معتقدند که ورزش بهترین راه برای حفظ سلامت این بخش از بدن زنان است."



جمعه 1390/06/11 |

اگر می خواهید به مهمانی شامی که در پیش دارید، کمی رنگ و جلا بدهید، این سوال را در جمع مطرح کنید: آخرین خیالپردازی جنسی که داشتید درمورد چه بوده است؟

ممکن است از این سوال همه آنقدر تعجب کنند که صدای افتادن قاشق چنگال ها را بشنوید اما این فقط به خاطر این است که تقریباً همه کسانیکه در مجلس حضور دارند، آخرین خیالپردازی جنسی خود را در ذهنشان بازآفرینی می کنند یا خیلی از آنها ادعا می کنند که به هیچ وجه درمورد مسائل جنسی خیالپردازی نمی کنند و خیلی های دیگر هم ادعا می کنند که این خیالپردازی ها فقط درمورد همسر خودشان است. اما، به احتمال خیلی زیاد، همه کسانی که پشت میز نشسته اند، خیالپردازی های ممنوعه جنسی داشته اند و حتی اینکار را به طور عادت همیشه انجام می دهند. اما به ندرت پیش می آید که کسی دوست داشته باشد درمورد این خیالپردازی ها با دیگران صحبت کند.

خیالپردازیهای ممنوع

خیالپردازی های جنسی مسئله ای است که ما ندرتاً درمورد آن با کسی صحبت می کنیم، حتی با دوستان خیلی صمیمیمان. عمیق ترین افکار جنسی ما آنقدر عجیب هستند که درست نیست در مجالس رسمی درمورد آنها صحبت شود. این خیالپردازی ها ممکن است نشاندهنده این باشد که اشکالی در روابط جنسی ما یا بدتر در خود ما وجود دارد اما تحقیقات نشان داده است که داشتن خیالپردازی های جنسی، اگر برای همه لازم نباشد، مسئله ای کاملاً نرمال است و درکل بخشی از انسان بودن ما را تشکیل می دهد و با داشتن آنها به هیچ عنوان نباید برچسب گمراه یا فاسد به خودتان بزنید.

تحقیقات گسترده ای که در این زمینه انجام شده است نشان میدهد که تقریباً همه انسانها درمورد مسائل جنسی خیالپردازی می کنند اما هیچکدام درمورد آن حرفی نمی زنند. برت کار، روانشناس، برای نوشتن کتاب خود "دنیای اسرارآآمیز خیالپردازی های جنسی"، روی 18،000 مرد و زن تحقیق کرده است. او درمورد تعدد و تکرار و همچنین محتوای خیالپردازی های آنها سوال کرده و دریافته است که نه نفر از هر 10 نفر آنها، خیالپردازی جنسی داشته اند. باور او بر این است که افراد باقیمانده هم این خیالپردازی ها را داشته اند اما جرات پذیرفتن آن را نداشته اند.

حتی آندسته از ما که قبول می کنند که خیالپردازی جنسی دارند، تمایلی برای حرف زدن درمورد آن ندارند. 95% از شرکت کننده های تحقیق هیچوقت خیالپردازی های خود را با کسی درمیان نگذاشته اند. باابنکه بعضی خیالپردازی های بهتر است همان ناگفته باقی بماند—مثل اینکه به همسرتان بگویید وقتی با او سکس می کرده اید در خیالتان به همسر قبلیتان فکر می کرده اید—اما ما هیچوقت هم درمورد فرارهای جنسیمان در این خیالپردازی ها با دوستانمان صحبت نمی کنیم. خیالپردازی جنسی جزء مسائل ممنوعه است.

خیلی از افراد از طبیعت منحرف و هرزه خیالپردازی هایشان احساس خجالت و گناه می کنند، بااینحال آنچه ما ممکن است "منحرف" یا "هرزه" بدانیم، ممکن است کاملاً طبیعی و متداول باشد.

احساس خجالت ناشی از خیالپردازی های جنسی ممکن است به خاطر تصور نقش خیالپردازی در زندگی ما باشد. در دهه نود، خیلی از روانکاوان خیالپردازی های جنسی پیچیده را به خاطر امیال و شهوت های پیچیده دانسته است. خیالپردازی های عجیب و غریب معمولا به عنوان یک آسیب مورد درمان قرار می گرفتند.

اما امروز می دانیم که خیالپردازی ها دیگر یک آسیب شناخته نمی شوند. این خیالپردازی ها به ما این امکان را می دهد به چیزهایی فکر کنیم که  درواقعیت انجام نمی دهیم یا چیزهایی که قبلاً انجام دادیم و دوست داریم را دوباره انجام دهیم. علاوه بر این، خیالپردازی با بالا بردن میل و تحریک جنسی، می توانند برای روابط جنسی ما هم مفید باشند. آنهایی که معمولاً خیالپردازی جنسی دارند، معمولاً سکس بیشتری هم در زندگی زناشویی خود دارند.

سکس مطمئن

دکتر کار همچنین دریافته است که گاهی اوقات خیالپردازی ها راهی برای برگرداندن یک خاطره منفی دوران کودکی به مثبت است. برای مثال، او درمورد زن بسیار خوشبختی صحبت می کند که خیالپردازی هایش به او کمک کرده سوءاستفاده های جنسی که در کودکی توسط برادر بزرگش از او می شده را به تجربه ای تحریک کننده تبدیل کند. به این ترتیب، خیالپردازی می تواند یک مکانیزم عادت کردن و کنار آمدن باشد. اما حتی اگر درمورد سوءاستفاده های جنسی هم خیالپردازی کنید، لزوماً به این معنی نیست که دوست دارید آن سوءاستفاده ها دوباره اتفاق بیفتد. خانم ها ممکن است خیالپردازی کنند که مردی غریبه با آنها عشق بازی می کند اما ما می توانیم کوچکترین حرکت طرف مقابل را هم در خیالپردازی هایمان کنترل کنیم. ذهن ما مکانی بسیار امن و مطمئن برای امتحان کردن کارهای جدید بدون آسیب دیدین از آن است. مایکل بادر، در کتاب خود "تحریک جنسی" منطق اسرارآمیز خیالپردازی های جنسی" می نویسد: "امنیت و اطمینان مسئله ای کلیدی در باز کردن مفهوم خیالپردازی های ماست. " بسته شدن به تخت توسط یک شریک جنسی ممکن است کار سالم و بی خطری نباشد اما جایی در ناخودآگاه ما این کار هیچ صدمه ای وارد نمی کند.

این حرفها شاید حس اطمینان بیشتری به شما داده باشد. به جای اینکه از تصور سکس با فرد دیگری غیر از همسرمان، احساس گناه کنیم می توانیم از آن بعنوان راهی برای تحریک بیشتر روابط جنسی خود استفاده کنیم. اما یادتان باشد هیچ وقت این افکار را بازگو نکنید.

جمعه 1390/06/11 |

داشتن دست هایی زیبا ( یک موجودی مهم و غیر قابل اغماض برای خانم ها) مشروط بر داشتن ناخن هایی زیباست. توصیه های ما، چند نکتۀ مراقبتی منظم...

 
داشتن دست هایی زیبا ( یک موجودی مهم و غیر قابل اغماض برای خانم ها) مشروط بر داشتن ناخن هایی زیباست.
 
 توصیه های ما، چند نکتۀ مراقبتی منظم:
 
یادآوری ساختار ناخنناخن هم مانند مو، از لایه های کراتین تشکیل شده است، این ماده باعث سختی و استحکام ناخن می شود.

رشد ناخن توسط قالبی که در ریشه اش قرار دارد، تضمین شده است. ناخن های دست سریع تر از ناخن های پا رشد می کنند: چیزی حدود 3 تا 4 میلیمتر در ماه.

نکتۀ جالب این که: رشد ناخن های دست "فعال" سریع تر است، یعنی اگر فرد راست دست باشد، ناخن های دست راست رشد بیشتری از ناخن های دست چپ دارند.
 قواعد اصلی که برای داشتن ناخن های خوش فرم :
 
1- بهتر است به جای سوهان آهنی، یا بدتر از آن، قیچی که به ناخن ها آسیب می زند، از سوهان مقوایی استفاده کنید.

2- یک بار در هفته، از سنگ پا (سنگ پایی مخصوص برای دست داشته باشید) استفاده کنید، این کار باعث از بین رفتن خطوط ناخن می شود و ناخن هایی که به طور طبیعی درخشان شده اند، را برای تان تضمین می کند. همچنین، با مالیدن روغن های مغذی بر روی ناخن ها، مرطوب شان کنید.

3- در آخر، با تکه ای از چوب شمشاد، پوسته های کنده شده و زاید را کنار بزنید تا ناخن هایتان رشدی سالم داشته باشند.

 
لاک زدن


_ قبل از لاک زدن، در زیر لاک از لایه ای محافظ استفاده کنید؛ در غیر این صورت، ناخن های تان سست می شود و یا رنگ شان به زردی می گراید.
 
_ برای پاک کردن لاک، از حلال های ملایم، بدون آستن (خشک کننده) استفاده کنید. بدون توقف و پشت سرهم ناخن های تان را لاک نزنید، بگذارید بین دو بار لاک زدن، چند روز ناخن های تان تنفس کنند.
 توجه به ناخن های حساس و شکننده
ناخن های سست، می شکنند یا نصف می شوند... چه باید کرد؟

* قانون شمارۀ یک: تغذیه تان باید خوب و مناسب باشد. اسیدهای آمینه و ویتامین ها برای داشتن ناخن هایی سالم و محکم ضروری اند (می توانید از مکمل های غذایی مخصوص کمک بگیرید)

* قانون شمارۀ دو: با استفاده از دستکش های خانگی هنگام ظرف شستن و باغبانی و استفاده از کرم برای مرطوب کردن، از ناخن های تان محافظت کنید. اغلب محصولاتی که مخصوص دست ها هستند، هم زمان برای تغذیۀ پوست و ناخن طراحی و پیش بینی شده ا ند. از این کرم ها استفاده کنید! هر روز، این کرم ها را بر روی سطح ناخن های تان بمالید.


جمعه 1390/06/11 |

بسیاری از مردم فکر می کنند که برای باکلاس بودن باید عطر و ادکلن های گرانقیمت بخرند   چون مرغوب تر و خوش بوترند. این فکر از جهاتی غلط است. هر کسی می تواند با هزینه ای اندک عطر مناسب خود را بخرد که از آن راضی باشد. عطر یا ادکلن مرغوب و گرانقیمت هم خوب است اما وقتی با بدن شما سازگار نباشد، فایده ای ندارد. یکی از آشنایان عطر بسیار گرانقیمتی خریده بود که به شدت پز قیمتش را می داد اما وقتی آن را به خودش می زد بویی شبیه آب پیاز داشت!

 

از عظر ها و خوشبوکننده ها بیشتر بدانیم
پس این واکنش پوست شماست که ملاک است نه جیب شما!

مطمئنا دیدگاه شما نسبت به استفاده از عطر و ادکلن عوض خواهد شد. چرا گفتیم سازگاری با بدن شما؟ عبارت دقیق تر «سازگاری با پوست شما» است. باز هم بسیاری از مردم طرز استفاده غلطی از ادکلن و عطرها دارند و آنها را به لباس خود می زنند! نمی دانم شاید عطرهایی مخصوص لباس هم وجود داشته باشد ولی مساله این است که عطر باید روی پوست جواب بدهد. ما دکتر پوست نیستیم ولی به تجربه بیشتر دریافته ایم که پوست افراد با یکدیگر متفاوت است. شاید بوی بدن افراد مانند خطوط سرانگشتان مخصوص همان فرد باشد. بنابراین هرعطری احتمال دارد روی پوست افراد مختلف، واکنش های شیمیایی متفاوت و درنتیجه بازتاب مختلفی داشته باشد. این دراصطلاح علمی یعنی PH و میزان اسیدی بودن یا قلیایی بودن پوست افراد متفاوت است.

عطرها چه بویی دارند!؟

ما مجبوریم از همان معیار چشایی برای شناسایی نوع بوی عطر استفاده کنیم: «شیرین»، «تلخ»، «ترش». چند رده بندی دیگر مانند انواع رایحه گل ها یا میوه ها یا حتی بوی چوب درختان و شکلات و توتون نیز وجود دارد ولی این سه نوع رایحه به اضافه «سرد» و «گرم» ساده ترین معیارهای ما برای شناسایی عطرها هستند. (شور!؟ عطر شور کجا بود؟) علاوه بر صفات «تند» و «ملایم» شاید بشود صفت های «سنگین» یا «سبک» را هم به کار برد. برخی از عطرها ترکیبی از این سه رایحه به اضافه سردی و گرمی هستند مثلا: عطرهای گرم و شیرین یا سرد و تلخ یا تند و شیرین با تندی و ملایمت های مختلف. چه فایده ای دارد شناسایی این بوها!؟ چندین فایده دارد! اول این که عطر را آگاهانه انتخاب می کنید و دوم این که ذائقه بویایی خود و مکانی را که از آن عطر استفاده می کنید می توانید تعیین کنید و حتی ذائقه دوستان و نزدیکان تان را شناسایی کنید و عطر مناسب به آنان هدیه بدهید و بعد این که دوست تان را که بوی آب پیاز می دهد متوجه کنید که پول به تنهایی خوشبویی نمی آورد!

- عطرهای گرم و شیرین و تلخ = مناسب برای فصول سرد یا مناطق سردسیر - عطرهای سرد و تلخ یا ترش = مناسب برای فصول گرم یا مناطق گرمسیر و مجالس دوستانه - عطرهای تند از هر نوع = برای میهمانی ها و مجالس نوع و فصل استفاده هم البته اول بستگی به ذائقه بویایی شما دارد. - شیشه های عطر و ادکلن خود را پشت پنجره و جلوی نور آفتاب قرار ندهید. مخصوصا اگر شیشه آنها شفاف و سفید یا غیررنگی است.

عطر چیست و ادکلن کدام است؟

میزان در شناسایی عطر 40 درصد است. همان طور که طلای 18 تا 24 عیار یا نقره 80 تا 100 مرغوب تا خالص خوانده می شود، معیار عطر نیز 40 درصد است یعنی از عصاره (اسانس، جوهره) به دست آمده 40 درصد عطر خالص باشد ومابقی آن آب و الکل و دیگر افزودنی ها که آن خالص ترین و گران ترین عصاره هاست. حالا معیاربندی عطرها از همین میزان غلظت شروع می شود:

- 20 تا 40 درصد عطر مرغوب تا خالص یا Perfum
- اگر عطری بین 10 تا 20 درصد از این مواد معطر را داشته باشد به آن می گویند: عطر یا اودوپرفیوم perfume be Eau
- اگر بین 5 تا 10 درصد مواد معطر باشد به آن می گویند: toilette be Eau ادوتوالت - اگر 2 تا 4 درصد داشته باشد به آن می گویند: cologne be Eau اودوکلن یا ادکلن

 

و این بود فرق عطر با ادکلن که البته روی شیشه آنها با علامت OZ.FL نوشته شده که هر کدام در چه رده ای هستند و این عدد هم هیچ ربطی به مرغوبیت و کیفیت یک ادکلن ندارد. ادکلن و اودوتوالت نیز فرق چندانی از نظر مصرف با هم ندارند و اینجا فقط یک طبقه بندی تجاری و نوع استفاده مورد نظر بوده است. به طور معمول ما به ادوتوالت هم ادکلن می گوییم.

نکته های بودار

- به نام های معروف زیاد توجه نکنید. اگر چه ادکلن های معروف و محبوب بسیار خوبی پیدا می شوند ولی چه بسا یک عطر یا ادکلن کمتر معروف از نظر تجاری، موجب رضایت شما شود. تقریبا در بازار ایران هم اینک به حدی نمونه های بدلی و تقلبی از مارک های معروف ساخته شده که تشخیص آن واقعا دشوار است. مگر این که به فروشنده که باید خود کارشناس باشد، کاملا اطمینان داشته باشید که مثلا ادکلن محبوب شما به جای فرانسه در یکی از کارگاه های زیرزمینی دوبی یا پاکستان پر نشده باشد!

- می توانید طبق سلیقه یا ذائقه بویایی خود انتخاب کنید که چه نوع عطرهایی را می پسندید. آیا عطرهای گیاهی با منابع گل ها و درختان و صمغ درختان و دانه ها و میوه ها را دوست دارید یا عطرهایی با منابع حیوانی نظیر مشک که از آهو گرفته می شود یا عنبر که از نهنگ عنبر به دست می آید یا منابع و فرآورده های آلی و نفتی. به کلمات و نوع رایحه ای که معمولا روی جعبه یا شیشه ها نوشته می شود بیش از زیبایی و ظاهر شیشه توجه کنید.

- وقتی به عطرفروشی رفتید هر بار بیش از دو سه نوع عطر را امتحان نکنید چون بعد از چند دقیقه شامه شما از تشخیص میزان احساس تان نسبت به عطرهای آخری عاجز می شود. تازه سگرمه های عطرفروش را که جعبه سی چهل عطر و ادکلن را برای شما بازکرده و روی پیشخوان گذاشته را نمی بینید!؟

- یک نکته جالب که براساس تجربه شخصی به دست آمده و شاید به طور کامل صدق نکند اما در بسیاری موارد این طور به نظر رسیده این است که افراد مایل به چاقی یا چاق یا افرادی که غذاهای گرم و شیرین و یا بستنی و شیرینی جات را دوست دارند به عطرهای شیرین و افراد لاغر یا کسانی که به غذاها و خوراکی های تند و شور و ترشی جات علاقه دارند به عطرهای سرد و تلخ بیشتر تمایل دارند. شاید به ارتباط بویایی و چشایی و نزدیکی این دو برمی گردد.

- عطر باید روی پوست جواب بدهد اما دقیقا کجا؟ چند نقطه از بدن هست که دارای نبض است. مانند پشت گوش ها در قسمت زیر آن و کناره های بینی و مچ دست و مچ پا. گردن هم هست ولی سعی کنید به گردن نزنید چون پوست گردن مقداری حساس است. همان کناره های بینی و پشت گوش و نبض مچ دست از همه مناسب تر است. ضربان نبض باعث می شود که رایحه عطر بیشتر در هوا پخش شود. اگر به فاصله ساعد و بازو یعنی میان آرنج و یا پشت زانوی پا و کنار قوزک پا نیز دقت کنید آنجا نیز یک نبض هست و مناسب زدن عطر. اگر پوست شما خشک است می توانید قبلا از کرم یا لوسیون استفاده کنید تا ماندگاری عطر بیشتر شود.

- یک قلق یا تجربه جالب این است که لازم نیست حتما با عطر دوش بگیرید. اگر می خواهید میزان پایداری عطرتان بیشتر باشد، بعد از این که مقداری به پوست تان زدید، کمی منتظر بمانید تا خشک شود و جذب پوست شود و بعد یکی دوبار دیگر به همین ترتیب انگار که بخواهید چند لایه روی هم بکشید این کار را تکرار کنید. این طور مواد معطر بیشتر جذب پوست می شود. در حقیقت الکلی که به عطر اضافه می شود عطر را با خود متصاعد کرده و موجب پخش شدن آن در فضا می شود.

- در گرما یا تابستان از عطرهای سرد و به میزان بیشتر استفاده کنید. الکل موجود در ادکلن های مختلف در گرما سریع تر تبخیر می شود. همچنین احساس خنکی و سردی عطر نیز برای دیگران خوشایند است.

- سعی کنید اسپری و ادکلن ها تا حد امکان به موی سر شما نپاشد. آن طور که می گویند و احتمالا درست باشد برخی ترکیبات موجود در آن ممکن است باعث سفیدی زودرس موی سر شما شود.

- یک توصیه شخصی که اگر دوست داشتید جدی بگیرید این است که همیشه سعی کنید یک یا حداکثر دو نوع عطر یا ادکلن مخصوص به خود داشته باشید. وقتی احساس کردید آن یک یا دو نوع عطر به شما سازگار بودند و خودتان و دیگران از آن راضی بودید، سعی کنید آن عطرها را به عنوان «شاخصه» یا معرف و یکی از نشانه های شناسایی خود حفظ کنید و تنها از آن استفاده کنید. این پرستیژ خاصی به شما می دهد و ضمن آن استفاده گوناگون از عطر و ادکلن های مختلف زیاد خوشایند نیست و حتی شاید برخی از آنها با پوست شما سازگار نباشد.

- از همان ادکلنی که همیشه استفاده می کنید اسانس یا عطر آن یا اشانتیون های آن را بگیرید و همیشه در سفر یا جاهای مختلفی که رفتید همراه خود داشته باشید. اصلا می توانید تست ادکلن های مختلف روی پوست تان را به جای خرید شیشه های بزرگ از همین اشانتیون های کوچک و ارزان قیمت شروع کنید و لازم نیست شیشه بزرگ 100 سی سی و گرانقیمت یا یک خمره یا یک بشکه بزرگ بگیرید که بعدا متوجه شوید به درد نمی خورد!

- چطور و از کجا بفهمیم عطری که استفاده کردیم خوب است؟ خب از دوستان و نزدیکان بپرسید! ولی این نکته را داشته باشید که معمولا اگر عطری نزد دیگران خوشایند باشد خودبخود نزدیکان یا دوستان از شما خواهند پرسید: این ادکلن یا عطر شما چیه؟ احساس خوشایند آنها را در نظر داشته باشید. معمولا بیشتر افراد عطرهای ملایم را می پسندند تا عطرهای تند.

یادتان باشد که شما «عطر را به خاطر دیگران می زنید» چون بعد از چند دقیقه شما به خاطر عادت به آن دیگر بویی نمی شنوید. پس عطر برای ایجاد احساس بهتر از شما در نظر دیگران است. در هر شغل و سمتی که هستید عطر را فراموش نکنید. دوستی دارم که کارگر یک کارخانه است بعد از اتمام کار همیشه به خودش ادکلن می زند بعد وارد جمع می شود. واقعا آدم باکلاس و فهمیده ای است. برعکس او آشنای دیگری دارم که کلاس می گذارد اما ترجیح می دهم یک راکون به من نزدیک شود تا او! بیشتر افراد تقریبا روی یک چیز نقطه اشتراک دارند و آن این که برای بوی خوش احترام قائلند.

جمعه 1390/06/11 |

با یک آزمایش ساده می توانید در هر زمان نوع پوست خوداعم از چرب، خشک یا مختلط ب را برای انتخاب کرمهای مخصوص به آن تشخیص دهید...

 

اغلب ما زمانی که برای درمان بیماری های پوستی خود نزد پزشک متخصص می رویم، در پاسخ به اینکه  آیا می دانیم پوستمان از کدام گروه انواع پوستها (چرب، خشک ویا مختلط ) است دچار شک و تردید شده و تشخیص آن را به پزشکمان واگذارمی کنیم، اما بهتر آن است که چون پوست انسان در هر مقطعی از زمان خاص خود برحسب تغییرات آب و هوایی ، جا به جایی و یا نوع سیستم بدن ممکن است دچار تغییر شود و گاهی از پوست چرب به پوست خشک و مختلط و یا برعکس تغییر یابد، راه تشخیص نوع پوستمان را بدانیم تا درانتخاب کرمهای مخصوص آن دچار مشکل نشویم و این کار با یک آزمایش ساده که خود می توانیم در منزل انجام دهیم  به راحتی امکان پذیر است:

1-این آزمایش را 30 دقیقه بعد ازحمام کردن انجام دهید به خصوص حمامهای طولانی مدت که پوست شما کاملا در بخارحمام با جذب آب کافی مرطوب و آماده شده است.

2-پوستتان را با حوله به طوری که به آرامی گذاشته و برمی دارید، خشک کنید.

3-از دو عدد دستمال کاغذی تمیز استفاده کرده، هر کدام را از وسط جدا کنید تا چهار لایه دستمال نازک داشته باشید. دوعدد آن را روی گونه ها  و دو تای دیگر را روی پیشانی  و چانه پهن کنید و خوب بچسبانید.

4- 5 تا 7 دقیقه صبر کنید.

نتیجه :

الف) اگر بر روی  همه ی دستمالها لکه های زرد چربی دیده شد، شما دارای پوستی چرب هستید.

ب) اگر دستمال کاغذی ها فقط حالت رطوبت کمی به خود گرفته و از لکه های چربی خبری نبود شما دارای پوستی خشک هستید. پوست خشک  در حالت طبیعی هم بر روی گونه ها کشیدگی دارد.

ج) برای تشخیص اینکه پوست شما از نوع مختلط است ، همه ی دستمالها خشک یا چرب و یکنواخت نیستند. به طور مثال دستمالهای روی گونه ها چرب و دستمال روی پیشانی خشک دیده خواهد شد و یا برعکس.گاهی هم دستمالهای روی گونه ها در قسمتهایی چرب و در قسمتهایی خشک دیده خواهند شد .

 « اساس زیبایی در پوستی سالم و زیباست »
 


جمعه 1390/06/11 |

شاید گاهی به این فکر افتاده باشید که چطور می‌توان عشق و محبت و خرسندی را در زندگی زناشویی پایدار و زنده نگه داشت؟

دکتر پام اسپور،‌ روانشناس سرشناس رسانه‌ای در کتاب جدید خود ۱۰ راهکار مفید برای این هدف ارائه کرده که خلاصه آن در نشریه «دیلی اکسپرس» به چاپ رسیده است. این ۱۰ راهکار به قرار است:

انجام دهید که بدون برنامه‌ریزی قبلی به نظر

۱- همیشه خودجوش و باانگیزه بمانید: کارهایی برسند مثلا به اداره همسرتان بروید و او را برای صرف ناهار با همدیگر دعوت کنید، بدون انتظار برای او هدیه کوچکی بخرید و یا بلیط کنسرت یا تئاتر به او بدهید.

۲- عشق خود را نشان دهید: هنگام صرف شام می‌توانید یک موسیقی ملایم بگذارید. شمع روشن کنید و به همسرتان بگویید که چقدر در طول روز به او فکر می‌کنید.

۳- به چشم‌های او نگاه کنید: وقتی با همسرتان صحبت می‌کنید به صورت او نگاه کنید. برخورد نگاه‌ها باعث می‌شود که بیشتر ارتباط بین یکدیگر را احساس کنید.

۴- حتی برای اعلام ناموافق بودن از موافقت شروع کنید: از مجادله و بحث با همسرتان پرهیز کنید. وقتی می‌خواهید عدم موافقت خود را اعلام کنید ابتدا با مناسب‌ترین و آرام‌ترین راه ممکن با جمله «حق با توست» شروع کنید.

۵- تغییر را همیشه مدنظر داشته باشید: با ظاهر جدید و متفاوت همسر خود را غافلگیر کنید. با یک راه ساده و سریع مثل رنگ کردن مو یا تغییر آرایش موها می‌توانید این کار را انجام دهید.


۶- یک کار غیرمنتظره انجام دهید: مثلا پس از دوش گرفتن برای او یک حوله گرم و مرتب آماده کنید.

۷- همیشه برای عشقتان جشن بگیرید: می‌تواند یک کار نمادین انجام دهید مثلا گیاه خاصی را که می‌دانید مورد علاقه همسرتان است خریداری کنید و یا در باغچه بکارید و به او بگویید که این کار نمایان کننده عشق شماست.

۸- مراقبت و محبت کنید: با یک کار کوچک که مستقیما به همسرتان نفع می‌رساند می‌توانید به او ابراز محبت کنید مثلا لباس‌های او را به خشک شویی ببرید. این کار شاید زمان زیادی نبرد اما به او نشان می‌دهید که چقدر به فکرش هستید.

۹- با رقیبتان صمیمی باشید: اگر کسی در زندگی همسرتان وجود دارد که وی را رقیب خود می‌دانید مانند بهترین دوست یا مادر همسرتان، از بحث کردن درباره آنها پرهیز کنید و در عوض با دعوت کردن آنها برای یک شام دوستانه همسر خود را غافلگیر کنید.

۱۰- گذشته را دوباره زنده کنید: ‌با نگاه کردن به فیلم‌های تعطیلات، تصاویر خانوادگی و عکسهای جشن ازدواج می‌توانید به استحکام رابطه زناشویی خود با همسرتان کمک کنید.


جمعه 1390/06/11 |
از امام باقر(ع) نقل شده است كه در شب عروسي زن و مرد وضو بگيرند و دو ركعت نماز بخوانند. بعد از آن مرد دعا كند و خواسته هاي خود را بگويد و زناني كه همراه همسر او هستند «آمين» بگويند. سپس زن و مرد با هم اين دعاها را بخوانند .(( اللهم ارزقنی الفها وودها و ارضنی بها و اجمع بیننا باحسن اجتماع و انس ایتلاف فانک تحب احلال و تکره الحرام)) .از امام صادق (ع) نقل شده است كه در شب عروسي مرد موي پيشاني زن را بگيرد و به سوي قبله برگرداند و مرد دعاي زير را بخواند.

(( اللهم بامانتک اخذتهما و بکلماتک استحللتها فان قضیت لی منها ولداٌ فاجعله مبارکاٌ نقیاٌ من شیعه ال محمد ولا تجعل للشیطان فیه شرکاٌ لا نصیباٌ ))

برگرفته از کتاب اگر فرزند باهوش می خواهید -محسن احمدی



جمعه 1390/06/11 |

از بچگی به ما یاد داده ‌اند که ازدواج پیوندی ثابت و ماندگار بین دو نفر است که عمیقاً به هم متعهد هستند و می‌خواهند با هم زندگی نو بسازند ، اما از کی ؟!

 
آمار بالای طلاق سوالات زیادی مطرح می‌کند :  آیا ازدواج به اندازه کافی جدی گرفته نمی‌شود ؟  آیا زوج‌ ها خیلی جوان ازدواج می‌کنند ؟
 
از بچگی به ما یاد داده ‌اند که ازدواج پیوندی ثابت و ماندگار بین دو نفر است که عمیقاً به هم متعهد هستند و می‌خواهند با هم زندگی نو بسازند. ازدواج باید سرشار از عشق، همراهی، اعتماد، حمایت و شادی باشد.
اما وقتی جوان و در حال رشد هستیم، وقت این است که آزاد باشیم  و فردیتمان را رشد دهیم—یک شغل برای خودمان انتخاب کنیم ، مسافرت کنیم ، مستقل شویم. اینها چیزهایی هستند که به شکل زوج هم می‌توان انجام داد اما وقتی یک خانواده تشکیل می‌دهید، محدودتر می‌شوید.
 
 وقتی جوان ‌تر هستیم و دهه بیست سالگیمان را پشت سر می‌گذاریم، بعضی وقت ‌ها نمی‌دانیم که بعنوان یک "فرد" چه هویتی داریم. همین باعث می‌شود در رابطه ‌مان خود را گم کنیم. بیشتر زوج‌هایی که در سنین پایین ازدواج می‌کنند به خاطر همین عدم بلوغ احساسی و تجربیات محدود زندگی با طلاق روبه رو می‌شوند.
 
دختر و پسری که از 16-17 سالگی رابطه خود را شروع می‌کنند، احساس می‌کنند که ازدواج ، قدم بعدی برای آنها در دهه بیست زندگیشان است. بااینکه این می‌تواند موثر باشد اما خیلی مهم است که بدانند مشکلاتی هم در راه خواهد بود. بعنوان مثال، اگر به این دلیل که از دبیرستان فقط با یک نفر دوست بوده‌ اید و از او برای خود یک بت ساخته اید ، این را بدانید که وقتی بزرگ تر و بالغ تر شدید و به اجتماع راه پیدا کردید دیگرانی را خواهید دید و شناخت کامل تری از ازدواج و تعهد پیدا خواهید کرد .
 
همچنین داشتن امنیت مالی هم اهمیت زیادی دارد. مراسم عروسی خرج و مخارج بالایی دارد و چیزهایی مثل تهیه مسکن و شروع یک خانواده نیاز به مقدار زیادی پول دارد. وقتی جوان ‌تر هستیم، می‌توانیم بدون خرج پول زیادی زندگی را بگذرانیم اما وقتی به کسی متعهد شوید، خیلی مهم است که هر دوی شما ثبات مالی داشته باشید.
 
هیچ چیز بدتر از دعوا کردن بر سر پول یا بالا آوردن بدهی برای مخارج خانه نیست. این مشکلات ایجاد رنجش می‌کند و استرس زیادی بر رابطه وارد می‌کند. هرچه سنمان بالاتر می‌رود، یاد می‌گیریم که چطور بودجه ‌بندی کنیم و چطور مدیریت مالی داشته باشیم. لازم به ذکر نیست که وابستگی مالی به خانواده‌ ها هم فشار زیادی بر زوج وارد می‌کند.
 
اگر بدانید ازدواج کاملاً متعهد چیست، هیچوقت برای رسیدن به آن عجله نمی‌کنید. طلاق گرفتن سخت است. همه جدایی‌ها همینطور هستند اما طلاق بسیار مشکل سازتر است، مخصوصاً اگر پای بچه هم وسط باشد. در ازدواج کردن هیچوقت نباید عجله کنید. درست است که ازدواج قدم بسیار خوبی در زندگی می باشد که نشان‌ دهنده عشق و محبت است، اما نباید به آن بعنوان راهی برای مقابله با بی وفایی کسی که دوستش دارید ، به دست آوردن امنیت بیشتر یا نجات از تنهایی به آن نگاه کنید.
 ازدواج تعهدی واقعا جدی است و نباید آسان به آن نگاه کرد. وقتی هنوز جوان هستیم و فردیت خودمان را کشف نکرده ‌ایم، بهتر است این قدم را برای زمانی که بزرگتر و بالغ‌تر شدیم و از نظر مالی و احساسی ثبات و امنیت بیشتری به دست آوردیم، نگه داریم. 

جمعه 1390/06/11 |

مرد و زن حین انتخاب همدیگر به تناسب‌های بدنی یكدیگر توجه می‌كنند. اكثر ما انسان‌ها تناسب بدنی كاملی نداریم. یك نفر چشمان درشتی دارد، دیگری انگشتان بلند و...

 
 از نظر روانپزشکان 5 عامل در انتخاب همسر آینده شما دخیل است . به این 5 عامل توجه کنید:
 

1. ژن CHM  
 مطالعه‌های اخیر لكوس و دكونیگ سوئیسی نشان داده ما از نظر ژنتیكی قادر به تشخیص بو هستیم. وقتی فردی به شما می‌گوید بوی خوبی می‌دهید در واقع بدنش در حال تجزیه و تحلیل ژن‌های CHM شماست. این گروه از ژن‌ها، مسوول تدارك سیستم ایمنی هم هستند و وقتی قرار است عضوی اهدا شود، پزشكان توجه می‌كنند كه ژن‌های ‍CHM گیرنده و دهنده یكی باشد تا عضو پیوندی پس‌زده نشود.
 
 معمولا اعضای یك خانواده ژن‌های CHM مشابهی دارند اما در خارج از خانواده موارد مشابه به سختی پیدا می‌شود. نكته بسیار جالب اینكه افرادی كه ژن‌های CHM آنها كاملا متضاد است جذب هم می‌شوند. برای اثبات این قضیه لكوس و دكونیگ تی‌شرت‌های چند مرد را به چند زن دادند تا بو كنند و لباسی را كه به نظرشان بوی جذاب‌تری دارد انتخاب كنند. نتایج بررسی‌ها نشان داد زنان لباس‌هایی را انتخاب می‌كنند كه متعلق به مردانی است كه ژن CHM آنها هیچ شباهتی به ژن‌های CHM آنها ندارد.
 
 
2. تناسب
 مرد و زن حین انتخاب همدیگر به تناسب‌های بدنی یكدیگر توجه می‌كنند. اكثر ما انسان‌ها تناسب بدنی كاملی نداریم. یك نفر چشمان درشتی دارد، دیگری انگشتان بلند و دیگری پاهای كشیده اما این عدم تناسب گاهی به چشم جنس مخالف زیبا به نظر می‌رسد. رندی تورنهیل، روان‌پزشك آمریكایی به این نتیجه رسیده كه زنان هر چند به مردان غیرمتناسب علاقه داشته باشند به ویژه در دوره تخمك‌گذاری مردانی را جذاب می‌دانند كه بدنی كاملا متناسب دارند. دلیل آن هم تمایلی ناخودآگاه به داشتن فرزندانی متناسب است. مردان نیز زنانی كه اندامی متناسب دارند و اندازه دور كمر آنها كمتر از دور باسن شان است را جذاب‌تر و بارورتر می‌دانند.
 
 
3. هورمون‌ها
 تستوسترون هورمونی مردانه است كه باعث به‌وجود آمدن خوی خشن ماست. براساس تحقیقات هر چه میزان این هورمون بالاتر می‌رود میزان خوشبختی در میان زوجین كاهش می‌یابد.

آمار نشان می‌دهد میزان خیانت، خشونت‌های خانگی و طلاق در میان زوجینی كه هورمون تستوسترون در جنس مرد بالاتر است، بیشتر دیده می‌شود. به همین دلیل زنان ناخودآگاه بیشتر به مردانی جذب می‌شوند كه صورتی نسبتا زنانه دارند.
 

4. شباهت
 شباهت، دلیل دیگر جذب شدن برخی زوجین به هم است. بیشتر مردان به سمت زنانی جذب می‌شوند كه نشان یا ردپایی از مادرشان داشته باشند. مدل مو، رنگ چشم، نوع حرف‌زدن، شكلی از رفتار... هر چیزی كه در ذهن یك مرد تداعی‌گر مادرش باشد، ممكن است باعث جذب او به یك زن شود.
 
5. مهربانی
 جذاب بودن، تنها به دلیل داشتن یك ویژگی فیزیكی نیست. خلاق بودن ، مهربان و باهوش‌بودن از جمله ویژگی‌هایی است كه باعث جذب افراد به هم می‌شود. دیوید باس، روان‌شناس آمریكایی 10 سال پیش تحقیقی انجام داد و در آن از 10 هزار زن و مرد با 37 فرهنگ مختلف درخواست كرد معیارهای انتخاب همسر خود را بیان كنند.

تمامی این افراد درصدر فهرست خود مهربانی و بعد از آن ذكاوت را قرار داده بودند. به نظر می‌رسد برای بزرگ كردن فرزندان و زندگی كردن در این دنیای ستمكار، زیبایی روح مهم‌تر از زیبایی جسم است.


جمعه 1390/06/11 |

دختر و پسر مجبورند برای رسیدن به تفاهم برسر یک موضوع کمی اختلاف نظر داشته باشند. در واقع در این بحث‌ها در دوران نامزدی، مواضع افراد مشخص می شود.

 
 
 
 دعواهای دوران نامزدی و عقد را تا چه حد جدی بگیریم؟

زهرا صفری فروشان کارشناس ارشد روانشناسی و مشاور بهزیستی استان اصفهان در این باره به  گفت: در ابتدا باید دوران نامزدی و عقد را از یکدیگر تفکیک کرد.


دوران نامزدی
دورانی است که قراردادی بین خانواده ها بسته می‌شود تا دختر و پسر همدیگر را بهتر بشناسند اما در دوران عقد این قرارداد کاملا قانونی و شرعی می شود ، در نتیجه بحث و اختلاف نظر در دوران نامزدی طبیعی است.
 
زیرا در بعضی موارد تفاهم وجود ندارد و دختر و پسر مجبورند برای رسیدن به تفاهم برسر یک موضوع کمی اختلاف نظر داشته باشند. در واقع در این بحث‌ها در دوران نامزدی، مواضع افراد مشخص می شود.
 
 
 
وجود تعارض و اختلاف نظر نشانه پویایی است و نشاندهنده این مطلب است که هر دو نفر برای آن زندگی اهمیت قائل اند. در واقع اگر دو نفر هیچ اختلافی نداشته باشند، نسبت به زندگی بی تفاوت هستند؛ اما داشتن مهارت برای کنار آمدن با این اختلاف نظر می‌تواند میزان مسوولیت پذیری افراد و حل کردن مشکلات توسط فرد را نشان دهد.
 
 
 
در دوران عقد با توجه به اینکه روابط کمی نزدیک‌تر و عاطفی‌تر می شود ممکن است برخی از آن مشکلات همچنان ادامه یابد و یا حتی ممکن است تشدید شود و یا اینکه با توجه به آموزش‌های لازم و مشاوره‌ها کمتر شود.
 
این عقیده که اگر عقد کنید، مشکلات حل می‌شود و یا ازدواج کنید و در نهایت با بچه دار شدن مشکل حل می‌شود کاملا اشتباه است. زیرا اگر این مشکلات بدون حل شدن از دوران نامزدی به عقد و در نهایت به ازدواج منتقل شود، سربسته می‌ماند و باعث بروز مشکلات بیشتر می‌شود.
 
 
 
وجود فرزند در خانواده دنیای جدیدی را ایجاد می کند و مسایل و شرایط جدید از جمله مشکلات مالی و عاطفی ایجاد می‌شود و اگر زن و شوهر نتوانسته باشند در مدت عدم حضور فرزند با هم صمیمی شوند، حضور فرزند باعث تشدید اختلافات می‌شود.
 اما در موارد محدودی زندگی مسالمت آمیز بخاطر حضور فرزند شکل می‌گیرد. یعنی ما به خاطر فرزندمان باید با هم کنار بیاییم که معمولا این عقیده در قدیم جواب می‌داد اما در جامعه امروز کمتر با چنین مواردی روبه رو می‌شویم.


جمعه 1390/06/11 |

نمی‌توان انکار کرد که یکسری از دخترها مجذوب پول هستند. زنانی هستند که به طرز غیرقابل‌باوری مادی هستند. خیلی از آنها به این دلیل جذب پول می‌شوند که با مردهایی رابطه داشته‌اند که با آنها رفتار درستی نداشته‌اند و خرید کردن تنها راه شاد کردن آنها بوده است.

 
باور عموم بر این است که دخترها مردها و پسرهای پولدار را دوست دارند. بعضی‌ها ادعا می‌کنند که این مسئله ژنتیکی است—یعنی بیولوژی دلیل این است که زن‌ها به مادیات بیشتر از چیزهای دیگر اهمیت بدهند.
 برخی از مردم تصور می‌کنند که این مسئله به محیط بستگی دارد—یعنی به اشتباه به زنان در سن کم آموزش داده می‌شود که برای مادیات ارزش زیادی قائل باشند و اینکه فقط پول می‌تواند آنها را خوشبخت و راضی کند.
 
 
نمی‌توان انکار کرد که یکسری از دخترها مجذوب پول هستند. زنانی هستند که به طرز غیرقابل‌باوری مادی هستند. مسئله جالب این است که این زنان آسیب‌های شدیدی هم به دلیل این رویکرد خود می‌بینند. خیلی از آنها به این دلیل جذب پول می‌شوند که با مردهایی رابطه داشته‌اند که با آنها رفتار درستی نداشته‌اند و خرید کردن تنها راه شاد کردن آنها بوده است.
 
اما تعداد این دخترها واقعاً خیلی زیاد نیست. پس چرا به نظر می‌رسد که همه دخترها فقط و فقط به پول فکر می‌کنند؟ پاسخ آن به این سادگی که تصور می‌کنید نیست.
 
 

چه چیزهایی را می‌توان با پول خرید؟
 
بااینکه دخترها به آن اندازه‌ای که مردم فکر می‌کنند مجذوب پول نیستند، اما این به آن معنی نیست که مجذوب مردان پولدار نیستند. چیزی که باید درک کنید این است که این دو یکی نیستند—ممکن است مجذوب مردی پولدار باشید اما دلیل آن ممکن است پول او نباشد.
دلیل آن این است که مردان پولدار رفتارهایی از خود نشان می‌دهند که دختران عاشق آن هستند. وقتی مردی پول داشته باشد، معمولاً همه موارد زیر را هم دارد:
 

** اعتماد به ‌نفس: قبل از هر چیز، مردان پولدار اعتماد به ‌نفس بالایی دارند. شغل خوبی دارند، می‌دانند که می‌توانند هر چیزی که بخواهند را بخرند و هیچکدام از مشکلات و استرس‌های مالی که بقیه مردها دارند را ندارند. وقتی بدانید پول کافی برای خریدن هر چیزی که بخواهید را دارید، راحت‌تر اعتماد به ‌نفس پیدا می‌کنید.
 
 
** آرامش: یکی دیگر از ویژگی‌های مردهای پولدار این است که تقریباً در همه موقعیت‌ها خونسرد هستند و آرامش دارند. وقتی پول زیادی دارید، چرا نباید آرام باشید؟ خیلی از استر‌س‌هایی که مردهای عادی دارند فقط به دلیل مسائل مالی است.
 
 
** بی‌علاقگی: زن‌ها مردهایی را که با آنها بدرفتاری می‌کنند را دوست ندارند اما از مردهایی که به آنها نیازی ندارند، خوششان می‌آید. درخواست رابطه از طرف مردانی که فقط عاشق ظاهر و قیافه آنها هستند خسته‌کننده است و یکی از دلایل اصلی رد کردن آن‌ها می‌شود. اما مردی که پول دارد می‌داند که به نوعی بر مردان دیگر برتری دارد. به همین دلیل به اندازه مردان دیگر برای به دست آوردن دختری جوش نمی‌زند. این مسئله باعث مجذوب شدن بیشتر دختر به او می‌شود.
 
 
 
همانطور که می‌بینید، این پول نیست که دختران مجذوب آن هستند. طریقه رفتار و برخورد مردان پولدار است که آنها را جذب می‌کند. و دلیل اینکه آن مرد آنگونه رفتار می‌کند هم فقط و فقط پول اوست. اگر مردی بتواند همان رفتارها را داشته باشد اما پولش به آن اندازه نباشد، هر دختر مورد علاقه اش را می‌تواند مجذوب خود کند.
مردان پولدار زیادی را می‌بینید که نامزد یا همسر چندان جالبی ندارند. مردهای پولداری می‌‌توانند بهترین دخترها را از آنِ خود کنند که پولشان باعث بالا بردن اعتماد ‌به ‌نفسشان شده باشد.
 
 
 

به دست آوردن دختر مورد ‌علاقه
 
رمز جذاب بودن داشتن پول زیاد نیست. بااینکه بودن پول ضرری ندارد، اما الزام هم نیست. کاری که باید بکنید این است که  رفتارها و نگرش مردان پولدار را یاد بگیرید. اگر بتوانید دقیقاً همان رفتارها را انجام دهید، مطمئن باشید که می‌توانید دختر موردعلاقه‌تان را به دست آورید.
 
 
 
فقط یادتان باشد که این پول نیست که باعث می‌شود بتوانید دختری را به دست آورید. این اعتماد به ‌نفس، آرامش، اخلاق و زبان بدن شماست که شما را خواستنی می‌کند.


جمعه 1390/06/11 |

زنها در مقایسه با مردها اطلاعات بیشتری در مورد نقاط شهوت انگیز بدنشان دارند. شاید علت این امر علاقه آنها به بازی و معاشقه قبل از انجام نزدیکی باشد که باعث کشف سایر مناطق لذت آور بدنشان میشود. سر: زنها هم از نوازش و حتی شانه کردن موهای سر لذت میبرند.2. گوش: باز هم زنها از بوسیدن و زبان زدن لاله گوش و خارج آن لذت میبرند.3. لبها: بوسیدن و مکیدن لبها در زن و مرد اثر یکسانی دارد؛ اما به نظر من این کار برای خانوما لذت بیشتری داره و همون چیزایی که در مورد لبهای آقایون گفته شد. 4. زیر بغل، بازو و مچ دست: این نواحی را به نرمی و با نوک انگشت نوازش کنید. از بوسیدن و لیسیدن این قسمت از بدن خانوما هیچ وقت قافل نشید مخصوصا زیر بغل که واقعا برای خانوما لذت بخشه.5. سینه: فکر کنین که یه بچه اید و میخواین از این سینه ها شیر بخورین و باهاش بازی هم کنین. بهتر است خود را فقط به نوک سینه محدود نکنید! هر دو سینه را کاملا در دست گرفته و مانند خمیر آنها را بمالید. نوک سینه ها را ببوسید، بمکید و آنها را بخورید. از گاز گرفتن نوک سینه ها هم غافل نشین. فضای بین دو سینه هم که جای خودش رو داره. 6. شکم و ناف: زنها از نوازش و غلغلک این دو قسمت خیلی لذت میبرند. با نوک انگشتتان روی شکم و اطراف ناف دایره بکشید. دست خود را بالای شکم و زیر دنده ها گذاشته و آهسته به سمت لگن بیاورید. هرگز از بوسیدن و لیسیدن شکم غافل نشوید. بوسیدن، مکیدن و لیسیدن ناف بای خانوما خیلی لذت بخشه. 7. پشت: بیشتر زنها کشته ماساژ پشت هستند. انگشت خود را روی مهره ها بالا و پایین ببرید و کمر او را بمالید .میتوتنید این کار را حتی هنگام سکس هم انجام بدهید. 8. باسن: تحریک این منطقه بسیار شهوت انگیز بوده میتوانید آنرا نوازش کنید، بلیسید، گاز بگیرید یا حتی به آن ضربه بزنید. اگه میخواین برای شریک جنسیتون سنگ تموم بذارین، و در صورتی که از پاکیزه بودن این قسمت اطمینان دارین برای لیسیدن، مکیدن و بوسیدن مقعد خانوما سنگ تموم بذارین. تو انجام این مرحله از سکس شک و تردید به خودتون راه ندین.9. قسمت داخلی ران پشت زانو و ساق پا: رانها را ماساژ داده به سمت اندام جنسی بروید. پشت زانو را به آرامی با نوک انگشت تحریک کنید. ساق و قسمت بالای مچ پا نیز فوق العاده حساس است. شیار بینپا و اندام جنسی خانوما برای بوسیدن و لیسیدن لذتی داره که فقط در حین انجام اون میتونن بهش دست پیدا کنین.10. پاها: ماساژ پا و مکیدن انگشت میتواند بسیار تحریک کننده باشد.

 11. اندام جنسی: آخرین جایی است که باید به سراغ آن بروید. لب خارجی واژن را با نوازش دست، بوسیدن و مکیدن تحریک کنید. سپس سراغ کلیتوریس رفته و با تحریک آن بوسیله انگشت و نوک زبانتان او را به اوج لذت جنسی برسانید.



جمعه 1390/06/11 |
بین كسی كه عاشق شده است و كسی كه تنها شخصی را دوست دارد تفاوتهایی است .
نكات زیر به شما كمك خواهد كرد تا این تفاوت را درك كنید .
هنگام دیدن كسی كه عاشق او هستید تپش قلب شما زیاد شده و هیجان زده خواهیدشد اما هنگامی كه كسی را می بیند كه آنرا دوست داریداحساس سرور و خوشحالی می كنید.

هنگامی كه عاشق هستید زمستان در نظر شما بهار است ولیكن هنگامیكه كسی رادوست دارید زمستان فقط فصلی زیبا (زمستانی زیبا ) است .


وقتی به كسی كه عاشقش هستید نگاه می كنید خجالت می كشید و لیكن هنگامی كه به كسی كه دوستش دارید می نگرید لبخند خواهید زد .


وقتی كه در كنار معشوقه خود هستید نمی توانید هر آنچه را در زهن دارید بیان كنید اما در مورد كسی كه دوستش دارید شما توانایی آنرا دارید .


در مواجه شدن با كسی كه عاشقش هستید خجالت میكشید و یا حتی دست و پای خودرا گم میكنید اما در مورد فردی كه دوستش دارید راحت تر بوده و توانایی ابراز وجود خواهید داشت .


شما نمی توانید به چشمان كسی كه عاشقش هستید مستقیم و طولانی نگاه كنید (زل بزنید ) اما می توانید در حالیكه لبخندی بر لب دارید مدتها به چشمان فردی كه دوستش دارید نگاه كنید .


وقتی معشوقه ی شما گریه می كند شما نیز گریه خواهید كرد و اما در مورد كسیكه دوستش دارید سعی بر آرام كردن او می كنید .


احساس عاشق بودن و درك آن از طریق نگاه ( دیدن ) است اما درك دوست داشتن بیشتر از طریق شنوایی است ( از طریق ابراز علاقه به صورت كلامی )


شما می توانید یك رابطه ی دوستی را پایان دهید اما هرگز نمیتوانید چشمان خود را بر احساس عاشق بودن ببندید چرا كه حتی اگر اینكار را بكنید عشق همچنان قطره ای در قلب شما و برای همیشه باقی خواهد ماند.
مطالب بالا اگر چه تا حدود زیادی درست است اما به خاطر داشته باشید كه مطلق نیستند و اصولا انسانها و احساسات آنها پیچیده تر از اینگونه تحلیل ها هستند.


جمعه 1390/06/11 |

 

دانلود نرم افزار رایگان

فروشگاه اينترنتي می شاپ

مرجع تخصصی موبایل

هموار